حدیث عاشقان(28)
چك تضميني اين خاطره از ص 192كتاب «پاكباز عرصه عشق» به روايت «سرتيپ غلامرضا آقاخاني» انتخاب شده است. براي مدتي بنده، مسئوليت خريد و پيمان هاي نيروي هوايي را عهده دار بودم. دريكي ازمعاملات متاسفانه نا خواسته به دام يكي از دلالهاي بين المللي افتادم. او چند فقره چك تضميني به من داد كه همه قلابي وساختگي بودند. من بدون اطلاع از اين موضوع چكها را به حساب چند شركت كه از نيرو طلبكار بودند گذاردم. اما دو روز بعد ازطرف بانك به من اطلاع دادند كه چكها تقلبي است. بلافاصله به سراغ فردي كه چكها را داده بود رفتم، ولي او متواري شده بود. مستاصل شده بودم كه چه كنم، كار را از طريق مراجع قضايي به جريان انداختم.

روزي تيمسار ستاري مرا خواستند و گفتند:

ـ چه كار كردي؟

گفتم:

ـ كارها دارد ازسوي مراجع قضايي پي گيري مي شود و ان شاء الله  وصول خواهد شد!

تيمسار،چك تضميني به مبلغ سيزده ميليون تومان از كشوي ميزشان درآوردند و به دست من دادند و گفتند:

ـ اين چك درجيبت باشد. اگر يك موقع سازمان و نهادي كه طلبكار است چيزي گفت و تحت فشار قرارگرفتي بگو امروز طلبم را وصول كرده ام. اگر مي خواهيد طلبتان را بپردازم و يا به حساب بريزم.

پنج ماه از اين ماجرا مي گذشت و من دراين مدت چند بار خواستم چك را به ايشان بدهم ولي هربار مي گفتند:

ـ پيش شما باشد!

تا اينكه خوشبختانه به حول وقوه الهي توانستم طلب سازمان را وصول كنم و به حسابهاي مربوطه بريزم.چك را بردم خدمت ايشان و گفتم:

ـ مشكل حل شد.

تيمسار خوشحال شدند و همان موقع تلفني  با جايي تماس گرفتند و گفتند:

ـ نگفتم  آقاخاني نمي گذارد حق نيرو از بين برود، طلبش را وصول كرده و چك خانه ما را هم آورده.

بعدها متوجه شدم تيمسار چند روزقبل از اين ماجرا در نارمك منزلي داشتند كه فروخته بودند و هنگامي كه مي بينند من مستاصل مانده ام، چك فروش خانه شان را به صورت پشتوانه به من دادند.

 

منبع: برای سرباز تا ارتشبد، صادقی گویا، نجاتعلی، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده