سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (55)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» مفردات چراغ خانه دل‏هايتان روشن با شمعى كه من باشم انرژى هسته‏ى آن *** چو با بزرگ نشينى بزرگ خواهى شد كدام قطره به دريا رسيد و بحر نشد *** كوير صفحه بخت مرا نظر فرما مكن مضايقه از اين و آن گل امضاء

***

گفته بودى كه چو دجاله بيايد آيم

باز با اين همه دجاله چرا منتظرى

***

يك قدم تا عشق گامى بيش نيست

صد قيامت را خرامى بيش نيست

***

عشق كه داريم از كل مهمات جهان

خنده بايد كرد اين تنها مهمات شماست

***

يك مكانيك شد شهيد كربلا

آب و روغن كرده قاطى رود ما

***

من همان درياى پر شورم كه دائم موجيم

زين سبب سربازى من موج خيز جبهه‏هاست

***

آمدم تا از غبار خاطر رزمندگان

حجله بر ليلاى امواج شب مجنون كنم

***

در گلستان ديار باغ گلزار ادب

غنچه‏هاى شاخ اميدم گل خمپاره است

***

دلم درگير اروند است و فاو اوست

به روى موج خون مانند ناو است

***

اين همه نهر عرايض در شب والفجر هشت

پل شده تا خيبر از بعثت زند

***

گاه خطر چه به پنهان و آشكار

نام ترا برم كه كند كار ذوالفقار

***

آماده پرواز شدم در سفر عشق

هرچند پر و بال من از آهن داغ است

***

سنگر عشق بسازيد كه ارباب سلاح

همه در بند و اسير قلل دام خودند

***

جز پرسيدن حال جنابعالى

خبرى نيست بجز خوشحالى

***

روى تو نازنين است

تنها خبر همين است

***

هر كسى متكى به خويشتن است

كامياب و خوش و عدوشكن است

***

معبر معراج عشق است و كهن سرباز فتح

تو بخوان اين نسخه ما از پى اعجاز فتح

***

معبر معراج عشق است بسمل خون حسين

تا بخواند نامه ما مست و مجنون حسين…

***

جان آگاهيست هركس بگذرد از قيد تن

تشنگان را وادى عشق است كانون حسين

***

از دل غبار كينه به شستن نمى‏رود

واى آنكسى كه دلى را كند سياه

***

كمان آنهم نود و نه مرغ آهن بال

پر پروازشان بشكست پشت كركس دشمن

***

 

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده