مستند نبرد تامکت ها(5)
گوینده: هنگامی که عمر ماه به نیمه نزدیک میشود، نیروی جاذبه ماه آب خلیج فارس را مانند تمام دریاها به سمت خود میکشد. سطح آب که بالا میآید، کشتیهای اقیانوسپیما میتوانند به بندر امام خمینی وارد شوند. نیمی از کالاهای اساسی مورد نیاز کشور داخل این کشتیها هستند، تا در این بندر تخلیه شوند. بندر امام خمینی تنها اسکلهایست که میتواند پذیرای کشتیهایی با این تناژ باشد. مواد سوختی نیز در بندر ماهشهر و در مجاورت بندر امام تخلیه و بارگیری میشوند. نیروی هوایی عراق میداند بهترین زمان برای هدف قرار دادن کشتیهایی که بندر امام کالا میبرند و یا از بندر ماهشهر سوخت صادر میکنند، همین زمان است: اواسط هر ماه. نیروی هوایی ایران باید با جنگ و دندان از جزایر و کشتیها دفاع کند.

جنگنده‌های اف14 در زمان تولید، از بالاترین تکنولوژی روز برخوردار بودند، آنچنان که هنوز هم نامشان در فهرست مجهزترین و گران‌ترین جنگنده‌های دنیاست. این مجموعه اما داستان تلاش مردانیست که بدون برخورداری از امکانات کامل این جنگنده و در دوران دشوار تحریم‌ها توانستند این پرنده جنگی را به طور کامل به خدمت بگیرند و از آن سلاحی هراس‌آور برای دشمن بسازند. کابوسی که خلبانان عراقی مجهز به پیشرفته‌ترین هواپیماهای جنگنده را به وحشت اندازد.

جزیره خارک:

نفتکش‌ها در دو اسکله تی و آذرپاد پهلو می‌گیرند، تا نفت خام از مخازن به کشتی‌ها منتقل شود. تنها چند ساعت پس از اولین حمله هوایی عراق، خلبانان اف14 پایگاه شیراز خود را روی جزیره خارک می‌رسانند، تا مانع حمله به جزیره و تجهیزاتش شوند. تنها یک هفته پس از آغاز جنگ، در اولین درگیری هوایی، یک فروند اف14 ایران، به خلبانی سروان اسد عادلی و محمد مسبوق یک فروند میگ23 عراق را مأمور بمباران جزیره خارک است، سرنگون می‌کنند. این زنگ خطری است برای عراقی‌هایی که گمان می‌کردند نیروی هوایی ایران پاشیده شده است. خلبانان اف14 نیروی هوایی با پرواز بر فراز جزیره خارک اجازه حمله جدی به این جزیره را به عراقی‌ها نمی‌دهند. آنها این رویه را تا شش ماه ادامه می‌دهند. شواهد اما از طولانی شدن جنگ خبر می‌دهد. با طولانی شدن جنگ، فرسودگی موتورها و قطعات اف14 و تحریم تسلیحاتی آمریکا، فرماندهان نیروی هوایی به استفاده بهینه‌تر از جنگنده‌ها و خلبانانش فکر می‌کنند. با همکاری سازمان کشتیرانی، وزارت نفت و نیروی هوایی و دریایی ارتش، طرحی با نام اژدر تدوین می‌شود. بر اساس این طرح، کشتی‌هایی که کالاهای اساسی و مورد نیاز ایران را به مقاصد بندر امام خمینی و ماهشهر حمل می‌کنند، پس از گذر از تنگه هرمز به صورت کاروانی در پناه ناوشکن‌های نیروی دریایی به سمت شمال خلیج فارس حرکت می‌کنند. با حرکت کاروان از تنگه هرمز به سمت شمال خلیج فارس، هم‌زمان نفت‌کش‌هایی که نفت خام ایران را از پایانه‌های خارک دریافت کرده‌اند، به سمت تنگه هرمز حرکت می‌کنند. در تمام این مدت نیز، اف14های پایگاه هفتم شکاری شیراز و هشتم شکاری اصفهان، با پشتیبانی تانکرهای سوخت‌رسان به طور مداوم بر روی کشتی‌ها پرواز خواهند کرد. اهمیت طرح اژدر فراتر از یک جنگ در آسمان و دریاست. مایحتاج مردم مثل گندم، برنج و روغن از یک سو و درآمد کشور از دلارهای صادرات نفت، که خریدهای تسلیحاتی را تأمین می‌کند از سوی دیگر، وابسته به اجرای درست این طرح هستند. تعدادی جنگنده آماده‌اند تا در صورت اشکال فنی برای اف14های عملیات، با آنها جایگزین شوند. در هوا نیز، طوری برنامه‌ریزی می‌شود تا هنگامی که اف14های گشت برای سوختگیری به منطقه پروازی تانکرها می‌آیند، پرنده‌های دیگر جایگزین آنها شوند. خلبانان اف14 به همراه فانتوم‌های پایگاه بوشهر، باید در برابر تهاجم خلبانان عراقی، که به پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها مجهز هستند، مقابله کنند. یکی از درگیری‌های خلبانان در طرح اژدر، در سال 1362 اتفاق می‌افتد.

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

نیروی هوایی مأموریتی به هواپیمای اف14 داد و آن این بود که در هر حمل کاروانی از بوشهر الی بندر امام، چهار فلایت جداگانه از طریق اصفهان و دو فلایت از شیراز، با پشتیبانی‌های مختلف، یعنی اگر چهار فلایت از صبح می‌خواست پرواز کند، وقتی ساعت پروازشان به چهار الی پنج ساعت می‌رسید، چهار فلایت رزرو یا پشتیبانی جایگزین می‌شد و کاروان‌ها را از بوشهر تا پایین خارک و بردن به بندر امام هدایت می‌کرد. در این پروازها، دو فروند دو فروند هواپیماها یک لیدر یک وینگ من کاروان بودند که هواپیماهای دشمن به اینها صدمه نزنند. یکی از این پروازها در تاریخ دوازدهم دی‌ماه بود که ما از صبح رفتیم برای پرواز و لیدر پرواز با سرهنگ بابایی بود؛ معاونت عملیات بود. آقای بابایی به اتفاق سروان انصاری، لیدر فلایت بودند. من به اتفاق قهرمان جنگ (اگر اسمش را بگذاریم کم نگفتیم) آقای جاویدنیا هم وینگ من ایشان بود. پس از دو سه ساعت پروازی که با هم انجام می‌دادیم، ایشان به یک سبک خاصی پرواز می‌کرد، حالا گذشته از آن تاکتیکی که باید انجام می‌دادیم و خب پرواز تاکتیکی در جنگ خسته‌کننده است. به ایشان گفتیم خسته شدیم. گفت چه می‌گویید؟ با آن لهجه خودشان فرمودند که: چی‌‌تان است اینقده غر می‌زنید؟ گفتیم ما خسته شدیم در بال شما. گفت خب شما لیدر داشته باشید. ما که لیدر داشتیم، دو Pas که رفتیم روی کاروان‌ها می‌رفتیم تا خور عبدالله و برمی‌گشتیم و می‌آمدیم، پس سوم دیدیم یک فلایتی هم جداگانه دارد تنهایی می‌پرد.

فضل‌اله جاویدنیا، خلبان جنگنده اف14:

بابایی آن موقع معاونت عملیات ستاد نیروی هوایی بود. به من گفت روی رادیوتان ببین این هواپیما که یک دانه است، کیست. من صحبت کردم، دیدم یداله خلیلی است از شیراز. تیکاف کرده بودند. با او صحبت کردم، گفت شماره دو ما اشکال داشته برگشت کرده به پایگاه. بابایی گفت بهش بگو بیاد توی بال ما. ما سه فروندی پرواز می‌کنیم.

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

آنها گفتند ما از شیراز آمدیم، لیدمان aboard کرده. حالا چه تصمیمی ایشان گرفتند! گفتند بیایید تو بال ما. ایشان هم تشریف آوردند و ما شدیم سه فروند. حالا لید فلایت با هواپیمای ماست. ما یک دفعه دیدیم دو فروند هواپیما از طریق قسمت جنوبی فاو، بین فاو و کویت به سمت شرق می‌روند. ما به سه تا فلایت گفتیم حواستان باشد، رادار ما خوب است، موشک‌های ما در پوزیشن بسیار عالی است و دو فروند هواپیما دارد به سمت ما می‌آید.

 

فضل‌اله جاویدنیا، خلبان جنگنده اف14:

بدون اینکه صحبتی در رادیو کرده باشیم، چون ما می‌دانستیم اگر ما داریم آنها را استراق سمع می‌کنیم، آنها هم دارند ما را استراق سمع می‌کنند، این بود که من با دست علامت دادم. بال هواپیما را تکان دادم. شماره دو و سه جمع شدند و ارتفاع را شروع کردیم به کم کردن تا نزدیک آب. پرواز کردیم به سمت جنوب.

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

اینها آمدند حدود 1500-1000 پا تا سطح آب، خب خیلی سه فروند هواپیما سنگین است، آن هم اف14. ما اول 15 مایلی لاک کردیم روی لیدر فلایت، دیدیم می‌آید. حتی این جمله را هم من به زبان آوردم. گفتم جاوید وین‌منشان را می‌زنیم. گفت خودت می‌دانی.

فضل‌اله جاویدنیا، خلبان جنگنده اف14:

ما رادارها را استندبای گذاشته بودیم، به خاطر اینکه نمی‌خواستیم هواپیمای عراقی سرچ ما را بگیرند، متوجه نشوند که ما داریم سرچشان می‌کنیم. دنبال یک موقعیت مناسبی بودیم که از حالت استندبای رادار را دربیاوریم به حالت ترانس میت و هدف را در یک موقعیت مناسب پیک آپ کنیم که بتوانیم موقعیت داشته باشیم برای شلیک موشک. 

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

ما لاک کردیم، ایستادیم. هواپیما آمد تا ده مایلی. باز هم ما نزدیم. در ده مایلی دیگر موشک خودش اکتیو می‌شود. اکتیو به حالتی ابلاغ می‌شود که وقتی موشک از هواپیما جدا شد، دیگر نیازی به اینفورمیشین یا اطلاعات مادر ندارد برای ردیابی هدف، خودش جدا شد می‌گویند آن هدف است و می‌رود می‌خورد.

فضل‌اله جاویدنیا، خلبان جنگنده اف14:

فرصت خوبی بود برای زدن موشک، موقعیتمان تقریباً در یک راستا بود. چون ما نیاز داشتیم با آنها در یک راستا باشیم، چون اگر در یک راستا نبودیم، شانس اصابت موشک ما کمتر می‌شد. موقعیت خیلی مناسب بود. کاملاً در یک راستا بود.

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

در 9/9 لاین من موشک را لانچ کردم. حالا بال چپمان، جناب آقای یداله خلیلی به اتفاق آقای مسبوق ویژوال دارند موشک را فالو می‌کنند. سمت راست هم که معاون عملیات منطقه که نباید دست از پا خطا کنی، به اتفاق آقای انصاری، چهار تا چشم این سمت، چهار چشم هم آن سمت، چهار چشم هم ما، دوازده تا چشم موشک را نگاه می‌کردیم. دیدیم مستقیماً 500 کیلوگرم یا 1000پوند خورد به یک هواپیمای میگ23 که وینگ من اینها بود و این یک شعله آتش شد جلو ما. ما که داشتیم این را نگاه می‌کردیم، من دیدم لیدر آمد به صورت اینورت آمد از روی فلایت ما سه فروند کج کرد و رفت طرف عراق.

 

 

انصاری، خلبان جنگنده اف14:

همان موقع من دیدم که شهید بابایی یکیشان را دید که از بالای سر ما رد شد. ایشان تأمل نکردند. بلافاصله هواپیما را برگرداندند به پشت و دنبال این و داشتیمش. وقتی هواپیما را شما از پشت دنبال می‌کنی، اگر طرف با حداکثر سرعت می‌رود، شما باید حداکثر سرعت او را به علاوه چیزی که به او نزدیک بشوی بروی. شهید بابایی هم موتور را باز کرده بود که اصلاً عقربه بنزین رو به کاهش است. شهید فقط به من گفت آقای انصاری چشمت به بنزین باشد. بعد با تمام سرعت از پشت دنبال او کرد.

من گفتم حداقل بنزین. یک ذره توجه نکردند. بار دوم گفتم حداقل بنزین آقای بابایی. بعد حداقل بنزین را که دوباره گفتم، چون نمی‌توانستیم برسیم و بنزین هم بیخودی مصرف کردیم. بعد برگشتیم.

محمد عقبائی، خلبان جنگنده اف14:

بعد از اینکه ما دور زدیم و برگشتیم، بلافاصله آقای بابایی گفت: آقای عقبایی، یعنی فرماندهی با من است. ما هم رفتیم تو بالش ایستادیم، هواپیمای شیراز هم رفت تو بالش ایستاد. من این جمله را گفتم. گفتم اجازه می‌دهید؟ گفت بفرما. گفتم ـ که این را توی روزنامه اطلاعات و کیهان هم نوشته ـ  وقتی مولا علی روز جنگ خندق شمشیرش را زد، این جمله گفته شد: ضربت علی یوم الخندق افضل من عبادت الثقلین. حالا ما که به گرد پایش نمی‌رسیم، ولی رهروان شیعه علی هستیم و این جمله را گفتیم برای اینکه دلمان تسکین پیدا کند. ایشان بعد از آن این جواب را داد: گفت آقای عقبائی بعضی وقت‌ها شجاعت زیاده از حد هم یک نوع انتحار است. توی بال بایستید. گفتیم چشم.

گوینده:

نیروی دریایی انگلیس که یکی از قوی‌ترین نیروهای دریایی جهان است، در جنگی برای تصرف این جزایر، ضربات سختی از نیروی هوایی آرژانتین می‌خورد. ناوشکن شیفیلد انگلیس مورد اصابت موشک اگزوسه شلیک‌شده از هواپیماهای آرژانتینی قرار می‌گیرد و غرق می‌شود. چندین شناور دیگر انگلیسی نیز از این موشک‌ها آسیب شدید می‌بینند. در نهایت، انگلیس پیروز این میدان می‌شود؛ اما موشک اگزوسه در این میان، برای خود اسم و رسمی پیدا می‌کند. فرماندهان نیروی هوایی عراق، که پس از شکست در جبهه‌های زمینی، تأکید خود را بر جنگ اقتصادی در دریا گذاشته‌اند، دنبال خرید این موشک از فرانسه هستند. پس از اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه بزرگترین تأمین‌کننده تسلیحات صدام است. فرانسه موشک‌های اگزوسه را در اختیار عراق می‌گذارد. این موشک‌ها ابتدا روی بالگردهای سوپرفلئون نصب می‌شود تا آنها این موشک‌ها را سمت نفتکش‌های ایران شلیک کنند. برد عملیاتی بالگردها کم است و هنگام فرار نیز سرعت کمی دارد. عراق بار دیگر دست به دامن فرانسه می‌شود. عراق از فرانسه جنگنده‌های میراژ مجهز به رادارهایی با قابلیت شلیک و هدایت موشک اگزوسه طلب می‌کند. فرانسه می‌پذیرد و در اقدامی عجیب، تا آماده شدن میراژها، پنج فروند هواپیمای سوپراتاندارد به عراق اجاره می‌دهد. رسانه‌های غربی عنوان می‌کنند موشک‌های اگزوسه صادرات ایران را قطع خواهند کرد.

 

 

تام کوپر، نویسنده کتاب «اسکادران‌های اف14 ایران در جنگ»:

در سال 1363، مقامات عراقی تصمیم گرفتند که جنگ خود علیه ایران را بین‌المللی کنند. راهی وجود نداشت بجز حمله به کشتی‌های بین‌المللی که به سوی جزیره خارک جهت بارگیری نفت خام ایران و صدور آن به ژاپن و دیگر کشورهای غربی حرکت می‌کردند. عراقی‌ها به سرعت از فرانسوی‌ها خواستند که میراژ اف1 مسلح به موشک‌های هوا به کشتی اگزوسه را تحویل بدهند، ولی فرانسوی‌ها عذرخواهی کردند و گفتند که امکان تحویل فوری این هواپیماها وجود ندارد، زیرا در ابتدا باید طرح توسعه میراژ اف1 را بر طبق سری درخواستی به انجام برسانیم. ولی فرانسوی‌ها گفتند از آنجایی که ما تاجران خوبی هستیم، می‌توانیم پنج هواپیمای سوپراتاندارد مجهز به موشک‌های ضدکشتی اگزوسه برای مدت دو سال به شما قرض دهیم. در این دو سال، میراژهای شما آماده خواهد شد. مهرماه1363 عملیاتی با نام «شکر» آغاز شد. هواپیمابر فرانسوی به سواحل ترکیه نزدیک شد. سپس در تاریکی شب، پنج سوپراتاندارد با راهبری یک جفت جت فالکون20 غیرنظامی بر فراز ترکیه و در ارتفاع پایین و بین کوه‌ها به سوی عراق حرکت کردند. این پنج سوپراتاندارد در زمستان و بهار 1363 حملات خود را به تانکرها و کشتی‌های تجاری در سواحل ایران آغاز کردند. ماه‌های آوریل، می و ژوئن گذشتند… تا 27 جولای… زمانی که دو هواپیمای سوپراتاندارد بر فراز سواحل کویت و سواحل عربستان سعودی خلیج فارس در حال پرواز بودند، بقیه داستان بر اساس اطلاعات خلبان عراقی است. ناگهان هشداری روی صفحه رادار هواپیما نمایان گشت. هشداری که نشان می‌داد تهدیدی در مسیر 270 درجه قرار دارد. یعنی در سمت غرب. چند ثانیه بعد، هواپیمای لیدر عملیات، بدون آنکه بداند چه اتفاقی افتاده، منفجر و ناپدید شد. هواپیمای دیگر با این شک که از طرف سعود‌ی‌ها مورد حمله قرار گرفته است دور زده و با یک پرواز تاریخی به سوی بصره به سلامت فرود آمد. خب سوال این است که واقعاً چه اتفاقی افتاده؟ عراقی‌ها از عربستان سعودی سوال کردند. سعودی‌ها گفتند خیر! ما حرکتی علیه هواپیمای شما نکرده‌ایم. ایرانی‌ها ادعا کردند که سوپراتاندارد را زده‌اند، ولی چگونگی آن را نگفتند. به هر حال، اینکه فرانسوی‌ها حداقل پنج سوپراتاندارد به عراق قرض دادند حقیقت دارد و بر اساس تحقیقات و بررسی‌های جدیدم، تنها سه فروند از این هواپیماها پس فرستاده شدند. به یقین یکی از آنها توسط اف14 ایران ساقط شده و احتمالاً دومی در فروردین1364 توسط نیروی هوایی ایران منهدم شده است.

گوینده:

سوپراتانداردها حملات خود به نفتکش‌ها را آغاز می‌کنند و موفق می‌شوند به چندین نفتکش، که حامل نفت خام ایران هستند، صدماتی بزنند. بنا بر گزارش‌ها، یک یا دو فروند از این هواپیماهای مدرن توسط نیروی هوایی ایران سرنگون می‌شوند. با آمدن میراژها، سوپراتانداردها به فرانسه پس داده می‌شوند. میراژها با بمب‌های لیزری به سکوها و پایانه‌های نفتی خارک حمله می‌کنند و با موشک‌های اگزوسه به نفتکش‌های حامل نفت ایران. هدف عراق فلج کردن اقتصاد ایران است. عراق می‌خواهد با جنگ اقتصادی در خلیج فارس، سرنوشت جنگ را تعیین کند. با وجود کشتاری که اف14ها از میراژها به راه می‌اندازند، نیروی هوایی عراق موفق می‌شود 55 کشتی تجاری و نفتکش ایرانی یا در اجاره ایران را در سال 1363 مورد اصابت موشک قرار دهد. تعدادی از این شناورها غرق می‌شوند. در حالی که نیروی هوایی عراق هر روز به سلاح جدیدتری مجهز می‌شود، ناوگان اف14 از کمبود قطعات یدکی رنج می‌برد. فرسودگی تامکت‌ها و خلبانانش و خلبانان فانتوم پایگاه ششم شکاری بوشهر باعث می‌شود تا عباس بابایی تدبیری بیاندیشد.

احمد مهرنیا، خلبان جنگنده بمب‌افکن اف5:

اولین فکری که توسط شهید بابایی شد این بود که پایگاه را با هواپیماهای اف5 هم تجهیز کند. اف5 به خاطر اینکه با سرعت بیشتری می‌توانست اسکرمبلش از زمین بلند شود، زیر پنج دقیقه و از طرفی، هواپیما خیلی ریز بود، کوچک بود و دشمن به سادگی اف4 نمی‌توانست آن را ببیند. بنابراین، این طرح با ابلاغ به پایگاه دزفول حدود 10 تا 12 نفر از خلبانان با هواپیما بلند شدیم و به بوشهر رفتیم و عملیاتی شد. اما هواپیماهای اف5 به دلیل اینکه تک کابینه است و امکانات پرواز روی آب آن بسیار ضعیف است و هر آن احتمال دارد خلبانان آن دچار حالت سرگشتگی و گیجی بشوند و در آب سقوط کنند، بویژه وقتی درگیری قرار است انجام شود؛ و ضمناً شهید بابایی تأکید که داشت که ما حتماً در ارتفاع خیلی کم، یعنی حدود 100 پا، روی جزیره یا اطراف جزیره بپریم، که دشمن دیگر به هیچ وجه ما را نبیند و در واقع غافلگیر و اسیر ما بشود، دو مسئولی که آن روز با ما بودند، جناب سرهنگ آن زمان بقائی و سرگرد بیژن بیک‌محمدی، شهید والامقام جنگ ما، با دو دیدگاه ما اینجا مواجه شدیم. امیر بقائی امروز ما نظرش این بود که، با توجه به اینکه اف5 قبلاً در بوشهر پرواز کرده بود و بچه‌ها تجربه روی آب را داشتند، می‌توانند این کار را انجام بدهند، اما شهید بیک‌محمدی نظرش بر این بود که درگیری هوایی متفاوت است با پرواز ساده معمول روی آب و در درگیری ما به خاطر اینکه تک خلبان هستیم، احتمال دارد که سانحه را با نرخ بالایی بدهیم. نتیجه بعد از 15 روز این شد که اف5 خطرناک‌تر است از بهره‌ای که خواهد داد. طرح بعدی این شد که آماده‌باش اف14 را ما در بوشهر داشته باشیم؛ که این کار بسیار بزرگی بود به خاطر اینکه این هواپیمای اف14، هواپیمای فوق‌العاده پیچیده و فوق مدرنی بود، تجهیزات زیادی می‌خواست، پرسنل خیلی بالایی می‌خواست در آنجا از نظر تعداد باشند. خلاصه یک بار سنگینی را به این پایگاه تحمیل می‌کرد، اما به هر حال، بعد از سبک سنگین کردن و به نتیجه رسیدن که این کار متناسب‌تر هست، هم زودتر هم ما را در اختیار رادار قرار می‌دهد و می‌تواند با دشمن مقابله کند، هم از طول پروازهای اف14 کم می‌شود، این طرح بالأخره پسندیده و قبول شد و هواپیما به بوشهر اعزام شدند و آنجا مستقر شدند. از اینجا به بعد ما در بوشهر هم اف4 را داریم، هم اف14 را داریم که با کمک هم، دیگر به صورت آلرت، هواپیما آماده، خلبان آماده، و با زنگ اسکرامبل ظرف آن مدت حداقل زمانی که می‌توانستند، بلند می‌شدند و در اختیار رادار قرار می‌گرفتند برای مقابله با دشمن.

15 آذرماه1364

یکصد نفر از خلبانان و نیروهای فنی به همراه هشت فروند اف14 از پایگاه اصفهان به پایگاه ششم شکاری بوشهر می‌آیند. خلبانان اف14 در قالب طرح اژدر سنگین‌ترین ضربات را به میراژهای عراقی وارد می‌کنند، تا جایی که راهبرد خلبانان عراقی اجتناب از درگیری با اف14ها، مگر در مواقع ضروریست.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده