سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (50)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» : آزادگان سزد گر بگوئيم همه يك زبان سپاس از دل و جان به آزادگان همه سرخوش از باده معنوى همه مست از كوزه مثنوى به هر سينه‏شان هست صدها كتاب كه هر جمله‏اش هست فصل الخطاب

نماز شب و روزه، آيين‏شان

برآشفت دشمن ز نفرينشان

شنيدم مــن از ناميــان اسير

هم از حيدرى، جعفرى دلير

نهــادند قانــون كه از ابتداء

بمـــانند ايمــن ز دام بـلا…

توكل نمــودند به پــروردگار

كه ماننــد در عزم خود استوار

به بـردند بـر درگـه حق پناه

چــو بيژن كه افتاده در قعر چاه

شمارى از آنها كه بد بيست و پنج

چه تاريك جايى پر از درد و رنج

كه در تك سلول‏هاى بى‏ادعا

پناهــى ندارند غيـر از خــدا…

در آن دخمه‏ها راه رفتن نبود

نه رفتن بگـــو جاى خفتن نبود

بدان حد كه هركز در آن هيچ جاى

نمانـدى كه ميخى كشانند زپاى

به دشمن به شد تيره روز سپيد

اسيـر است بغـداد و هم الـرشيد

همه سرخوش از كاسه صبر مست

سپيدى زند بر سياهى شكست

چه خوش گفته دانا حكيم سخن

كه پندى است بر ما هميشه كهن

همان بر دل هر كسى بوده دوست

نمـاز شـب و روزه آييـن اوست

اگـر صبـر دارد كنـون اعتـبار

از آنهــا كند اين چنين افتخار…

كنون همچنان جان به تن آمدند

به دامــان مـام وطـن آمـدند

كه چشمان ز ديدارشان سو گرفت

ز صلوات‏ها دل چه نيرو گرفت

بسى خنده و گل به هر بامداد

بـرد زنگ دلهـايشان را سواد

به هر كوى برزن بيابان وراغ

خيابان و كــوچه پـر از چلچراغ

به آزادگان شد بسى گل نثار

به همــراه عــود و سلام و شعار

بـر آنهـا بسى آفـرين خواندند

كه در استقامت قــــوى مـاندند

رها چون شود از قفس باز هم

نــوايش زدايـد ز دل زنـگ غـم

حسين لشگرى مرد آزاده است

كه در دست محبوب دل داده است

پـرنده اگـــر شد اسيـر قفس

بگـــويد خــدا تا كه دارد نفس

شش و چهارده را بخوان و ببين

چه‏ها رفت بر آن دل آتشين

همه خون دل خورده عاشق شدند

كه با امر ساقى موافق شدند

نباشى اگـر در تـن خـود اسير

فلك را كنى زير دستت اسير

اسير است دنيا به قانون خود

خوشا روح آزاد و مضمون خود

پـر و بال پـرواز خـود وا كنيد

فلك را به چشمى تماشا كنيد

به چشمى كه باز است بر روى دوست

كند ميل چشمان جادوى دوست

به توصيفشان من چه گويم جز اين

بجـز اين سخن از بيان امين

اگـر بلبلى در قفس شد اسيـر

بـود نغمه‏اش همچنان دلپذير

 

 

 

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده