نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و یکم: از عمليات خيبر تا عمليات طريقالقدس-2 تيپ 17 زرهي لشكر 10 زرهي عراق در اوايل مهر ماه 1360 يك دستور عملياتي منتشر كرده كه نشان ميدهد در اين موقع اين تيپ مأموريت تيپ زرهي ابنالوليد را در تنگ چزابه به عهده گرفته و به عنوان احتياط عمومي سپاه 3 براي وارد عمل شدن در محور بستان سوسنگرد يا بستان الله اکبر آماده گردد.

 

از نحوه اظهار نظرهاي تيمسار فلاحي و دكتر چمران چنين برمي‌آمد كه اين موضوع قبلاً در شوراي عالي دفاع يا جلسات ديگري مورد بررسي قرار گرفته و چنين برآورد گرديده كه ادامه عمليات آفندي خيبر در غرب سوسنگرد و تپه الله اکبر مناسب‌ترين طرح ممكن براي اجرای عمليات آفندي مورد نظر مي‌باشد. لذا ابتدا اين طرح به طور جدي مطرح گرديد و چنين به نظر رسيد كه حمله گروه نامنظم دكتر چمران به دهلاويه در 26 خرداد به عنوان جزئي از آن طرح عملياتي بوده است.

 زيرا اين روش چند بار تكرار شده بود كه نيروهاي مردمي در جبهه‌هاي نبرد اقدام به عمليات آفندي محدود مي‌كردند و نيروهاي ارتشي را ملزم به پشتيباني و بعد ادامه همان عمليات مي‌نمودند. چنان كه در همين عمليات دهلاويه نيز همين وضع پيش آمد. بعد از درگير شدن گروه نامنظم الزاماً تيپ 55 پياده وارد عمل گرديد و بيش از پنج كيلومتر پيشروي كرد. به هر حال بحث درباره طرح حمله به سمت بستان خيلي جدي شد، اما تيمسار ظهيرنژاد با آن طرح مخالف بود، زيرا در همان موقع نيروهاي ما در محور حميديه سسوسنگرد بستان قريب 50 كيلومتر به دشمن پهلو داده بودند كه در هر قسمت‌هايي از آن دشمن مي‌توانست از جنوب به شمال پيشروي كند و راه مواصلاتي واحدهاي مستقر در حوالي سوسنگرد و غرب آن را قطع كند و ضربت مهلكي بر نيروهاي ما وارد نمايد.

 در آن موقع استعداد رزمي نيروهاي ما آن چنان قوي نبود كه بتواند در هر قسمت از جبهه 40 كيلومتري صحنه عمليات خوزستان آمادگي كامل براي دفع تهديدات دشمن را داشته باشد، گرچه نيروهاي دشمن نيز در طول 9 ماه جنگ خسته و فرسوده شده و قدرت تعرضي خود را از دست داده بودند. با توجه به اين وضعيت نظريات فرمانده نيروي زميني درباره ادامه پيشروي به سمت غرب در محور سوسنگرد بستان كاملاً منطقي بود. به خصوص اين كه دو لشكر دشمن در اين جناح نيروهاي ما صف‌آرايي كرده بودند و دشمن مي‌توانست حداقل دو تيپ رزمي كامل را براي اجرای عمليات تعرضي در اين جناح نيروهاي ما وارد عمل سازد و با بقيه عناصر دو لشكر خود از كرانه غربي رودخانه كارون تا تنگ چزابه و بستان پدافند نمايد.

به اين دليل فرمانده نيروي زميني معتقد بود كه نبايد به اميد يك پيروزي محدود و نامعلوم خطوط پدافندي موجود را به خطر بياندازيم. بلكه بايد تقدم را به حفظ مواضع موجود بدهيم و با عمليات آفندي محدود و محلي و جنگ فرسايشي دشمن را خسته و فرسوده سازيم و در فرصت مناسب ضربت قاطع به دشمن وارد نماييم. مسئله مهم ديگري نيز در اين جلسه به وسيله تيمسار فلاحي مطرح شد و آن اين بود كه نيروهاي مسلح ما از نظر مهمات در محدوديت فوق‌العاده‌اي هستند و در حال حاضر (در آن موقع) براي مصرف كمتر از يك ماه در داخل كشور مهمات موجود است. با توجه به اين كه ما مجبور هستيم براي عمليات پدافندي مهمات زيادي مصرف كنيم، چه بهتر كه اين مهمات را براي عمليات آفندي به مصرف برسانيم و ضربتي محكم و در صورت امكان سرنوشت‌ساز به دشمن وارد كنيم.

 در جلسه مورد بحث دو نظريه كلي وجود داشت كه نظريه اول اجرای عمليات تعرضي در محور سوسنگرد بستان بود و طرف‌داران اصلي آن تيمسار فلاحي و دكتر چمران و فرمانده سپاه پاسداران بودند. نظريه دوم تحكيم مواضع پدافندي موجود و طرح‌ريزي و اجرای عمليات آفندي محدود و محلي به وسيله لشكرها و وارد كردن ضربات تدريجي به دشمن بود كه تدبير كلي فرمانده نيروي زميني بود و فرماندهان ديگر نظامي نيز با آن موافق بودند.

 از  بحث‌هاي روز 30 خرداد نتيجه نهايي گرفته نشد و قرار بر اين شد در بعدازظهر روز 31 خرداد اين بحث‌ها ادامه يابد تا به يك راه‌حل منطقي كه مورد قبول همه باشد، انتخاب گردد. لذا در بعدازظهر روز 31 خرداد جلسه تشكيل شد. اما يك حادثه ناگوار پيش آمد كه سبب تغييرات كلي گرديد و آن شهادت دكتر چمران در جبهه دهلاويه بود.

هنگامي كه دعوت‌شدگان در جلسه حاضر شدند، در حدود ساعت 1600 اين خبر ناگوار به وسيله برادر دكتر چمران (مهندس مهدي چمران) به اعضاء جلسه اطلاع داده شد. طبعاً حالت تأسف و تأثر در همه حاضرين در جلسه ايجاد گرديد. با اين وجود جلسه بدون حضور مهندس مهدي چمران كه جلسه را ترك كرد، ادامه يافت و تصميم نهايي با توجه به محدوديت‌هاي موجود اين شد كه عمليات تعرضي محدود در منطقه نبرد جنوب محور حميديه سوسنگرد اجراء شود و به ويژه در محور حميديه طراح کرخه‌کور سعي شود نيروهاي دشمن به جنوب کرخه‌کور عقب رانده شوند. به لشكر 16 زرهي مأموريت داده شود طرح‌هاي عملياتي را براي راندن نيروهاي دشمن به جنوب کرخه‌کور و جنوب نهر نيسان تهيه و اجراء نمايد. نظر به اين كه تلاش اصلي اين سلسله عمليات در محور حميديه طراح کرخه‌کور بود، تمام آن‌ها به نام عمليات طراح نام‌گذاري گرديد.

خرداد ماه 1360 با حوادثي كه بيان شد به پايان رسيد. در حالي كه به علت نبردهاي فعالي كه بين رزمندگان ما و نيروهاي متجاوز عراق در منطقه عملياتي سوسنگرد در اين ماه رخ داده بود، اين منطقه عمليات به صورت فعال‌ترين منطقه نبرد در صحنه عمليات خوزستان درآمد. با توجه به تهديداتي كه نيروهاي ما در اين منطقه براي دشمن ايجاد كردند، نيروهاي دشمن مجبور شدند بر اقدامات مراقبتي و پدافندي اين منطقه توجه بيشتري داشته باشند و نيروهاي بيشتري را وارد اين منطقه نبرد سازند. اين گونه اقدامات دشمن سبب برهم خوردن توازن قدرت رزمي نيروهاي ما با نيروهاي دشمن و به نفع دشمن گرديد و دشمن منطقه عملياتي حوالي کرخه‌کور و نهر نيسان و غرب سوسنگرد را به صورت استحكامات قوي درآورد كه هر گونه نفوذ نيروهاي ما را به خط پدافندي نيروهاي دشمن با مشكلاتي مواجه مي‌نمود.

براي روشن شدن وضعيت نيروهاي دشمن در منطقه نبرد مورد بحث بعد از خرداد ماه 1360 اسناد و مدارك به دست آمده از نيروهاي دشمن را بررسي مي‌كنيم.

  1.  تيپ 35 لشكر 9 زرهي عراق كه در عمليات خيبر در ارديبهشت ماه 1360 در مقابل نيروهاي حمله‌ور ما قرار داشت و حداقل 50% استعداد رزمي خود را در آن عمليات از دست داد در ماه تموز 1981 (تير ماه 1360) دستور عملياتي جديدي تهيه و منتشر كرده است كه خلاصه آن چنين است.

در موقع صدور اين دستور قرارگاه لشكر 9 زرهي عراق در مويسه مستقر بوده، تيپ 14 مكانيزه لشكر 9 در جناح راست و در منطقه هويزه و تيپ 31 نيروي مخصوص عراق در جناح چپ و در منطقه دهلاويه تا پل تعاون گسترش داشته، لذا تيپ 35 زرهي فقط در منطقه نهر نيسان بين هويزه تا حوالي روستاي سوپداني پدافند مي‌كرده است.

براي جايگزيني تلفات و خسارات اين تيپ، گردان تانك قادسيه و گردان 5 تيپ 32 نيروي مخصوص در زير امر اين تيپ قرارداده شده بود. در اين دستور عملياتي مأموريت تيپ 35 زرهي پدافند از نهر نيسان تعيين شده بود كه در اجرای اين مأموريت گردان 13 مكانيزه در كرانه نيسان، گردان 5 نيروي مخصوص در قريه سوپداني، گردان تانك البدر از سوپداني تا منطقه مسئوليت تيپ 31 نيروي مخصوص گسترش داشت و گردان تانك قادسيه در احتياط لشكر بود با توجه به اين دستور عملياتي، ملاحظه مي‌گردد كه در منطقه عملياتي غرب و شمال سوسنگرد كه قبلاً فقط تيپ 35 زرهي مستقر بود، يك تيپ نيروي مخصوص نيز وارد عمل شد و منطقه مسئوليت تيپ 35 زرهي به حدود 3/1 منطقه قبل از عمليات خيبر كاهش يافت. ضمن اين كه دو گردان رزمي كاملاً تازه نفس در زير امر اين تيپ قرارداده شد.

  1. تيپ  26 زرهي لشكر 5 مكانيزه عراق كه قبل از عمليات ارديبهشت ماه 1360 در منطقه جفير مستقر بود در تاريخ 8 تموز 1981 (اواسط تير ماه 1360) يك دستور عملياتي تهيه منتشر كرده است كه نشان مي‌دهد اين تيپ از منطقه جفير به منطقه غرب سوسنگرد تغيير مكان يافته و مسئوليت پدافندي محور شمال كرخه و دهلاويه بستان را بر عهده گرفته است. خلاصه اين دستور عملياتي تيپ 26 زرهي عراق چنين است.

تيپ 31 نيروي مخصوص در سمت راست (جنوب) و لشكر يك مكانيزه با حدي فاصله در سمت چپ (شمال) مواضع تيپ 26 زرهي پدافند مي‌كند. تيپ 10 زرهي سپاه 3 عراق در فكه و شيب (غرب چزابه) مستقر است. مأموريت تيپ 26 زرهي چنين بيان شده بود كه اين تيپ بين پل سابله (داخل) تا هور سيب داخل و تپه‌هاي رملي مقابل قريه حسن صالح دفاع مي‌كرد. تيپ 26 زرهي اين مأموريت را بدين نحو اجراء مي‌نمود كه كليه یگان‌ها مواضع پدافندي را در منطقه مسئوليت خود مستحكم مي‌كردند. گسترش پدافندي تيپ 26 عبارت بود از گردان يك پياده تيپ 23 پياده (زير امر تيپ 26) و گردان 7 مكانيزه با 3 گروهان تانك در منطقه شمال رودخانه كرخه از قريه حسن صالح تا دامنه جنوبي تپه‌هاي رملي و گردان تانك علي (-) در عمق منطقه گردان تانك حسن در احتياط عمومي تيپ در شمال كرخه.

در جنوب رودخانه كرخه بين نهر سابله و كرخه از آبادي فنيخي تا حسن صالح 2 گروهان تانك پدافند مي‌كرد و در منطقه تنگ شيب (تنگ چزابه) گردان 3 مكانيزه به اضافه يك گروهان تانك پدافند مي‌نمود.

گردان تانك حسين مواضع پدافندي در عمق را اشغال مي‌كرد. گردان تانك حسن احتياط عمومي تيپ گردان 303 مستقل پياده در منطقه شيب پدافند مي‌كرد. قرارگاه اصلي تيپ در شهر بستان مستقر بود. پاسگاه فرماندهي تيپ ابتدا در شمال كرخه در نزديكي گردان تانك علي بنا به دستور در منطقه گردان تانك حسين و احتياط تيپ قرار مي‌گرفت.

بررسي اين دستور عملياتي تيپ 26 زرهي نشان مي‌دهد كه بعد از عمليات خيبر فرماندهي نيروهاي متجاوز عراق در محور سوسنگرد بستان احساس خطر جدي كرده و فقط در حوالي محور بستان و شمال كرخه يك تيپ زرهي با 3 گردان تانك يك گردان مكانيزه و 2 گردان پياده جمعاً 6 گردان رزمي مستقر نمود. در جنوب محور سوسنگرد بستان نيز تيپ 31 نيروي مخصوص را مستقر كرد يعني 2 تيپ رزمي و نيرومند به نيروهاي مستقر در منطقه نبرد سوسنگرد اضافه كرد. در صورتي كه نيروهاي ما نه‌تنها افزايشي نيافتند بلكه به علت عريض‌تر شدن جبهه نبرد، منطقه مسئوليت همان واحدهاي موجود نيز توسعه يافت.

  1. تيپ 14 مكانيزه لشكر 9 زرهي عراق در 9 تموز 1981 (اواسط تير ماه 1360) در دستور عملياتي پدافندي خود نكات زير را بيان كرده است.

تيپ 43 زرهي لشكر 9 زرهي از جناح غربي لشكر 5 مكانيزه تا جناح راست تيپ 14 مكانيزه در كرانه نهر کرخه‌کور پدافند مي‌كند. تيپ 35 زرهي لشكر 9 زرهي از پل نيسان تا جناح چپ تيپ 14 مكانيزه پدافند مي‌كند. تيپ 31 نيروي مخصوص از جناح راست تيپ 35 تا پل سابله پدافند مي‌كند. تيپ 26 زرهي از پل سابله تا قريه حسن صالح و تپه‌هاي رملي شمال كرخه پدافند مي‌كند.

مأموريت تيپ 14 مكانيزه پدافند در منطقه بين تيپ 43 و 35 مي‌باشد (حوالي هويزه) تيپ 14 اين مأموريت را با گردان‌هاي 2 و 3 مكانيزه و گردان تانك بنوحد نصر اجراء مي‌كند و كنترل هويزه و راه‌هاي مواصلاتي به وسيله افراد جيش‌الشعبي خواهد بود. قرارگاه تيپ 14 در هويزه قرارگاه اصلي لشكر 9 زرهي در نشوه و پاسگاه فرماندهي لشكر 9 زرهي در مويسه مستقر بود.

  1. گردان 3 مكانيزه تيپ 15 لشكر 5 مكانيزه در اواسط مرداد ماه 1360 يك دستور عملياتي تهيه نموده كه نشان مي‌دهد تيپ 15 لشكر 5 مكانيزه عراق در قسمت شرقي کرخه‌کور و در مقابل محور طراح مستقر بوده و به اين گردان مأموريت داده شده بود در منطقه طراح از رودخانه کرخه‌کور عبور كند و سر پلي به عمق 2 كيلومتر در شمال کرخه‌کور اشغال نمايد تا واحد مهندسي لشكر 5 بتواند 3 دستگاه پل در نهر کرخه‌کور برقرار سازد و اين گردان از آن پل‌ها حفاظت نمايد.
  2. تيپ 31 نيروي مخصوص عراق در 14 تموز 1981 (اواخر تير ماه 1360) دستور عملياتي پدافندي خود را منتشر كرده كه نشان مي‌دهد مأموريت اين تيپ پدافند در منطقه دهلاويه بوده و گردان تانك ديرياسين تيپ 35 زرهي و 2 گردان كماندو و عناصري از افراد جيش‌الشعبي در زير امر اين تيپ قرار داشته است.
  3. لشكر 5 مكانيزه عراق تجزيه و تحليلي از نبرد 6/5/60 به عمل آورده (شرح اين نبرد در مطالب بعدي بيان خواهد شد) كه نشان مي دهد در اين تاريخ علاوه بر عناصر سازماني لشكرهاي 5 و 9 عراق تيپ 30 زرهي لشكر 6 زرهي و تيپ 17 زرهي، لشكر 10 زرهي و تيپ 419 مستقل پياده در منطقه نبرد اهواز سوسنگرد مستقر بوده و در مقابله با تلاش‌هاي لشكر 16 زرهي ما در منطقه طراح و غرب سوسنگرد شركت داشته اند.
  4. تيپ زرهي ابن‌الوليد (تيپ 12 لشكر 3 زرهي عراق) در آگوست 1981 (مردادماه 1360) يك دستور عملياتي منتشر كرده كه نشان مي‌دهد اين تيپ در آن موقع احتياط عمومي سپاه 3 در منطقه عملياتي بستان بوده و در غرب تنگ چزابه گسترش داشته است. اين تيپ براي تهيه طرح‌هاي پاتك در محور عمومي بستان سوسنگرد برآورد وضعيتي انجام داده كه خلاصه آن چنين است:

الف- وضعيت :

(1) نيروهاي دشمن (ايراني) در محور بستان الله اکبر نيروهاي ايراني شامل يك تيپ زرهي و عناصري از سپاه پاسداران مي‌باشد. اين تيپ داراي گردان‌هاي 261 و 293 تانك و گردان‌هاي 100 و 145 مكانيزه است كه با 3 گردان توپخانه پشتيباني مي‌شود و حدود 500 نفر از افراد سپاه پاسداران در آبادي‌هاي سيد احمد و سيد خلف و حمود عاصي و هوفل گسترش دارند.

در محور سوسنگرد دهلاويه، پل سابله دو گردان هوابرد مستقر است و يك گردان ژاندارمري در حوالي روستاي حاجيه گسترش دارد، نیروهای سپاه پاسداران در تمام نقاط مستقر هستند. نيروهاي ايراني خاكريزهايي براي پدافند احداث كرده‌اند. يك گردان تانك در مشروطه و دو گردان تانك در سوسنگرد مستقر است و يك تيپ زرهي نيز در جنوب كوت‌الهواشم (منطقه طراح) پدافند مي‌كند.

(2) خودي (نيروهاي عراقي). تيپ زرهي ابن‌الوليد تيپ 26 زرهي، تيپ 31 نيروي مخصوص، تيپ 35 زرهي و تعدادي از نيروهاي جيش‌الشعبي و 3 گروهان كماندو در غرب سوسنگرد گسترش دارند و پدافند مي‌كند.

ب- تجزيه و تحليل عمليات احتمالي نيروهاي ايراني – خلاصه اين تجزيه و تحليل اين است كه نيروهاي ايراني ممكن است در محور تپه الله اکبر بستان و محور دهلاويه پل سابله بستان در جهات مختلف به مواضع نيروهاي عراقي حمله كنند و خطوط پدافندي نيروهاي عراقي نفوذ نمايند.

ت- مأموريت تيپ زرهي ابن‌الوليد به عنوان احتياط سپاه 3 عراق در منطقه بستان بوده است كه در هر نقطه‌اي كه نيروهاي ايراني توانستند نيروهاي عراقي را به عقب برانند اين تيپ پاتك كند و رخنه‌هاي ايجاد شده در خطوط پدافندي تيپ 26 زرهي و 31 نيروي مخصوص را ترميم نمايد.

  1. تيپ 17 زرهي لشكر 10 زرهي عراق در اوايل مهر ماه 1360 يك دستور عملياتي منتشر كرده كه نشان مي‌دهد در اين موقع اين تيپ مأموريت تيپ زرهي ابن‌الوليد را در تنگ چزابه به عهده گرفته و به عنوان احتياط عمومي سپاه 3 براي وارد عمل شدن در محور بستان سوسنگرد يا بستان الله اکبر آماده گردد.
  2. تيپ زرهي ابن‌الوليد از نبرد شهريور ماه 1360 در منطقه بستان بين نيروهاي ايراني و عراقي تجزيه و تحليل نموده است كه در شرح جريان نبردها بيان مي‌گردد.

10- تيپ 96 مستقل پياده عراق در اواخر آبان 1360 (11/ث/1981) دستور عملياتي منتشر كرده كه نشان مي‌دهد قبل از عمليات طريق‌القدس كه در آذر ماه 1360 اجراء شد و شهر بستان آزاد گرديد تغييرات كلي در گسترش نيروهاي دشمن در منطقه عملياتي سوسنگرد داده شده و لشكر 6 زرهي و تيپ 96 مستقل پياده در منطقه هويزه و کرخه‌کور مستقر بوده است.

11-تيپ 35 زرهي لشكر 9 زرهي عراق در تاريخ 11/7/81 (20/4/1360) يك طرح عملياتي آفندي به نام صولت منتشر كرده كه درباره حمله به روستاي حاجيه در كنار رودخانه مالكيه است.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده