عملیات والفجر4
بخش دوازدهم: خاطرات رزمندگان سرهنگ شهرام رامتین بعد از تصرف ارتفاعات شرق و شمال پنجوين، نيروهاي ما در ميدان ديد و تير نيروهاي دشمن كه در شرق پنجوين مستقر بودند قرار گرفتند لذا به منظور كاهش آسيبپذيري خاكريزهاي پدافندي تهيه شد كه بسيار مؤثر بود. در ادامه مرحله يكم و شروع مرحله دوم فرمانده نيروي زميني به منطقه عمليات آمدند و از نزديك پيشرفت عمليات را مشاهده كردند

من در عملیات آزاد سازی بوکان در مهر ماه 1360، در عمليات بازگشائی محور بانه -سردشت در آذر ماه سال 1360، عمليات بازگشائی محور سقز به مریوان در اوایل سال 1362، در عملیات بعثت که مقدمات عملیات والفجر4 بود و در عملیات والفجر4 شرکت کرده‌ام.

در عملیات آزاد سازی بوکان فرمانده تیپ 2 پیاده سقز بودم عملیات از دو سمت میاندوآب به بوکان و سقز به بوكان  انجام گرفت و در مدت 12 روز منطقه از وجود ضد انقلابیون پاکسازی گردید و ما وارد بوکان شدیم. عملیات بعدی پاکسازی محور بانه به سردشت بود که اهمیت وي‍ژه‌اي داشت و حدود سه سال در کنترل ضد انقلابیون بود و شهر سردشت به صورت جزیره‌ای درآمده بود، این مأموريت نیز با تحمل مشكلات زیاد انجام شد.

باز کردن محور سقز به مریوان نیز با همکار ی تیپ مریوان و تیپ سقز و سپاه پاسداران انجام شد. با این عمل محورهای اصلی منطقه تحت کنترل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

بعد از باز شدن راه های اصلی سلسله عملیاتی به نام بعثت در منطقه بانه سردشت اجرا شد و ما توانستیم به حوالی خط مرز ایران و عراق برسیم و پایگاه‌هائی در حوالی مرز برقرار کنیم که این عمل مقدمات اجرای عملیات والفجر4 را در این منطقه فراهم نمود.

عملیات والفجر4 در اوایل پائیز سال 62 شروع گردید، که بعد از عملیات موفقیت‌آمیز والفجر2 در منطقه پیرانشهر حاج عمران بود. هدف اصلی نشان دادن قدرت حاکمیت ایران به عراق و حامیان وی در منطقه کردستان بود.

به نظر من -سرهنگ رامتین- عملیات والفجر4 یکی از گسترده ترین نبردهای ایران و عراق بود، که در اجرای آن قسمتی از خاک عراق به تصرف نیروهای ایران درآمد و پیشرفتگی شیلر قطع گردید و شهر پنجوین عراق در داخل منطقه تحت کنترل نیروهای ما قرار گرفت.

طرح کلی عملیات والفجر4 شامل سه مرحله بود. در مرحله اول بایستی دره شیلر قطع می شد و ارتباط جاده ای بین مریوان به بانه کوتاه می‌گرديد. در مرحله دوم ارتفاعات نزدیک شهر پنجوین عراق تصرف می شد و در مرحله سوم نبرد در عمق داخل خاک عراق ادامه می یافت.

مأموريت های مراحل اول و دوم به نحو مطلوب انجام شد اما مرحله سوم و ادامه آن به علل بروز مشکلاتی میسر نگردید که شروع سرمای زود رس منطقه عملیات یکی از عوامل ایجاد کننده مشکلات بود.

در عملیات مورد بحث، يگان‌هایي از ارتش شامل لشكر28 پیاده، یک تیپ از لشكر21 پیاده، لشكر 30 گرگان و یک واحد از عناصر لشكر 88 زاهدان(گروه رزمی سلمان) شرکت داشتند و از يگان‌های سپاه پاسداران لشكر نجف، محمد رسول الله(ص)، امام حسین(ع)، کربلا شرکت کرده بودند که از نظر ظاهری نیروی وسیعی بود، اما استعداد رزمی کلی يگان‌های ما حدود 60درصد نیروهای عراقی بود که در منطقه حضور داشتند.

 

سرهنگ زرهی یعقوب احمد بیگی فرمانده گروه رزمی سلمان

توجه: این گروه از عناصر لشكر 88 زرهی زاهدان به صحنه عملیات جنگ تحمیلی اعزام شده بود. در مرحله اول عملیات والفجر4 یگان ما زیر امر تیپ1لشكر 28 پیاده قرار داشت. آن تیپ در احتیاط عمومی بود و در همین مرحله، هنگامی که تیپ1 وارد عمل شد، یگان ما به علت آن که زرهی و مکانیزه بود وبرای جنگ در کوهستان مناسب نبود وارد عمل نشد. ولی در مرحله دوم با عبور از خط پدافندی واحدهای سپاه اولین خاکریز جلو پنجوین عراق را اشغال کرد و در آن دفاع نمود اما برای مراحل بعدی بار دیگر به عقب کشیده شد. در مرحله سوم یگان ما در ارتفاع لری مستقر و بعد از پایان این نبرد بار دیگر این یگان در مقابل پنجوین مستقر گردید.

در مرحله دوم که یگان ما وارد عمل گردید، حدود ساعت 7 شب مأموريت یافته که تانک‌ها را به جلو حرکت دهیم و در حدود منطقه سیف پائین و پشت دهکده قلقله مستقر شویم حدود ساعت 04:30 دستور دادند خاکریز جلو پنجوین را اشغال کنیم. این خاکریز در مسافت 5/1 کیلومتری پنجوین بود. روز بعد آتش نیروهای عراقی به روی یگان ما باز شد و یک تانک ما مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت اما خدمه آن آسیب ندیدند ما با تانک‌های خود به آتش دشمن پاسخ دادیم و تانک‌های دشمن را مجبور به عقب‌نشینی کردیم.

درنتیجه فشار دشمن به روی تیپ1پیاده کمتر شد این وضع سه روز ادامه یافت و تبادل آتش بین نیروهای دو طرف در اطراف پنجوین ادامه پیدا کرد. افراد ما از رودخانه قزلچه می گذشتند و به مواضع دشمن نفوذ مي‌كردند و با خمپاره انداز 60 میلیمتری دشمن را هدف قرارمی دادند. روز دوم استقرار ما در مقابل پنجوین، با فرمانده تیپ1 و فرماندهان گردان‌های آن تیپ به روی ارتفاع کلو رفتیم تا وضعیت منطقه را بررسی کنیم.

در آن زمان مواضع پدافندی نیروهای ما زیر آتش شدید دشمن قرار داشت. به حدی که افراد ما نمی توانستند سرشان را بالا بیاورند و تیر اندازی کنند. تعدادی از افراد ما که شهید شده بودند با زحمت تخلیه می شدند. فرمانده تیپ1تصمیم گرفت به تپه ای که نیروهای عراقی از آن تپه يگان‌های ما را بزیر آتش گرفته بودند، حمله کند. این موضوع را پس از مراجعت از شناسائی، با فرمانده لشكر سپاه پاسداران که تیپ با آن همکاری مي‌كرد، مورد مذاکره قرار داد، اما آن فرمانده لشكر قبول نکرد که یگانش به همراه واحد ارتشی حمله کند. به طور کلی هماهنگی کافی بین فرماندهان ارتشی و سپاهی وجود نداشت و عناصر سپاه حسن نظر کافی نسبت به ارتش و همکاری با آن نداشتند.

از نظر تاکتیکی، یگان زرهی در این منطقه عملیات کارآئی کافی نداشت و فقط می توانست در نقش پشتیبانی آتش، اجرای مأموريت کند یا موضع پدافندی را اشغال نماید.

 

سرگرد حسین یاسینی افسر عملیات تیپ1لشكر 28

تیپ1پیاده در سنندج مستقر بود که برای شرکت در عملیات والفجر4 به مریوان تغییر مکان کرد. این تیپ، سه گردان پیاده به شماره های 116،155،187 داشت و یک گروه رزمی از عناصر لشكر 88 زرهی زاهدان نیز به نام گروه رزمی سلمان در زیر امر این تیپ بود. برای عملیات،این تیپ با لشكر 25 کربلا یگان رزمی قرارگاه حمزه 4 را تشکیل دادند. این قرارگاه در منطقه دره تفی مستقر شده و  پاسگاه فرماندهی قرارگاه مشترک حمزه 4 در ارتفاعات كناو دائر گرديده بود.

در مرحله اول والفجر4 عناصر قرارگاه حمزه 4 در احتیاط منطقه مریوان بود و يگان‌های حمله ور در این مرحله، عناصر تیپ 3 پیاده مریوان و تیپ قمر بنی هاشم از سپاه پاسداران بودند. مأموريت آنها تصرف ارتفاعات مارو و خالوزه بود و با موفقیت نسبی این مأموريت اجرا شد و مرحله یکم عملیات به پایان رسید. مرحله دوم عملیات در شب دوم انجام گردید که عناصر قرارگاه حمزه 4 وارد عمل شدند و ادامه ارتفاعات خالوزه یک را تصرف کردند و خط مرز را ترمیم نمودند. در این مرحله یک گردان از عناصر تیپ1جدا شد و زیرامر قرارگاهی که در سورن تشکیل شده بود قرار گرفت.

مرحله بعدي عمليات، تصرف ارتفاع خالوزه 2 يا كاني به بود كه يگان‌هاي ما تا ارتفاع نزديك آبادي مسعود پيشروي كردند ولي ارتفاع 1850 كه داراي 3 قله بود سقوط نكرد و ما مجبور شديم بعد از يك تجديد سازمان و آرايش حمله ديگري بكنيم و آن ‌را تصرف نماييم.

هم‌زمان با حمله عناصر حمزه 4، عناصر قرارگاه حمزه3 نيز متشكل از تيپ 2 پياده سقز و عناصري از سپاه پاسداران از سمت بانه پيشروي كردند و هدف‌هاي خود را تصرف نمودند در نتيجه نيروهاي عراقي مستقر در پيشرفتگي شيلر كه در خطر محاصره قرار گرفته بودند مجبور به ترك آن قسمت شدند.

اما دشمن هنوز در ارتفاع هفت توآنان مقاومت مي‌كرد كه از طرف دشت با واحد زرهي به آن ارتفاع حمله شد و تصرف گرديد.

بعد از تصرف ارتفاعات شرق و شمال پنجوين، نيروهاي ما در ميدان ديد و تير نيروهاي دشمن كه در شرق پنجوين مستقر بودند قرار گرفتند لذا به منظور كاهش آسيب‌پذيري خاكريزهاي پدافندي تهيه شد كه بسيار مؤثر بود. در ادامه مرحله يكم و شروع مرحله دوم فرمانده نيروي زميني به منطقه عمليات آمدند و از نزديك پيشرفت عمليات را مشاهده كردند براي ادامه نبرد عناصر تيپ ما جمع‌آوري شدند. و پدافند منطقه به يگان ديگر واگذار گرديد. تيپ يك در حوالي قلقله متمركز شد و مأموريت يافت به ارتفاعات شيخ‌گرنشين حمله كند. اما واحدها نياز به تجديد سازمان داشتند و اين‌كار چند روزي به طول انجاميد.

براي اجراي مرحله سوم نبرد تيپ1 پياده با لشكر 5 نصر سپاه ادغام شد. براي گسترش آفندي در اطراف پادگان گرمك آرايش حمله گرفته شد و چون اجراي حمله جبهه‌اي مقدور نبود مجبور بوديم پنجوين را از طرف ارتفاعات لري و شيخ لطيف دور بزنيم. اما در مرحله اجرا تيپ ما را در احتياط قرار دادند و ارتفاعات شيخ‌گرنشين به وسيله يگان سپاه تصرف شد. علت عدم امكان اجراي حمله جبهه‌اي آن بود كه هنوز ارتفاعات شاخ‌كن شوكت و كاني‌مانگا در اشغال نيروهاي عراق بود و قسمتي از منطقه هدف نيز سقوط نكرده بود.

 بنابراين طرحي كه تهيه شد آن بود كه حتي‌المقدور اين مقاومت‌هاي دشمن دور زده شوند. اين عمليات به وسيله لشكر 30 پياده گرگان كه تازه به منطقه آمده بود و واحدهاي ديگر سپاه پاسداران مانند لشكر حضرت رسول و علي‌ابن‌ابيطالب اجرا گرديد كه قسمتي موفقيت‌‌آميز بود. ولي تمام مأموريت انجام نشد و به علت شروع فصل سرماي زودرس كل عمليات والفجر4 متوقف گرديد.

درباره همكاري يگان‌هاي ارتش و سپاه اين افسر اظهار نظر كرده‌ كه در مجموع اثرات درخشاني در بر داشت، اما به هر حال اختلاف نظرهايي وجود داشت كه معمولاً طبيعت همه انسان‌ها بوده و با يكديگر مختلف است اين اختلاف نظرها با كمي حُسن تفاهم قابل حل مي‌باشند.

از نظر تركيب سازماني قرارگاه‌هاي جزء، قبل از شروع عمليات 5 قرارگاه جزء(حمزه1 تا 5) تشكيل شد. ولي در جريان عمليات، دو قرارگاه جزء ديگر نيز به آن‌ها اضافه شد. البته علت آن ورود لشكرهاي جديد به منطقه شامل لشكر 30 گرگان از عناصر ارتش و لشكرهاي محمد رسول‌الله(ص) و علي‌ابن‌ابيطالب از عناصر سپاه پاسداران به منطقه نبرد بود.

درباره علت عدم موفقيت در ادامه عمليات، سرگرد ياسيني نظر داده است كه هدف نهايي آن بود، كه ارتفاع كاني‌مانگا تصرف و محور پنجوين به سيد صادق عراق تحت كنترل درآيد و لشكر 30 گرگان نيز مأموريت داشت؛ ارتفاع سورن را در قسمت ديگر منطقه تصرف كند. اما عمليات بيش از يك ماه به طول انجاميد و منطقه نبرد نيز وسعت بيشتري پيدا كرد، با طولاني شدن مدت زمان عمليات نيروهاي عراق براي مقابله آماده‌تر شدند، از طرفي فصل سرما و بارندگي فرا رسيد و قرارگاه حمزه سيدالشهداء تصميم گرفت؛ اين عمليات را با همان نتيجه‌اي كه حاصل شده بود پايان دهد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده