سرباز در خاطرات دفاع مقدس
شهادت سقا1 كوملهها در غرب كشور توان مقابله رودررو با نيروهاي نظامي ما را نداشتند و به همين دليل معمولاً به جاي عملياتهاي نظامي و حمله مستقيم، تنها راه ضربه زدنشان به ايران و به شهادت رساندن سربازان ما كمين زدن در جادهها و غافلگيري بود. از طرف ديگر تعداد سربازان ما هم به نسبت گستردگي كردستان هميشه كمتر از حد مورد نياز بود و به همين دليل عملاً نميتوانستيم در بسياري از مناطق و محورها به اندازه كافي نيروهاي تأمين بگذاريم. ضد انقلابها هم معمولاً از اين كمبود استفاده ميكردند و به ما ضربه ميزدند.

گرماي هواي مرداد ماه 62 بيداد مي‌كرد و امان بچه‌ها را بريده بود. با اين حال به دليل شرايط جنگي منطقه، بچه‌ها بدون كوتاهي سر پست‌هاي تأمين و نگهباني مي‌رفتند و محور بانه – سردشت را كه از مناطق ويژه كردستان است، به طور دقيق و با هوشياري زير نظر گرفته بودند.

اما در عين حال جاده‌هاي فرعي زيادي هم به اين محور متصل مي‌شدند كه‌ نمي‌شد براي همه آن‌ها به طور مجزا تأمين گذاشت. يكي اين جاده‌هاي فرعي مسير تراكتور حامل آب بود كه راننده آن روزي يك بار از آن مسير به پايين تپه مي‌رفت و براي سربازان گروهان آب مي‌آورد.

آن روز بعد از رسيدن دبه‌هاي آب،‌ ستوانيكم كامياب، فرمانده پاسگاه، به دليل كمبود تعداد نگهبان‌ها در پاس يك، دستور داد تأمين‌هاي آن جاده تا صبح فردا به جاي مراقبت از مسير سرِ پست نگهباني بروند. نگهبان‌ها هم از دستور اطاعت كردند و جاده فرعي بدون تأمين ماند.

هنوز يكي- دو ساعتي از ظهر نگذشته بود كه آب گروهان تمام شد. در آن روزهاي گرم تابستان مصرف آب بالا رفته بود و به همين دليل بعضي مواقع راننده تراكتور مجبور مي‌شد دوبار به پايين تپه برود و آب بياورد.

با تمام شدن آب، سقاي گروهان تراكتورش را روشن كرد و راه افتاد. بعد از عبور راننده از آن جاده فرعي، كومله‌ها كه متوجه غيبت و عدم حضور نيروهاي تأمين شده بودند، براي انفجار تراكتور در مسير بازگشت، بخش‌هايي از جاده را مين گذاري كردند و سپس از محل متواري شدند.

حدود يك ساعت بعد راننده در حالي كه جدا از دبه‌هاي آب، دو نفر از سربازان را هم پايين تپه سوار كرده بود و به سمت گروهان مي‌آورد، با تراكتورش روي يكي از مين‌ها رفت كه صداي مهيب انفجار در كوه‌ها و تپه‌هاي اطراف پيچيد.

متأسفانه ما موقعي به محل انفجار رسيديم كه ديگر كاري از دستمان بر نمي‌‌‌آمد، جز تخليه سه شهيد و انتقال آن‌ها به عقب.

 

تاريخ حادثه: مرداد 62   بانه– سردشت

 

شب حمله شب شور و مناجات   شب ديوانگي در اين خرابات

عبور از خط آتش، رفتن يار   «به ياران كي رسي هيهات هيهات»2

 

پانوشته‌ها:

1. سرباز وظیفه خیرالله صمدپور، جمعی لشکر 28 پیاده

2. سرهنگ صالح‌افشار تویسرکانی؛ معبر معراج

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده