آب و آتش(25)
آنها را نیز سوار کردیم و به راه خود ادامه دادیم. سمت حرکت، حوالی تنگۀ هرمز بود، با نزدیک شدن به منطقۀ درگیری، به ما خبر دادند که ناوچۀ جوشن در رویارویی ناوهای آمریکایی مورد اصابت موشک قرار گرفته و در دریا غرق شده است، با شنیدن این خبر حساس عملیات و احتمال درگیری ما با ناوهای آمریکایی شدت گرفت. خود را به نزدیکی های تنگۀ هرمز رساندیم.

پیام سبلان: وحدت وهمبستگی ملی( بخش دوم)

شهید جانباز دریادار فریبرز فاضل

روحیۀ ایثارگری و جانفشانی بچه ها بسیار زیاد بود، هیچ ترسی در حرکات و رفتار کارکنان دیده نمی شد، همه عاشق مبارزه و پیکار بودند. در شروع راه یدک کشی از عقب خود را به ما نزدیک کرد، ناچار به توقف شدیم، یدکش تعدادی از افراد مأمور و در حال مرخصی ناو سبلان را با خود آورده بود.

 آنها را نیز سوار کردیم و به راه خود ادامه دادیم. سمت حرکت، حوالی تنگۀ هرمز بود، با نزدیک شدن به منطقۀ درگیری، به ما خبر دادند که ناوچۀ جوشن در رویارویی ناوهای آمریکایی مورد اصابت موشک قرار گرفته و در دریا غرق شده است، با شنیدن این خبر حساس عملیات و احتمال درگیری ما با ناوهای آمریکایی شدت گرفت. خود را به نزدیکی های تنگۀ هرمز رساندیم.

خبر تأسف بار دیگری که به ما دادند، حاکی از این بود که ناو سهند با ناوها و هواپیماهای آمریکایی درگیر و به خاطر اصابت پی درپی موشک در حال غرق شدن در دریاست. احساسات دشمن ستیزی و ضدآمریکایی بچه های ما دوچندان شد، در این لحظه از طریق فرماندهان عملیات منطقه به ما پیشنهلاد شد که برای دوری از اصابت موشک های دشمن، هر چه زود تر در یکی از لنگرگاه ها و اسکله های جزایر نزدیک به منطقۀ درگیری رفته و در آنجا پناه بگیریم.

به خاطر حس خصم ستیزی و انتقام گیری از نیروهای آمریکایی، جناب معنوی و سایر کارکنان اعلام کردند که مایل به مبارزه هستند و با سرعت هر چه تمام تر به سمت ناو سهند و ناوهای آمریکایی حرکت کردیم، در این پیشروی هواپیماهای آمریکایی متوجه حضور ما شدند و به سمت ما حمله ور شدند.

 با نزدیک شدن هواپیماهای آمریکایی، پدافند توپخانه ای ناو اقدام به تیراندازی به سمت هواپیما ها کرد که این امر موجب وحشت و فرار آنها شد. با نزدیک شدن به ناو سهند و منطقۀ درگیری، ناوهای آمریکایی از طریق رادار متوجه حضور ما شدند.

در یک نبرد نابرابر، اقدام به انجام قفل الکترونیکی و پرتاب موشک به سمت ناو ما کردند. وقتی متوجه این قفل الکترونیکی از سمت راست ناو شدیم، ناو را به سمت دیگر تغییر جهت دادیم، اولین موشک به ناو نخورد و با فاصلۀ دوری به آب خورد و صدای انفجار آن را شنیدیم، بلافاصله متوجه پرتاب موشک دوم به سمت خود شدیم که در این تغییر جهت دادن آن هم مستقیم به ناو نخورد ولی در نزدیکی ناو به دریا خورد و ترکش های ناشی از انفجار حفرۀ بزرگی در قسمت بدنه زیر سطحی ناو ایجاد کرد.

 آب دریا با سرعت شروع به پیشروی به داخل ناو کرد. موج انفجار و تکان خوردن شدید ناو باعث پرتاب من به سمت بدنۀ ناو و ضربه وارد شدن بر پا و لگنم شد. در حالت بی حسی شدید اوضاع و احوال پیرامون خود را نظاره گر بودم. توپخانه ناو در حال شلیک و تیراندازی بود. بچه ها نیز در رفت و آمد و تکاپو بودند. یک آن وقتی نگاهم را متوجه پایین تنه ام کردم با صحنۀ خونریزی شدید مواجه شدم.

جناب آذباشی، ارشد توپخانۀ ناو به سراغم آمد و گفت: ان شاالله چیز خاصی نیست، فقط آرامش خود را حفظ کن چون نمی توانی از جای خود بلند شوی . درد و خونریزی باعث بی هوشی من شد که بعد از سه روز به هوش آمدن در بیمارستان از طریق دوستان و همکاران متوجه شدم بعد از حادثه، همکاران با فداکاری و تلاش خستگی ناپذیر ناو را با کمک چند یدک کش به اسکلۀ منطقه یکم بندرعباس آورده بودند و ناوهای آمریکایی به تصور این که ناو سبلان هر چه زود تر غرق خواهد شد، منطقۀ درگیری را ترک کرده بودند.

در این جا لازم می دانم به یک خاطره از شهید والامقام اعتباریان اشاره کنم. شهید اعتباریان قبل از وقوع حادثه، از ناو سبلان به قسمت های داخلی و اداری منطقۀ یکم منتقل شده بود. با شنیدن وقوع حادثه و حملات نیروهای آمریکایی به اسکله های نفتی رشادت، نصر و سلمان به ناوگان آمد و سعی کرد که به هر شکل ممکن خود را به ناو سبلان برساند، اما از آن طرف چون شنیده بود که احتمال دارد ناو سبلان به مأموریت نرود با اصرار زیاد با ناو سهند به منطقۀ درگیری اعزام شده بود که با وقوع حادثه برای ناو سهند به مقام رفیع شهادت نایل آمد، که مطمئنم این شهامت ها و رشادت ها و جانفشانی ها را نمی توان با موازین مادی و معادلات دنیایی سازگاری داد.

از سوی دیگر ناوشکن سبلان با رشادت و مقاومت یارانش به آمریکای جنایتکار و شیطان بزرگ این پیام مهم را داد که با توپ، تانک و موشک نمی توان در مقابل خواست یک ملت ایستادگی کرد.

 مردم ایران دین اسلام و حکومت اسلامی را خواست، برای همین انقلاب کرد و شاه و آمریکای جنایتکار را از کشور بیرون انداخت، مردم ایران انقلاب خود و کشور خود را دوست داشت برای همین با کمترین امکانات و تحت شدیدترین تحریم های اقتصادی، هشت سال جوانمردانه، با رژیم بعثی عراق جنگید و باز هم انقلاب خود را، کشور خود را و رهبر خود را دوست دارند  و جلوِ زیاده طلبی های آمریکای ظالم و مستکبر خواهند ایستاد و تن به ذلت و اسارت نخواهند داد.

از طرف دیگر ناو سبلان با این حرکت تاریخی خود یک پیام مهم دیگر نیز داشت و آن این که مردم شهید پرور ایران در این اوضاع حاکم بر منطقه در تقویت وحدت و تحکیم همبستگی ملی کوشا بود و با شرکت در سازندگی و توسعه کشور اسلامی و تبعیت از اوامر مقام معظم رهبری، مبانی انقلاب را تقویت کرده و دست رد بر سینۀ آمریکا و کشورهای مستکبر دیگر بزنند.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده