ارتش در فاو
در نبرد فاو ، ايران اسلامي علاوه بر استفاده از نيروهاي پياده و شكارچيان تانك ، موفق مي شود با آتش توپخانه و خمپاره انداز ، ضربات سنگيني را برادوات زرهي دشمن در جاده هاي فاو ـ بصره و فاو ـ ام القصر وارد آورد و در تكميل آن ، هوانيروز و نيروي هوايي با حمايت از يگان هاي عمل كننده اسلام ، با نبردي درخشان در هوا و زمين ، برگ زريني از افتخار و حماسه از خود به جا ميگذارند. نيروي هوايي ايران در اين عمليات با همكاري پدافند زمين به هوا ، 74 فروند از هواپيماهاي پيشرفته عراق را ساقط مي كند و با نشان دادن توان رزمي خود ، ادعاي كارشناسان خارجي مبني بر ناتواني هوايي ايران را باطل مي كند و با بيش از 1000 سورتي پرواز دوست و دشمن را در حيرت فرو مي برد

بخش هفدهم: نيروي هوائي ارتش در عمليات والفجر8

 

پیشگفتار:

با وجود اينكه در مدت 18 ماه كه مسئوليت تحقيق و جمع آوري اطلاعات در اين خصوص را داشتم ، بارها به مراجع ذي صلاح در ستاد نيروي هوائي و اداره سوم ستاد مشترك مراجعه نمودم ، اما نتوانستم حتي يك برگ سند رسمي در مورد فعاليت نهاجا در عمليات والفجر8 را بدست آورم . البته مي توان گذشت زمان و دير هنگام بودن اين تحقيق  و شايد طبقه بندي بالاي اسناد را دليل موجه ا ي به شمار آورد ، اما با قاطعيت نمي توان قبول كرد كه همه چيز نيست و نابود شده باشد و ديگر هيچ آثاري از يك جنگ ناخواسته 8 ساله در بايگانيها و دفاتر ويژه به جاي نمانده باشد . چاره نداشتم بايستي راههاي ديگري را بكار مي گرفتم ، اين بار حافظه همكاران در دسترس را به عنوان مدرك زنده مورد توجه قرار دادم و خواسته هايي به شرح مطالب صفحه بعد را با آنان در ميان گذاشتم و در اين مصاحبه‌ها به يك نكته اساسي پي بردم كه دليل موجه ا ي براي عدم دستيابي به اسناد و مدارك بود و آن اداره و هدايت عمليات از يك قرارگاه تاكتيكي ـ ابتكاري بود كه براي بهره‌برداري بهتر و كامل‌تر از امكانات نهاجا و بيشتر به دلايل امنيتي و رعايت اصول حفاظتي تشكيل شده بود كه درنهایت چاپ یکم ودوم باحداقل اطلاعات انتشار یافت. اما هیچگاه مرا ازرسالتی که بعهده گرفته بودم، قانع نساخت وهمیشه بفکر کسب اطلاعات جدیدبرای انتشار چاپهای بعدی بودم که اکنون خوشبختانه پس از سالها باکمک همکار بسیار خوبم (امیر سرتیپ دوم قاسم فراوان) به اطلاعات جدیدی دست یافته ام که شایسته است چاپ سوم کتاب را منتشر کنم.

با این وجودپيشاپيش اعتراف مي كنم اين اقدام هم نه اين كه بيان كننده، آنچه اين نيرو انجام داده است نيست ، بلكه به يقين اشاره‌اي بسيار جزيي ، سطحي و غير تخصصي به آنچه انجام گرفته است به شمار مي‌آيد كه مي توان آن را قطره‌اي از درياي بيكران توانائيهاي بكار رفته در عمليات والفجر 8 محسوب كرد كه به گمان نويسنده فقط از هيچ بهتر است .

  عمليات:

نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران (نهاجا) در عمليات والفجر 8 به دو صورت بطور فعال و موثر شركت داشته است:

  1ـ شركت در عمليات هوايي :

 

نهاجا ، براي شركت موثر و هماهنگ در عمليات والفجر8 (فاو) با تقويت و فعال كردن قرارگاه رعد (به عنوان قرارگاه عملياتي و ستاد مقدم نهاجا DASC)  تمامي فعاليتهاي هوائي و پدافند هوائي را بدون واسطه و هماهنگ با يگانهاي عملياتي هدايت مي‌كرد و مأموريتهاي لازم براي پشتيباني از عمليات والفجر 8 را به طور مستقيم در حداقل زمان به اجرا در مي‌آورد.

اين قرارگاه به وسيله سرتيپ شهيد خلبان عباس بابائي ( معاون عملياتي نهاجا) سرپرستي مي‌گرديد و نخبگاني از ستاد نيروي هوائي از جمله شهيد سرتيپ ستاري (فرمانده پدافند هوائي نهاجا) و شهيد اردستاني و … در اين قرارگاه فعاليت شبانه‌روزي داشتند.

وظيفه اين ستاد كه در جوار قرارگاه خاتم الانبياء (قرارگاه اداره كننده عمليات والفجر 8) در  جنوب تشكيل شده بود، هماهنگي با قرارگاههاي خاتم 1 (قرارگاه سپاه پاسداران) و خاتم 2 (قرارگاه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران) و برآورد نيازهاي پشتيباني هوائي و پدافند هوائي بود كه پس از تصميم‌گيري جهت اجرا از طريق پايگاه هوائي اميديه به طور مستقيم به ساير پايگاههاي مربوطه دستورات لازم داده مي‌شد.

امير سرتيپ شهرام رستمي كه در عمليات والفجر 8 جانشين معاون عملياتي نهاجا را به عهده داشته است در اين باره مي‌گويد:

” براي پشتيباني از عمليات والفجر 8، در منطقه جنوب، پايگاه هوائي اميديه نزديك‌ترين پايگاه به عنوان پايگاه اصلي براي اجراي مأموريتها در نظر گرفته شده بود و براي به حداقل رساندن زمان اجراي مأموريتها و بالا بردن ضريب حفاظتي و امنيت پروازها پايگاههاي تبريز و همدان با اعزام هواپيما و گروههاي فني به پايگاه اميديه اقدام نموده بودند و ساير پايگاهها مانند اصفهان، بوشهر و دزفول به طور مستقيم از پايگاههاي خود اقدام به اجراي مأموريتهاي واگذاري از طرف قرارگاه رعد مي‌نمودند. نهاجا به روشهاي زير عمليات والفجر 8 را پشتيباني مي‌نمود.“

الف : پشتيباني نزديك هوائي

اجراي پشتيباني نزديك هوائي با در نظر گرفتن تجربيات عملياتهاي گذشته با هدف پشتيباني موثر آتش از آفند يگانهاي رزمي و به‌ويژه درهم شكستن پاتكهاي سنگين دشمن كه معمولاً به صورت يك روش جاري و قابل پيش بيني از سحرگاه شروع عمليات به اجرا درمي‌آمد ، انجام گرفت .

براي اجراي آتش موثر و هماهنگ با عمليات يگانهاي رزمي و به حداقل رساندن اشتباهات و به ويژه حفظ تأمين و حفاظت پروازها در عمليات والفجر8 ، اقدام به اعزام افسران رابط هوائي و افسران ناظر مقدم در سطح وسيع گرديد كه در ديگر عملياتها سابقه اي در اين حد نداشت . اين افسران در رده هاي مختلف با فرماندهان هماهنگي لازم را به عمل مي آوردند ، نيازمنديها را برآورد و به قرارگاه رعد گزارش و سپس هدايت پشتيباني نزديك هوائي را به عهده گرفتند تا نتيجه مطلوب تري بدست آيد . اين هماهنگي تاكتيكي كه بر اصول آموزشي دانشگاهي استوار بود، بي شك نقش ارزنده اي در پشتيباني آتش موثر ايفا نمود ، تا جايي كه بخشي از موفقيت هاي آفندي يگانهاي رزمي و درهم شكستن پاتكهاي دشمن را ميتوان در گرو همين اقدام دانست .

در اين رابطه نويسندگان كتاب “ خرمشهر تا فاو “ استفاده مناسب از نيروي هوائي و هوانيروزرا از جمله دلايل موفقيت عمليات والفجر 8 برآورد كرده اند1.

و در تحليلي ديگر از كتاب “ كارنامه توصيفي عمليات “ مي‌خوانيم :

در نبرد فاو ، ايران اسلامي علاوه بر استفاده از نيروهاي پياده و شكارچيان تانك ، موفق مي شود با آتش توپخانه و خمپاره انداز ، ضربات سنگيني را برادوات زرهي دشمن در جاده هاي فاو ـ بصره و فاو ـ ام القصر وارد آورد و در تكميل آن ، هوانيروز و نيروي هوايي با حمايت از يگان هاي عمل كننده اسلام ، با نبردي درخشان در هوا و زمين ، برگ زريني از افتخار و حماسه از خود به جا مي‌گذارند. نيروي هوايي ايران در اين عمليات با همكاري پدافند زمين به هوا ، 74 فروند از هواپيماهاي پيشرفته عراق را ساقط مي كند و با نشان دادن توان رزمي خود ، ادعاي كارشناسان خارجي مبني بر ناتواني هوايي ايران را باطل مي كند و با بيش از 1000 سورتي پرواز دوست و دشمن را در حيرت فرو مي برد1

و در جائي ديگر از همين مدرك گفته شده است :

« در اين روز (22 بهمن ماه 1364) نيروي هوائي ارتش در حالي كه جنگنده هاي دشمن نيز در منطقه حضور داشتند طي چند مرحله مواضع دشمن را هدف قرار دادند2

در مورد نقش افسران رابط در عمليات والفجر 8 سرتيپ 2 حسين مهرآرا چنين اظهار نظر مي كند :

«در قرارگاه‌هاي مختلف كه براي هدايت عمليات در فاو تشكيل شده بود ، افسران رابط نيروي هوائي حضور فعال داشتند . من اولين بار بود كه مي ديدم در اين حد براي هماهنگي و پشتيباني نزديك هوائي پيش بيني شده است و اين يك كار كلاسيك است كه بايستي هميشه مورد توجه قرار گرفته شود. در جنگ، پروازهای با ارتفاع بالا را بدون افسر رابط، مي شود كنترل و هدايت كرد ولي چون در پشتيباني نزديك هوائي و به ويژه درعمليات فاو براي حفظ تأمين و رعايت اصول حفاظتي بيشتر پروازها با ارتفاع پست انجام مي گرفت، بنابراين افسران رابط و ناظر مقدم بطور اجبار بايستـي وجود داشته باشند.

مـطلب ديگري كه بايـد اضافه كنيم، وقتي كه هـواپيماهاي خـودي مي آمدند ، يگان هاي توپخانه در حال تيراندازي بودند ، بنابراين بايستي اقدامات كنترل آتش فضاي هوائي انجام مي شد و چون در اين مقطع پرسنل سپاه پاسداران با چنين اقداماتي آشنائي نداشتند، لذا بايستي از افسران مجرب نيروي هوائي براي اينكار استفاده مي شد كه اين چنين شد . در تمام مدتي كه در عمليات والفجر 8 شركت داشتم ، هيچگاه شاهد اشتباه نيروي هوائي خودي نبودم و عدم اشتباه نشانه كار صحيح و اصولي است كه با اعزام افسران رابط و افسران ناظر مقدم امكان پذير شده بود1. »

سرهنگ منصور بختياري كه در عمليات والفجر 8 در يكي از يگانهاي توپخانه خدمت مي كرده است در جواب اين سئوال كه چه خاطره آموزنده اي از اين عمليات دارد ، مي گويد :

عمليات فاو داراي نكات آموزنده زيادي است كه در عملياتهاي ديگر شايد نبوده است . يك نمونه مربوط به نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه در اين عمليات بسيار چشمگير بود؛ در اين عمليات براي اولين بار من شاهد بودم كه نيروي هوائي اقدام به اعزام افسران رابط با درجه سرواني و بالا به يگانها كرده بود ، اين افسران پرواز هواپيماهاي خودي را با پدافند هماهنگ مي كردند كه مورد اصابت قرار نگيرند و هواپيماها را تا روي هدف هدايت مي كردند كه نتيجه خوبي داد .

 

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده