نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
در ميان آنان مردي حدود 65 ساله بود كه آثار گذشت زمان كاملاً روي چهره او آشكار بود. با چنان احساسي درباره مبارزه با نيروهاي متجاوز سخن ميگفت كه همه ما نظاميان را تحت تأثير شديد قرار داد. ملاقات اين پارسايان شب و شيرمردان روز براي من و ساير فرماندهان نظامي همراه من، بهترين كلاس آموزشي عشق و ايمان به حقيقت و حقانيت و خداپرستي بود. در روز نبرد نيز اين دليرمردان نشان دادند، همانگونه هستند كه در گفتارشان نشان ميدادند.

بخش چهل و پنجم:

 

اين گروه، از افراد جنگ‌هاي نامنظم دكتر چمران بودند. در آن اردوگاه نيز جلوه ايمان اسلامي و عرفان و  عشق به خدا را من نه تنها ديدم، بلكه آن‌را لمس كردم. به منظور استفاده بيشتر از مدت زمان روشنايي روز، براي شناسايي منطقه به حركت به سمت مواضع دشمن ادامه داديم. بالاخره به تپه‌هاي رملي سختي رسيديم كه خودروها نتوانستند جلوتر بروند و اجباراً به حالت پياده مسافتي نيز جلوتر رفتيم.

زمين منطقه رملي بسيار سخت بود. به علت خشك شدن رمل‌ها در اثر حرارت آفتاب سوزان خوزستان بعد از مسافتي كوتاه خستگي مفرط در انسان ايجاد مي‌شد. به طور كلي اين منطقه براي پيشروي واحدهاي نظامي بسيار مشكل بود. در حالي كه فرمانده تيپ در نظر داشت تلاش اصلي را از اين محور هدايت كند. اما بعد از اين شناسايي و مذاكراتي كه در روي زمين منطقه عمليات انجام گرفت، فرمانده تيپ قبول كرد تلاش فرعي را به اين محور اختصاص دهد.

در مراجعت فرصت بيشتري داشتيم تا با رزمندگان مردمي كه در آن منطقه مستقر بودند، مذاكره كنيم. لذا در اردوگاه‌هاي آنان توقف كرديم و با آن‌ها مذاكره نموديم. افراد اين نيروهاي مردمي از مردان 60 ساله تا جوانان 15 ساله تشكيل مي‌شد. نور ايمان در چهره همه آنان نمايان بود. براي جانبازي و فداكاري در راه ايمان و اعتقاد خود و بيرون راندن نيروهاي متجاوز عراق از سرزمين اسلامي خود دقيقه‌شماري مي‌كردند. حساس‌ترين سؤالي كه از ما مي‌كردند اين بود؛ كِي حمله خواهيم كرد؟ و تنها درخواستشان اين بود كه مشكل‌ترين مأموريت عملياتي به آنان واگذار شود.

 در ميان آنان مردي حدود 65 ساله بود كه آثار گذشت زمان كاملاً روي چهره او آشكار بود. با چنان احساسي درباره مبارزه با نيروهاي متجاوز سخن مي‌گفت كه همه ما نظاميان را تحت تأثير شديد قرار داد. ملاقات اين پارسايان شب و شيرمردان روز براي من و ساير فرماندهان نظامي همراه من، بهترين كلاس آموزشي عشق و ايمان به حقيقت و حقانيت و خداپرستي بود. در روز نبرد نيز اين دليرمردان نشان دادند، همان‌گونه هستند كه در گفتارشان نشان مي‌دادند.

نمونه‌اي از اين جان‌بازي آن بود كه در هنگام پيشروي به سمت مواضع دشمن با میدان مين دشمن برخورد كردند و چون شرايط میدان نبرد اجازه جمع‌آوري مين‌ها را نمي‌داد، تعدادي از آنان الله اکبرگويان خود را به میدان مين دشمن زدند و با نثار خون راه را براي رزمندگان ديگر گشودند و اين اولين باري بود در جنگ تحميلي اين اتفاق رخ داد و در نبردهاي بعدي نيز تكرار شد.

لازم به يادآوري است كه اين مردان جان‌باز و فداكار، نه براي درجه و مقامي و نه براي مال و منالي و نه به خاطر انجام وظيفه اجباري دولتي در صحنه نبرد حاضر شده بودند، بلكه داوطلبانه و بدون هيچ گونه عامل الزام كننده قانوني براي شركت در نبرد با متجاوزين آماده شده بودند. در اين باره تنها عامل محركه آنان، ايمان قلبي خود به لزوم دفاع از حيثيت و شرف ملت و ميهن و اعتقادات ديني خودشان بود. ملاقات با اين داوطلبان جانباز سبب ترغيب بيش از پيش فرماندهان نظامي براي اجرای عمليات مورد نظر گرديد.

با توجه به مطالبي كه بيان شد، روز 28 ارديبهشت ماه پر‌تلاش‌ترين روز براي آمادگي جهت اجرای عمليات خيبر بود. در اين روز تمام فعاليت‌هاي ستادي يك بار ديگر مورد تجزيه و تحليل و بررسي قرار گرفت و اقدامات عملي نيز براي آمادگي اجرای عمليات انجام شد. اين فعاليت‌ها به ويژه فعاليت‌هاي شناسايي مناطق نبرد تا حدودي مورد توجه نيروهاي دشمن قرار گرفت.

در روز 29 ارديبهشت، دشمن در محور طراح حميديه اقدام به تلاش‌هايي كه شبيه تظاهر به حمله بود كرد. احتمالاً منظور دشمن از اين تظاهر نمايش قدرت براي تهديد منطقه عقب نيروهاي ما در محور حميديه سوسنگرد و منصرف كردن ما از اجرای هر گونه عمليات تعرضي در منطقه سوسنگرد بود. زيرا هر گونه بررسي منطقي نظامي چنين نتيجه مي‌داد كه نيروهاي ما با داشتن بيش از 30 كيلومتر پهلوي آسيب‌پذير در مقابل دشمن نبايستي پيش از آن به سمت غرب پيشروي كنند و اين پهلوي آسيب‌پذير را توسعه دهند.

به همين دلیل، تيمسار سرتيپ ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني با اين طرح موافق نبود و اعتقاد داشت هر گونه حركات تعرضي ما بايستي به سمت جنوب کرخه‌کور اجراء شود و از دادن پهلوي بيشتر به دشمن خودداري گردد. اما همان گونه كه در سوابق طرح‌ريزي بيان شد، در آن شرايط بهترين راه‌كار براي دست زدن به اقدامات تعرضي همين راه‌كار بود. زيرا در مناطق ديگر نيروهاي ما توانايي هيچ گونه عمليات آفندي قابل ملاحظه‌اي را نداشتند و عمليات محدود نيز اثرات رواني قابل ملاحظه‌اي در نيروهاي خودي و دشمن و انعكاس ملي و بين‌المللي نداشت.

به هر حال عمليات ايذائي دشمن در جبهه طراح به سرعت خنثي شد و نيروهاي مدافع ما كه در شمال کرخه‌کور در حوالي آبادي فرسيه مستقر بودند، موفق شدند هر گونه حركات نيروهاي دشمن را به سمت شمال خنثي سازند و اين اقدام دشمن نتوانست هيچ گونه تزلزلي در تصميم ما، براي اجرای حمله ايجاد كند.

قبلاً گفتيم طبق دستورالعمل‌هايي كه قرارگاه جنوب به لشكرها و تيپ‌هاي مستقل مستقر در خوزستان داده بود، به آن‌ها مأموريت داده شده بود، در منطقه مسئوليت خود طرح‌هاي آفندي محدود را طرح‌ريزي و اجراء نمايند. بر اساس اين دستور لشكر 21 پياده كه در منطقه غرب دزفول شوش گسترش داشت، يك طرح پدافندي محدود در غرب شوش آماده براي اجراء كرده بود كه هم‌زمان با عمليات خيبر اجراء گرديد. اين فعاليت نيروهاي ما  سبب شد، دشمن نتواند منطقه حمله اصلي نيروهاي ما را تشخيص دهد.

تلاش تعرضي نيروهاي دشمن در جبهه طراح سبب شد كه بار ديگر وضعيت اين منطقه نبرد به دقت مورد بررسي قرار گيرد و از تأمين جناح جنوبي و منطقه عقب محور پيشروي لشكر 16 زرهي اطمينان كامل حاصل گردد. براي اين منظور نگارنده شخصاً با تعدادي از افسران ستاد لشكر 16 زرهي از مواضع پدافندي منطقه طراح كه تيپ 3 زرهي آن لشكر مستقر بود، بازديد كردم. با فرماندهان گروهان‌ها و گردان‌ها مذاكره نمودم و اهميت حفظ مواضع اين منطقه را در سرنوشت عمليات خيبر به آنان تأكيد كردم، ولي نگراني از اين منطقه به حدي بود كه لازم بود در حضور كليه مسئولين عمليات، وضعيت اين منطقه به طور دقيق بررسي شود و اقدامات كامل براي خنثي كردن هر گونه اقدامات احتمالي دشمن در اين منطقه به عمل آيد.

 براي نيل به اين هدف طبق دستوري كه داده شده بود كليه فرماندهان مسئول عمليات به ويژه منطقه طراح از جمله شخص دكتر چمران در ساعت 0800 صبح روز 30 ارديبهشت (روز قبل از حمله) در دفتر فرمانده لشكر 92 زرهي در اهواز جمع شدند و تبادل نظر و هم‌آهنگي‌هاي كامل براي تحكيم مواضع پدافندي منطقه طراح و جنوب محور حميديه سوسنگرد به عمل آمد. تصميمات لازم اتخاذ شد كه در همان جلسه به مسئولين اجرایي ابلاغ گرديد. در ادامه مذاكرات، آخرين مسائل مورد نياز درباره عمليات روز آينده مورد بررسي قرار گرفت كه از جمله مهم‌ترين مسائل اين بود كه تدبير كلي كه در اجرای عمليات آفندي خيبر بايستي به كار برد پياده نظام در نقش اصلي باشد و واحدهاي زرهي ابتدا نقش پشتيباني را داشته باشند و بعد از آن كه عناصر ضد تانك دشمن در خطوط مقدم مواضع وي، به وسيله پياده نظام منهدم شدند و در سازمان دفاعي دشمن اختلال ايجاد گرديد، واحدهاي زرهي به نيروهاي دشمن حمله كنند و آن‌ها را نابود يا وادار به عقب‌نشيني نمايند.

هدف از اين تدبير آن بود كه تلفات زرهي به حداقل ممكنه كاهش پيدا كند. زيرا همان گونه كه كراراً گفته شد، تعداد تانك‌هاي ما به قدري كاهش يافته بود كه تحمل ضايعات بيش از آن براي ما بسيار سنگين بود. بر اساس اين تدبير دكتر چمران و هم‌چنين فرمانده سپاه پاسداران قبول كردند در خط مقدم حمله پيشروي كنند و مواضع ضد تانك دشمن را افراد آنان منهدم نمايند. بايد اعتراف كنم اين قبول مسئوليت فوق‌العاده، به وسيله نيروهاي مردمي سبب تقويت بيش از پيش روحيه فرماندهان واحدهاي نظامي شد.

 زيرا آن‌ها نيز در طرح‌هاي عملياتي خود به همين نحو پيش‌بيني كرده بودند كه واحدهاي پياده نظام را در تلاش اصلي و تانك‌ها را در تلاش پشتيباني وارد نبرد سازند. اما روحيه و ميل به جنگ‌جويي نيروهاي مردمي در سطحي خيلي بالاتر از افراد نظامي بود. همه فرماندهان متوجه بودند كه براي بالا بردن روحيه افراد نظامي، يك عامل محركه عملي لازم است و عمليات رزمندگان مردمي و روحيه جان‌بازي و فداكاري آنان مي‌توانست بهترين عامل محركه براي نظاميان باشد. در هنگام اجرای عمليات همين روش اجراء شد و نتايج بسيار مطلوبي از آن گرفته شد كه در شرح هدايت عمليات بيان مي‌گردد.

آخرين جلسه بررسي عمليات خيبر حدود ساعت 1100 روز 30 ارديبهشت به پايان رسيد. تصميم نهايي اين بود كه به علت گرمي هوا و به منظور امكان تحكيم هدف، بعد از تصرف آن پيشروي به نحوي هدايت گردد كه واحدها در مدت 4 ساعت حمله از ساعت 0400 تا 0800 هدف‌ها را اشغال و تا ساعت 1000 تحكيم كنند و آماده براي دفع پاتك‌هاي دشمن شوند.

نظر به اين كه دكتر چمران در اين جلسه حضور داشت و ايشان در مقام نماينده مجلس شوراي اسلامي و نماينده امام در شوراي عالي دفاع بود، من علاقمند بودم فرصتي پيش آيد نظرياتم را درباره مسائل سياسي و اقتصادي جنگ نيز براي ايشان شرح دهم تا شايد در محافل سياسي و اقتصادي كشور مطرح كنند و اگر مفيد باشد از آن بهره‌برداري شود.

علت اين امر آن بود كه نگارنده به مناسبت مسئوليتي كه قبل از جنگ و در مدت زمان جنگ در جمهوري اسلامي ايران داشتم، در جريان چگونگي محدوديت‌ها و كمبودها و نقاط ضعف‌هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران و هم‌چنين در جريان توانايي‌هاي ارتش عراق بودم. به علاوه در مسافرتي كه (در اسفند ماه 1359) براي مأموريت خريد تسليحات نظامي به اروپاي غربي كردم، متوجه مقاصد شوم و پليد فروشندگان سلاح و تجهيزات شدم و نتايج مسافرت را بعد از مراجعت كتباً به نيروي زميني و ستاد مشترك گزارش كردم.

بعد از پايان جلسه روز 30 ارديبهشت، دكتر چمران محل جلسه را ترك نكرد و آن فرصتي كه مورد علاقه من بود به دست آمد. به ويژه اين كه ديگران رفتند و من مي‌توانستم مسائل خصوصي جنگ را به اطلاع ايشان برسانم. لذا با كسب اجازه از ايشان آن مسائل را مطرح كردم كه اساس آن‌ها مبني بر اصل لزوم پشتيباني سياسي از عمليات نظامي بود.

براي ايشان توضيح دادم بر مبناي تاريخ جنگ‌هاي گذشته، هنگامي كه مدت زمان جنگ بين دو كشور و حتي جنگ‌هاي داخلي طولاني مي‌شد، تعيين سرنوشت نهايي جنگ از عهده نظاميان خارج مي‌گردد و به دست سياستمداران مي‌افتد و سياستمداران كشور بايد با تلاش‌هاي همه جانبه داخلي و بين‌المللي در جنبه‌هاي سياسي و اقتصادي و تهيه تجهيزات نظامي، تحرك راهبردی به جنگ بدهند تا نظاميان بتوانند با استفاده از تحرك راهبردی كشور، تحرك تاكتيكي در جبهه‌هاي جنگ ايجاد نمايند.

همان گونه كه نظاميان در میدان‌هاي نبرد با عمليات تاكتيكي به نيروهاي دشمن ضربت مي‌زنند، مسئولين سياسي كشور نيز با حركت‌هاي سياسي از پشت ميزهاي مسئوليت خود تعرض سياسي را در سطح بين‌المللي عليه دشمن اجراء نمايند. اظهار نظر كردم كه در شرايط موجود اغلب كشورهاي جهان يا طرف‌دار عراق هستند يا حداقل مخالف عراق نيستند. موضوع خريد مشكلات سلاح و تجهيزات از اروپاي غربي را شرح دادم. دكتر چمران با دقت تمام به سخنان من گوش داد. ولي اظهار نظر ويژه‌اي نكرد. اما من در خود احساس آرامش كردم كه توانستم نظرياتم را به يك مقام مسئول بلند پايه سياسي كشور عرضه نمايم.

بالاخره با حوادثي كه بيان شد، مرحله بررسي و طرح‌ريزي عمليات تعرضي خيبر كه حدود سه ماه ستادها را به خوبي مشغول كرده بود، در 30 ارديبهشت ماه به پايان رسيد و عمليات طبق طرح از ساعت 0430 روز 31 ارديبهشت ماه آغاز شد كه جريان آن ذيلاً بيان مي‌گردد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده