سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (53)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» مفردات سرنوشتم كن شهادت من به جبهه آمدم ليكن از بخت بدم شاهدترين رزمنده‏ام *** سرگذشت جنگ را از راويانش بشنويد لذت فتح و شكست از سينه‏شان بس خواندنى‏ست

كمال اجر شهادت به آن دلير دهند

كه با قدم به سر مين شهيد معبر شد

***

سردارى تو باعث سربازى من‏ست

دل سنگر دفاع وطن را تهمتن است

***

به موج خيز حوادث توان شدن پيروز

اگر كه تخته‏اى از دست نوح در، يابى

***

كمال حسن تو شد زيب نور مجلس ما

نشسته‏اى كه بلند است بخت توسن ما

***

جنون ز بند هوس مى‏كند دل ما را

فرشته را خبر از درس عشق مجنون نيست

***

بزم ما بر هم زند شيطان نفس

هر نفس اى دوست تكفيرم مكن

***

ذره‏ام با نور تو پيدا شوم

در نگاه منظرت زيبا شوم

***

خوش است مقدم ياران به آشيانه عشق

به خير مقدمتان گل شكفته شد اينجا

***

كار دل است پر مزن اى مرغ آهنين

پرواز دل به بال و پرى از محبت است

***

قانع نشود عاشق سرگشته به ديدار

پروانه به آتش بكشد بال و پر خويش

***

بال و پر سوخته‏ام با تن خاكى چه كنم

تو بزن شعله كه خاكستر ققنوس شوم

***

ز پرواز بلندم آسمان را ديده‏ام زيبا

وليكن سقف پروازم به حد عرشيان نبود

***

كرد پرواز دلم، تا تو نه رامش كردى

تو بمان در قفسى نو كه خودت ساخته‏اى

***

همه مرغيم، مرغان هوايى

كه سى مرغيم، سيمرغ خدايى

***

شوق ديدار تو چشم دل من باز كند

مرغ جانم همه جا سوى تو پرواز كند

***

شهپر پرواز رنگ است آسمان نقره فام

افتخارى نيست اينجا جز گذر از نقطه كور

***

مى‏خواهم از اينجا به پرم تا به سماوات

امّا چه كنم بال و پرم بسته عيب است

***

رخصت پرواز مى‏خواهم من از برج دلت

تا كه بال و پر گشايم در هواى منزلت

***

نقطه پايان عشقم حرف قاف قله است

در مقام قرب غير از خاكسارى‏ها مبين

***

عشق است كلام ناز همه كس

پاكش ز سخن نمى‏كند هيچ نفس

***

جرأت نمى‏كنم كه بگويم مرا ببخش

گويم همين قدر كه تويى مظهر عطا

***

وداع سخت تو بى‏جان نموده‏ام زيرا

زمان مرگ خداحافظى نگويد كس

 

 

 

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده