گردان 144پیاده
بخش سوم: حركت به سمت منطقة تجمّع پس از مراجعت از شناسايي مقدّماتي با افسر رابط لشكر، معاون گردان آماده بودن نيروها را براي حركت اعلام نمود. در ابتدا لازم بود كه يك توجيه مقدّماتي براي فرماندهان و رانندگان از وضع مسير و منطقه صورت گيرد. بلافاصله مسئولين موصوف را جمع كردم و اطلاعات لازم را در اختيار گذاشتم. مسافت از ترمينال تا رودخانه 12 كيلومتر بود و با نگرش به اينكه آفتاب در حال غروب بود و شناسايي روي منطقة تجمّع صورت نگرفته بود، تصميم بر آن شد كه شب نيروها در همان رودخانه خشك كه از ديد دشمن محفوظ بود، استقرار يابند، از روي نقشة منطقه، مسير حركت، رودخانه و همچنين منطقة تجمّع تعيين شده نشان داده شد و محل استقرار گروهانها در طول رودخانه، مشخّص و ابلاغ گرديد.

(نقشة شماره 2)

چون هوا هنوز روشن بود ستون خودرويي به صورت آرايش تاكتيكي و جدا از هم حركت داده شد، با غروب آفتاب، گردان به منطقه رسيد و در محل پراكندگي كه به صورت ساعتي تعيين گرديده بود ـ مركز دايره ستاد گردان و به ترتيب شمال و جنوب، شرق و غرب، سه گروهان پياده و گروهان اركان ـ استقرار يافتند.

نيروهاي گردان اوّلين بار و اوّلين شب بود كه با صدا و نور گلوله‌هاي جنگي دشمن و خودي آشنا مي‌شدند. در مسافت 5 كيلومتري، محل استقرار يك آتشبار از نوع كاتيوشا مستقر بود. چون دشمن بر مواضع اين آتشبار ثبت تير نموده بود، اجراي آتش مي‌نمود و بالعكس توپخانه خودي نيز روي دشمن اجراي آتش داشت. صفير گلوله‌ها و انفجار آنها به تدريج صحنة واقعي جنگ را به گوش رزمندگان زمزمه مي‌كرد.

پس از استقرار نيروها و برقراري تأمين دورادور در منطقة گردان، جلسه اي با فرماندهان گروهان و رؤساي اركان گردان تشكيل شد و برنامة كار فردا بررسي     گرديد.

در جلسه، تصميم بر اين شد كه ساعت 0400 صبح قبل از روشن شدن هوا شناسايي منطقة تجمّع انجام پذيرد و نيروها تا طلوع آفتاب به منطقة مربوطه حركت  داده شوند. معاونين گروهانها، وسايل و نيروها را براي حركت آماده نمايند و حركت گردان تا منطقة تجمّع به صورت تاكتيكي و پراكنده صورت گيرد.

در ساعت 0330 با عوامل تعيين شده با دو دستگاه جيپ فرماندهي براي شناسايي رفتيم. منطقه، شناسايي شد. شرايط بسيار خوبي داشت و از ديد دشمن محفوظ بود. محل استقرار گروهانها مشخّص گرديد و حدود ساعت 0500 مراجعت كرديم.

گروهانها آماده حركت بودند، هوا تقريباً روشن مي‌شد و لازم بود منطقه سريع تخليه شود، چون احتمال بمباران هوايي توسّط دشمن وجود داشت. ستونهاي خودرويي به صورت فاصله‌دار و نامنظّم به سمت ارتفاعات حركت كردند. براي اين كه فرماندهان روي يگان مربوطه كنترل داشته باشند به ترتيب گروهان يكم در ابتدا و سپس گروهان دوّم و سوّم حركت كردند. از گروهان اركان، دستة شناسايي جلوتر از گروهان يكم حركت داده شد.

گروهانهاي يكم و دوّم از ديد دشمن خارج شدند و به منطقة تعيين شده رسيدند. دشمن عكس العملي نداشت. در حركت گروهان سوّم با تيراندازي دشمن اختلال ايجاد شد. نوع گلوله‌هاي پرتابي از نوع خمسه خمسه بود. اين نوع گلوله‌ها براي نيروهايي كه حالت تمركز دارند، خسارت زيادي وارد مي‌كند.

دو عامل سبب گرديد كه گروهان سوّم آسيب زيادي نداشته باشد يكي عامل تفرقه و پراكندگي ستون بود و دوّمي مسافت زياد از دشمن كه ديده بان دشمن قادر به تنظيم تير دقيق نشد. در نتيجه فقط دو دستگاه خودروي ذيل به علّت اصابت تركش به لاستيك و موتور از حركت باز ايستاد.

خوشبختانه به سرنشينان خودروها آسيبي نرسيده بود. بنا به دستور فرمانده گروهان، سرنشينان پياده مي‌شوند و قسمتي از راه را پياده حركت مي‌كنند. تعدادي از سربازان به علّت عدم آشنايي به منطقه و استمرار اجراي آتش توسّط دشمن به محل استقرار يگان توپخانه مي‌روند. مراتب از طريق بيسيم به اطلاع من رسيد ابلاغ گرديد سربازان فعلاً در همان جا باشند تا براي مراجعت آنان، خودرو فرستاده شود.

گروهان اركان كه خودروهاي بيشتري داشت با توجّه به ضايعات وارده به گروهان سوّم، فاصله حركت خودروها را به 2 برابر افزايش داد و از طرفي با گرم شدن هوا ذرّات معلّق در هوا ديد را كاهش داد. همين امر سبب گرديد كه از خودروهاي گروهان اركان، هيچ كدام آسيب نديد امّا از نظر زمان جمع شدن در منطقة تجمّع، ورود خودروها تا ساعت 1100 ادامه داشت.

 

اشغال منطقة تجمّع

پس از رسيدن نيروها به منطقه، اولين گزارش، آمار گرمازدگي نيروها بود. از سربازان گروهان سوّم كه مسافتي را مجبور به راه پيمايي شده بودند گرمازده زياد داشتيم. در ابتدا به فرمانده گروهان سوّم ابلاغ شد براي آوردن سربازان از مواضع توپخانه خودرو اعزام نمايد. به فرمانده گروهان اركان ابلاغ شد كه در اسرع وقت چادر دستة بهداري را بر پا نمايد و از امكانات موجود براي مداواي سربازان گرمازده استفاده گردد. (نقشه  شماره 3)

بعد از ساعت 1100 كه هوا به شدّت گرم شد از آن جايي كه اكثر نيروهاي گردان تا آن موقع به گرماي شديد خوزستان عادت نداشتند با قرار گرفتن در مقابل آفتاب سوزان و خارج شدن آب بدن به صورت عرق، رمق نداشتند و به تدريج تعداد گرمازده‌ها افزايش يافت. در اوايل پزشك و پزشكياران قادر به كنترل و ايجاد تسهيلات از قبيل وصل سِرُم، دادن قرص نمك و خواباندن در سايه چادر بودند. حدود ساعت 1200 تعداد گرمازده‌ها به 36 نفر رسيد و در ساعت 1500 تعداد 65 نفر گرمازده در گردان وجود داشت. در اثر استفاده زياد، سرم قند و نمك همراهي گردان تمام شد.

يكي از پزشكياران گردان (استوار1 فراهاني) با يك دستگاه آمبولانس به گردان بهداري لشكر اعزام شد. بهداري لشكر در غرب شهرستان دزفول قرار داشت. مسير حركت آمبولانس همان مسير حركت صبح بود كه مسافتي از آن زير ديد دشمن بود آمبولانس اعزام شد و به علّت غبار آلود بودن هوا، از طرف دشمن تيراندازي صورت نگرفت. مراجعت خودرو آمبولانس طول كشيد، نگران بوديم و از جهتي سرمها مورد نياز بود. حدود دو ساعت بعد، برگشت آمبولانس در مسير ديده شد و تيراندازي نيز از سوي دشمن صورت نگرفت. علّت دير آمدن را جويا شديم، پزشكيار اعزامي اظهار داشت چون هنوز تمام گردان بهداري به منطقه وارد نشده است، آن تعداد سرم مورد نياز كه ما مي‌خواستيم موجود نبود از ساير يگانها نيز آمده بودند. درخواست مشابه داشتند من به شهر انديمشك رفتم و از كمكهاي مردمي، از بيمارستان و داروخانه‌ها توسّط كميته، كمبود جبران شد و انجام اين كار باعث شد تأخير داشته باشم.

تا آن موقع آمار گرمازده‌ها به 80 نفر رسيد خوشبختانه با وصول امكانات و مراقبت امدادگران، وضع بهتر شد. به تدريج هوا رو به خنكي مي‌رفت و تعدادي از نفرات بهبودي پيدا كردند. در ساعت 0900 شب آمار آنان رو به كاهش گذاشت. تعداد چهار نفر كه تا فردا صبح بهبودي كامل نيافته بودند، تحت نظر ماندند و بقيّه براي روز بعد مشكلي نداشتند.

در مورد آوردن دو دستگاه خودرو باقي مانده در مسير، يكي از داوطلبين نيروي مردمي به نام حاج آقا افشين كه خود در ميدان شوش تهران تعميرگاه بسيار بزرگي براي تعميرات ماشينهاي سنگين داشت، داوطلب شد و درخواست كرد كه به كمك فردي به نام اصغر كاوه كه او نيز شاگرد حاج آقا بود، بروند و خودروها را بياورند.

دشمن توسّط ديده بان مربوطه مؤثّر بودن اجراي آتش را اطلاع داشت و در صورتي كه همان روز براي آوردن خودروها اقدام مي‌شد احتمال ضايعات بعدي متصوّر بود. با تشكّر از شجاعت و ايثار نامبردگان، توصيه گرديد كه پس از غروب آفتاب و يا قبل از طلوع خورشيد اقدام به تخلية خودروي آسيب ديده شود و موضوع مورد قبول واقع شد و مقرّر گرديد، عصر همان روز كه هوا رو به تاريكي گذاشت خودروهاي آسيب ديده آورده شوند.

قبل از غروب آفتاب، يك دستگاه كاميون با وسايل لازم به محل اعزام گرديد. در ابتدا بار كاميونها كه وسايل و تجهيزات نفرات جمعي گروهان سوّم بود با خودرو اعزامي آورده شد و سپس براي تعمير خودروهاي آسيب ديده اقدام گرديد. يك دستگاه از كاميونها كه آسيب كمتري ديده بود تعمير و برگشت داده شد ليكن كاميون دوّمي آسيب بيشتري ديده بود و لازم بود به گردان نگهداري لشكر حمل گردد كه پس از 24 ساعت تخليه شد. بدين ترتيب، يك دستگاه از خودروهاي گردان كم شد كه در اين مورد بايستي لشكر اقدام مي‌كرد كه در جابه جاييها مشكلي به وجود نيايد.

منطقة پراكندگي گردان در پشت ارتفاعات و دور از دشمن بود. دشمن ديد و تير مستقيم روي نيروها نداشت ليكن از ورود ما به منطقه با اطلاع بود و با اجراي آتشهاي توپخانه و بمباران هوايي، قصد وارد ساختن تلفات داشت. البتّه در مقابل حملات هوايي آسيب پذيري بيشتر بود. گسترش و تفرقة خوب نيروها و استقرار تجهيزات در مواضع مناسب و استفاده از زمين، ضايعات را به حداقل مي‌رسانيد. مشكل تأمين آب يكي ديگر از مواردي بود كه از حسّاسيّت بالايي برخوردار بود. در گرماي طاقت فرساي خورستان، آب موجود نيز گرم و جوشان بود و روزهاي اوّل از توزيع يخ نيز خبري نبود. طبق نظرية پزشك گردان، آب قابل شرب بايستي از شهرستان دزفول آورده مي‌شد. براي اين منظور گردان يك تانكر7000 ليتري و 5 تانكر1000 ليتري داشت. تانكرهاي1000 ليتري در سطح گروهانهاي گردان تقسيم شده بود. هنگامي كه تانكر7000 ليتري به صورت پُر به منطقة آماد مي‌رسيد، گروهانها تانكرهاي مربوطه را به وسيله خودرو، يدك مي‌كردند و در منطقة آماد آب، توسّط تانكر مادر پُر مي‌شد و به گروهانها برمي‌گشتند. به علّت اين كه مسير حركت خودرو براي تأمين آب در روز توسّط دشمن ديده مي‌شد و روي خودروهاي در حال حركت در مسير اجراي آتش مي‌گرديد، رانندگان براي آوردن آب در شب اقدام مي‌كردند و آخرين تانكر7000 ليتري، سهم آشپزخانه‌هاي گردان بود.

جهت زياد گرم نشدن آب، سربازان ابتكار جالبي داشتند، براي تانكر آب سنگر درست كرده بودند و روي سنگر را پوشانده بودند. دو طرف سنگر براي خارج كردن و ورود تانكر آب باز بود. اين امر ضمن ايجاد سايه در روي تانكر آب، سبب مي‌گرديد هوا نيز جريان پيدا كند و آب زياد گرم نشود.

آشپزخانه‌هاي گردان كه تعداد آن 4 دستگاه است همه حاضر به كار بودند. پس از استقرار نيروها در منطقة تجمّع، غذاي گردان طبق برنامه طبخ و توزيع مي‌گرديد. مواد فاسد شدني از طريق لشكر تحويل مي‌شد. دادن غذاي گرم در شرايط جنگي بسيار سخت و مشكل است مخصوصاً در روزهاي اوّل جنگ كه هنوز نقايص زيادي در امر پشتيباني وجود داشت ليكن مشكلات با ارادة آهنين متصديان امور حل مي‌شد چون تحويل غذاي گرم به سربازان ارزش تحمّل اين زحمات را داشت.

در منطقة تجمّع، نيروهاي گردان هيچ گونه ديده باني و اجراي آتش به سوي دشمن نداشتند فقط بايستي با استفاده از زمين، گسترش نيروها طوري باشد كه در مقابل حملات هوايي و آتش توپخانة دشمن آسيب پذيري كمتري داشته باشند و اين امر ميسّر نبود مگر اين كه تفرقة نيروها رعايت مي‌گرديد و از موانع طبيعي زمين براي  ديده نشدن استفاده مي‌شد و استتار و اختفاء عملاً انجام مي‌گرفت. در كلّ موارد، فرماندهان نظارت داشتند و همكاري نيروها خوب بود. كليه تردّدهاي خودرويي به جز حركت آمبولانسها در شرايط ضروري در شب و با چراغ خاموش صورت مي‌گرفت.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده