نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و چهارم: پاتك دشمن كه از ساعت 0400 صبح روز هفتم آغاز شده بود، در اثر مقاومت نيروهاي ما دفع گرديد و نيروهاي دشمن به مواضع خود در كرانه شمالي رودخانه كرخه عقبنشيني كردند. اما اين اقدام دشمن سبب شد كه دو گردان ديگر در اين منطقه درگير شوند و قدرت مانور لشكر 16 زرهي بيش از پيش كاهش يابد. در پاتك روز جاري دشمن تعدادي از عناصر دشمن به مواضع نيروهاي ما آنقدر نزديك شدند كه نيروهاي ما موفق گرديدند، تعداد 58 نفر ديگر از افراد دشمن را در آن منطقه به اسارت بگيرند. در نتيجه جمع تعداد اسراي دشمن در اين عمليات به 123 نفر رسيد.

به علت شكست پاتك‌هاي دشمن، وضعيت منطقه نبرد در همان مواضعي كه نيروهاي ما در روز پنجم مرداد ماه تصرف كرده بودند، تثبيت گرديد. از روز هشتم مرداد ماه لشكر 16 زرهي تلاش نمود به صورت خزشي و تدريجي تيپ 3 زرهي را تا كرانه شمالي کرخه‌کور به جلو ببرد. اما اين تلاش مداوم حدود چهار ماه به طول انجاميد كه در مطالب آينده چگونگي اين تلاش‌ها بيان مي‌گردد.

 

 

قبل از ادامه مطالب چگونگي عمليات طراح را از زبان دشمن نقل مي‌كنيم.

در يك سند عملياتي كه از واحدهاي عراقي به دست نيروهاي ما افتاد، فرمانده لشكر 9 زرهي گزارش عمليات 27 تا 29 تموز 1981 برابر با 5 تا 7 مرداد ماه 1360 را به رده بالاتر (سپاه 3) داده كه خلاصه آن به شرح زير بوده است:

 

قسمت اول

حمله نيروهاي ايراني

 عمليات پدافندي و آفندي تيپ 43 زرهي در تاريخ 27 تا 29 تموز 1981 در منطقه حميديه.

1- وضعيت عمومي قبل از آفند نيروهاي ايراني :

الف- نيروهاي ايراني در مقابل تيپ 43 زرهي شامل تيپ 3 لشكر 16 زرهي و تعدادي از افراد نامنظم دكتر چمران و سپاه پاسداران بودند كه پدافند مي‌كردند. نيروهاي تقويتي ايراني شامل عناصر تيپ 55 هوابرد و ژاندارمري و پاسدار و عناصري از لشكر 92 زرهي بود. ايراني‌ها با سرازير كردن آب كرخه به منطقه نبرد در جناح راست (شرق) تيپ 43 ارتفاع آب را تا 17 سانتيمتر بالا برده بودند. در روز 27 تموز (5 مرداد) حمله ايراني‌ها محدود بود.

ب- نيروهاي عراقي: 

از عناصر سازماني تيپ 43 زرهي گردان تانك الكندي و گردان يك مكانيزه تيپ 14 مكانيزه نيز كه زيرامر تيپ 43 زرهي بود در همان عمليات تلفات سختي ديد و به نشوه (منطقه قرارگاه اصلي لشكر) اعزام شد تا تجديد سازمان كند.

گردان 23 تانك جديد‌التأسيس 35 درصد كارآيي رزمي دارد، گردان تانك حيفا در منطقه دريسه در اختيار لشكر قرار گرفته، تيپ 14 مكانيزه با گردان‌هاي 2 و 3 مكانيزه و گردان تانك بنوحد نصر در هويزه گسترش دارند. تيپ 31 نيروي مخصوص شامل گردان‌هاي 1 و 2 ناقص بوده و مجموع پرسنل آن از 450 نفر تجاوز نمي‌كند و در عمليات الله اکبر (31/2/60) يك گروهان كامل از گردان 3 اين تيپ به كلي منهدم شد.

تيپ 26 زرهي در منطقه بستان مستقر است.

تيپ 43 زرهي در مواضع پدافندي شمال کرخه‌کور مستقر است و براي جلوگيري از نفوذ آب به مواضع پدافندي سد خاكي در اطراف مواضع احداث شده است.

قرارگاه اصلي لشكر 9 زرهي در نشوه پاسگاه فرماندهي لشكر در منطقه دريسه مستقر است.

2- مأموريت لشكر 9 زرهي :

اين لشكر مسئوليت دفاع از كرانه رودخانه کرخه‌کور و هويزه و غرب سوسنگرد تا دامنه ارتفاعات ميشداغ را بر عهده داشت كه عرض جبهه پدافندي حدود 75 كيلومتر بود.

3- اجراء :

الف- طبق مفاد گزارش لشكر 9 زرهي تيپ‌هاي 35 و 43 زرهي اين لشكر در حملات نيروهاي ايراني در ماه‌هاي قبل 15 دي ماه و 31 ارديبهشت ماه، خسارات زيادي ديده بود . قرارگاه اصلي در نشوه و قسمت ديگر به عنوان پاسگاه فرماندهي (قرارگاه تاكتيكي) در دريسه (جنوب کرخه‌کور) مستقر بود. فرمانده لشكر از وضعيت اركان ستاد لشكر اظهار نارضايتي كرده و نوشته است در كار ستاد تشتت فراوان و عدم دقت و احساس مسئوليت وجود دارد.

فعاليت نيروهاي ايراني براي نفوذ به کرخه‌کور افزايش يافته و در صورت از دست دادن اين موضع هيچ منطقه مناسب ديگري براي دفاع وجود ندارد.

تيپ 43 زرهي و 14 مكانيزه در كرانه‌هاي شمالي و جنوبي کرخه‌کور به پدافند ادامه خواهد داد.

ب- فرمانده لشكر 9 زرهي عراق بعد از بيان مسائل بالا، براي ادامه پدافند در اين منطقه نظريات زير را ارائه كرده است. سدهاي خاكي موجود در جلو جناحين مواضع پدافندي بايد تقويت شود. براي تقويت روحيه افراد سنگرهاي اجتماعي 5 نفري تهيه گردد، تراكم آتش‌هاي پشتيباني افزايش يابد، كمبودهاي پرسنلي افراد پياده جايگزين شود، در سازمان رزمي لشكر تغييرات لازم داده شود به نحوي كه واحدها بتوانند ضمن خودكفايي سريعاً از احتياط رده‌هاي بالاتر استفاده كنند. سنگرهاي 5 نفري به فاصله 75 تا 100 متر از يكديگر احداث گردد. مواضع متوالي در فواصل 800 تا 1200 متري در عمق تهيه شود. میدان‌هاي مين در جلو و جناحين برقرار گردد.

 

4- جريان نبرد در شب‌هاي 26 و 27 تموز(6 و 7 مرداد ماه 1360)

(توضيح آن كه در اصل مدرك يا در ترجمه به جاي روز پنجم مرداد ماه روز ششم ذكر شده است.) در ساعت 2200 روز پنجم مرداد ماه يك واحد عراق به استعداد يك گروهان پياده و يك گروهان كماندو به طرف مواضع نيروهاي ايراني حمله كرد و تعدادي از نيروهاي ايراني را به هلاكت رسانيد. عكس‌العمل نيروهاي ايراني در اين عمليات بسيار ضعيف بود و بر خلاف عمليات گذشته از آتش توپخانه و گلوله‌هاي منور استفاده نكردند. وضعيت در قرارگاه تيپ 43 بررسي شد، نتيجه چنين بود كه عكس‌العمل نيروهاي ايراني غير عادي است و احتمالاً دلالت بر آماده شدن ايراني‌ها براي حمله دارد. لذا در ساعت 0330 دستور آماده‌باش درجه يك داده شد و به واحد احتياط ابلاغ گرديد آماده براي حركت به مناطق مورد تهديد احتمالي باشد.

بعد از اين كه قرارگاه تاكتيكي لشكر (9 زرهي عراق) از حمله قريب‌الوقوع نيروهاي ايراني منطقه تيپ 43 و سويداني ودهلاويه اطمينان حاصل كرد به منطقه عقب تغيير مكان نمود و به توپخانه دستور داده شد آماده اجرای آتش سنگين باشد.

آتش سنگين توپخانه ايراني‌ها در ساعت 0325 بر روي مواضع واحدهاي لشكر 9 باز شد و توپخانه عراقي 5 دقيقه بعد آتش را باز كرد. در ساعت 0348 گردان تانك حيفا (جزو تيپ 43 زرهي) آماده حركت شد. در ساعت 0400 تيپ 31 نيروي مخصوص وضعيت خود را گزارش داد و تيپ 14 مكانيزه اعلام كرد، آتش دشمن به مواضع وي گشوده شده است. در ساعت 0420 در سيستم ارتباطي لشكر اختلال ايجاد شد. در ساعت 0424 تيپ 35 زرهي شروع حمله دشمن به منطقه سويداني را گزارش داد. كمي بعد تيپ 43 زرهي اعلام نمود كه آتش دشمن (ايراني‌ها) به مواضع وي اجراء مي‌گردد. لذا تيپ تانك‌هاي خود را به مواضع جلو اعزام كرد. در ساعت 0441 تيپ 43 از لشكر درخواست كرد، يك گروهان تانك از واحد احتياط در اختيار او قرار بگيرد. بدين منظور به واحد احتياط دستور لازم داده شد.

در ساعت 0455 حمله دشمن (نيروهاي ايراني) در منطقه سويداني متوقف گرديد. ولي چند دقيقه بعد معلوم شد حمله اصلي نيروهاي ايراني در منطقه تيپ 43 زرهي (طراح) اجراء مي‌شود. لذا به گردان تانك حيفا كه احتياط لشكر 9 بود دستور داده شد به منطقه تيپ 43 حركت كند. در ساعت 0500 از سپاه درخواست كرديم تيپ 30 زرهي را به ام‌الغفار اعزام كند. در ساعت 0521 درخواست هلي‌كوپتر كرديم و در 0545 به تيپ 14 دستور داده شد گردان تانك نبوخد نصر را به منطقه تيپ 43 زرهي اعزام كند. نظر به اين كه احتياط لشكر به كار برده شد، به گردان تانك الكندي (در حال بازسازي بود) دستور داده شد يك گروهان تانك به منطقه گردان تانك حيفا كه در احتياط بود اعزام كند. در ساعت 0600 به تيپ 43 هشدار داده شد، مراقب سمت راست باشد و تيپ 30 زرهي آمادگي خود را براي وارد عمل شدن اعلام كرد. دستور داده شد به طرف پل احمد عباد حركت كند و در منطقه بين تيپ 20 لشكر 5 و 43 لشكر 9 قرار گيرد.

در همين زمان فشار تيروهاي ايراني بر تيپ 43 زياد شد و در ساعت 0620 نيروهاي ايراني به مواضع تيپ 43 رسيدند. از رده بالا براي پشتيباني تيپ 43 درخواست هلي‌كوپتر شد. در ساعت 0645 با فشار نيروهاي ايراني به مواضع گردان تانك‌ حكا و گردان 10 مكانيزه زياد شد و از پهلوي شرقي به مواضع تيپ 43 آتش باز شد كه ابتدا تصور شد از جانب تيپ 20 خودي است ولي از طرف دشمن بود. بالاخره در ساعت 0650 گردان تانك حكا و گردان 10 مكانيزه به خاكريز دوم عقب رانده شدند، تيپ 43 زرهي با پرتاب موشك اعلام خبر لزوم پاتك واحد احتياط را از منطقه گردان 304 پياده اعلام كرد و نيروهاي دشمن وارد منطقه بين تيپ 20 مكانيزه و 43 زرهي شدند و به پل موجود در آن منطقه تيراندازي نمودند.

در ساعت 0700 تيپ 30 زرهي به ام‌الغفار رسيد و همان زمان قرارگاه تاكتيكي لشكر نيز وارد آن منطقه شد. تيپ 30 به پل احمد عباد نزديك شد و شكاف بين عناصر  لشكر 5 و 9 را پر كرد. تيپ 43 گزارش داد فشار دشمن در منطقه رخنه شديد شده و نيروهاي ما به پشت خاكريز دوم عقب رانده شده‌اند و ما دستور داديم اين واحدها در همان خاكريز پدافند كنند.

در ساعت 0725 يك واحد پياده دشمن (ايراني) با استفاده از فاصله بين آب‌گرفتگي كنار کرخه‌کور و تيپ 30 به پل احمد عباد رسيد در ساعت 0815 به قرارگاه سپاه 3 اطلاع داديم وضعيت نيروهاي ما وخيم است و درخواست نيروي اضافي كرديم، زيرا عمق جبهه نيز در معرض تهديد قرار گرفت. در حالي كه احتياط ما نيز درگير شده بود و ما در منطقه احتياط ديگري نداشتيم. در ساعت 0815 پل احمد عباد به وسيله تيپ 30 منهدم شد و عناصر تيپ 43 به جنوب عقب‌نشيني كردند. در حالي كه هنوز فشار دشمن (ايراني‌ها) در جناحين ادامه داشت. براي دفع تهديد از لشكر 5 درخواست شد جناح شرقي لشكر 9 را تأمين كند و از پيشروي نيروهاي ايراني جلوگيري نمايد.

در ساعت 0900 تيپ 20 لشكر 5 اطلاع داد توانسته است منطقه طراح را از دست نيروهاي ايراني خارج سازد و در اين موقع از تيپ 30 و 43 خواسته شد به هر نحو ممكن مواضع خود را حفظ كنند و چون تعدادي از پرسنل در موقع فشار نيروهاي ايراني فرار كردند به يك واحد دستور داده شد افراد فراري را جمع‌آوري و به جبهه برگرداند.

در ساعت 0945 فرمانده سپاه 3 دستور داد گردان تانك القادسيه به جلو حركت كند و راه نفوذ نيروهاي ايراني بين تيپ 30 و 43 را ببندد. اما لشكر به اين دستور سپاه اعتراض كرد و اظهار نمود اين گردان نيروي احتياط منطقه هويزه است. بالاخره در ساعت 1000 گردان تانك الكندي كه در حال تجديد سازمان بود، براي سد كردن رخنه بين منطقه تيپ 43 و 30 اعزام شد و به تيپ‌ها دستور داده شد به هيچ وجه عقب‌نشيني ننمايند.

در ساعت 1130 فرمانده سپاه 3 به محل قرارگاه لشكر در دريسه رسيد. در ساعت 1330 به تيپ 30 دستور داده شد از تسلط نيروهاي ايراني بر پل احمد عباد جلوگيري نمايد. در ساعت 1630 تيپ 30 گزارش داد نيروهاي ايراني در منطقه به استعداد يك تيپ پياده تقويت شده با يك گردان تانك بوده و تعدادي از لودرهاي دشمن (ايراني) منهدم گرديده است. به تيپ 30 دستور داده شد وضع موجود را حفظ كند تا فرمانده سپاه به منطقه برسد و پاتك را هدايت كند.

عملیات آفندی طراح

 

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده