عملیات والفجر4
در ساعت 9:35 فرماندهی قرارگاه حمزه 2، از ستون جنوبی گزارش داد؛ تمام هدفهای تعیین شده تصرف گردید. ولی هنوز درباره ارتفاع براله و سربراله اقدامی به عمل نیامده است. در این ساعت یک سرهنگ عراقی در کنگرک به اسارت نیروهای ایران درآمد و تعدادی از افراد دشمن در قسمت شمالی منطقه اسیر شدند.

بخش چهارم: جریان نبرد

 

در بیان طرحریزی عملیات گفتیم که برای اجرای عملیات والفجر4 لشکرهای امام حسین(ع)، نجف،کربلا،ثارالله و تیپ قمر بنی هاشم از يگان‌های سپاه پاسداران جمعاً با 27 گردان رزمی و لشکر 28 پیاده، تیپ2لشکر 21 پیاده و یک گروه رزمی برای نبرد مورد بحث اختصاص یافتند و جمعاً 13 گردان توپخانه ارتشی و سپاهی برای پشتیبانی آتش این نبرد منظور گردید. در مقابل نیروهای خودی که آماده برای حمله می شدند 11 تیپ پیاده و گارد مرزی و نیروی مخصوص عراقي (عناصر نیروهای دشمن) در مواضع پدافندی مستحکم مستقر بودند که با احتساب هر تیپ -3 گردان رزمی- حدود 33 گردان و به اضافه دو گردان کماندو و  دو گردان تانک جمعاً 37 گردان رزمی دشمن در مقابل 43 گردان نیروهای ایران دفاع می‌کردند.

 با توجه به اين كه همیشه امتیاز زمین عملیات از آن نیروهای مدافع است، بنابراین از نظر عددی نیروهای ایران بر نیروهای عراق برتری نداشتند، البته با فرض این که اطلاعات از دشمن دقیق بوده باشد اما از نظر روانی و مکتبی برتری کامل با نیروهای ایران بود و فقط با اتکاء به همین عامل روانی رزمندگان ما این نبرد و امثال آن را قبول می کردند، اما به هر حال واقعیتها اثرات خود را متناسب با شرایط زمان و مکان بروز می‌دهند و در این نبرد نیز از دیدگاه نظامی واقعیت توان رزمی موجود نیروهای خودی و دشمن اثرات خود را نشان داد و با وجود اين كه در مراحل اول نبرد نیروهای ایران موفق شدند؛ قسمتی از مواضع نیروهای عراق را در حوالی خط مرزی تصرف نمایند ولی نتیجه بسیار کمتر از آن بود که در طرح عملیاتی منظور شده بود که در بررسی جریان نبرد در حد مقدورات بعلل آن پی خواهیم برد.

تدبیر کلی فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهداء-قرارگاه فرماندهی عملیات- آن بود که با یک حمله احاطه‌ای دو طرفه از شمال و جنوب به دهانه پیشرفتگی شیلر حمله کند و ضمن تصرف ارتفاعات غربی و جنوبی این پیشرفتگی شهر پنجوین عراق را که حدود پنج کیلومتری غرب خط مرزی قرار دارد، تحت کنترل خود درآورد و بدینوسیله جاده اصلی ارتباطی سلیمانیه سید صادق پنجوین را که محور اصلی مواصلاتی استان سلیمانیه به این منطقه مرزی است قطع و امکان پیشروی در محور پنجوین سید صادق را تسهیل نماید.

در هنگام طرحریزی خط تماس نیروهای ایران و عراق در شمال و جنوب پیشرفتگی شیلر به نحوی بود که در قسمت شمال تمام خط مرز و حتی منطقه بین خط مرز و رودخانه شیلر در داخل خاک عراق تحت کنترل نسبی نیروهای ایران بود و نیروهای عراق یگان مهمی بجز پاسگاه های مرزی و عناصر سبک تامینی در سمت شمال رودخانه شیلر مستقر نکرده بودند.

اما در قسمت جنوبی منطقه نبرد از کرانه جنوبی رودخانه شیلر تا مناطق جنوبی شهر پنجوین منطقه اصلی پدافندی نیروهای عراق بود. در این قسمت نه تنها خط مرز بلکه حتی قسمتی از ارتفاعات مرزی ایران در شمال غربی دشت میر آباد، شامل ارتفاعات هفت توانان، خانم کهنه و خانم شیخان تحت کنترل و یا در تصرف نیروهای عراقی بود. بر مبنای برآورد گسترش نیروهای دشمن، فرماندهی قرارگاه حمزه تصمیم گرفت عمده قوای تحت فرماندهی خود را در قسمت جنوبی منطقه نبرد بکار برد. تا ضمن عقب راندن نیروهای دشمن از مناطق اشغالی در حوالی خط مرز، حساس ترین منطقه را که شهر پنجوین عراق بود، تصرف و تامین نماید. بدین جهت دو سري اهداف تاکتیکی اولیه در منطقه جنوب انتخاب کرد. که یک سري اهداف در ارتفاعات مرزی بین رودخانه شیلر و رودخانه قزلچه در شمالشرقي پنجوین و سري ديگر اهداف در ارتفاعات مشرف به مرز در جنوب غربی پنجوین بود.-به خلاصه نقشه عملیاتی مراجعه شود- و دو هدف نیز برای نیروهای تلاش فرعی در بین رودخانه شیلر و قزلچه در شمال و شمالغرب پنجوين انتخاب شد، که این هدف‌ها در ارتفاعات کنگرک و گرمک و ارتفاعات گیوی لری بودند.

به منظور تخصیص نیروی مناسب برای هر یک از محورهای پیشروی، فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهداء، نیروهای تحت امر خود را در پنج قرارگاه جزء به نام حمزه یک تا 5 سازمان داد. سه قرارگاه جزء را برای تلاش اصلی و دو قرراگاه دیگررا برای تلاش فرعی در نظر گرفت. لازم به یادآوری است که گرچه از نظر کلی این منطقه نبرد بعنوان یک منطقه محسوب شده بود، ولی قسمت شمالی و جنوبی آن هیچگونه ارتباط جاده ای با یکدیگر نداشتند و نزدیکترین فاصله بین دو قسمت یاد شده، مسافت جاده ای بین بانه و مریوان بود، که حدود 120 کیلومتر طول داشت و با توجه به اين كه فاصله بانه تا خط مرز حدود 20 کیلومترو مریوان تا مرز نیز همین مسافت بود، بنابراین نیرویی که در جنوب بانه وارد عمل می شد، با نیروئی که از غرب مریوان حمله می کرد، بیش از 160 کیلومتر فاصله جاده ای داشت.

اما نیروهای پیشروی کننده از دو محور شمالی و جنوبی  شیلر از داخل این پیشرفتگی فقط حدود 20 کیلومتر با یکدیگر فاصله داشتند . در صورتیکه هر دو ستون پیشروی کننده طبق طرح پیشروی می نمودند و موفق می‌شدند با یکدیگر در کنار رودخانه قزلچه الحاق حاصل کنند، جاده اصلی ارتباطی بین نیروهای دو محور از بانه تا مریوان به حدود 50 کیلومتر تقلیل می‌یافت. با توجه به اين كه از بانه تا خط مرزی همچنین از مریوان تا خط مرز جاده آماده وجود داشت و اتصال این دو قسمت در داخل پیشرفتگی شیلر که حدود 20 کیلومتر-به خط مستقیم- بود امکان پذیر می‌گردید و در این نبرد همین موضوع یکی از هدفهای مهم در نظر گرفته شده بود.

 تدبیر کلی اولیه فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهداء برای اجراء آن بود، که در قسمت جنوب با يگان‌های دو قرارگاه جزء، حمله کند و دو هدف انتخاب شده در شمال و جنوب پنجوین را تصرف نماید. هم‌زمان با آن در قسمت شمال عناصر حمزه 3 حمله کند و دو هدف دیگر را در شمال رودخانه قزلچه تصرف نماید. ضمناً عناصر دو قرارگاه جزء بعنوان احتیاط در منطقه جنوب و شمال باشند.

اما در 25 مهر ماه و دو روز قبل از آغاز این نبرد، تدبیر آن فرماندهی تغییر کرد و طبق دستور جزء به جزء شماره1، مأموريت آفندی قرارگاه حمزه1 منتفی گردیدو به آن یگان دستور داده شد؛ در منطقه محوله در جنوب شرقی پنجوین فقط عملیات پوشش و فریب را انجام دهد و تظاهر به تک نماید و آماده باشد؛ بنا به دستور تك را به منظور تأمين و تصرف هدف‌هاي تعيين شده اجراء کند و به قرارگاه حمزه4 که دراحتیاط قسمت جنوبی منطقه بود دستور داده شد؛ آماده باشد بنا به دستور مأموريت حمزه1 را انجام دهد.

گرچه پی بردن به چگونگی تفکر انسانها در علل تصمیم گیری بسیار مشکل است و در این باره تغییر تصمیم فرماندهی قرارگاه حمزه نیز مدرکی که حاکی از علت آن باشد در دسترس قرار نگرفت، ولی تحلیل نظامی چنین نشان می دهد که بانزدیک شدن زمان اجرای این عملیات و به دست آوردن اطلاعات دقیق تر از توان رزمی دشمن، احتمالاً فرماندهی قرارگاه حمزه تصمیم گرفت؛ در مرحله اول عملیات، دامنه تلاش را محدودتر سازد و ابتدا تلاش خود را برای قطع پیشرفتگی شیلر در شمال رودخانه قزلچه به کار برد و با پیشروی ستون‌های شمالی و جنوبی در منطقه بین رودخانه شیلر و قزلچه و الحاق آن‌ها با يكديگر ارتباط فيزيكي بين يگان‌هاي شمالي و جنوبي پيشرفتگي شيلر را برقرار سازد و در مرحله دوم عملیات با اطمینان خاطر بیشتر و هماهنگی نزدیکتر بین کلیه يگان‌های تحت فرماندهی به منطقه پنجوین حمله کند. و تا وصول به هدف های مرحله اول در شرق پنجوین دفاع نماید.

بر مبنای تصمیم جدید که در 25 مهر ماه اتخاذ شد، فرماندهی قرارگاه حمزه آماده شد با عناصرقرارگاه حمزه 3 از سمت شمال شیلر به طرف جنوب و با عناصر حمزه 2 از سمت جنوب شرقی به طرف غرب در پیشرفتگی شیلر حمله کند و منطقه بین رودخانه شیلر و قزلچه را تصرف و دو یگان حمله ور با یکدیگر الحاق حاصل نمایند. بنابراین در این مرحله عناصر قرارگاه حمزه4 در شرق پنجوین پدافند می‌کرد و دو قرارگاه دیگر در احتیاط قرار می‌گرفتند. جالب توجه آنکه، در بررسی پیام‌های مبادله شده بین قرارگاه‌ها خواهیم دید که از عناصر هر یک از قرارگاه‌های حمله ور نیز فقط  یک  گردان ارتشی و یک گردان سپاهی در تلاش اصلی بودند. به نحوی که فقط چهار گردان فعال بودند و از 37 گردان موجود در آن منطقه، 33 گردان در مرحله اول نبرد غیر فعال بودند.

بالاخره مرحله طرحریزی در 25 مهر ماه 1362 برای عملیات والفجر4 خاتمه یافت و زمان حمله نیز تعیین گردید. که ساعت 24 روز 27 یا آغاز 28 مهر ماه بود.

زمان حمله فرا رسید. و در ساعت 24 روز 27 مهر ماه حمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اعلام جمله رمز؛ یا الله یا الله در شبکه های ارتباطی آغاز شد. دو عنصر از پنج عنصر قرارگاه حمزه سید الشداء(ع) در پیشرفتگی شیلر در داخل خاک عراق وارد نبرد با نیروهای عراق شدند. این نبرد به مدت یک ماه ادامه یافت، که در مطالب زیر، چگونگی تلاش رزمندگان پرتوان ایران را در این نبرد طولانی و بسیار سخت بیان می کنیم.

پیامهای مبادله شده در دقایق اول نبرد چنین نشان می دهد که در مرحله طرحریزی و آمادگی نیروهای ایران به مواضع مقدم نیروهای عراق بسیار نزدیک شده بودند. زیرا قرارگاه حمزه 3 که از شمال به جنوب پیشروی می کرد، بلافاصله بعد از صدور فرمان حمله اطلاع داد که با عناصر تامینی دشمن درگیر شده است و 10 دقیقه بعد اعلام کرد؛ درگیری جدی ایجاد گردیده است و 25 دقیقه بعد از آغاز حمله همین یگان گزارشی داد که نیمی از ارتفاعات گیوی کنگرک را تصرف کرده و به حوالی روستای گرمک در سه کیلومتری جنوب رودخانه شیلر رسیده است.

 با توجه به این گزارشات، نیروهای دشمن در شمال ارتفاعات کنگرک مواضع قابل ملاحظه‌ای نداشته‌اند. کرانه جنوبی رودخانه شیلر نیز در کنترل عمومی نیروهای ایران بوده است. زیرا در قسمت غرب ارتفاع کنگرک نیزعناصر این قرارگاه به ارتفاع گیوی لری رسیده و قسمتی از آن را اشغال کردند و منطقه لاله حمره در جنوب رودخانه شیلر در کنترل کامل نیروهای ایران قرار گرفت. در ساعت 55 دقیقه بعد از نیمه شب 28 مهر ماه، حمزه 3 گزارش داد: وضعیت خوبی دارد و به سمت هدف‌های خود در ارتفاعات کنگرک و لری در حال پیشروی است. در محور جنوبی نیز که قرارگاه حمزه 2 پیشروی می‌کرد در ساعت 55 دقیقه بعد از نیمه شب اطلاع داد به حوالی خط مرز رسیده ولی تا آن هنگام با نیروهای دشمن درگیری نداشته است.

در ساعت 01:15 بعد از نیمه شب حمزه2 اطلاع داد، گردان 118 پیاده که از سمت جنوب غربی به طرف حوالی روستای مسعود پیشروي می‌کرد، به مواضع دشمن نزدیک شده است. گردان یا مهدی سپاه پاسداران به ارتفاع مارو رسیده است چنین به نظر می‌رسد که تا ساعت 2 بعد از نیمه شب، نیروهای حمله ور ایران عناصر تامینی نیروهای دشمن را عقب راندند و به مواضع اصلی پدافندی وی نزدیک شدند و از این ساعت به بعد درگیری جدی بین نیروهای ایران و عراق شروع گردید، لذا پیشروی نیروهای حمله ور ایران آهسته‌تر شد به نحوی که تا ساعت 3:30 يگان‌های هر دو قرارگاه حمله ور، در حاشيه خارجي هدف‌هاي خود با نيروهاي دشمن مبارزه و بالاخره موفق شدند مقاومت نیروهای دشمن را در حاشیه خارجی هدف‌ها در هم بشکنند.

نقاط مرتفع و مسلط منطقه هدف‌ها را که نسبت به محورهای پیشروی نیروهای ایران تسلط داشتند از اشغال نیروهای دشمن خارج سازنداز ساعت 3:30 تا ساعت 5:30 نیروهای حمله ور ایران تلاش کردند نیروهای دشمن را از مواضع پدافندی آن‌ها عقب برانند یا منهدم سازند. هدف‌های تعیین شده در ارتفاعات گیوی لری، گیوی کنگرک، مارو و خلوزه را تصرف نمایند. در این تلاش نیروهای حمله ور شمال در منطقه هدف خود پیشروی کرد و قسمتی از ارتفاعات لری و کنگرک را تصرف نمود و به حوالی گرمک در ارتفاعات کنگرک رسیدند.

ستون حمله ور جنوبی موفق شد به کوه مارو در خط مرزی برسد و ارتفاع مرزی خالوزه، واقع در قلمرو ایران را از اشغال دشمن آزاد سازد. همچنين از خط مرز نیز عبور کرده و به طرف ارتفاعات مسعود و کلو در داخال خاک عراق پیشروی نمايد.

نکته حائز اهمیتی که در بررسی پیامهای مبادله شده مشخص می‌گردد، این است که در تعیین هدفها، منطقه نسبتاً وسیعی به طول حدود هشت کیلومتر و عرض متوسط حدود پنج کیلومتر، یعنی منطقه‌ای بوسعت حدود 40 کیلومتر مربع برای هر یک از سه هدف اصلی تعیین گردیده بود. گرچه به علت در دسترس نبودن طرحهای عملیاتی قرارگاه های جزء، روش تقسیم منطقه هدف بین يگان‌های جزء برای ما مشخص نگردید، ولی آنچه که مسلم بنظر می رسد؛ اولاً يگان‌های معدودی از عناصر قرارگاه های حمله ور در خط مقدم حمله قرار داشتند. دوم اين كه هر یگانی که به قسمت هایی از منطقه هدف که مشرف به محور پیشروی بود، نزدیک می شد و تپه‌ای را تصرف می‌کرد، این موفقیت نسبی را موفقیت نهایی یا حداقل قسمتی از موفقیت نهایی را تصور می کرد. در حالیکه رسیدن به خط مقاومت دشمن در حاشیه منطقه هدف در حقیقت نقطه شروع اصلی نبرد بود، زیرا مواضع دشمن در تمام عرض و عمق منطقه هدف وجود داشت و نیروهای حمله ور بایستی دهها تپه را در عرض و عمق منطقه هدف تصرف و از وجود دشمن پاکسازی می کردند و به حاشیه دور منطقه می‌رسیدند، تا آ ن منطقه، در کنترل کامل قرار می‌گرفت.

این‌گونه اشتباهات در ارزیابی میزان پیشروی، سبب حوادث ناخوشایندی برای نیروهای ما گردید که در بررسی جریان نبرد مشخص خواهد شد. به عنوان نمونه یادآوری می شود که قبل از ساعت 5 صبح روز 28 مهر ماه، ستون شمالی گزارش داد که قسمتی از ارتفاعات کنگرک تصرف و مأموريت اجرا شد. در حالیکه ارتفاع کنگرک در شمالی ترین منطقه هدف بود و تا وصول به حاشیه جنوبی آن هدف عناصر قرارگاه حمزه 3 بایستی حدود پنج کیلومتر در ارتفاعات صعب العبور توام با نبرد با دشمن پیشروی می کردند.

از نظر محاسبات نظامی، پیشروی در این مسافت با این شرایط حداقل یکروز تلاش لازم داشت. خلاصه که اين نحوه گزارش، درباره ارتفاع کنگرک ارسال شد و بیان گردید، آن ارتفاع به تصرف نیروهای ایران درآمده که اگر صحت می داشت، بایستی عناصر حمله ور در آن ارتفاع بکرانه شمالی رودخانه قزلچه رسیده باشند در حالی که عملاً چنین نبود. اما به هر حال پیشروی ستون شمالی ساده تر و سریعتر از ستون جنوبی بود. در حالیکه فرماندهی حمزه 3 از سرعت پیشروی گزارش می داد، فرمانده حمزه 2 گزارش می‌داد که در ارتفاعات مرزی مارو با دشمن درگیر است.

با روشن شدن هوا و آغاز روز 28 مهر ماه وضعیت مشخص‌تر شد. گزارشات از دقت بیشتری برخوردار گردید. در ساعت 7:30 قرارگاه حمزه 3 از قسمت شمال گزارش داد که به ارتفاعات لری و کنگرک مسلط شده، ولی عناصر دشمن هنوز در حوالی روستای گرمک و ارتفاعات اطراف آن مقاومت می کنند.

لازم به یادآوری است که این قسمت منطقه هدف در محور شمالی مهمترین قسمت بود. زیرا برای الحاق با ستون جنوبی بصورت منطقه الحاق اصلی بود و قرارگاه حمزه 2 نیز مرتکب اشتباهی در گزارشات مأموريت شد و اعلام کرد تمام منطقه هدف خود را بجز حوالی روستای مسعود تصرف کرده، که در اینصورت باید به ارتفاعات گرمک نزدیک می شد. در حالیکه چنین نبود و عناصر این قرارگاه هنوز در ارتفاعات مرزی مارو و کانی‌ به، با دشمن درگیر بودند و تا حاشیه شمالی هدف خود بیش از چهار کیلومتر فاصله داشتند. چنانکه همین قرارگاه حمزه 2 در ساعت 8:30 اعلام کرد که یک واحد آن، به جاده اسفالت کخلان رسیده است و با یک نگاه به نقشه نبرد مشخص می‌گردد که جاده  کخلان در حاشیه خارجی منطقه هدف به طرف نیروهای حمله ور ما بود و در صورت صحت این این گزارش، يگان‌های این قرارگاه هنوز داخل منطقه هدف نشده بودند و عناصر همین قرارگاه در جنوب منطقه هدف هنوز در حوالی روستاي مسعود بودند که خارج از منطقه هدف بود. هدف از بیان این جزئیات آن است که مشخص گردد، عدم دقت در تنظیم گزارشات چه عواقب نامناسبی ممکن است در برداشته باشد.در پایان این مرحله از نبرد نتیجه منفی آن را خواهیم گفت.

آنچه که قطعی بنظر می رسد؛ يگان‌های حمله ور ایران تا ساعت 8:30 روز 28 مرداد موفقیتهایی به دست آورده بودند، بخصوص ستون شمالی توانسته بود؛ قسمت اصلی منطقه هدفهای خود را در ارتفاعات لری و کنگرک اشغال کند و بکرانه شمالی رودخانه قزلچه نزدیک شود. مقاومت اصلی دشمن در مقابل ستون شمالی در حوالی ارتفاع گرمک بود. که همچنان ادامه داشت. اما ستون جنوبی از همان آغاز نبرد با مقاومت شدید دشمن مواجه شده بود و فقط توانسته بود نیروهای دشمن را از قسمتی از ارتفاعات حاشيه مرز متعلق به ایران عقب براند و در ارتفاعات مرزی با نیروهای دشمن درگیر شود.

بر خلاف نبردهای قبلی که معمولاً در شب اجرا می‌گردد و با آغاز روز نبرد متوقف می شد این نبرد در ساعات روز 28 مهر ماه با همان شدت اولیه ادامه یافت. دو ستون شمالی و جنوبی تلاش کردند با ادامه پیشروی به سمت ارتفاع گرمک با یکدیگر الحاق حاصل کنند و مأموريت اولیه را که قطع پیشروی شیلر بود، به پایان برسانند. برای نیل به این هدف، ستون شمالی  فشار خود را به مواضع دشمن در حوالی گرمک افزایش داد، اما ستون جنوبی به علتی که برای ما روشن نگردید به حالتی درآمد که منطقه هدف خود را از شمال و جنوب دور زد، در نتیجه يگان‌های قرارگاه حمزه 2 در شمال هدف به سمت ارتفاعات براله و سربراله کشانده شدند. در جنوب هدف نیز به طرف ارتفاع مسعود و کلو هدایت گردیدند. در حالیکه بین شمال و جنوب این منطقه هدف بیش از هشت کیلومتر فاصله بود و ارتفاعات سرسخت مارو وکانی به شمال و جنوب این منطقه رابه کلی از یکدیگر جدا می‌کرد. بنابراین وضعیت احتمال الحاق دو ستون شمالی و جنوبی در ارتفاع گرمک خیلی بعید به نظر می رسد.

در ساعت 9:35 فرماندهی قرارگاه حمزه 2، از ستون جنوبی گزارش داد؛ تمام هدفهای تعیین شده تصرف گردید. ولی هنوز درباره ارتفاع براله و سربراله اقدامی به عمل نیامده است. در این ساعت یک سرهنگ عراقی در کنگرک به اسارت نیروهای ایران درآمد و تعدادی از افراد دشمن در قسمت شمالی منطقه اسیر شدند.

بر خلاف گزارش ساعت 9:35 قرارگاه حمزه ،2 در ساعت 11 همین قرارگاه گزارش نا امید کننده ای داد و اعلام کرد که قسمتی از هدفها در ارتفاع خلوزه و مارو تصرف شده ولی هنوز دشمن در ارتفاع هفت توآنان، واقع در سه کیلومتری غرب خط مرز در داخل خاک ایران مقاومت مي‌كند. این گزارش نشان می‌دهد که گزارشات اولیه این قرارگاه بسیار عجولانه و بدون دقت تنظیم گردیده بود و در حقیقت تا این ساعت از عمليات عناصر حمله ور ستون جنوبی موفقیت قابل ملاحظه‌ای به دست نیاورده بودند.

 شاید این عدم دقت به علت مشابه بودن وضعیت ارتفاعات منطقه به یکدیگر بود و فرماندهان تنظیم کننده گزارش، بدون بررسی دقیق آخرین وضعیت، بنا به اعلام عناصر در خط، گزارشات خود را به نام ارتفاعات که چندین کیلومتر طول و عرض دارند اعلام می کردند. در حالی که در نبرد در کوهستان ممکن است برای تصرف یک تپه ساعتها و حتی روزها نبرد بین نیروهای دو طرف متخاصم جریان یابد.

چنین به نظر می رسد که در جریان نبرد، دشمن متوجه تدبیر اصلی نیروهای حمله ور ایران که الحاق در حوالی گرمک بود گردید. و برای جلوگیری از انجام الحاق بین دو ستون حمله ور ایران در ساعت 12:25 شروع به تقویت مواضع پدافندی خود در براله و سربراله کرد و با هلی‌برن، يك يگان در آن ارتفاعات پیاده نمود. در ساعات بعد از ظهر 28 مهر ماه نیروهای حمله ور كه 12 ساعت در منطقه کوهستانی صعب العبور نبرد کرده بودند و نیروی تازه نفس از خط عبور داده نشده بود تا ادامه حمله را در دست بگیرد. در نتیجه طبعاً افراد این يگان‌ها خسته شده بودند.

چنین به نظر می رسد که فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهداء در ساعات بعد از ظهر روز 28 مهر ماه وضعیت عملیات را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اصولاً ستون جنوبی موفقیت قابل ملاحظه‌ای به دست نیاورده است و ستون شمالی نیز با وجود اين كه در قسمت غربی منطقه عملیات و در ارتفاعات لری و کنگرک پیشروی قابل ملاحظه‌ای داشته ولی هنوز موفق به اجرای حساس ترین قسمت مأموريت خود که تصرف و تامین حوالی گرمک بود، نگردیده است.  بدین جهت این فرماندهی تصمیم گرفت در روش هدایت عملیات، تجدید نظر کند. يگان‌های تازه نفس را مأمور ادامه عملیات سازد. برای این منظور دستور جزء به جزء شماره2 را در جریان نبرد صادر کرد که نکات مهم آن  به شرح زیر بود:

دستور جزء به جزء شماره 2، مورخه‌28 مهر ماه 1362

1- در سازمان رزمی فقط مأموريت یک گردان توپخانه تغییر کرد.

2- مأموريت کلی قرارگاه اصلی بدون تغيير باقی ماند.

3- آخرین وضعیت چنین بیان شد، که عملیات والفجر4 در ساعات 24 روز 27 مهرماه 1362 شروع گردید. يگان‌های حمزه 2 در محور جنوبی ارتفاعات مارو و کوخلان و خلوزه در حوالی خط مرز و قسمتی از ارتفاعات هفت توانان در داخل خاک ایران را از وجود دشمن پاکسازی کردند.

عناصر قرارگاه حمزه 3 در محور شمالی، ارتفاعات گیوی لری را تصرف و یک گردان دشمن را تحت محاصره قرار داد. درشرق منطقه عملیات خود در حوالی گرمک با دشمن درگیر می باشند.

4- قرارگاه حمزه یک در ساعت 22:30 روز 28 مهر ماه حمله مي‌كند و ارتفاعات هرگینه در شرق شهر پنجوین عراق را تصرف می نمایند. و بعد آفند را بسمت جنوب غربی ادامه می‌دهد و ارتفاعات زله را تصرف مي‌كند. ضمناً در سمت شمال در پل رودخانه قزلچه واقع در 3 کیلومتری شمال غربی پنجوین با عناصر قرارگاه حمزه 4 که از شمال به جنوب پیشروی می‌کنند الحاق حاصل می‌نماید.

5- قرارگاه حمزه 3 ضمن تحکیم مواضع در مناطق متصرفي، حمله را به سمت جنوب ادامه می دهد و با عناصر قرارگاه حمزه 4 در جنوب غربی گرمک الحاق حاصل می‌نماید.

6- قرارگاه حمزه 2 در مناطق تصرف شده، پدافند مي‌كند و عبور از خط عناصر حمزه 4 را پشتیبانی می‌نماید.

7- قرارگاه حمزه 4 در ساعت 22:30 روز 28 مهر ماه از يگان‌های حمزه 2 عبور از خط مي‌كند. ارتفاعات هفت‌توانان مسعود و کلو (خلوزه 2) را تصرف و با حمزه 3 در شمال‌غربی و حمزه یک در جنوب غربی الحاق حاصل می‌نمایند.

8- قرارگاه حمزه 5 در احتیاط منطقه شمالی باقی می ماند..

                                        امضاء فرمانده قرارگاه حمزه سید الشهداء

                                      سرهنگ ستاد امیر بیگی- برادرعلی رضاییان

 

با توجه به مفاد دستور یاد شده ملاحظه می‌گردد که فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهداء تصمیم گرفت بر خلاف مرحله اول نبرد، که در محور جنوبی با یک قرارگاه جزء حمله کرد در مرحله دوم نبرد را با سه قرارگاه حمزه 1 و 2 و 4 ادامه دهد . اما در محور پیشروی شمال که نتیجه نبرد مرحله اول نسبتاً موفقیت آمیز بود با عناصر همان قراگاه (حمزه3) برای پاک کردن منطقه هدف و الحاق با ستون جنوبی به پیشروی ادامه دهد.

نکته دیگر که در دستور یاد شده جلب توجه مي‌كند آخرين وضعیت نیروهای حمله ور ایران، در پایان مرحله اول این عملیات است.  نشان می دهد که وضعیت نیروهای ایران در محور جنوب چندان مطلوب نبوده است و به همین دلیل فرماندهی عملیات تصمیم گرفت با عناصر 3 قرارگاه که عمده قوای ایران در این نبرد بودند وارد مبارزه با نیروهای دشمن گردد.

 

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده