نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
اما از نظر روحيه افراد، به طور قطع برتري با نيروهاي ما بود. هم زمان با طرحريزي لشكر 92 زرهي كه تلاش اصلي عمليات الله اکبر را بر عهده داشت، لشكر 16 زرهي نيز براي هدايت تلاش فرعي اين عمليات طرحريزي خود را از فروردين ماه 1360 آغاز كرد و طرح لشكر را به نام طرح شهيد عباسي (به نام يكي از افسران شهيد لشكر) تهيه نمود.

بخش چهل و دوم:

نكته حائز اهميت در اين برآورد وضعيت فرماندهي، اين است كه در اين برآورد، مأموريت اجرای حمله فقط تصرف تپه الله اکبر به وسيله تيپ 3 لشكر 92 زرهي منظور شده كه با همكاري گروه نامنظم دكتر چمران اجراء مي‌گرديده و هيچ اشاره‌اي به عناصر لشكر 16 زرهي و سپاه پاسداران نشده بود. در صورتي كه بعداً خواهيم ديد، قسمتي از مأموريت به اين عناصر محول گرديد. ضمناً نظر به اين كه اين عمليات حدود دو ماه بعد از اين برآورد وضعيت اجراء شد و وضعيت استعداد و گسترش نيروهاي دشمن تغييرات اساسي كرد، از بيان جزئيات اطلاعات مربوط به دشمن صرف نظر گرديد. به هر حال اين برآورد مبناي اصلي عمليات آفندي خيبر در پايان ارديبهشت ماه 1360 شد كه چگونگي مراحل تكميلي طرح‌ريزي را دنبال مي‌كنيم.

گرچه در اسناد و مدارك در دسترس، علت به تأخير افتادن اجرای اين طرح روشن نبود. ولي با توجه به سوابق عملياتي كه در فصل دوم بيان شد بعد از عمليات ناموفق نصر (کرخه‌کور) مشكلاتي براي نيروهاي مسلح ما به وجود آمد كه ناشي از تلفات نسبتاً زياد آن عمليات بود. براي ترميم نسبي توان رزمي لشكرهاي 16 و 92 زرهي مدتي زمان لازم بود. چنان كه بعد از عمليات نصر، تيپ 3  زرهي لشكر 16 زرهي براي تجديد سازمان و بازسازي به منطقه عقب اعزام شد و بعد از سرازير كردن آب كرخه به دشت جنوب جاده حميديه سوسنگرد، تيپ 2 لشكر 92 زرهي نيز از مأموريت پدافندي رها گرديد و به منطقه اهواز اعزام شد تا تجديد سازمان كند. تيپ‌هاي ديگر اين لشكرها نيز در وضعيت چندان مناسبي نبودند كه بتوانند حمله‌اي را طرح‌ريزي و اجراء نمايند. مثلاً وضعيت تيپ1 لشكر 16 زرهي خيلي بهتر از تيپ 3 آن لشكر نبود. همچنين وضعيت تيپ يك لشكر 92 زرهي كه در جنوب غربي اهواز پدافند مي‌كرد، بهتر از تيپ 2 آن لشكر نبود.

 به همين دليل براي جبران كمبود توان رزمي اين تيپ‌هاي زرهي، قسمتي از تيپ 55 پياده هوابرد كه شامل قرارگاه تيپ و دو گردان پياده بود به منطقه سوسنگرد اعزام شد تا در صورت ايجاد تهديدي از جانب نيروهاي متجاوز در منطقه حميديه سوسنگرد امكان مقابله با تهديد براي نيروهاي ما وجود داشته باشد. در اواخر اسفند ماه 1359 وضعيت پدافند منطقه سوسنگرد چنان مستحكم شد كه نيروهاي ما توانستند اولين حمله مجدد را در 26 اسفند ماه 1359 اجراء نمايند، اين عمليات محدود به وسيله سپاه پاسداران به نام عمليات امام مهدي (عج) در غرب سوسنگرد و غرب رودخانه مالكيه انجام شد.

استعداد نيروهاي ما حدود 200 نفر پاسدار از افراد سپاه بود و در منطقه هدف پيش‌بيني شده يك گروهان تقويت شده دشمن مستقر بود، نيروهاي ما در اين حمله موفق شدند تلفات سنگيني به دشمن وارد كنند و 48 نفر از افراد دشمن را اسير و پنج دستگاه نفربر ويك دستگاه آمبولانس دشمن را به غنيمت بگيرند. اما به علت پاتك شديد دشمن، مجبور به عقب‌نشيني به شرق رودخانه مالكيه شدند. اما به هر حال طرح حمله به تپه الله اکبر هم‌چنان مطرح بود و بررسي‌ها براي چگونگي اجرای آن در فروردين ماه 1360 ادامه داشت. در 24 فروردين ماه 1360 فرمانده تيپ 3 زرهي برآوردي ديگر از وضعيت دشمن و منطقه عمليات الله اکبر نمود و به اين نتيجه رسيد كه تغييراتي در گسترش نيروهاي دشمن به وجود آمده و تيپ 35 لشكر 9 زرهي عراق جايگزين تيپ زرهي ابن‌الوليد در منطقه نبرد الله اکبر و غرب سوسنگرد گرديده است.

نتيجه كلي اين برآورد چنين بود كه به علت آب‌گرفتگي زمين‌هاي پست و سست شمال و جنوب تپه الله اکبر اجرای عمليات تعرضي خودي و دشمن با مشكلاتي مواجه مي‌گرديد كه واقعاً هم چنين بود. زيرا معمولاً در فروردين ماه هر سال دامنه جنوبي ارتفاعات ميشداغ تا رودخانه كرخه را آب فرا مي‌گيرد و به علت سستي و چسبندگي خاك منطقه تا زمان خشك شدن زمين‌ها كه اواخر ارديبهشت ماه مي‌باشد. زمين‌هاي پست غير قابل عبور مي‌گردد و فقط امتداد تپه‌ها كه در مركز اين منطقه قرار دارند و به تپه الله اکبر منتهي مي‌شوند قابل عبور براي خودروها مي‌شود.

با توجه به اين نتيجه‌گيري، امكان اجرای موفقيت‌آميز حمله در منطقه نبرد الله اکبر در فروردين ماه خيلي ضعيف بود. زيرا نيروهاي ما مجبور بودند حمله جبهه‌اي به مواضع مستحكم دشمن اجراء كنند و اين امر مستلزم قبول تلفات زياد بود كه در آن موقع براي نيروهاي ما چندان به صرفه و صلاح به نظر نمي‌رسيد. ولي به هر حال بررسي‌ها و برآورد وضعيت‌ها و طرح‌ريزي‌ها براي اين عمليات ادامه يافت و در فروردين ماه 1360 به صورت جدي‌تر مطرح گرديد و به لشكرهاي 16 و 92 زرهي دستور داده شد، طرح‌هاي عملياتي را تهيه و آماده براي اجراء شوند.

بر اساس اين دستور، لشكرهاي ياد شده طرح‌هايي تهيه كردند كه مبناي عمليات خيبر گرديد و در آخر ارديبهشت ماه 1360 اجراء شد. خلاصه اين طرح‌ها كه با تغييراتي جزئي اجراء شد، چنين بود: طرح عملياتي لشكر 92 زرهي به نام مهدي در فروردين ماه تهيه گرديد. در مقدمه اين طرح چنين گفته شده است كه اين طرح در اجرای دستورات شفاهي فرماندهي كل قوا و امريه ابلاغي مورخه 27/1/1360 قرارگاه جنوب تهيه گرديده است. درباره مأموريت لشكر 16 زرهي كه در جناح چپ (جنوب) لشكر 92 زرهي حمله مي‌كرد چنين گفته شده كه لشكر 16 زرهي ضمن حفظ مواضع پدافندي جنوب محور سوسنگرد و حميديه تك محدود مي‌كند و سوسنگرد را تأمين مي‌نمايد.

مأموريت لشكر 92 زرهي در اين طرح، اجرای تك محدود به وسيله تيپ 3   زرهي به تپه الله اکبر و تصرف و نگه‌داري آن منظور گرديده بود. تيپ 3 زرهي اين مأموريت را با یگان‌هاي سازماني و زير امر گرفتن يك گردان سپاه پاسداران و يك گردان از عناصر گروه نامنظم دكتر چمران انجام مي‌داد. تيپ1 اين لشكر كماكان در جنوب غربي اهواز پدافند مي‌كرد و تيپ  2 زرهي آن كه به عنوان احتياط در غرب اهواز مستقر بود، به منطقه شمال غربي حميديه تغيير مكان مي‌نمود و آماده براي وارد عمل شدن در عمليات در صورت لزوم مي‌گرديد. در اين طرح عملياتي لشكر 92 زرهي، مأموريت تيپ 3 زرهي كه در حقيقت تدبير كلي فرمانده لشكر 92 زرهي بود، چنين تعيين شده بود كه تيپ 3 زرهي با یگان‌هاي سازماني و زير امر شامل گردان پاسدار و گردان نامنظم دكتر چمران، حمله را به نحوي طرح‌ريزي و اجراء مي‌كند كه عمليات به صورت احاطه‌اي دو طرفه توأم با يك حمله فرعي جبهه‌اي اجراء گردد.

مرحله اول نبرد كه شامل پاك كردن میدان‌هاي مين و اشغال مواضع مقدم دشمن بودند، به وسيله پياده نظام اجراء شود و بعد از سقوط مواضع اول دشمن و خنثي شدن تلاش ادوات ضد تانك وي نيروهاي رزمي استفاده از موفقيت مي‌كنند و پيشروي را تا دامنه غربي تپه الله اکبر ادامه مي‌دهند و بعد از تصرف هدف، سريعاً آن‌را تحكيم مي‌كنند و آماده براي دفع حملات متقابله دشمن مي‌شوند.

بررسي مفاد دستورهاي لشكر نشان مي‌دهد كه تجربياتي كه در نبردهاي گذشته نصيب نيروهاي مسلح ما گرديده بود، در اين طرح به نحو مطلوب مورد نظر قرار گرفته و اصل فرضيه ضعيف شمردن دشمن كه از آغاز جنگ در ستادهاي ما وجود داشت، كه متأسفانه در طول جنگ باقي ماند، در اين عمليات به كلي كنار گذاشته شده بود و برآورد وضعيت‌هايي كه به عمل آمده نشان مي‌دهد كه براي اولين بار در اين نبرد حقايق موجود در میدان نبرد درباره وضعيت نيروهاي خودي و دشمن كاملاً مورد نظر قرار گرفته بود.

 براي نيروهاي مردمي شامل سپاه پاسداران و گروه نامنظم دكتر چمران، وظيفه مشخصي تعيين و ابلاغ گرديده بود. حتي درباره جمع‌آوري اسرا و غنائم جنگي و تخليه آن‌ها دستوراتي صادر شده بود. درباره استعداد و گسترش نيروهاي دشمن برآورد اطلاعاتي نسبتاً دقيقي تهيه گرديده بود كه با اسناد به دست آمده از نيروهاي متجاوز عراق تطبيق مي‌كند.

بر اساس اين برآورد اطلاعاتي، لشکر 9 زرهي با تيپ‌هاي 35 و 43 زرهي و 14 مكانيزه از جنوب حميديه و کرخه‌کور تا هويزه و سوسنگرد و تپه الله اکبر گسترش داشت و در منطقه پدافند مي‌كرد. نيروهاي خودي نيز در مقابل لشكر 9 زرهي دشمن شامل 2 تيپ زرهي و يك تيپ پياده هوابرد در جنوب جاده حميديه سوسنگرد و كرانه شرقي رودخانه مالكيه و تپه الله اکبر پدافند مي‌نمود. در نتيجه حداقل از نظر شكل سازماني نيروهاي مدافع ما در اين منطقه نبرد با نيروهاي مدافع دشمن متعادل بود. اما دشمن يك برتري چشم‌گير داشت كه نيروهاي ما فاقد آن بودند و آن احتياط قوي و متحرك رده‌هاي بالاتر و هم‌جوار بود.

گرچه استثنا در اين موقع تيپ 3 لشكر 16 زرهي و تيپ 2 لشكر 92 زرهي به عنوان احتياط متحرك در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد در دسترس بودند، اما جمع استعداد یگان‌هاي در خط ما با آن یگان‌هاي احتياط از نيروهاي در خط دشمن كمتر بود. به عنوان مثال لشكر 5 مكانيزه عراق در جنوب غربي اهواز مستقر بود، تيپ 26 زرهي اين لشكر با 3 گردان تانك و يك گردان مكانيزه كه آسيب چنداني در عمليات گذشته نديده بودند، در احتياط اين لشكر و در جفير مستقر بود و به سادگي مي‌توانست در منطقه حميديه و سوسنگرد وارد عمل گردد. حتي لشكر 5 مكانيزه مي‌توانست مسئوليت پدافند جنوب غربي اهواز را به يك تيپ مكانيزه خود محول كند و يك تيپ مكانيزه را در منطقه لشكر 9 زرهي عراق وارد عمل نمايد. چنان كه همين عمل انجام شده بود و قسمتي از منطقه جنوب کرخه‌کور در حوالي كوهه و محور حميديه طراح به تيپ 20 مكانيزه اين لشكر واگذار شده بود. همين تيپ قبل از آغاز عمليات خيبر مزاحمتي براي نيروهاي ما فراهم كرد كه سريعاً خنثي شد. بنابراين درست است كه از نظر شكل سازماني، دو لشكر زرهي ما در مقابل يك لشكر زرهي و يك لشكر مكانيزه دشمن قرار داشت، ولي هنوز تعادل توان رزمي بين نيروهاي ما و دشمن به وجود نيامده بود و برتري عددي و كمي با نيروهاي دشمن بود.

اما از نظر روحيه افراد، به طور قطع برتري با نيروهاي ما بود. هم زمان با طرح‌ريزي لشكر 92 زرهي كه تلاش اصلي عمليات الله اکبر را بر عهده داشت، لشكر 16 زرهي نيز براي هدايت تلاش فرعي اين عمليات طرح‌ريزي خود را از فروردين ماه 1360 آغاز كرد و طرح لشكر را به نام طرح شهيد عباسي (به نام يكي از افسران شهيد لشكر) تهيه نمود. نكات مهم اين طرح كه بيان‌گر وضعيت عملياتي آن منطقه در زمان طرح‌ريزي آن بود، چنين بود: در عمليات سرازير كردن آب رودخانه كرخه به منطقه بين حميديه سوسنگرد جاده حميديه سوسنگرد در چند نقطه آسيب ديده بود و چون در همان نقاط آسيب ديده زمين‌هاي طرفين جاده را آب فرا گرفته بود، رفت‌و‌آمد در محور حميديه سوسنگرد با اشكالاتي مواجه شده و حركت در خارج از جاده در نقاط آب‌گرفته غير مقدور گرديده بود، لذا لشكر در فرضيات اين طرح به اين نكته اشاره كرده كه محور حميديه سوسنگرد به نحوي ترميم مي‌گردد كه براي حركت خودروهاي شني‌دار و چرخ‌دار آماده مي‌شود.

نكته ديگري كه در فرضيات اين طرح اشاره شده، اين است كه در آن موقع غرب رودخانه مالكيه در اختيار دشمن بود و پل سوسنگرد بر روي اين رودخانه به وسيله نيروهاي خودي تخريب شده بود لذا براي عبور از شرق به غرب رود خانه مالكيه لازم بود، پل شناور نظامي برقرار گردد. نكته ديگر، اين كه هر گونه تلاش در جنوب كرخه مستلزم به دست گرفتن كنترل تپه الله اکبر در شمال كرخه بود. زيرا اين تپه به مناطق جنوبي ديد كامل داشت و نيروهاي دشمن با در دست داشتن تپه الله اکبر مي‌توانستند هر گونه حركات و فعاليت نيروهاي ما را در جنوب رودخانه كرخه تحت نظر گرفته و خنثي نمايند. لذا در طرح عملياتي لشكر 16 زرهي به اين نكته توجه شده و تصرف تپه الله اکبر مقدم بر پيشروي در جنوب كرخه منظور گرديده بود.

مأموريت لشكر 16 زرهي در اين طرح مقدماتي چنين بود كه لشكر ضمن  حفظ مواضع پدافندي منطقه مسئوليت خود در جنوب جاده حميديه سوسنگرد، در غرب سوسنگرد حمله مي‌كرد و اين شهر را از كنترل مستقيم آتش‌ و ديدباني دشمن خارج مي‌نمود. تدبير عملياتي لشكر براي اجراي اين مأموريت عبارت از آن بود كه با تيپ 3 زرهي در منطقه جنوب غربي حميديه و در محور طراح پدافند مي‌كرد و با تيپ 55 پياده هوابرد كه زير امر آن لشكر بود و در محور سوسنگرد هويزه پدافند مي‌نمود به سمت غرب سوسنگرد حمله مي‌كرد و كرانه غربي رودخانه مالكيه را تصرف و تأمين مي‌نمود . تيپ يك زرهي اين لشكر كه در احتياط بود در محور حميديه سوسنگرد تيپ 55 پياده را دنبال و پشتيباني مي‌كرد و در صورت ايجاد وضعيت، حمله را به سمت غرب و تا بستان ادامه مي‌داد. در اين طرح منطقه تجمع جلوي تيپ يك زرهي، حوالي آبادي ابوحميظه تعيين شده بود لذا تيپ براي وصول آن بايستي يك راه‌پيمايي تاكتيكي از شمال شرقي حميديه تا ابو حميظه اجراء مي‌كرد.

با توجه به طرح‌هاي مشروحه لشكر 16 و 92 زرهي ملاحظه مي‌گردد كه اين طرح‌ها چندان ساده هم نبودند. به ويژه اين كه در محور حميديه سوسنگرد پهلوي جنوبي منطقه لشكر به طول 30 كيلومتر تأمين قاطعي نداشت. گرچه آب‌گرفتگي منطقه قسمت‌هاي زيادي از اراضي اين منطقه را غير قابل عبور كرده بود، ولي با گرم شدن هوا و كم شدن آب رودخانه كرخه مناطق آب‌گرفته به مرور خشك مي‌شد. ضمناً جاده‌هاي فرعي كه از کرخه‌کور به جاده اصلي حميديه سوسنگرد وصل مي‌شدند، مانند جاده طراح جلاليه ، ابوحميظه و هويزه قابل عبور بودند و دشمن مي‌توانست با استفاده از آن‌ها تهديدي از سمت جنوب براي لشكر 16 زرهي ايجاد كند و اجرای حمله را مختل سازد. اين موضوع براي لشكر 16 زرهي در تقدم ويژه‌اي بود و تأثير منفي اين تهديد سبب شده بود كه اساساً حمله عناصر لشكر 16 زرهي براي تصرف يك هدف محدود، در عمق حدود 6 كيلومتري مناطق اشغالي دشمن در غرب سوسنگرد در نظر گرفته شود و امكان عمليات استفاده از موفقيت بعد از شكست اوليه دشمن از بين برود كه متأسفانه به علت ضعف نسبي توان رزمي كه نيروهاي ما در تمام طول 7 ساله جنگ تا كنون داشتند، اجرای عمليات استفاده از موفقيت بعد از پيروزي‌هاي اوليه امكان‌پذير نشد و اين امر يكي از مهم‌ترين علل طولاني شدن جنگ گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده