امیر خستگی ناپذیر( شهید سرلشکر ولی الله فلاحی)
بخش سوم: عملیات نامنظم کردستان(ناکامی در دومین طعمه) قبل از آن که تیمسار فلاحی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شود، عوامل تجزیه طلب در کردستان با پشتیبانی و هدایت بیگانگان در لوای شعار خود مختاری و استقلال طلبی به تحریک مردم مبادرت کردند و با جلب افکار عمومی و به دست گرفتن ابتکار عمل، در اولین گام در شهر مهاباد به پادگان نظامی حمله آوردند و سلاحها و تجهیزات واموال آن پادگان را غارت کردند.

عوامل بیگانه به این نتیجه رسیدند که از وضعیت بهم ریختۀ قوای مسلح پس از انقلاب حداکثر بهره را برده و با حمله به صدا و سیما و پادگان سنندج مرکز استان را از سلطۀ حکومت مرکزی خارج و مقدمات تجزیۀ کردستان و حاکمیت دولت جدید را فراهم آوردند.

چند روز پس از انتصاب تیمسار فلاحی به فرماندهی نیروی زمینی، گروه های تحریک شده با محاصرۀ پادگان سنندج اهداف خود را پی می گرفتند.

افسر نگهبان پادگان بلافاصله با کمیتۀ انقلاب تماس گرفته و تقاضای کمک می کند. مجموعۀ پرسنل پادگان سنندج را فقط به اندازۀ یک یا دو گروهان نظامی تشکیل می داد. از کمیتۀ انقلاب به افسر نگهبان پاسخ داده می شود که مقاومت کنید، برای شما کمک فرستاده می شود. اما افراد کمکی در حدی نبودند که پادگان را از خطر سقوط نجات دهند.

صبح25 اسفند1357 پس از آن که تیمسار فلاحی از حملۀ مهاجمان به پادگان سسندج مطلع می شود، به لشگر یکم گارد سابق مستقر در لویزان می رود تا نیرویی فراهم آورد و به کردستان اعزام کند

اعزام نیروهای داوطلب

سه گردان داوطلب با هواپیما به کرمانشاه اعزام شدند و از کرمانشاه به وسیلۀ بالگرد214 به سمت پادگان سنندج حرکت کردند. تیمسار فلاحی بانیروی اعزامی از تهران تا سنندج همراه بود.

تیمسار فلاحی همانطور که به سازماندهی و قدرت رزمی یگان ها فکر می کرد، در اندیشۀ تقویت مبانی اعتقادی نظامیان هم بود. در سنندج، تیمسار فلاحی هدایت عملیات را به عهده گرفت و سرانجام پس از گذشت حدود دو هفته توانست با دفع حملۀ مهاجمان، امنیت را در سنندج برقرار کند.

شهید فلاحی برای آن که به سران ضد انقلاب بفهماند، ارتش با تمام اقتدار پشتیبانی کامل خود را از تمام مردم عزیز و غیور کردستان ادامه می دهد و تأمین مردم را از هرگونه شرارتها و دستبردهای آنان برقرار خواهد کرد، دستور داد چندین فروند هواپیما و بالگرد در آسمان منطقه به پرواز درآیند تا بدین وسیله به آنها بگوید که به هیچ وجه توان مقابله با ارتش را نخواهد داشت.

پس از دفع فتنۀ اشرار در سنندج تیمسار فلاحی مقرر کرد که از نظامیان لشگر28 دعوت به عمل آید تا خود را به پادگان معرفی کنند و مسئولیت تأمین پادگان نیز به آنان محول شود.

بدین ترتیب پس از اولین عملیات نظامی در مقابل عناصر ضد انقلاب و تمرکز پرسنل پراکندۀ لشگر و سرو سامان دادن لشگر28 توسط تیمسار فلاحی، گروه های داوطلب نظامی به تهران عزیمت کردند.

واقعۀ پاوه

در سحرگاه24 مرداد ماه1358 شهر پاوه به محاصرۀ گروهی از مهاجمان در می آید که تعدادی از آنان چریکهای مارکسیستی فدایی خلق بودند. تعداد مهاجمان که از پشتیبانی دشمنان خارجی حمایت می شدند حدود5000 نفر مجهز به سلاح های مرگبار بود. تنها نیروی مدافع شهر تعداد کمی از پاسداران بودند که مجموع آنان به300 نفر هم نمی رسید.

مهاجمان با بستن راههای ورودی، هر جا پاسداری را در داخل شهر می دیدند، دستگیر و با جداکردن سر از بدن او، سر بریده را در خیابان های شهر می چرخاندند تا مردم را وادار به مراجعت به خانه های خود کنند.

باقیماندۀ پاسداران انقلاب  تا بامداد روز25 مرداد مقاومت می کنند. در همان روز تیمسار فلاحی و دکتر چمران و فرماندۀ سپاه پاسداران به فرمان امام همراه با دو بالگرد به کمک آنان می شتابند. بالگرد ها در زیر رگبار آتش مهاجمین به کمک مجروحان اقدام کرده و تعداد زیادی از آنان را نجات می دهند.

قوای مهاجم، به بیمارستان حمله می کنند و با به رگبار بستن بیماران و پرستارها تعدادی از آنان را به شهادت می رسانند. جنایات مهاجمان در پاوه سبب برانگیختن خشم مردم در بسیاری از شهرها می شود. بازار تهران و قم تعطیل و اصناف دست از کار می کشند. تمام نیروهای انقلابی، ارتشی، نظامی و سیاسی برای رفتن به پاوه اعلام آمادگی می کنند.

اما دامنۀ این ناامنی ها به سنندج هم کشیده می شود. از سنندج خبر می رسید که یکی از گروه های مسلح غیر قانونی مستقر در کردستان با همکاری حزب دمکرات، زنان سنندج را به اسارت گرفته و با هجوم به پادگان، سربازان را خلع سلاح کرده است.

حملۀ دمکراتها به شهید فلاحی

در 15 مهر 1358، یک ستون از پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در کردستان از سوی ربط به سمت بانه حرکت می کند. این ستون در ساعت1030 در30 کیلومتری سردشت با مهاجمان دمکرات درگیر می شوند.

در اثر این درگیری تعدادی از پاسداران به شهادت می رسند؛ گروه دیگری مجروح و به اسارت دمکرات ها گرفتار می شوند و چند نفر هم خود را به بانه می رسانند.

 چند روز پس از این درگیری یعنی در20 مهر، تیمسار فلاحی همراه با یک تیم رزمی برای نجات سه پاسدار مجروح که در اسارت دمکراتها گرفتار بودند، بوسیلۀ بالگرد از سردشت به منطقۀ مورد نظر حرکت می کند.

تیمسار فلاحی و تیم همراه در پل سردشت از بالگرد پیاده می شوند و به همراه ستون نظامی خود را به محل وقوع حادثه یعنی کوهستان های شندرا می رسانند و پس از کاوش در آن محل و کسب اطلاعات لازم به سمتم سردشت را مراجعت می کنند. اما هنگام بازگشت به سوی سردشت، توسط دمکرات های مهاجم با مسلسل و جنگ افزار آر پی جی 7 مورد حمله قرار می گیرند و به طرز معجزه آسایی از هر گونه آسیب جدی در امان می مانند.

سرانجام شهید فلاحی و همراهانشان با استفاده از تاریکی شب و مناطق کوهستانی و جنگلی سردشت، در میان رگبارهای پراکندۀ مهاجمان، پس از دو ساعت سرگردانی توانستند خود را نجات داده و به سردشت برسانند.

منبع: امیر خستگی ناپذیر، حسینیا، احمد،1380، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده