نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و دوم: از عملیات خیبر تا طریق القدس-2 فرمانده نيروي زميني كه علاقمند بود، هرچه سريعتر نيروهاي دشمن حداقل به جنوب کرخهکور رانده شوند، به فرمانده لشكر 16 زرهي فشار ميآورد طرح عملياتي شهيد چمران را اجراء كند. بدين سبب فرمانده لشكر 16 زرهي از اوايل مرداد ماه تصميم گرفت به هر نحوي كه باشد همه يا قسمتي از آن طرح را اجراء كند. قرارگاه جنوب در دوم مرداد ماه از لشكر 16 زرهي خواست هر چه سريعتر زمان اجرای عمليات طراح را تعيين و اعلام دارد.

در اين طرح هدف حمله به مواضع نيروهاي ايراني، ضربت زدن به آن‌ها در حوالي روستاي حاجيه بوده كه براي وصول به اين هدف يك گردان مكانيزه تقويت شده با يك گروهان نيروي مخصوص و يك گروهان كماندو وارد عمل شده است و يك گروهان تانك در احتياط نزديك براي اين گردان در نظر گرفته شده بود. نيروي حمله‌ور بعد از ضربت زدن به نيروهاي ايراني به مواضع قبلي خود عقب‌نشيني مي‌كرد.

با توجه به اين دستور عملياتي كه در روز 21 تير ماه به مرحله اجراء در آمد ملاحظه مي‌گردد كه نيروهاي عراقي حتي از اقدام محدود و محلي نيز عاجز بوده‌اند و تنها عمل تعرضي كه مي‌توانستند اجراء كنند، عمليات دستبرد و بازگشت به مواضع اوليه بوده است.

تجزيه و تحليل طرح‌ها و دستورات عملياتي دشمن كه در 11 رديف آن در بالا بيان شد نشان مي‌دهد كه بعد از عمليات الله اکبر منطقه عمليات حميديه سوسنگرد بستان از نظر دشمن نيز اهميت ويژه‌اي پيدا كرد و فرماندهي نيروهاي متجاوز در بررسي‌هاي خود به اين نتيجه رسيد كه به علت استقرار 2 لشكر زرهي و يك تيپ پياده هوابرد ايران در جبهه سوسنگرد قطعاً هر گونه تلاش اصلي نيروهاي ما در صحنه عمليات خوزستان در منطقه سوسنگرد خواهد بود. زيرا در منطقه عمليات غرب دزفول و شوش فقط لشكر 21 پياده با يك تيپ از لشكر 16 زرهي در جبهه‌اي به عرض بيش از صد كيلومتر گسترش داشت و در منطقه عمليات ماهشهر آبادان نيز مواضع نيروهاي دشمن آن چنان مستحكم شده بود كه در برآورد وضعيت نيروهاي عراقي اين منطقه قابل تسخير براي نيروهاي ايراني تصور نمي‌شد.

نتيجه بررسي دشمن طبعاً چنين مي‌توانست باشد كه منطقه خطر براي مواضع پدافندي نيروهاي دشمن در منطقه حميديه سوسنگرد خواهد بود. دليل قاطع ديگر دشمن همان حملات 15 دي ماه و 31 ارديبهشت ماه نيروهاي ما مي‌توانست باشد. بنابراين منطقه عمليات سوسنگرد هم از نظر نيروهاي ما و هم دشمن حساسيت ويژه‌اي پيدا كرد و تلاش عمده نيروهاي ما و دشمن در تابستان سال 1360 در اين منطقه عمليات به كار گرفته شد. مشكل عمده ما در ادامه عمليات، كمبود مهمات بود. شايد نيروهاي دشمن نيز محدوديت مهمات داشتند، ولي ما از آن آگاهي نداشتيم. در صورتي كه درباره وضعيت مهمات و زير دفاع در همان جلسات آخر خرداد ماه مطالب نگران كننده‌اي اظهار نمود و برآوردهاي لجستيكي قرارگاه جنوب نشان مي‌داد كه اگر ما در مصرف مهمات صرفه‌جويي كامل نكنيم در آتيه نه‌چندان دور با مشكل حياتي نداشتن مهمات مواجه خواهيم شد. اين مسئله سبب شد از اقدامات متهورانه تعرضي كه مستلزم مصرف زياد مهمات بود دست بكشيم.

بعد از بررسي‌هاي طولاني كه در جلسات آخر خرداد ماه 1360 انجام شد، الزاماً تدبير ادامه پدافند در مواضع موجود و طرح‌ريزي و اجرای تك‌هاي محدود و محلي به كار گرفته شد. بر اساس اين تدبير به لشكرها و تيپ‌هاي مستقل مأموريت رسمي براي اجرای عمليات آفندي واگذار گرديد كه در آن، مأموريت لشكر 16 زرهي پيشروي تا آبادي  سويداني و پل الوان و تهديد راه مواصلاتي نيروهاي دشمن در محور بستان هويزه و مأموريت لشكر 92 زرهي در ارتفاعات الله اکبر پيشروي تا آبادي جابر همدان و كنترل معبر بستان به طرف تپه الله اکبر و هم‌چنين جاده بستان سوسنگرد بود.

در تير ماه، منطقه آب‌گرفته جنوب جاده حميديه سوسنگرد در حال خشك شدن بود. لذا قابليت عبور نيروهاي خودي و دشمن در اين منطقه در جناح جنوبي لشكر 16 زرهي افزايش مي‌يافت. بدين سبب لزوم توجه بيشتر به اين جناح نيز زياد‌تر مي‌شد و لشكر 16 زرهي مجبور بود بر اساس همان نظريات فرمانده نيروي زميني دورتر كردن تهديد از اين جناح را در تقدم اول عمليات خود قرار دهد. به همين علت تلاش اصلي آفندي لشكر 16 زرهي در تابستان سال 1360 متوجه منطقه نبرد اطراف کرخه‌کور گرديد و تلاش‌هاي فرعي نيز براي عقب راندن نيروهاي دشمن در غرب سوسنگرد و در حوالي آبادي سويداني و دغاغله انجام شد. ولي در اين منطقه خط اصلي پدافندي لشكر 16 زرهي در امتداد شرق دهلاويه و سويداني و دغاغله به طرف پل الوان تثبيت گرديد.

عناصر لشكر 92 زرهي نيز در تير ماه 1360 تلاش‌هايي براي گسترش منطقه عمليات به غرب تپه الله اکبر و به سمت جابر همدان انجام دادند، ولي موفقيت چشم‌گيري به دست نياوردند. در جبهه جنوب غربي اهواز نيز هيچ گونه حركتي انجام نشد و اين جبهه تا عمليات بيت‌المقدس بي‌حركت باقي ماند.

 وضعيت استقرار نيروهاي دشمن در شمال کرخه‌کور سبب مزاحمت و نگراني نيروهاي ما شده بود. هدف ما اين بود كه هر چه زودتر در يكي از مناطق عملياتي به خط مرز خودمان برسيم و براي اين منظور منطقه غرب سوسنگرد و بستان مناسب‌ترين منطقه بود. اما تهديد دشمن در جناح جنوبي اين منطقه و در عرض نزديك به 100 كيلومتر خطري بسيار جدي بود كه به هيچ وجه قابل صرف‌نظر كردن نبود. لذا قرارگاه عملياتي جنوب تصميم قطعي گرفت كه ابتدا اين تهديد را خنثي كند و براي اين منظور در 17 تير ماه 1360 طي يك دستور عملياتي ساده به لشكر 16 زرهي مأموريت داد، آماده باشد در اولين فرصت مناسب به طرف کرخه‌کور حمله كند و نيروهاي دشمن را از شمال آن رودخانه عقب براند و كرانه شمالي آن‌را تصرف و تأمين نمايد.

در اين طرح محور اصلي پيشروي محور حميديه طراح منظور شده بود، زيرا تهديد جدي دشمن از آن محور بود اما امكانات لشكر 16 زرهي در اين منطقه عمليات فقط همان بود كه در خط پدافندي گسترش داده بود. بنابراين هر گونه عمليات آفندي اين لشكر الزاماً بايستي با همان نيروهاي در تماس با دشمن انجام مي‌گرفت. البته در اين موقع تيپ 2 لشكر 92 زرهي به عنوان احتياط نيروي زميني در جبهه اهواز سوسنگرد در منطقه اهواز در دسترس بود. ولي كمبود نيروهاي ما آن‌قدر زياد بود كه اگر ما اين تيپ را هم در خط مقدم درگير مي‌كرديم. ديگر هيچ نيروي احتياطي براي شرايط احتمالي بحراني در اختيار نداشتيم. براي اين منظور پيش‌بيني شد كه در هنگام حمله عناصر لشكر 16 زرهي در منطقه طراح تقدم وارد عمل شدن تيپ 2 لشكر 92 زرهي (احتياط نيروي زميني) در منطقه عمليات لشكر 16 زرهي باشد.

قبلاً نيز يادآوري كرده‌ايم كه فرمانده لشكر 16 زرهي داراي روح تهاجمي بسيار بالايي بود و اگر نيروي كافي در اختيار مي‌داشت، آمادگي قبول خطر را داشت. به همين دليل حتي قبل از دريافت مأموريت از قرارگاه جنوب، طرح حمله به كرانه شمالي کرخه‌کور را بدون در نظر گرفتن دريافت كمك از نيروي زميني تهيه كرده بود و اجرای مأموريت حمله در محور طراح را به تيپ 3 زرهي  كه در آن محور پدافند مي‌كرد واگذار نموده بود. در اين طرح مأموريت تيپ 3  چنين بيان شده بود :

«تيپ 3 زرهي  ضمن حفظ مواضع پدافندي كنوني با عناصري از یگان‌هاي سازماني و سپاه پاسداران و گروه عمليات نامنظم در زير امر تك مي‌كند، نيروهاي دشمن را در منطقه نابود و مواضع دشمن را در شمال کرخه‌کور تصرف و كرانه شمالي آن‌را تأمين مي‌نمايد.»

نكات حائز اهميت در اين طرح كه مورد توجه ويژه فرمانده لشكر قرار گرفته بود اثرات گرماي شديد در عمليات بود و به علت اين عامل محدود كننده دستور داده شد بود، عمليات در مدت 4 ساعت پايان يابد و براي تدارك آب و يخ پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل آيد. ضمن اين كه احتمال پاتك شديد دشمن نيز مورد نظر باشد و براي دفع آن، هدف‌ها طوري انتخاب شوند كه به محض تصرف تحكيم شوند.

نكته ديگر اين كه در اين طرح نيز تقدم اصلي به نگه‌داري مواضع پدافندي موجود داده شده بود. اين موضوع بيان‌گر آن است كه به علت كمبود نيروي رزمنده، فرماندهان ما نمي‌توانستند به خطر افتادن مواضع موجود را قبول نمايند. همين امر سبب شده بود كه درباره اجرای طرح‌هاي آفندي از جمله همين طرح مورد بحث شك و ترديد ايجاد شود. لذا طرح‌ها تهيه مي‌شد، اما اجرای آن به تعويق مي‌افتاد. در ادامه برآورد وضعيت و طرح‌ريزي براي به حركت درآوردن نيروهاي ما در جبهه‌هاي نبرد، قرارگاه جنوب به لشكرها و تيپ‌هاي مستقل فشار مي‌آورد و لشكر 16 زرهي در مركز اين فشار قرار داشت و طرح حمله در منطقه کرخه‌کور از اولويت ويژه‌اي برخوردار بود. به همين جهت لشكر 16 زرهي در 16 تير ماه 1360 يك طرح عملياتي جامعي براي حمله به كرانه شمالي کرخه‌کور تهيه كرد. نام اين طرح سردار چمران بود كه به ياد شهادت دكتر مصطفي چمران در دهلاويه اين نام انتخاب شده بود.

 طرح دکتر چمران لشكر 16 زرهي مكمل همان طرح قبلي بود. بر اساس اين طرح لشكر 16 زرهي با تيپ يك زرهي و 55 پياده هوابرد در غرب سوسنگرد و در شرق آبادي‌هاي دهلاويه سويداني چولانه پدافند مي‌كرد. و با تيپ 3  زرهي مستقر در مواضع پدافندي جنوب جاده حميديه سوسنگرد در محور طراح و ساچت حمله مي‌نمود و كرانه شمالي کرخه‌کور را از وجود دشمن پاك مي‌كرد.

در حمله تيپ 3 زرهي، یگان پاسدار و گروه نامنظم دكتر چمران كه در منطقه حميديه مستقر بودند شركت مي‌كردند و يك گروه رزمي گرداني از تيپ 2 لشكر 92 زرهي (احتياط نيروي زميني) تيپ 3 لشكر 16 زرهي را دنبال و پشتيباني مي‌نمود. ولي در اين طرح نيز به حفظ مواضع موجود تأكيد شده بود كه نشآن‌هاي از ترديد در تصميم‌گيري فرماندهي بود.

لازم به يادآوري است كه تيپ 3  زرهي براي اجرای اين مأموريت، داراي يك گردان مكانيزه و 2 گردان تانك بود كه در عمليات دي ماه 1359 آسيب سختي ديده بود و تلفات بسيار سنگيني را متحمل شده بودند. در مدت شش ماه گذشته اقداماتي براي تجديد سازمان و بازسازي اين گردان‌ها به عمل آمده بود، اما اين اقدامات نمي‌توانست اثرات فوق‌العاده‌اي در بهبود آمادگي رزمي اين گردان‌ها داشته باشد. زيرا اصولاً تهيه تجهيزات سنگين مانند تانك و نفربر براي ارتش ما غير مقدور شده بود و ما هر تعداد تانك و نفربر از دست مي‌داديم، جايگزيني آن امكان‌پذير نبود. تنها منبعي كه تا حدودي مي‌توانست جايگزيني تجهيزات منهدم شده در میدان‌هاي نبرد را تأمين كند، تعمير و حاضر به كار كردن خودروها و تجهيزات سنگين باقي مانده در پادگان‌ها بود كه قبل از آغاز جنگ در پادگان‌ها از كار افتاده و باقي مانده بود. جمع كل اين گونه تجهيزات باقي مانده در پادگان‌ها بيش از 50 درصد كل استعداد رزمي یگان‌ها نمي‌توانست باشد. ضمن اين كه تعداد قابل ملاحظه‌اي از آن‌ها نيز به علت نبودن قطعات يدكي مورد لزوم اصولاً قابل تعمير نبودند. اين وضع نامساعد آمادگي وسايل و تجهيزات سبب شده بود كه تكيه اصلي نيروهاي مسلح ما در میدان‌هاي جنگ بر پياده نظام مجهز به اسلحه سبك و نيمه سنگين مانند آرپي‌جي و تفنگ 106 ميليمتري ضد تانك باشد. چنان كه لشكر 16 زرهي با داشتن 12 گردان زرهي و مكانيزه سازماني يك گروهان به نام جانباز از افسران و درجه‌داران و سربازان داوطلب تشكيل داده بود كه به صورت پياده خالص بود و در عمليات طراح براي اين گروهان پياده و افراد سپاه پاسداران وگروه نامنظم نقش فعال در نظر گرفته بود.

در حقيقت تانك‌ها و نفربرها نقش پشتيباني را داشتند و نقش اصلي با پياده نظام بود. با توجه به مقدورات كلي پياده نظام، مدت زمان عمليات و عمق منطقه هدف بايستي خيلي محدود انتخاب مي‌گرديد.

 براي پي بردن به اصول عمليات گروه نامنظم دكتر چمران در هم‌آهنگي با عمليات واحدهاي ارتش بررسي دستور عملياتي صادر شده از ستاد جنگ‌هاي نامنظم ما را ياري مي‌كند.گفتيم كه در طرح عملياتي شهيد چمران گروه نامنظم مستقر در حميديه زير امر تيپ 3 لشكر 16 زرهي قرار داده شده بود. ستاد عمليات نامنظم در تير ماه 1360 براي اجرای اين مأموريت يك طرح عملياتي كتبي به نام شهيد مقدم تهيه كرد (توضيح آن كه شهيد استوار مقدم به همراه شهيد دكتر چمران در دهلاويه به شهادت رسيد).

در طرح شهيد مقدم، واحدهاي شركت كننده در اين نبرد از گروه نامنظم عبارت بودند از : يك گروهان از افراد شهرستان بوشهر، يك دسته از افراد داوطلب نيروي هوايي، يك گروهان ضربت، يك گروه مهندسي، يك واحد پشتيباني لجستيكي و يك گروه خمپاره‌انداز، گروهان افراد بوشهر به دو فرماندهي تقسيم شده بود كه به نام گروه ماهيني و گروه طالبي (فرماندهان آن‌ها) نام‌گذاري گرديده بود. مأموريت واحد نامنظم چنين تعيين شده بود كه گروه ماهيني ضمن حفظ مواضع فعلي پدافندي (در منطقه طراح) در زمان اجرای طرح عملياتي طراح، زير امر گردان 227 تانك تيپ 3  زرهي قرار مي‌گيرد و در محور طراح حمودي فردوس به منظور منهدم كردن دشمن تك مي‌كند و كرانه شمالي کرخه‌کور را تصرف مي‌نمايد و بنا به دستور با گروهان برادر طالبي كرانه شمالي کرخه‌کور را تأمين مي‌نمايد.

 مأموريتي كه در اين طرح عملياتي به گروهان ماهيني داده شده بود، چنين بود كه با هم‌آهنگي فرمانده گردان 227 تانك و گروهان نامنظم سازمان دهد و قسمتي از پرسنل را براي ادامه پدافند در مواضع كنوني نگه دارد. با تغيير محل خاكريزهاي پدافندي به سمت جنوب مواضع پدافندي خود را به مواضع دشمن نزديك‌تر سازد و با حفر كانال‌هاي عرضي و طولي خطوط رابط به سمت خاكريزهاي دشمن ايجاد كند تا بتواند به میدان‌هاي مين دشمن نزديك شود و معابري در آن‌ها ايجاد و علامت‌گذاري نمايد و با آغاز حمله به خاكريز اول دشمن هجوم ببرد و آن را اشغال نمايد.

با كمي دقت در مأموريت واگذاري به يك واحد نامنظم معلوم مي‌گردد كه وظايف بسيار سنگيني به يك واحد كوچك رزمنده واگذار شده بود و حداقل به ظاهر به نظر مي‌رسد كه كمتر واحدي در چنين استعداد رزمي مي‌تواند چنين مأموريت‌هاي سنگيني را اجراء نمايد. با اين وجود بايد اعتراف كرد كه قسمتي از اتكاء عمليات به همين گروهان نامنظم وابسته بود.

لازم به يادآوري است كه بعد از شهادت دكتر مصطفي چمران، برادرشان مهندس مهدي چمران فرماندهي گروه نامنظم چمران را به عهده گرفت و تا زمان انحلال اين سازمان كه در پاييز سال 1360 اتفاق افتاد اين وضع باقي بود.

يك نكته فوق‌العاده حائز اهميت در اين برهه از زمان جنگ اين بود كه بعد از 9 ماه كه از زمان آغاز جنگ مي‌گذشت، نيروهاي مردمي به مرور به اين واقعيت اعتقاد پيدا مي‌كردند كه براي هدايت عمليات نظامي لازم است اصولي رعايت و اجراء شود. از جمله آن اصول برآورد وضعيت و تهيه طرح قبل از اجرای هر عمليات به هر مقياس امري الزامي است. لذا اين فعاليت كه در واحدهاي نظامي به نام فعاليت ستادي خوانده مي‌شد. كم كم در واحدهاي متشكل از نيروهاي مردمي نيز معمول و متداول گرديد كه نمونه آن همان دستور عملياتي گروه نامنظم بود كه در بالا به آن اشاره شد و ستاد نامنظم بعد از چند روز يك دستور تكميلي 3 صفحه‌اي نيز صادر كرد كه تقريباً تمام جزئيات مورد نياز براي هدايت عمليات در آن دستور به صورت كتبي به فرماندهان واحدهاي اجرایي ابلاغ شده بود. به عنوان مثال حتي چگونگي تهيه بازوبند مشخص كننده واحد در آن تعيين گرديده بود. اين گرايش به لزوم رعايت اصول نظامي‌گري در هدايت عمليات اثرات بسيار مثبتي در نتايج عمليات داشت. بررسي‌هاي كامل ستادي براي عمليات آفندي در منطقه طراح در تيرماه 1360 انجام شد، ولي به علل مشكلاتي كه كراراً يادآوري شده است، اجرای آن در تير ماه امكان‌پذير نشد. لذا در تير ماه در جبهه عمليات سوسنگرد حادثه مهمي رخ نداد.

فرمانده نيروي زميني كه علاقمند بود، هرچه سريع‌تر نيروهاي دشمن حداقل به جنوب کرخه‌کور رانده شوند، به فرمانده لشكر 16 زرهي فشار مي‌آورد طرح عملياتي شهيد چمران را اجراء كند. بدين سبب فرمانده لشكر 16 زرهي از اوايل مرداد ماه تصميم گرفت به هر نحوي كه باشد همه يا قسمتي از آن طرح را اجراء كند. قرارگاه جنوب در دوم مرداد ماه از لشكر 16 زرهي خواست هر چه سريع‌تر زمان اجرای عمليات طراح را تعيين و اعلام دارد. لشكر 16 زرهي در سوم مرداد ماه، اين زمان را ساعت 0415 روز پنجم مرداد ماه تعيين و اعلام كرد و در روز جهارم مرداد ماه طي يك دستور جزء ‌به ‌جزء آخرين تصميمات لشكر را به واحدهاي اجرایي ابلاغ نمود كه تنها تغيير نسبت به دستورات قبلي اين بود كه گروه رزمي 207 تانك اعزامي از تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه در اختيار لشكر 16 زرهي قرار گرفته بود، زير امر  آن لشكر قرار داده شد تا به هر نحو كه فرمانده تيپ صلاح بداند آن را به كار برد و يك مدت زمان آتش تهيه نيز به مدت 30 دقيقه براي پشتيباني اين عمليات پيش‌بيني و به توپخانه‌ها ابلاغ گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده