سرباز در خاطرات دفاع مقدس
غفلت در نگهبانی خطاها و بياحتياطيها در جنگ را معمولاً دو دسته از سربازان مرتكب ميشدند؛ يكي سربازان جديدي كه تازه به منطقه اعزام شده بودند و هنوز قوانين و مقررات جنگي با خون و پوستشان عجين نشده بود، و ديگر سربازاني كه روزهاي پاياني خدمتشان را ميگذراندند و چون احساس ميكردند به همه چيز مسلط هستند، گاهي برخي از مسائل را جدي نميگرفتند و مشكل آفرين ميشدند.

يكي از اين سربازان قديمي كه از دوستان صميمي من هم بود، براي نگهباني از مواضع و تجهيزات توپخانه، شب هنگام سر پست خود رفت، اما بعد از دقايقي به دليل آرامش منطقه در روزهاي اخير و حضور كم رنگ نيروهاي عراقي، به تصور اين‌كه آن شب هم خبري از عراقي‌ها نمي‌شود، با خيال راحت به خواب رفت، اما  هنوز زمان زيادي از خوابيدن او در سرِ پست نگذشته بود كه به صداي روشن شدن يكي از ماشين‌ها يك‌دفعه بيدار شد.

 اين سرباز اول به تصور اينكه سر و صدا از طرف نيروهاي خودي است كه احياناً براي سركشي به نگهبان‌ها آمده‌اند، سراسيمه بلند شد و مي‌خواست به سمت آن‌ها برود و بفهماند كه در تمام مدت بيدار و هوشيار بوده است، اما وقتي كمي نزديك‌تر رفت،‌ نيروهاي گشتي دشمن را ديد كه مقداري از تجهيزات توپخانه را بار زده‌اند و با سرعت در حال ترك منطقه‌اند.

سرباز قديمي كه مستأصل شده بود و ديگر كاري از دستش بر نمي‌آمد، مجبور شد با سرافكندگي و ندامت ماجرا را گزارش بدهد و علاوه بر توبيخ از سوي فرمانده به اضافه خدمت هم تنبيه شد. در حالي كه كمي هوشياري و احساس مسئوليت او مي توانست ماجرا را كاملاً به نفع نيروهاي ما تغيير دهد.

 

تاريخ حادثه: 22/6/62 

به خون گر كشي خاك من، دشمن من       بجوشد گل اندر گل از گلشن من

تنم گر بسوزي، به تيرم بدوزي       جدا سازي اي خصم سر از تن من

كجا مي‌تواني ز قلبم ربايي       تو عشق ميان من و ميهن من

مسلمانم و آرمانم شهادت       تجلي هستي است جان كندن من

مپندار اين شعله افسرده گردد        كه بعد از من افروزد از مدفن من

نه تسليم و سازش، نه تكريم و خواهش        بتازد به نيرنگ تو توسن من

كنون رود خلق است درياي جوشان        همه خوشه خشم شد خرمن من

من آزاده، از خاك آزادگانم       گل صبر مي‌پرورد دامن من

جز از جام توحيد هرگز ننوشم       زني گر به تيغ ستم گردن من

بلند اخترم، رهبرم از ره آمد        بهار است و هنگام گل چيدن من2

 

 

پانوشته‌ها:

1. سرباز وظیفه قاسم برادران،جمعی لشکر 92 زرهی

2. سپیده کاشانی، هزار دامن گل سرخ، حوزه هنری 73

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده