نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
براي اين منظور شوراي فرماندهي در ستاد لشكر 92 زرهي در اهواز تشكيل شد و مسائل جنگ به ويژه طرح حمله در منطقه سوسنگرد با حضور فرماندهان بررسي گرديد. همه فرماندهان معتقد بودند كه با قبول استراتژي دفاعي ما نميتوانيم نيروهاي متجاوز را از ميهن خود بيرون كنيم.همه فرماندهان لشكرها با كمال علاقهمندي و صميميت و قاطعيت متعهد شدند حملات محدود و محلي را طرحريزي و اجراء نمايند.

بخش چهل و چهارم:

 

بعد از بررسي‌ها و برآوردهاي نسبتاً دقيقي كه در قرارگاه جنوب به عمل آمد، لازم بود وضعيت واحدهاي شركت كننده در حمله مورد نظر از نزديك بررسي شود و با فرماندهان مسئول هدايت عمليات مذاكرات كاملي به عمل آيد. براي اين منظور شوراي فرماندهي در ستاد لشكر 92 زرهي در اهواز تشكيل شد و مسائل جنگ به ويژه طرح حمله در منطقه سوسنگرد با حضور فرماندهان بررسي گرديد. همه فرماندهان معتقد بودند كه با قبول استراتژي دفاعي ما نمي‌توانيم نيروهاي متجاوز را از ميهن خود بيرون كنيم.

همه فرماندهان لشكرها با كمال علاقه‌مندي و صميميت و قاطعيت متعهد شدند حملات محدود و محلي را طرح‌ريزي و اجراء نمايند. لازم به يادآوري است كه براي اين گونه عمليات طرحي به وسيله قرارگاه جنوب تهيه و ابلاغ شده بود و محدوده فعاليت لشكرها مشخص گرديده بود. در اين جلسه مهندس چمران برادر دكتر چمران نيز كه به عنوان رئيس ستاد گروه نامنظم دكتر چمران فعاليت داشت، شركت نمود و درباره نحوه شركت افراد اين گروه در حمله مورد نظر و هم‌چنين نگه‌داري محور حميديه طراح کرخه‌کور كه عنصري از گروه نامنظم در آن‌جا مستقر بود، مذاكره شد. همان روز منطقه عملياتي سوسنگرد هويزه به وسيله فرماندهان مسئول و نگارنده مورد شناسايي و بررسي قرار گرفت و نحوه عبور از رودخانه مالكيه و پيشروي به سمت غرب سوسنگرد تجزيه و تحليل گرديد.

در آن زمان با وجود اين كه غرب رودخانه مالكيه در كنترل دشمن بود، ولي نيروهاي دشمن براي جلوگيري از تحمل تلفات، از كرانه غربي رودخانه عقب‌تر رفته بودند و خاكريزهاي مقدم خود را حدود يك كيلومتر دورتر از غرب رودخانه و در امتداد آبادي حاجيه ابو‌جلال احداث كرده بودند. لذا عملاً كرانه غربي رودخانه در اختيار لشكر 16 زرهي بود و اين لشكر توانسته بود؛ بدون نگراني دو دستگاه پل شناور نظامي در شمال و جنوب شهر سوسنگرد بر روي رودخانه مالكيه احداث كند كه واحدهاي گشتي لشكر با استفاده از آن پل‌ها به غرب رودخانه مي‌رفتند و عمليات ايذائي عليه دشمن انجام مي‌دادند.

يك پل نيز در روي كرخه احداث شده بود. لازم میدانم قسمتي از مشاهدات خودم را از اين شناسايي و بازديد بيان كنم. در اين موقع شهر سوسنگرد به كلي خالي از سَكنه بود و به ندرت افراد محلي در آن ديده مي‌شدند. خانه‌ها ويران و نيمه ويران بودند. در بازديدي كه از چند دستگاه خانه كردم، قسمت زيادي از وسايل مردم باقي مانده بود و نتوانسته بودند آن‌را تخليه كنند، وضعيت رقت‌باري بود. يك دهكده در جنوب سوسنگرد با بلدوزر ويران شده بود و نيروهاي عراقي از خاك و مصالح ساختماني خانه‌هاي آن دهكده براي خود خاكريز و جان‌پناه درست كرده بودند. خشونت و وحشي‌گري شرايط جنگي كاملاً مشهود بود. در همان زمان بازديد، شهر سوسنگرد زير آتش سنگين توپخانه دشمن قرار گرفت و ما شاهد ويران شدن خانه‌هاي هم‌ميهنانمان بوديم. تنها كاري كه مي‌توانستيم انجام دهيم اين بود كه توپخانه‌ ما نيز مواضع دشمن را بكوبد، اما مواضع دشمن در اطراف آبادي‌ها و روستاهاي ما بود. لذا متأسفانه توپخانه خود ما هم خانه‌هاي هم‌ميهنان ما را ويران مي‌كرد. اين وضع، از اثرات جنگ در داخل هر كشوري است كه جنگ به آن‌جا كشانده شود. به هر حال طرح حمله در غرب سوسنگرد با حضور فرمانده لشكر 16 زرهي و فرماندهان تيپ‌هاي 55 هوابرد و يك زرهي در منطقه نبرد بررسي شد.

با توجه به محدوديت‌هاي كلي و هم‌چنين اجرای تلاش اصلي، حمله به وسيله تيپ 55 پياده هم‌آهنگي شد. حمله تا عمق يك كيلومتري غرب نهر مالكيه اجراء شود و با توجه به گرماي شديد هواي منطقه كه در اواخر ارديبهشت بالاتر از 40 درجه سانتي­گراد بود، حتي‌المقدور قبل از بالا رفتن شدت حرارت واحدهاي حمله‌ور هدف‌هاي خود را تصرف و تحكيم كنند. اين گونه هم‌آهنگي‌هاي حضوري نتايج بسيار مطلوبي داشت و تفاهم بين رده‌هاي مختلف فرماندهي برقرار مي‌شد.

گرچه تمام قرارگاه‌هاي مسئول هدايت عمليات الله اکبر تلاش اصلي خود را براي آماده شدن جهت اجرای اين عمليات به كار مي‌بردند، ولي بايد اعتراف كنم كه هنوز اعتماد كاملي براي امكان اجرای موفقيت‌آميز اين عمليات در واحدهاي ما به وجود نيامده بود. اين عدم اعتماد بي‌دليل نبود. يكي از دلايل مهم آن كمبود فوق‌العاده مهمات  بود كه فرماندهي مهمات نيروي زميني در اوايل دهه دوم ارديبهشت ماه طي نامه رسمي محدوديت فوق‌العاده مهمات را اعلام كرده بود. احتمالات منفي به قدري زياد بود كه ستاد مشترك درباره احتمال موفقيت طرح مورد نظر در شك و ترديد بود، طي نامه‌اي كه به قرارگاه اصلي نيروي زميني ارسال كرده بود، اظهار نظر نموده بود كه درباره طرح حمله الله اکبر بررسي‌هاي دقيق به عمل آيد و چنان كه احتمال موفقيت قطعي نيست اين طرح اجراء نشود.

توضيح اين كه در تاريخ 24 ارديبهشت ماه، تيمسار سرتيپ خزاعی جانشين فرمانده نيروي زميني به خوزستان آمد. در مذاكراتي كه با هم داشتيم اين نكته را يادآوري كرد و بعداً نامه كتبي نيز رسيد. اما بر خلاف نظاميان، فرماندهان نيروهاي مردمي شامل دكتر چمران و فرمانده سپاه پاسداران اصرار داشتند اين حمله هر چه زودتر اجراء شود. رئيس جمهور نيز با اجرای حمله موافق بود. در 26 ارديبهشت ماه عناصر لشكر 77 پياده در محور ماهشهر آبادان حمله محدودي اجراء كردند كه با موفقيت كامل همراه بود و يك موضع دشمن تصرف و بيش از 80 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند.

با وجود پاتك‌هاي متعدد دشمن، نيروهاي ما توانستند اين موضع را حفظ كنند و اين حادثه كوچك در روحيه ما اثرات بسيار بزرگي داشت و اعتماد ما را به قدرت رزمي خود و ضعف نيروهاي عراقي قوي‌تر كرد. فرداي آن روز آخرين جلسه شوراي عالي فرماندهان با حضور رئيس جمهور و دكتر چمران و تيمسار فلاحي در مقر رياست جمهوري در اهواز تشكيل شد و علت تأخير اجرای طرح به ويژه نامه ستاد مشترك درباره اطمينان كامل از موفقيت مطرح گرديد. تيمسار فلاحي توضيحاتي در اين باره دادند و بالاخره تصميم نهايي گرفته شد كه اين عمليات قبل از پايان ارديبهشت ماه اجراء گردد. نظر به اين كه مدت سه ماه درباره اين طرح بررسي شده بود، بعد از تصميم نهايي نياز چنداني به زمان بيشتر براي تكميل طرح‌ها و آمادگي نبود. جلسه ياد شده كه شبانه بود، حدود نصف شب پايان يافت.

از آغاز روز 28 ارديبهشت ماه، اقدامات قاطع براي آماده شدن جهت اجرای حمله آغاز گرديد. اولين اقدام لازم، صدور دستور عملياتي كتبي قرارگاه عملياتي جنوب بود، تا به هر گونه شك و ترديد خاتمه داده شود. لذا نگارنده به عنوان مسئول اين امر در همان شب، يعني بعد از مراجعت از جلسه شوراي عالي فرماندهي، دستور عملياتي كتبي را تهيه كردم و براي صرفه‌جويي در وقت همان شب از فرماندهان خواسته شد، در ساعت 0800 روز 28 ارديبهشت ماه در ستاد لشكر 92 زرهي حاضر باشند تا جنبه‌هاي تكنيكي و تاكتيكي طرح بررسي شود. اين جلسه با حضور فرماندهان لشكرهاي 16 و 92 و فرماندهان تيپ‌هاي شركت كننده در عمليات تشكيل شد. دكتر چمران فرمانده نيروهاي نامنظم و برادر رحيم صفوي رئيس ستاد سپاه پاسداران خوزستان نيز در اين جلسه شركت كردند.

 در همان جلسه، دستور عملياتي كه به نام خيبر نام‌گذاري شده بود، براي فرماندهان تشريح گرديد و وظايف و مسئوليت‌هاي هر يك از عناصر شركت كننده به دقت بررسي شد و هم‌آهنگي‌هاي لازم به عمل آمد كه در اين باره وظايف و مسئوليت‌هاي افراد گروه نامنظم و سپاه پاسداران از حساسيت ويژه‌اي برخوردار بود، زيرا مي‌توان گفت: نقش اين نيروهاي مردمي در آغاز حمله فوق‌العاده حساس بود. برابر طرح، اين نيروهاي مردمي موظف بودند؛ شبانه و قبل از شروع حمله به مواضع نيروهاي دشمن نزديك شوند، به نحوي كه بعد از اجرای آتش تهيه كه از ساعت 0300 تا 0400 روز حمله اجراء مي‌شد، با سرعت و شدت كامل به سنگرهاي مقدم دشمن بريزند و آن‌ها را نابود كنند و با به آتش كشيدن تانك‌ها و خودروها و انبارهاي تداركاتي دشمن افراد دشمن را متوحش سازند، تا اين افراد دشمن تسليم يا مجبور به فرار شوند و نتوانند با آتش‌هاي ضد تانك كه در خط مقدم پدافندي دشمن به نحو بسيار خطرناكي موضع گرفته بودند، تلفات سنگيني به واحدهاي زرهي و مكانيزه ما وارد سازند.

 اين نقش به قدري حساس بود كه مي‌توان گفت، سرنوشت اين عمليات به آن بستگي داشت. هنگامي كه در جلسه 28 ارديبهشت ماه اين مسائل مطرح شد، شوق و علاقه فرماندهان نيروهاي مردمي صد چندان گرديد. زيرا آنان صميمانه علاقمند بودند حساس‌ترين و خطرناك‌ترين مسئوليت‌ها را به عهده بگيرند. در اين جلسه تمام جزئيات مربوط به عمليات مورد بررسي قرار گرفت و هم‌آهنگي‌هاي كامل براي اجرای آن‌ها به عمل آمده. آخرين اطلاعات درباره وضعيت نيروهاي خودي و دشمن و امكانات حمله متقابل دشمن در منطقه نبرد مورد نظر مبادله شد و اساس طرح عملياتي مورد موافقت تمام فرماندهان عمل كننده قرار گرفت. دستور عملياتي كتبي بر همان مبني تكميل و منتشر گرديد كه نتيجه نهايي قريب سه ماه بررسي بود.

 بر مبناي اين دستور واحدهاي عمده از نيروهاي مسلح ما كه در اين عمليات شركت مي كردند، عبارت بودند از: لشكر 16 زرهي (منهاي تيپ 2 زرهي كه در غرب شوش گسترش داشت)، تمام عناصر لشكر 92 زرهي، تيپ پياده، يك گردان حدود 400 نفري از نیروهای سپاه پاسداران خوزستان و يك گردان حدود 300 نفر. از گروه نامنظم دكتر چمران.

تاريخ حمله روز 31 ارديبهشت ماه 1360 تعيين گرديد و بعداً ساعت حمله نيز ساعت 0400 همان روز تعيين و ابلاغ شد. تدبير كلي عمليات براي اجرای اين حمله بر اساس مسير شرقي غربي رودخانه كرخه بود كه عناصر لشكر 92 زرهي در شمال و لشكر 16 زرهي در جنوب رودخانه كرخه به سمت غرب حمله مي‌كرد. نیروهای سپاه پاسداران و نيروي نامنظم دكتر چمران در هر منطقه‌اي كه وارد عمل مي‌شدند، در زير امر فرمانده نظامي همان منطقه مأموريت خود را دريافت و اجراء مي‌نمودند. علت اين روش درباره عناصر نيروهاي مردمي آن بود كه عناصر هر دو گروه نيروي مردمي در مناطق مختلف صحنه نبرد حضور داشتند كه بعضي از اين گروه‌ها ماه‌ها بود در آن مناطق بودند و آشنايي كامل با منطقه نگهباني خود پيدا كرده بودند.

لذا صحيح اين بود كه همان افراد در همان محل‌ها وارد نبرد شوند. قرارگاه‌هاي اصلي اجراء كننده عمليات، لشكرهاي 16 و 92 زرهي بودند و ساير عناصر شركت كننده، شامل تيپ 55 هوابرد و نيروهاي مردمي در زير امر اين قرارگاه‌ها قرار داده شد. اما اين هر دو لشكر درگير مأموريت هاي پدافندي در منطقه خود نيز بودند و در حقيقت هر دو لشكر در قسمتي از منطقه مسئوليت خود از حالت پدافندي به حالت آفندي درمي‌آمد و در ساير قسمت‌ها و مناطق، الزاماً به مأموريت پدافندي خود ادامه مي‌داد.

بر اين مبنا، لشكر 92 زرهي در جنوب غربي اهواز با تيپ يك پدافند مي‌كرد و با تيپ 3 زرهي  كه در مواضع پدافندي شرق الله اکبر گسترش داشت به نيروهاي دشمن مستقر در تپه الله اکبر حمله مي‌نمود. يعني همان تيپ از حالت پدافندي به حالت آفندي در مي‌آمد و تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه احتياط لشكر بود، از منطقه اهواز به منطقه غرب حميديه و شمال كرخه تغيير مكان مي‌كرد و حمله تيپ 3  را دنبال و پشتيباني مي‌نمود.

لشكر 16 زرهي نيز كه مسئوليت منطقه حميديه سوسنگرد هويزه را عهده‌دار بود، فقط دو تيپ زرهي داشت و يك تيپ آن در منطقه عملياتي غرب شوش و در تپه رقابيه درگير مأموريت پدافندي بود. به همين علت تيپ 55 پياده هوابرد براي تقويت اين لشكر در زير امر آن قرار داده شده بود. عناصر اين لشكر نيز در يك خط پدافندي به طول قريب 30 كيلومتر از غرب حميديه تا سوسنگرد و هويزه درگير مأموريت پدافندي بود. به نحوي كه تيپ  55 پياده در منطقه سوسنگرد هويزه پدافند مي‌كرد و تيپ 3 زرهي لشكر 16 زرهي مسئوليت پدافندي جنوب غربي حميديه را بر عهده داشت و تيپ يك زرهي نيز به عنوان احتياط لشكر نگه‌داري مي‌شد.

واحدهاي توپخانه ما نيز در اين منطقه نبرد براي تأمين آتش پشتيباني مورد نياز دو لشكر از شرق رودخانه كارون تا تپه الله اکبر در جبهه‌اي به عرض بيش از يك‌صد كيلومتر گسترش داشتند. تنها امتياز براي توپخانه ما اين بود كه گردان‌هاي توپخانه مستقر شده در شمال رودخانه كرخه مي‌توانستند، بدون تغيير موضع يا با تغيير موضع جزئي، در تمام عرض جبهه از حميديه تا تپه الله اکبر اجرای آتش كنند. از نظر استعداد رزمي نيروهاي  دشمن در منطقه نبرد مورد بحث نيز به علت وسعت زياد جبهه گسترش پراكنده‌اي داشتند.

لشكر دشمن در مقابل دو لشكر ما قرار داشت كه از لحاظ توان رزمي كلي (از لحاظ وسائل و تجهيزات) خيلي قوي‌تر از نيروهاي ما بودند. اما تراكم اصلي دفاعي دشمن در جبهه اهواز و حوالي کرخه‌کور بود. به نحوي كه در منطقه نبرد شمال و غرب سوسنگرد فقط تيپ 35 زرهي با حدود شش گردان رزمي و سه گردان توپخانه صحرايي گسترش داشت. لذا پدافند نيروهاي دشمن در منطقه حمله مورد نظر ما خيلي مستحكم نبود. ضمن اين كه عناصر اين تيپ از ترس احتمال عمليات نفوذي و هوابرد نيروهاي ما در عمق نيز گسترش فوق‌العاده يافته بود.

عناصر اين تيپ تا تنگ چزابه و بستان گسترش پيدا كرده بودند و از نظر تاكتيك پدافندي، تدبير فرمانده اين تيپ، پدافند در عمق بود. بنابراين مي‌توان گفت؛ حداقل در مرحله اول حمله نيروهاي حمله‌ور ما با مقاومت سنگين نيروهاي دشمن مواجه نمي‌شدند. به عنوان شاهد مثال در تپه الله اکبر و مقابل تيپ 3 لشكر 92 زرهي فقط حدود دو گردان دشمن مستقر بود كه در مواضع خط مقدم آن فقط عناصر گردان تانك الكندي و گردان 13 مكانيزه گسترش داشتند. البته لازم به يادآوري است كه اين اطلاعات دقيق بعد از اجرای حمله و به دست آوردن اطلاعات مطمئن از نيروهاي دشمن حاصل گرديد. در هنگام برآوردها و تهيه طرح، اطلاعات ما به اين ميزان دقيق نبود. به ويژه اين كه ما درباره قدرت وارد عمل شدن نيروي احتياط دشمن در ترديد و حتي در نگراني بوديم. به هر حال دستور عملياتي قرارگاه جنوب با توجه به تدبير كلي كه بيان شد تهيه و به لشكرهاي اجراء كننده ابلاغ گرديد.

در همان روز، لشكرها و تيپ‌هاي عمل كننده آخرين تلاش‌هاي خود را براي آمادگي هر چه بيشتر به كار گرفتند. نظر به اين كه اقدامات ستادي در مدت زماني طولاني انجام شده بود، نياز بيشتري براي اين فعاليت نبود. در شوراهاي فرماندهي تمام مسائل در حضور فرماندهان لشكرها و تيپ‌ها تجزيه و تحليل شده بود. در رده‌هاي اجرایي نيز در قرارگاه تيپ‌ها و گردان ها و گروهان‌ها به همين نحو عمل گرديده بود.

بنابراين مأموريت تمام یگان‌ها از قبل تعيين و ابلاغ شده بود. همان گونه كه قبلاً گفته شد، حتي طرح عملياتي كتبي لشكرها قبلاً به واحدهاي ذي‌نفع ابلاغ گرديده بود و تغييرات جزئي نيز با صدور دستورات جزء‌به‌جزء انجام مي‌گرفت. نظر به اين كه اجرای اين عمليات از تاريخ 18 ارديبهشت ماه قطعي شده بود و فقط زمان اجراء تعيين نگرديده بود، تغييرات جزئي نيز به مرور ابلاغ شده بود. در بررسي طرح لشكر گفتيم كه طرح لشكر 16 زرهي به نام طرح شهيد عباسي در فروردين ماه تهيه شده بود و در دهه سوم ارديبهشت ماه تغييراتي طرح بر حسب تغيير اين كه در سازمان رزمي واحدهاي لشكر داده شده بود، انجام گرديد.

آخرين تدبير فرمانده لشكر 16 زرهي براي اجرای اين مأموريت اين بود كه فرمانده لشكر تصميم گرفت با تيپ 55 پياده و تيپ يك زرهي حمله كند. براي اين منظور تيپ 55 پياده و تيپ يك زرهي از پل‌هاي احداثي بر روي رودخانه مالكيه در شمال و جنوب سوسنگرد از رودخانه عبور كنند و خاكريزهاي مقدم دشمن را تصرف و تا عمق شش كيلومتري غرب مالكيه پيشروي نمايند.

براي اين منظور از 23 ارديبهشت ماه تيپ يك زرهي در جنوب سوسنگرد غرب جاده هويزه و سوسنگرد مستقر شده و ضمن تقويت پدافند اين منطقه، آماده براي عبور از رودخانه گرديد. ضمن اين كه با اعزام گشتي رزمي و عوامل نفوذي منطقه مربوط را از جنوب شهر سوسنگرد تا پل الوان و دغاغله شناسايي كرد و طرح عملياتي گردان‌ها و گروهان‌ها را تكميل نمود. تيپ 55 پياده نيز كه در شمال شهر سوسنگرد تا رودخانه كرخه گسترش داشت، منطقه واگذاري را به نحو مطلوب شناسايي كرد و طرح‌هاي عملياتي را تكميل نمود.

 براي نگه‌داري مواضع پدافندي جنوب غربي حميديه در محور طراح نيز تيپ 3 لشكر 16 زرهي، اقدامات تكميلي را به عمل آورد. لشكر 92 زرهي نيز فعاليت خود را بر اساس همان طرح قبلي كه به نام طرح مهدي در فروردين ماه تهيه كرده بود ادامه داد. آخرين تدبير فرمانده لشكر به صورت دستور عملياتي كتبي به نام خيبر 92 تهيه و در 30 ارديبهشت ماه به یگان‌هاي اجرایي ابلاغ گرديد كه برابر اين دستور تيپ 3  آن لشكر با زير امر گرفتن عناصري از سپاه پاسداران و گروه نامنظم دكتر چمران از مواضع پدافندي خود در شرق تپه الله اکبر به سمت غرب حمله مي‌كرد و تپه الله اکبر را تصرف و تأمين مي‌نمود. تيپ 2 زرهي كه در شرق مواضع تيپ 3  به عنوان واحد دنبال و پشتيباني كننده مستقر شده بود، آماده مي‌شد، بنا به دستور مواضع قبلي تيپ 3 زرهي را اشغال كند، يا حمله را به سمت غرب و تا تنگ چزابه و بستان ادامه دهد. تيپ يك آن لشكر نيز بدون تغيير مأموريت در مواضع پدافندي جنوب غربي اهواز پدافند مي‌نمود. بدين ترتيب مراحل طرح‌ريزي عمليات به پايان رسيد و یگان‌ها براي اجراء آماده شدند.

قبل از شرح جريان نبرد، براي آگاهي بيشتر از وضع نيروهاي رزمنده ما، خاطره‌اي را بيان مي‌كنم. بعد از صدور دستورات كامل در 28 ارديبهشت ماه، بعد از ظهر آن روز با فرمانده لشكر 92 زرهي كه سرهنگ مسعود منفرد نياكي بود، به قرارگاه عملياتي تيپ 3  آن لشكر كه در تپه‌هاي شماره 7 در شرق الله اکبر بود رفتم و در پناهگاه فرمانده تيپ طرح عملياتي را مجدداً حضوري بررسي كرديم. فرمانده تيپ ضمن علاقمندي كامل براي اجرای اين مأموريت خونسردي كامل نداشت و كمي هيجان داشت(اين افسر، سرهنگ زرهي ستاد الماسي بود) مذاكرات حضوري من و فرمانده لشكر با او در تخفيف هيجانات وي بسيار مؤثر افتاد.

 طرح عملياتي تيپ را بررسي كرديم و براي توجيه عملي به منطقه نبرد رفتيم. البته فقط جناح شمالي منطقه را كه تيپ در نظر داشت تلاش اصلي خود را در آن جناح به كار برد، شناسايي نموديم. زمين اين منطقه رملي و نسبتاً صعب‌العبور بود. به نحوي كه خودروهاي حامل ما كه جيپ ميول آمريكايي بودند و بهترين خودرو براي مناطق رملي بودند، با اشكال مسير حركت را طي كردند. در مسير حركت به يك عده غيرنظامي برخورديم كه حالت اردوگاهي داشتند. وقتي كه به اردوگاه آنان رسيديم، متوجه شديم يك یگان پاسدار است.

 با مذاكراتي كه با افراد اين واحد كردم، متوجه شدم اين یگان كه حدود 60 يا 70 نفر بودند، از آغاز جنگ در آن منطقه رملي عاري از سكنه و حتي مي‌توان گفت عاري از ذي‌روح مستقر بودند، كه البته افراد آن هر چند وقت يك‌بار تعويض مي‌شدند. اين واحد محور وصولي تپه الله اکبر به دشت آزادگان را در جنوب دامنه ميشداغ تأمين مي‌كردند.

نگارنده كه خود سال‌ها در خوزستان خدمت كرده‌ بودم، تصور مقاومت و پايداري چندين ماهه آن رزمندگان در آن شرايط سخت طبيعي بسيار مشكل به نظرم رسيد. ولي اين افراد با ايمان، داوطلبانه و بدون هيچ‌گونه انتظار اجر و پاداش مادي براي حفظ و حراست ميهن اسلامي خود در آن منطقه مشغول انجام وظيفه بودند. هنگامي كه ما به نزديك اردوگاه آنان رسيديم، حدود ساعت 1600 بود. عده‌اي از آنان مشغول اداي نماز بودند كه در آن بيابان سوزان مشاهده اين حالت عرفاني احساس ويژه‌اي در انسان ايجاد مي‌كرد و اثرات فوق‌العاده ايمان را در انسآن‌ها به نحو بارزي مجسم مي‌نمود. به علت كمي وقت براي شناسايي منطقه، از اردوگاه آنان گذشتيم. بعد از طي چند كيلومتر به طرف شمال غرب در وسط تپه‌هاي رملي بسيار صعب‌العبور به گروه ديگري از رزمندگان خودمان برخورد كرديم.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده