گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش پنجم: اشغال موضع تك روز 23مهرماه59 لشكر21 حمزه، در حالي كه هنوز به طور كامل به منطقه نرسيده بود و تعدادي از يگانهاي پشتيباني از قطار پياده نشده بودند، طبق دستورات ابلاغي قبل از روشنايي صبح، تك به موضع دشمن را شروع كرد. طبق اظهار نيروهاي عمل كننده هجوم به مواضع دشمن در شروع تك صورت گرفت و درگيري نزديك از دو طرف تلفات و ضايعاتي را وارد ساخت.

روز بيست و يكم مهرماه، فرماندهي تيپ؛ شهيد آبشناسان با ابلاغ يك دستور آگهي خواستار تغيير منطقة تجمّع به يك موضع نيروي احتياط تيپ گرديد. زيرا بر اساس تصميمات متّخذه، لشكر21 مأموريت داشت؛ در تاريخ 23مهرماه59 يك تك هماهنگ شده عليه دشمن در منطقه پل فلزي انجام دهد. گردان144 كه در احتياط تيپ بود، از محل استقرار فعلي قادر به اجراي مأموريت نبود، زيرا در حركت براي انجام مأموريت زير ديد دشمن بود و از سويي مسافت نيز براي وارد شدن به عمليات زياد بود. در نتيجه براي دادن تلفات و ضايعات كمتر و از جهتي سرعت عمل براي انجام مأموريت، محل جديدي را تيپ پيش بيني كرده بود.

در راستاي مأموريت ابلاغي، در ابتدا لازم بود از محل جديد توسّط فرماندهان گروهان و عوامل ستادي بازديد به عمل آيد. پس از جمع آوري و ابلاغ مأموريت جديد به فرماندهان، به اتّفاق به منطقه تعيين شده حركت كرديم. هوا آن روز غبارآلود بود و ديد دشمن در منطقه كم بود، به جز تيراندازي پراكنده توپحانه كه به طور مستمر اجرا مي‌شد، تيراندازي دقيقي كه مانع اجراي مأموريت باشد، صورت نگرفت.

پس از بررسي دقيق موضع انتخاب شده، محل استقرار گروهانهاي پياده، اركان و دستة پشتيباني مشخّص شد. موضع تعيين شده طوري بود كه گروهانها فضاي مناسبي براي پراكندگي و گسترش داشتند و تا حدودي از پوشش هوايي برخوردار بود و دشمن ديد و تير مستقيم روي موضع نداشت. از جهتي دسترسي به جادّه داشتيم و در مجموع شرايط خوبي داشت. (نقشة شماره4)

حركت به سمت موضع تعيين شده بايستي در تاريكي صورت مي‌گرفت.  برنامه ريزي شد، طوري كه گروهانهاي يكم و دوّم در اوّل شب تغيير موضع دهند و گروهان سوّم و اركان قبل از روشنايي صبح جابه جا شوند و در محلهاي تعيين شده استقرار يابند.

در ساعت0600 مورخ22مهرماه59 خاتمه تغيير موضع به تيپ اعلام گرديد. پس از يك ساعت از اعلام موضوع، فرماندهي تيپ من را به پاسگاه فرماندهي خود احضار نمود، ابتدا از روي نقشه و سپس از ديدگاه كه يك ارتفاع چند متري بيشتر نبود من را به منطقه مأموريت واگذاري توجيه نمودند و تأكيد كردند در صورتي كه همه گردان نياز نبود وارد عمل شود، بهترين گروهان را از هم اكنون انتخاب كنيد كه در حقّ تقدّم آن گروهان وارد عمل گردد. مسيرهاي حركت نيروي احتياط را به من نشان دادند و در خاتمه فرمودند كه شما نيز فرماندهان گروهانها را نسبت به منطقه و مسير حركت توجيه كنيد. البتّه اگر بعد از ظهر بتوانيد بازديدي از خط جلو داشته باشيد اطلاعات بيشتري از وضعيّت دشمن به دست مي‌آوريد. تذكّر دادند چون اوّلين مأموريت است، از تمام توان نيروها براي بهتر انجام شدن آن استفاده كنيد و آرزوي موفقيّت نمودند.

پس از دريافت دستورات به گردان مراجعت نمودم. براي ابلاغ و توجيه مأموريت، فرماندهان و مسئولين ستادي و پشتيباني را در محلّي كه نسبتاً تأمين بيشتري داشت، جمع كردم. ابتدا مأموريت گردان را ابلاغ و سپس منطقه مأموريت در روي نقشه نشان داده شد و مسير وارد عمل شدن گردان در روي نقشه يادآوري گرديد. در خاتمه به سئوالات پاسخ داده شد. بعد از آن حقّ تقدّم به كارگيري گروهانها در صورتي كه گردان وارد عمل نشود ابلاغ گرديد و به گروهان سوّم گردان كه داراي فرماندهي شجاع و رشيد به نام غلامعلي بكتوستان بود براي اجراي مأموريت حق تقدّم داده شد. بعد از آن گروهان يكم و سپس گروهان دوّم تعيين گرديد.

براي توجيه فرماندهان لازم بود منطقه عمل بررسي شود و محلّي انتخاب گردد كه از آنجا بتوان منطقة مأموريت را نشان داد چون هنوز اين كار انجام نشده بود، اعلام گرديد شناسايي منطقه در بعد از ظهر صورت مي‌گيرد.

اقدام بعدي پس از توجيه فرماندهان و مسئولين ستادي، آمادگي نيروها از نظر سلاح، تجهيزات، تقسيم مهمّات و دريافت جيره 24 ساعته اضطراري، تنظيم چانلهاي   بيسيمها  و.. . بود كه به فرماندهان ابلاغ شد. امور تجديد مهمّات، تخلية مجروحين و پشتيباني آتش به معاون گردان (سرگرد حسن محمّدي) محوّل گرديد.

بازديد و نظارت در امر آمادگي نيروها براي اجراي مأموريت را سروان حسن كاوه رييس ركن سوّم گردان عهده دار گرديد. مسئوليت پشتيبانيهاي آمادي كه از وظايف گروهان اركان مي‌باشد به سروان داريوش يزدان ستا ابلاغ شد.

پس از صدور دستورات لازم، به اتّفاق گروهبان يكم امين الله فرهادي درجه دار ركن دوّم، جهت شناسايي به منطقه گردانهاي در خط تيپ كه عبارت بودند از گردان171 به فرماندهي (شهيد) سرگرد نورالدّين مكّي و گردان174 به فرماندهي سرگرد رحيم رحماني رفتيم. منطقه مورد نظر كه از طريق ارتفاعات شمالي پادگان سوارزرهي لشكر92 تا جنوب شرقي پل فلزي بر روي رودخانه كرخه امتداد داشت، شناسايي شد.

پس از خاتمه شناسايي به گردان مراجعت نموديم. در بعد از ظهر همان روز فرماندهان به اتّفاق درجه دار ركن دوّم شناسايي لازم را از نيروهاي در خط و وضعيّت قرار گرفتن دشمن به عمل آوردند.

تا آن موقع هيچ كدام از ما تصوير و تصوّر حقيقي از جنگ نداشتيم امّا هر روز چيز تازه اي مي‌آموختيم. اطمينان از اجراي مأموريت بر اين اساس بود كه روحيّه  اطاعت پذيري رزمندگان بسيار خوب بود و دستورات صادره خيلي سريع و دقيق اجرا مي‌شد. با وجود كمبودهايي از قبيل يخ و در بعضي موارد آب ـ در مقابل شدّت گرماي خوزستان، سئوالات پرسنل فقط در خصوص چگونه حاضر شدن براي مأموريت و اعلام آمادگي براي اجراي مأموريت بود. البتّه طولي نكشيد كمبودها جبران شد زيرا در اوايل، عناصر پشتيباني لشكر نسبت به امور آمادي و منابع تعيين شده زياد توجيه نبودند كه به تدريج نواقص برطرف گرديد. چون نيروها علاقمند بودند به يكديگر كمك كنند اين صميميّت كمبودها را جبران مي‌كرد.

براي حركت گروهانها به جلو جهت اجراي مأموريت، مسافتي حدود شش كيلومتر بايستي از خودرو استفاده مي‌گرديد و پس از آن، نيروها پياده مي‌شدند و ادامه مسير را به حالت تاكتيكي پيشروي مي‌كردند. به همين منظور براي حركت هر گروهان تعدادي خودرو مشخّص شده بود. افسر ترابري گردان شماره خودورها را به فرماندهان اعلام نموده و فرماندهان براي هر خودرو طرح بارگيري داشتند. طبق طرح اقدام مي‌كردند و دستور بر اين بود، اگر در مسير حركت خودوريي آسيب ديد، فرمانده مربوطه به وسيلة  بيسيم  گردان را با اطلاع سازد و خود ادامه مسير دهد. در گردان فرمانده دستة پشتيباني مسئوليت داشت تا اقدام بعدي را انجام دهد. ضمن جايگزيني خودرو، در صورتي كه حاضر به كاري خودروي آسيب ديده با امكانات گردان امكان پذير نبود، خودرو براي تعميرات به رده بالاتر يعني پشتيباني لشكر تخليه مي‌گرديد.

فردا چه خواهد شد؟ هر رزمنده اي پيش خود تصوّراتي داشت، امّا چون تا آن موقع، درگيري نزديك با دشمن نداشتيم، تصورّات با حقايق خيلي فاصله داشت.

روز 23مهرماه59  لشكر21 حمزه، در حالي كه هنوز به طور كامل به منطقه نرسيده بود و تعدادي از يگانهاي پشتيباني از قطار پياده نشده بودند، طبق دستورات ابلاغي قبل از روشنايي صبح، تك به موضع دشمن را شروع كرد. طبق اظهار نيروهاي عمل كننده  هجوم به مواضع دشمن در شروع تك صورت گرفت و درگيري نزديك از دو طرف تلفات و ضايعاتي را وارد ساخت.

نيروهاي زرهي دشمن كه در خط پدافندي استقرار داشتند، تا آن موقع از زمان استفاده كرده و سنگرهايي براي ادوات زرهي و نفرات ايجاد كرده بودند. به علّت اينكه زمين منطقه درگيري صاف بود، نيروهاي تك كننده در ديد دشمن قرار داشتند. از طرفي پناهگاه سنگرهاي ساخته شده سبب مي‌گرديد كه آتشهاي اجرايي توسّط نيروهاي لشكر21 تلفات كمتري به دشمن وارد نمايد و در عوض آتشهاي اجرايي توسّط دشمن در منطقه نبرد روي نيروهاي تك ور بسيار مخرّب بود و تانكهاي در حال پيشروي، براي موشكهاي ماليوتكاي دشمن كه خدمه‌هاي آموزش ديده اي داشتند هدف خوبي بود.

 با وجودی که نيروهاي تك ور تلاش فوق العاده در شكستن خطّ پدافندي دشمن نمودند مع الوصف تلاشها مؤثّر واقع نشد و دشمن توانست تك نيروهاي لشكر21 حمزه را دفع نمايد و خط پدافندي نيروهاي خود را حفظ كند. در اين عمليات صدمات و ضايعات قابل ملاحظه اي به نيروهاي عمل كننده وارد شد.

از گردان144 فقط گروهان سوّم به فرماندهي شهيد بزرگوار غلامعلي بكتوستان به جلو حركت كرد، امّا وارد عمل نشد و در اثر اجراي آتش توپخانه دشمن سه نفر سربازان با يك نفر درجه دار زخمي شدند و به يك دستگاه خودرو نيز خسارت وارد گرديد و در ساعت 2200 روز 23مهرماه59 گروهان سوّم به گردان ملحق شد.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده