گردان 144 پیاده در نبرد آبادان
بخش یکم: مقدمه - نگاهي به گذشته روابط كشور جمهوري اسلامي ايران و عراق از سال 1975 بر اساس قرارداد الجزاير استوار بود. زماني كه انقلاب شكوهمند اسلامي در كشور ايران به ثمر رسيد، دولت عراق از تأثيرات انقلاب اسلامي در كشور عراق نگران بود و زمينه را براي ادامه حكومت مستبد خود مساعد ارزيابي نميكرد، مضاف بر اين كه براي لغو قرارداد 1975 كه خود صدام آن را امضاء كرده بود، بهانه جويي داشت.

بررسي حاكمين عراق براي موفقيّت و دسترسي به اهداف تعيين شده عبارت بودند از:

1- استفاده از وضعيّت خاصي كه به لحاظ پيروزي انقلاب اسلامي در نيروهاي مسلّح كشور ايران به وجود آمده بود.

2- دسترسي كامل به اروندرود و در صورت امكان به قسمتي از استان خوزستان كه از بُعد سياسي و اقتصادي، سردار قادسّيه بودن صدام را در اذهان عمومي به ويژه ملّت عرب تداعي نمايد.

3- بهره برداري و استفاده از پشتيباني كشورهاي ساحلي خليج فارس به منظور تأمين هزينه‌هاي سنگين جنگ.

4- به دست آوردن حمايت كشورهاي غربي و شرقي كه حكومت اسلامي ايران براي منافع آنان خطر آفرين بود.

5- ايجاد اطمينان در كشورهاي ساحلي خليج فارس و تقويت پايه‌هاي قدرت آنان كه در اثر انقلاب اسلامي در ايران، تزلزل يافته بود.

پس از به ثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي، ستون پنجم و عوامل اطلاعاتي عراق كه در داخل كشور نفوذ نموده بودند، فعاليّتهاي اطلاعاتي خود را افزايش داده، وضعيّت و تغييراتي را كه در سيستم فرماندهي و پرسنل نيروهاي مسلّح به وجود آمده بود به طور مستمر گزارش مي‌دادند. حاصل اين فعاليّت سبب گرديد كه حاكمان عراقي با ارزيابي وضعيّت موجود، مقدّمات تجاوز به كشور ايران را فراهم نمايند. روز بيست و ششم شهريورماه سال 1359 صدام حسين قرارداد الجزاير را به طور يك طرفه لغو نمود و اين عمل (پاره كردن قرارداد 1975) پس از يك سخنراني شديداللّحن بر عليه كشور ايران در مقابل دهها خبرنگار داخلي و خارجي صورت گرفت.

در روز سي و يكم شهريورماه يعني پس از گذشت 4 روز از آن عمل صدام ارتش عراق از زمين و هوا، حملة سراسري خود را از جنوب و غرب به كشور جمهوري اسلامي ايران آغاز نمود.

در ساعت 1300 روز مذكور، نيروي هوايي عراق، مناطق حسّاس و تعدادي از فرودگاههاي شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، آبادان، اهواز، و دزفول را بمباران كردند.

به تلافي اين حمله ناجوانمردانه، خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در همان روز، پايگاههاي الرّشيد شعيبه در حومة بصره و مناطق ديگري از خاك عراق را بمباران نموده، صدمات سنگيني را وارد ساختند. بدين ترتيب جنگ بين دو كشور ايران و عراق از روز سي و يكم شهريورماه سال 1359 شروع شد و اين جنگ ناخواسته و نابرابر به مدّت 8 سال طول كشيد.

گرچه قراين و شواهد از قبيل تجاوزات مرزي، درگيري در پاسگاهها و تجاوزات هوايي ارتش مهاجم عراق، مؤيّد اهداف پليد سردمداران عراقي مبني بر هجوم نظامي به كشور جمهوري اسلامي ايران بود، ليكن به علّت تجديد سازمان ارتش، تا سي و يكم شهريورماه سال 1359 نيروي نظامي قابل توجّهي به مرزها گسيل نشده بود. عمده نيروي سرزميني، مانند لشكر92 زرهي در جنوب و لشكر81 زرهي در غرب بايستي جلوي پيشروي دشمن را سد مي‌كردند تا ساير نيروهاي در عمق نيروي زميني از پادگانها به مناطق جنگي اعزام شوند.

به دستور فرمانده نيروي زميني وقت، روان شاد سرلشكر ظهيرنژاد به لشكر21 حمزه مأموريت داده شد كه به منطقه عمومي دزفول حركت نمايد.

در اين منطقه لشكرهاي10 زرهي و 1 مكانيزه عراق از مرز عبور كرده از سمت شمال تا ارتفاعات عين خوش، علي گره زد و تپّه چشمه، از سوي شرق تا رودخانه كرخه و از سمت جنوب سايتهاي 4 و 5 را اشغال و تا امتداد شهرستان شوش پيشروي نموده بودند. (نقشة شماره 1)

در اجراي دستورات صادره، لشكر21 حمزه در ابتدا گردان 138 پياده و سپس گردان141 پياده را به منطقة جنوب اعزام نمود و برنامة عزيمت ساير نيروها و ستاد لشكر به تدريج اجرا گرديد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده