امیر خستگی ناپذیر(شهید سرلشکر ولی الله فلاحی)
بخش یکم: تولد و کودکی(از طالقان تا لویزان) در سال1310 در قریۀ کولج طالقان از توابع کرج در یک خانوادۀ روستایی کودکی متولد شد که نام او را ولی گذاشتند. تمرکز امکانات در شهرک(مرکز طالقان)، مشکلاتی را برای مردمی که در سایر آبادیهای طالقان زندگی می کردند، پدید می آورد و این مشکلات منجر به بزرگسالان نبود بلکه عوارض آن دامنگیر خرد سالان هم می شد. آنان مجبور بودند فاصلۀ زادگاه خویش تا شهرک را پیاده طی کنند تا بتواند با حضور در کلاس های درس،تحصیلات خود را ادامه دهند. به خصوص پیاده روی در زمستان سرد و خشک طالقان با جاده های ناهموار و یخبندانش به شدت کودکان جویای تحصیل را می آزرد.

تیمسار فلاحی برای گذراندن تحصیلات ابتدایی، همان مشکلات و گرفتاری ها را پشت سر گذاشت و برای ادامۀ تحصیل در سال1324 به تهران آمد. سه سال اول دورۀ متوسطه را در دبیرستان علامه و سه سال دوم متوسطه را در دبیرستان نظام گذراند و با ورود به دبیرستان نظام در سال1327 شغل آیندۀ خود را نیز انتخاب کرد.

از مهر ماه 1330 در دانشکدۀ افسری، تحصیلات دانشگاهی را نیز ادامه داد و پس از اخذ لیسانس در سال1333 با درجۀ ستوان دوم، فارغ التحصیل شده و خدمت خود را در نیروی زمینی ارتش در لشگر92 اهواز آغاز کرد.

در سال1337 به تهران منتقل شد و در دانشگاه نظامی، در سمت فرماندهی گروهان دانشجویان و فرماندهی گردان اشتغال یافت و در سال های1339-1343 دورۀ پرسنل نظامی و سپس دورۀ عالی آجودانی را در آمریکا گذراند.

شهید فلاحی از معدود افسران منتخبی بود که پس از طی دورۀ ویژه در خارج از کشور به عنوان یکی از بنیان گذاران رستۀ آجودانی در ارتش ایران، به منظور ایجاد تحول اداری، دورۀ مقدماتی آجودانی را در سال1341 و دورۀ عالی آجودانی را در سال 1343 تأسیس کرد و در عین حال در دانشگاه نظامی، دانشکدۀ آجودانی به تدریس اشتغال داشت.

سپس به عنوان افسر عملیات منظم دایرۀ عملیات در ستاد نیروی زمینی به خدمت اشتغال یافت و از همان ستاد در سال1348 جهت گذراندن دورۀ فرماندهی و ستاد(دافوس) اعزام شد.

او از جمله دانشجویان ممتاز آن دوره بود و بر این اساس پس از اتمام دورۀ دافوس جهت تدریس در آن دانشکده از وی دعوت به عمل آمد و در ضمن، مدیریت آموزش دانشکدۀ فرماندهی و ستاد نیز به وی محول شد و دراین شغل هشت سال فعالیت داشت.

مأموریت ویتنام

از سال1351 تا اواسط سال1353 با درجۀ سرهنگ دوم به همراه گروهی از افسران ایرانی به عنوان ناظر صلح سازمان ملل در آتش بس ویتنام، به آن کشور اعزام شد و در کنار دیگر نمایندگان کشورهای اندونزی، لهستان و مجارستان، به عنوان فرماندۀ ایرانی مقیم یکی از ایالات ویتنام، مأموریتش را آغاز کرد.

اهداف مأموریت

مأموران اعزامی سازمان ملل به ویتنام که بالغ بر70 نفر بودند، وظیفۀ نظارت بر آتش بس را در ویتنام به عهده داشتند. آمریکا از سالهاپیش در ویتنام درگیر جنگ بود و تلاش می کرد؛ قیام های مردمی به ویژه قیام مردم ویتنام جنوبی را که بیشتر از ویت کنگها می شد، سرکوب و خنثی کند.

تا سال1355، ویتنام دارای قسمت شمالی و جنوبی بود. در ویتنام جنوبی گروه زیادی از مردم انقلابی بر ضد دولت قیام کردند و به جنگ مسلحانه روی آوردند. در حالیکه آمریکا به حمایت از دولت دست نشاندۀ ویتنام جنوبی به تدریج نیروهایش را وارد آن کشور کرد، تا جایی که تعداد آنها به حدود600 هزار نفر رسید.

ویتنام شمالی، چون ویت کنگ ها (انقلابیون جنوب ویتنام جنوبی) را مورد حمایت قرار می داد، بشدت مورد تهاجم بمب افکنهای آمریکای واقع شد.

مردم آمریکا با مأموریت ارتش در ویتنام مخالف بودند. جوانان برای رفتن به سربازی تمرد می کردند. دامنۀ نارضایتی هر روز گسترش می یافت و سرانجام، تظاهرات از مقابل کاخ سفید آغاز و به سایر شهرهای آمریکا کشیده شد. علاوه بر این که افکار عمومی در جهان نیز به عدم مشروعیت حضور ارتش آمریکا در ویتنام رأی می داد.

دولت آمریکا دنبال راهی بود که از این بن بست نجات پیدا کند. سرانجام کنفرانسی در پاریس بر پا شد و نمایندگان ویتنام شمالی و جنوبی و نیز نمایندۀ گروه های انقلابی (ویت کنگها) و آمریکا در آن حضور یافتند و به توافق رسیدند که ویتنام جنوبی به دو قسمت تبدیل شود، یک قسمت در اختیار دولت ویتنام جنوبی و یک قسمت هم از آن ویت کنگها باشد.

بر این اساس، دولت موقت انقلابی ویت کنگها تشکیل شد و کشور ویتنام جنوبی به حالت شطرنجی درآمد که در هر یک از خانه های آن، یکی از دو نیروهای دولت ویتنام جنوبی و یا دولت انقلابی ویت کنگ حضور داشتند. سازمان ملل هم موافقت کرد که گروهی را به ویتنام جنوبی اعزام کند تا بر آتش بس میان دو نیروی موجود در آن کشور نظارت کند.

کشورهای لهستان، مجارستان، کانادا و اندونزی به عنوان ناظرین اصلی بر آتش بس انتخاب شدند. هر کدام از این چهار کشور با گروهی به تعداد تقریبی70 نفر و بدون تجهیزات در سایگون، مرکز ویتنام جنوبی، مستقر و سپس درهفت منطقه مرزی و حائل دولت دولت ویتنام جنوبی و دولت موقت انقلابی تقسیم شدند.

کمتر از دو ماه پس از اعزام ناظرین صلح سازمان ملل، کشور کانادا به علت داشتن وضعیت مشابه با آمریکائیها و گرفتاریهای ناشی از آن در ویتنام، از ادامۀ مأموریت منصرف و دولت ایران داوطلب جایگزینی کانادا در ویتنام شد و بدین ترتیب گروه اعزامی ایرانی از میان افسران مراکز فرهنگی، انتخاب و به ویتنام اعزام شدند.

در مناطق هفت گانۀ ویتنام نیروها طوری تقسیم شدند که هیأتهای اعزامی به آن مناطق، متشکل از هر چهار کشور مجارستان، لهستان، اندونزی، و ایران بود.

شهید فلاحی، فرماندۀ ایرانیان مستقر در دکتای رود مکونگ شد و با هیأتهای لهستان، مجارستان، و اندونزی همکاری می کرد.

بر اساس اظهارات همراهان شهید فلاحی به ویتنام، مأموریت نمایندگان مزبور این بود که وقایع و تخلفات مربوط به طرفین متخاصم در منطقه را ارزیابی و جهت انعکاس به سازمان ملل گزارش دهند. اما شرایط سیاسی در آن زمان به گونه ای بود که نمایندگان مناطق مختلف، کمتر در جمع بندیها به توافق مشترک می رسیدند.

تنها منطقه ای که معمولاً در ارزیابی های مربوطه، رأی مشترک داشت، منطقۀ مأموریت شهید فلاحی بود. بدین لحاظ اغلب، مورد توجه و تقدیر سفیر ایران در ویتنام هم قرار می گرفت.

آخرین شغل پس از مأموریت

شهید فلاحی پس از بازگشت از ویتنام در همان دانشکدۀ فرماندهی و ستاد به تدریس ادامه داد، تا آن که در12 مهر1357 به درجۀ سرتیپی ارتقا یافت و در همان تاریخ به شیراز منتقل و در معاونت فرماندهی مرکز پیادۀ شیراز مشغول به کار شد.

البته شهید فلاحی به علت اعتقادات مذهبی از نظر ضد اطلاعات ارتش، افسری مظنون بود و به همین جهت به او فقط مشاغل و یا مأموریتهای فرهنگی محول می شد. در تست امیری هم به شرطی پذیرفته شد که به وی شغل فرماندهی لشگر داده نشود.

در هر حال، حضور شهید فلاحی مقارن با اوج گرفتن مبارزات انقلابی مردم بر ضد حکومت پهلوی در شیراز بود. پس از اعلام حکومت نظامی در بسیاری از شهر های ایران، در اثر مجاهدت و کوششهای او، شیراز تنها شهری بود که حکومت نظامی آن لغو شد، نیروهای ارتشی از خیابان ها جمع شدند و مسئولیت این حکم دولتی به شهربانی محول شد.

منبع: امیر خستگی ناپذیر، حسینیا، احمد،1380، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده