پرسش و پاسخ هفته
قطعنامه 598 را تشریح کنید. چرا ایران قطعنامه­های صادره را نمی­پذیرفت؟ پاسخ زیر بر اساس نظرات تعدادی از پیشکسوتان و اساتید معارف جنگ شهید صیاد شیرازی به این پرسش ارائه شده است، آیا شما بازدید کنندۀ عزیز به ویژه محققین و پژوهشگران و پیشکسوتان گرانقدر عرصۀ دفاع مقدس این پاسخ را تأیید می کنید؟ یا شاید نظر تکمیلی یا نظر دیگری دارید، در هر صورت خوشحال می شویم اگر نظر خود را در ذیل همین مطلب درج نمائید تا برای استفادۀ دیگران منتشر نمائیم

شورای امنیت در طول جنگ تحمیلی هشت قطعنامه صادر کرده است. البته این تعداد قطعنامه با مقایسه با قطعنامه­های صادره در مدت شش ماه اشغال کویت که 12 قطعنامه می­باشد، قابل مقایسه نیست. در مورد ایران این مسئله کاملاً محرز می­باشد که سازمان ملل همیشه منتظر این بود که اگر وضعی برای عراق پیش بیاید و در تنگنا قرار بگیرد، قطعنامه­ای به نفع صدام صادر کند.

البته این نکته قابل توجه است که بین قطعنامه بر مبنای ماده7 منشور سازمان ملل که ضرورت اجرایی پیدا می­کند با قطعنامه بر اساس فصل ششم منشور فرق است. به طور مثال در قطعنامه­های صادره در مورد کویت گفته می­شد نیروهای عراقی باید از کویت خارج شوند. به این معنی که اگر خارج نشوند با عکس­العمل کشورهای عضو سازمان ملل روبه­رو خواهند شد. ولی در مورد جنگ با ایران حالت توصيه داشت و اصولاً از لغت جنگ در این قطعنامه­ها به غیر از قطعنامه 598 استفاده نشده بود.

دلیل این مسئله هم این بود که ابرقدرت­هایی که عضو دائم شورای امنیت هستند، خود جزو آتش­بیاران معرکه این جنگ بودند؛ از امریکا و شوروی گرفته تا فرانسه و انگلیس، بدشان نمی­آمد که این جنگ ادامه پیدا کند.

قطعنامه­های صادره به گونه­ای تنظیم می­شد که بند اول آن آتش­بس، بند دوم مبادله اسیران جنگی، بند سوم گفتگوی دو دولت بود و ایران هم می­گفت من آتش­بس را قبول دارم، ولی اول خروج نیروهای متجاوز از مناطق اشغالی، دوم تعیین متجاوز، بعد بقیه مفاد قطعنامه را می­پذیرم. ولی شورای امنیت این کار را نمی­کرد. لذا دلیل نپذیرفتن قطعنامه­ها این بود که در هیچ قطعنامه­ای خواسته­های ایران لحاظ نمی­شد. تا اینکه در اواخر سال1365 سازمان ملل تصمیم می­گیرد قطعنامه­ای را تدوین کند که صلح جامع و شرافتمندانه و همه­جانبه­ای بین ایران و  عراق برقرار شود. لذا قطعنامه 598 پس از ماه­ها بحث و بررسی در 29 تیر1366 تصویب و صادر می­شود که برای اولین بار خواسته­های ایران در آن لحاظ می­گردد.

این قطعنامه 10 بند دارد که در بند اول آتش­بس، بند دوم مبادله اسیران جنگی است. در بند6 می­گوید دبیر کل مأموریت دارد هیئتی را تعیین کند تا متجاوز جنگ و مسئول جنگ شناخته شود. همچنین در بند بعدی می­گوید دبیر کل مأموریت دارد هیئتی را برای تعیین خسارات جنگی مشخص کند.

این بندها مورد نظر ایران بود. لذا ایران اعلام کرد من قطعنامه را قبول دارم، به شرطی که بند6 در اول قطعنامه بیاید و مناطق باقی­مانده اشغالی باید بلافاصله تخلیه شود. بنابراین قطعنامه 598 در ابتدا نه مورد قبول ایران قرار گرفت و نه رد شد.

ولی عراقی­ها بلافاصله قطعنامه را قبول کردند. چون می­دانستند ایران آن را قبول نمی­کند و این باعث می­شود وضعیت منطقه از نظر استراتژی جنگ تغییر کند و چهره صدام به عنوان صلح­طلب در دنیا مطرح شده و فشارهای نظامی و اقتصادی بر ایران شدت پیدا کند. به این ترتیب امریکا به بهانه حفاظت از نفت­کش­های کویت حضورش در خلیج فارس موجه شده و نهایتاً عراق به شدت تقویت گردید.

قطعنامه 598 به مدت یک سال روی میز قرار گرفت و نهایتاً بنا به دلایلی که در بحث­های بعدی مطرح خواهد شد، این قطعنامه از سوی ایران پذیرفته شد. آخرین قطعنامه، قطعنامه 622 بود که مربوط به نیروهای صلح سازمان ملل متحد می­باشد که برای نظارت بر آتش­بس بین دو کشور صادر شده است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده