نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و سوم: از عملیات خیبر تا طریق القدس-3 در اين گزارش اضافه شده بود كه عناصر تيپ 3 مشغول تحكيم هدف هستند. ضمناً يك میدان مين وسيع دشمن در مقابل نيروهاي ما قرار دارد كه كشف شده و افراد خودي مشغول جمعآوري اين میدان مين هستند. تعداد اسراي دستگير شده تا ساعت 0830 يك نفر افسر 14 نفر درجهدار و 50 نفر سرباز جمعاً 65 نفر بود كه تخليه شدند و سه دستگاه نفربر خودي نيز آسيب مختصري ديد.

در روز چهارم مرداد، لشكر 16 زرهي آخرين تلاش‌هاي ستادي را براي آماده كردن هر چه بيشتر واحدهاي حمله كننده انجام داد. از گروه هوانيروز مستقر در اهواز خواسته شد آمادگي كامل براي پشتيباني از عمليات طراح را داشته باشد. گردان‌هاي توپخانه پشتيباني‌كننده براي امكان سريع و مؤثر اجرای آتش جابجايي‌هايي انجام دادند وبالاخره روز چهارم مرداد نيز به پايان رسيد و واحدهاي مأمور به حمله آمادگي كامل براي اجرای حمله را احراز كردند.

حمله تيپ 3  زرهي لشكر 16 زرهي طبق دستور عملياتي سردار چمران در ساعت 0415 روز پنجم مرداد ماه آغاز شد. در دو ساعت اول، پيشروي بسيار خوب بود، به نحوي كه تا ساعت 0630 عناصر تيپ 3 زرهي خاكريزهاي اول و دوم دشمن را تصرف كردند.

لشكر در ساعت 0745 گزارش داد: تعداد قابل ملاحظه‌اي از افراد دشمن به اسارت رزمندگان ما درآمده‌اند و در ساعت 0900 گزارش رسيد؛ عناصر مقدم حمله‌ور به كرانه شمالي کرخه‌کور رسيده‌اند. تعدادي از افراد دشمن اسير و مقداري وسايل و تجهيزات دشمن به غنيمت گرفته شده است. در اين گزارش اضافه شده بود كه عناصر تيپ 3 مشغول تحكيم هدف هستند. ضمناً يك میدان مين وسيع دشمن در مقابل نيروهاي ما قرار دارد كه كشف شده و افراد خودي مشغول جمع‌آوري اين میدان مين هستند. تعداد اسراي دستگير شده تا ساعت 0830 يك نفر افسر 14 نفر درجه‌دار و 50 نفر سرباز جمعاً 65 نفر بود كه تخليه شدند و سه دستگاه نفربر خودي نيز آسيب مختصري ديد.

بعد از كشف حمله تيپ 3 لشكر 16 زرهي در منطقه نبرد، فرماندهي نيروهاي دشمن آن‌را به عنوان يك حمله وسيع تلقي كرد و سريعاً واحدهاي احتياط نزديك و دور را به منطقه کرخه‌کور اعزام نمود. حتي گزارش رسيد كه گردان تانك المنصور تيپ يك لشكر 10 زرهي كه در منطقه غرب دزفول شوش مستقر بود، از طريق فكه بستان به منطقه نبرد کرخه‌کور حركت كرده است كه بعد از چند روز حضور عناصر اين تيپ در منطقه مورد بحث تأييد گرديد. در گزارش‌ها و دستورات عملياتي نيروهاي عراقي نيز اين موضوع تأييد شده است.

به طور كلي پيشروي عناصر تيپ 3  زرهي در ساعات اوليه بسيار خوب بود و دو گردان رزمي آن تيپ به كرانه شمالي کرخه‌کور نزديك شدند و خاكريزهاي دشمن را تصرف كردند. فقط گردان 227 تانك كه در جناح شرقي منطقه نبرد حمله كرده بود، در خاكريز سوم دشمن به مقاومت جدي دشمن برخورد كرد. در همين موقع يك پيام نادرست از طرف ركن سوم لشكر يا احتمالاً از طرف عوامل ستون پنجم دشمن به تيپ 3 زرهي ابلاغ شد كه مشكلاتي را به بار آورد.متن اين پيام چنين بود كه چنان چه گردان 227 تانك تحت فشار شديد دشمن است، به خاكريز دوم دشمن عقب‌نشيني كند. متأسفانه در آن موقع شرايط كلي نيروهاي ما به نحوي بود كه تهور و جسارت لازم براي میدان نبرد و خطوط مقدم میدان رزم در فرماندهان و گروهي از رزمندگان در سطح كمال مطلوب نبود و مي‌توان گفت كه در بعضي از فرماندهان واحدهاي كوچك، مانند گروهان و گردان و تا حدودي تيپ، دستورات پدافندي يا عقب‌نشيني به مواضع عقب‌تر در تحت فشار دشمن، قابليت پذيرش بيشتري از ادامه مقاومت يا پيشروي به سمت دشمن را داشت.

البته بررسي حوادث جنگ نشان مي‌دهد كه اين حالت در واحدهاي مشابه عراقي يعني در رده‌هاي گروهان و گردان و حتي تيپ خيلي شديدتر از نيروهاي ما بود. چنان كه در همين عمليات مورد بحث واحدهاي خط مقدم دشمن كه عناصر تأميني تيپ بودند، در مقابل حمله نيروهاي ما مقاومت قابل ملاحظه‌اي نشان ندادند. يا تسليم شدند و يا اين كه فرار كردند. عناصر تيپ 3  زرهي به سادگي توانستند؛ خاكريزهاي اول و دوم دشمن را تصرف نمايند و مقاومت دشمن از خاكريز سوم به بعد شروع شد كه مواضع اصلي پدافندي نيروهاي دشمن بود.

با توجه به اين شرايط رواني فرماندهان رده‌هاي پايين‌تر، معمولاً حملات نيروهاي ما به چند كيلومتر پيشروي محدود مي‌گرديد و به محض برخورد با مقاومت‌هاي بعدي دشمن، حمله از دور مي‌افتاد و غالباً به كلي متوقف مي‌شد. در نتيجه ميزان پيشروي‌ها محدود به منطقه عناصر تأميني نيروهاي پدافندي مي‌گرديد.

 براي روشن شدن وضعيت پدافندي جهت خوانندگان غير نظامي لازم به يادآوري است كه منطقه پدافندي هر یگان نظامي از رده گردان به بالا، به سه رده تقسيم مي‌شود كه به ترتيب از جلو به عقب شامل رده تأميني، رده پدافند اصلي و رده‌ احتياط مي‌باشد. بر حسب وضعيت زمين منطقه نبرد و رده واحد مدافع، عمق منطقه رده تأميني از حدود 500 متر در رده گروهان تا پنج كيلومتر در رده لشكر ممكن است، تغيير كند.

اين مقدار مسافت، به مقدورات آتش پشتيباني و امكان عقب كشيدن عناصر تأميني در صورت فشار نيروهاي مقابل بستگی دارد و عمق منطقه اصلي پدافندي نيز از 1500 متر در رده گردان تا حدود 10 كيلومتر در رده لشكر تغيير مي‌كند و منطقه احتياط هر یگان از گردان تا لشكر بستگي به شرايط كلي منطقه نبرد دارد. ولي نكته حائز اهميت اين است كه واحد احتياط بايد در محلي مستقر شود كه در مدت زمان قابل قبول عملياتي در هر نقطه از منطقه پدافندي كه دشمن رخنه كرده باشد براي سد كردن رخنه و ترميم خط پدافندي وارد عمل گردد.

بنابراين اغلب حملات محدود كه نيروهاي ما اجراء مي‌كردند، در منطقه رده تأمين دشمن بود و به علت كمبود توان رزمي كه نيروهاي ما داشتند، در اغلب نبردها شكافتن خطوط اصلي پدافندي دشمن و حمله به عمق مواضع وي با مشكلاتي مواجه مي‌گرديد و غالباً متوقف مي‌شد. در اين عمليات نيز، پيشروي عناصر تيپ 3 زرهي در منطقه رده تأميني عناصر دشمن بسيار خوب بود. ولي به محض برخورد با خط مقاومت اصلي دشمن در كرانه کرخه‌کور حمله متوقف گرديد و حتي گرداني كه با مقاومت سنگين دشمن مواجه شد عقب‌نشيني كرد. عقب‌نشيني نادرست اين گردان سبب مشاجراتي بين فرمانده لشكر و فرمانده تيپ گرديد. فرمانده لشكر در اين باره مسئولين را استيضاح نمود و تصميم گرفت آنان را تسليم دادگاه كند. اما بررسي‌ها نشان داد كه يك پيام از يك منبع ناشناخته به فرمانده تيپ 3 زرهي ابلاغ شده كه چنان‌چه گردان 227 تانك تحت فشار شديد است به خاكريز قبلي عقب‌نشيني كند.

بر اساس اين دستور، فرمانده تيپ به گردان ياد شده دستور عقب‌نشيني داده است. در صورتي كه بر فرض اين كه اين دستور از منبع مؤثقي هم بود، فرمانده تيپ و فرمانده گردان مي‌توانستند مقاومت كنند و نتيجه را به فرمانده لشكر گزارش نمايند. مسلماً فرمانده لشكركاملاً از اين امر استقبال مي‌كرد. اما همان‌گونه كه اشاره شد متأسفانه به علت مشكلات عمومي كه واحدهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران داشتند، استقبال از خطرات حمله و ادامه مقاومت ضعيف‌تر از استقبال از پدافند در مواضع بود.

در صورتي كه در رزمندگان مردمي اين حالت درست معكوس بود و آنان دستورات حمله و پيشروي را به نحو كمال مطلوب استقبال مي‌كردند، ولي درباره دستورات پدافندي و عقب‌نشيني عكس‌العمل منفي داشتند. اين امر در بعضي موارد سبب بروز اختلافات بين فرماندهان نظامي و فرماندهان نيروهاي مردمي مي‌گرديد.

درباره عقب‌نشيني گردان 227 تانك، فرمانده لشكر 16 زرهي شديداً از فرمانده تيپ توضيح خواست و فرمانده تيپ پاسخ داد اين عقب‌نشيني به دستور من و در اجرای دستور لشكر بوده است، در حالي كه آن دستور را فرمانده لشكر نداده بود. به هر حال اتفاقي بود كه افتاده بود. فرمانده لشكر دستور داد در همان مواضعي كه گردان‌ها اشغال كرده بودند، پدافند كنند و آماده براي دفع پاتك‌هاي دشمن باشند.

تيپ 3 گزارش داد كه هر سه گردان رزمي در خاكريز دوم اشغال شده مستقر هستند و گردان 207 تانك كه احتياط تيپ بود در پشت خاكريز اول دشمن گسترش يافته است.

هم زمان با حمله لشكر 16 زرهي در منطقه طراح، نيروهاي دشمن براي ايجاد اختلال در عمليات اين لشكر در مناطق ديگر نبرد منطقه اهواز سوسنگرد شروع به عمليات فريبنده و ايذائي كردند. براي خنثي كردن اين اقدامات دشمن، به لشكر 92 زرهي دستور داده شد، با توپخانه‌هاي سازماني و زيرامر جلوي هر گونه حركات دشمن را در منطقه نبرد سد نمايد. به همين نحو عمل شد و عمليات فريبنده دشمن در اجرای عمليات طراح لشكر 16 زرهي اختلالي ايجاد نكرد.

در ادامه بررسي علت عقب‌نشيني گردان 227 تانك چنين اظهار نظر شد كه طرح اوليه تيپ 3  زرهي تصرف خاكريز دوم بود، ولي عناصري از گروه نامنظم كه با اين گردان همكاري مي‌كرد بدون هم‌آهنگي به سمت كرانه شمالي کرخه‌کور پيشروي را ادامه داد و تانك‌هاي اين گردان نيز به دنبال آن‌ها به حركت ادامه دادند و هنگامي كه به نزديكي خاكريز سوم رسيدند، آتش ضد تانك دشمن بر روي تانك‌هاي گردان 227 باز شد و دو دستگاه تانك مورد اصابت قرار گرفت. اين امر سبب شد كه گردان براي جلوگيري از انهدام تانك‌هاي بيشتر به پشت خاكريز دوم عقب‌نشيني كرد.

لشكر با قبول وضع موجود دستور داد، جناح غربي منطقه تيپ 3 زرهي به جناح شرقي تيپ1 آن لشكر كه در جنوب غربي سوسنگرد پدافند مي‌كرد، متصل شود و از ايجاد هر گونه رخنه بين منطقه تيپ 2 و تيپ1 جلوگيري به عمل آيد.

لازم به تذكر است كه در طرح كلي عملياتي منطقه طراح، به یگان‌هاي ديگر نيز دستور داده شده بود، اقدام به اجرای عمليات فريبنده و تظاهر به اجرای حمله كنند تا دشمن را در مراحل اوليه عمليات از محل حمله اصلي منحرف سازند. به همين منظور عناصر ديگر لشكر 16 زرهي در غرب سوسنگرد و در منطقه سويداني اقدام به حمله كردند و حتي عناصر لشكر 92 زرهي در غرب تپه الله اکبر تظاهر به حمله نمودند.

گرچه هدفي به آنان داده شده بود كه آبادي جابر همدان را اشغال كنند، ولي تيپ 3 لشكر 92 زرهي هنوز آمادگي كافي براي اجرای اين عمليات پيدا نكرده بود، لذا فقط تظاهر به حمله كرد. اين عمليات فريبنده در مراحل اوليه حمله تيپ 3 لشكر 16 زرهي بسيار مفيد بود و دشمن نتوانست حمله اصلي نيروهاي ما را تشخيص دهد. ولي بعد از ساعتي متوجه گرديد كه نيروهاي ما در نقاط ديگر تلاش عمده‌اي ندارند و سمت تلاش اصلي حمله لشكر 16 زرهي را تشخيص داد و نتيجه همان شد كه مقاومت اصلي را متوجه منطقه طراح كرد و توانست پيشروي تيپ 3 لشكر 16 را در خاكريز دوم سد نمايد.

در روز ششم مرداد ماه عناصر تيپ 3 زرهي به تحكيم مواضع پدافندي در خاكريز باز پس گرفته شده از دشمن پرداختند، ولي اين خاكريز در كرانه کرخه‌کور نبود و مي‌توان گفت؛ تيپ نتوانست به هدف نهايي خود كه تصرف كرانه شمالي کرخه‌کور بود دست يابد. طبق گزارش‌هائي كه تيپ 3 داد، گردان‌هاي اين تيپ در 500 تا 2500 متري شمال کرخه‌کور متوقف شدند و موضع پدافندي را آرايش كردند. در نتيجه در اين عمليات نيز نيروهاي ما نتوانستند حداقل تا كرانه شمالي کرخه‌کور پيشروي نمايند. اما علت اصلي اين عدم توانايي كمبود نيروهاي رزمنده و خودداري از قبول تلفات بيشتر براي جلوگيري از كاهش بيش از پيش توان رزمي نيروهاي موجود بود.

اين امر سبب شده بود آن جسارت لازم براي هدايت حمله واحدهاي زرهي تا عمق مناطق اشغالي دشمن وجود نداشته باشد و فرماندهان ما به موفقيت‌هاي موضعي و محدود اكتفا كنند. در صورتي كه چنين موفقيت‌هاي محدود نمي‌توانست در سرنوشت كلي جنگ مؤثر باشد چنان كه در طول چندين ساله جنگ نتيجه نهايي همين بود.

عناصر تيپ 2 لشكر 16 زرهي در روز ششم مرداد ماه مواضع پدافندي خود را در منطقه اشغالي تحكيم كردند. در اين روز نيروهاي دشمن پاتك مهمي انجام ندادند. اما در پايان اين روز و با آغاز تاريكي شب حركت ستون‌هاي موتوري و زرهي دشمن از منطقه خرمشهر و اهواز به منطقه جفير و جنوب حميديه مشخص گرديد و برآورد شد نيروهاي دشمن آماده براي حمله متقابله در منطقه طراح مي‌شوند. در هنگام حمله نيروهاي ما به اين منطقه، تيپ 43 لشكر 9 زرهي در مقابل نيروهاي ما قرار گرفت كه قبلاً نيز چندين بار اين تيپ از نيروهاي ما ضرباتي خورده بود و استعداد رزمي آن‌ها كاهش يافته بود. لذا طبعاً اين تيپ توانايي عكس‌العمل كافي در مقابل نيروهاي ما نداشت. تصور مي‌شد علت استقرار اين تيپ ضعيف شده در اين منطقه نبرد آن بود كه قسمت مهمي از منطقه بين جاده حميديه سوسنگرد تا کرخه‌کور در زير آب بود فقط دو قسمت در شرق و غرب منطقه آب‌گرفته قابل عبور بود كه امكان دفاع از آن با نيروهاي كم وجود داشت و علت استقرار تيپ 3 لشكر 92 زرهي در اين منطقه نيز همين بود.

بعد از مشخص شدن تقويت نيروهاي دشمن در جنوب منطقه طراح، تيپ 3 زرهي احساس خطر كرد و درخواست واحد تقويتي نمود. لشكر از قرارگاه جنوب خواست تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه در احتياط نيرو بود، در اختيار آن لشكر قرار گيرد تا در صورت پاتك شديد دشمن نيروي كافي براي عقب راندن دشمن در دسترس باشد.

 براي اين منظور با ستاد جنگ‌هاي نامنظم هم‌آهنگي شد؛ تعداد بيشتري از افراد خود را به جبهه مورد بحث اعزام كند و با تيپ 3 زرهي همكاري نمايد. ضمناً به قرارگاه جنوب اجازه داده شد در صورت وخامت وضعيت جبهه طراح، از احتياط نيرو استفاده شود. حمله متقابل دشمن در ساعت 0400 روز هفتم مرداد ماه آغاز شد. دشمن تلاش كرد عناصر تيپ 3 زرهي را عقب براند و خاكريزهاي از دست داده را بازپس بگيرد. اما لشكر 16 زرهي و در خط مقدم آن تيپ 3 زرهي و عناصر گروه نامنظم، شجاعانه در مقابل دشمن ايستادگي كردند. گروه نامنظم، قسمت عمده نيروهاي خود را در غرب حميديه متمركز كرد و به لشكر 16 زرهي اعلام نمود، نيروهاي نامنظم آمادگي براي وارد عمل شدن در هر منطقه را دارند. اين گونه احساس علاقه و مسئوليت گرچه هر قدر اندك بود ولي سبب تقويت روحيه ساير رزمندگان مي‌گرديد لذا بسيار مفيد و مؤثر بود.

حمله متقابل دشمن، با مقاومت دليرانه رزمندگان ما دفع گرديد. ولي در فرماندهان خط مقدم ايجاد نگراني نمود. زيرا اگر دشمن مانند عمليات 15 دي ماه به طور جدي تلاش مي‌كرد و به نيروهاي ما فشار وارد مي‌آورد، ممكن بود تيپ 3 زرهي نتواند پاتك‌هاي مداوم دشمن را خنثي كند. چنان كه براي تقويت مواضع مقدم پدافندي گردان 207 تانك را كه در احتياط و در خط عقب مستقر بود، به خط جلو برد و قسمتي از منطقه مقدم را به اين گردان واگذار كرد. در نتيجه تيپ 3 فاقد احتياط گرديد و لشكر 16 زرهي مجبور شد به گردان 220 تانك تيپ1 زرهي كه آماده شده بود به منطقه دزفول اعزام شود و گردان تانك احتياط نيرو در آن منطقه را تشكيل دهد، در منطقه طراح وارد عمل كرد.

علاوه بر اين لشكر از قرارگاه جنوب درخواست كرد؛ با هم‌آهنگي با سازمان آب و برق خوزستان، دريچه‌هاي سد كرخه باز شود، آب پشت سد وارد رودخانه كرخه شود و در غرب حميديه و پشت سد خاكي احداثي به دشت جنوب جاده حميديه سوسنگرد روانه گردد تا قسمت بيشتري از منطقه به زير آب برود و عرض جبهه تيپ 3 زرهي كمتر گردد.

اين حوادث بيان‌گر آن است كه هنوز استعداد رزمي نيروهاي ما فوق‌العاده ضعيف‌تر از دشمن بود، فقط ايمان و روحيه نيروهاي ما سبب قبول اين خطرات مي‌شد. براي روشن شدن وضعيت توان رزمي تيپ 3 كافي است، مكاتباتي كه لشكر 16 با یگان‌هاي خود درباره تانك‌هاي تيپ 3 كرده توجه شود. از واحدهاي تانك اين تيپ، سه دستگاه تانك در تقويت تيپ 55 پياده هوابرد كه در غرب سوسنگرد مستقر بود، قرار داده شده بود.

در روز هفتم مرداد وضع چنان حساس شد كه حتي همين سه دستگاه تانك نيز براي يك تيپ زرهي حائز اهميت گرديد و لشكر به تيپ 55 پياده دستور داد؛ سه دستگاه تانك تيپ 3 را رها كند تا به منطقه تيپ 3 زرهي حمل شود و در اختيار گردان مربوطه قرار گيرد. چنان‌چه در نظر گرفته شود كه يك تيپ زرهي بايستي 106 دستگاه تانك داشته باشد و سه دستگاه تانك از سه درصد استعداد تيپ هم كمتر است مشكلات كمبود استعداد رزمي واحدهاي ما روشن مي‌گردد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده