آب و آتش(24)
شهید رحمان اولاد، معلم اخلاق بود ناوسروان مجید دائمی سال1364 وارد منطقۀ دوم دریایی بوشهر شدم و در ناوشکن نقدی به عنوان کاربر رادار مشغول انجام وظیفه شدم. علاوه بر گشت دریایی در خلیج فارس برای انجام مأموریت های ساحلی به سکوهای نفتی نوروز-ابوذر-نهر قاسمیه آبادان و فاو به صورت متناوب اعزام می شدم. در نهر قاسمیۀ آبادان نیروی دریایی ایستگاه رادار مستقر کرده بود و فاصلۀ ما با نیروهای بعثی عراق بسیار نزدیک بود.

نیروی بعثی عراق مرتب با خمپاره ایستگاه مربوطه را مورد هدف قرار می داد، ولی به خواست خدا نمی توانست دقیق آن منطقه را شناسایی کند و در رسیدن به اهدافش ناکام می ماند. در طول مأموریتی که در آن منطقه بودم با شهید ناواستوار یکم رحمان اولاد که یکی از تکاوران غیور نیروی دریایی بود، آشنا شدم. ایشان از لحاظ اخلاقی بسیار مهربان و مؤمن بود.

 اغلب در حال نماز و نیایش بود. چهرۀ معنوی ایشان زبانزد خاص و عام بود. در تقسیم بندی جیرۀ غذایی بسیار اهل قناعت بود. رحمان، یک نیروی رزمی و ورزشکار بود که در اهمیت به نماز اول وقت در بین دیگران متمایز بود. رفتارش درس بزرگی برای ما بود.

27/7/1364 در نهر قاسیمۀ آبادان مشغول دیده بانی بودم که ناگهان تعدادی از هواپیماهای عراقی را مشاهده کردم که به طرف ما حمله ور شدند. بعد از رسیدن هواپیماها به منطقه با آتش پدافند نیروی خودی، هواپیماها با شکستن دیوار صوتی تغییر مسیر دادند.

 بعد از چند لحظه صدای انفجار مهیبی شنیده شد و دود زیادی منطقه را فرا گرفت. چند تن از تکاوران که در کنار ما بودند، اظهار داشتند که به احتمال هواپیماها آبادان را بمباران کرده اند. برابر اطلاع واصله مشخص شد که نهنگ2 (قفقاز-بهمن شیر) مورد اصابت قرار گرفته و بلافاصله تماس مخابرات ما با نهنگ2 قطع شد. ناواستوار اولاد چند روز قبل برای انجام مأموریتی به نهنگ2 اعزام شده بود. آری! بعد از این که تعدادی از تکاوران از نهنگ2 برگشتند خبر آوردند رحمان و تعدادی از همرزمانش شهید و به سوی معبود پرواز کرده اند.

پدافند همیشه هوشیار

جزیرۀ فارسی از سال1364تا1365 بسیار موقعیت حساسی داشت، زیرا مکانی بود که اغلب کشتی هایی که قصد عبور و کمک به رژیم بعث عراق را داشتند، می بایست از آن مکان تردد می کردند، برای همین اکثر هواپیماهای عراقی  برای تضعیف نیروهای ایرانی جزیره را به طور مرتب مورد بمباران قرار می دادند.

 با توجه به تجربۀ کافی که از موقعیت جزیره داشتیم، مسیر حملۀ هواپیماها را کاملاً شناسایی کرده بودیم. در یکی از روزها بعد از شیفت نگهبانی با چند تن از رزمندگان مشغول ورزش بودیم که ناگهان دو فروند هواپیمای عراقی در ارتفاع پایین و سرعت کم به طوری به ما نزدیک شدند که خلبان ها با کلاه سفید در اتاقک هواپیما قابل رؤیت بودند. بلافاصله همگی با فریاد بلند گفتیم: هواپیما، هواپیما. هواپیماها گیج شده بودند که به کدام طرف بروند. آتش پدافند جزیره آنها را در محاصره قرار داده بود.

سرانجام به هر بدبختی که بود از محاصره خارج شدند و پا به فرار گذاشتند. بلافاصله از سایت رادار نیروی هوایی گزارش رسید که هواپیماها قصد حمله به کشتی های آذوقۀ ایرانی را داشته اند، ولی به دلیل پدافند قوی جزیرۀ فارسی به اهداف خود نرسیدند. این هوشیاری و آمادگی دفاعی باعث تشویق پدافند جزیرۀ فارسی شد.

ناوشکن نقدی حماسه آفرید

از سال1363 که وارد منطقۀ دوم دریایی بوشهر شدم این افتخار نصیب من شد که با تخصص کاربری رادار در ناوشکن جمهوری اسلامی نقدی انجام وظیفه کنم. حدود یک سال به مأموریت گشت دریایی در منطقۀ خلیج فارس در طول هشت سال دفاع مقدس برای شناسایی واحد های شناور دشمن اعزام شدم. در یکی از مأموریت هایی که برای پشتیبانی از نفتکش هایی که در جزیرۀ خارک مستقر بودند، اعزام شده بودیم، وضعیت قرمز اعلام شد. هواپیماهای ضدرادار و همچنین بالگرد سوپر فرلون دشمن در منطقۀ خارک برای حمله به کشتی ها آمده بودند. سکوتی وحشت زا آن منطقه را فرا گرفته بود. همۀ ما آمادگی مقابله با دشمن را داشتیم. ناگهان از سمت شمال جزیرۀ خارک به وسیلۀ بالگرد سوپر فرلون موشکی به طرف ما شلیک شد. لحظۀ بسیار حساسی بود. پدافند ناو نقدی متوجه موشک دشمن شد.

 با آتش پدافند مسیر موشک مورد هدف قرار گرفت. موشک به ناو نزدیک شده بود که بلافاصله در مسیر پدافند مهناوی یکم عباس نیک چهره یکی از کارکنان غیور ناو قرار گرفت که ایشان با شعاع آتشی که ایجاد کرده بود مسیر موشک را تغییر داد و موشک دشمن در قعر آب های نیلگون خلیج فارس سقوط کرد و منفجر شد.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده