سرباز در خاطرات دفاع مقدس
چراغها را خاموش كنيد سحرگاه يكي از روزهاي پاييزي سال 62 بود كه با سر و صداي وحشتناك هواپيماهاي عراقي از خواب پريديم. هنوز زمان چنداني نگذشته بود كه سر و كله هواپيماها هم از لابهلاي كوههاي سر به فلك كشيده سرپلذهاب پيدا شد. چهار هواپيماي عراقي ديوار صوتي را شكسته بودند و بدون اينكه هدف خاصي را دنبال كنند‏‏، دائم از اين سوي آسمان به سوي ديگر پرواز مي كردند و مانور مي دادند. پرواز بيهدف هواپيما همه ما را گيج كرده بود. ما هم متعجب از قصد دشمن در محلهاي مورد نظر خود مستقر شديم. پدافندهاي هوايي هم براي شليك به هواپيما خيلي زود آماده و مهيا شدند. با اين حال ارتفاع هواپيماها آن قدر زياد بود كه تقريباً از تيررس ما خارج بودند.

اين نمايش هوايي تمام فكر و ذكر و تجهيزات ما را به خود مشغول كرده بود كه ناگهان چهار هواپيماي ديگر در آسمان بالاي سرمان ظاهر شدند. اين بار اين هواپيماها بي‌درنگ و مستقيم به سوي هدف‌هاي از پيش شناسايي شده‌شان رفتند و بي وقفه هر جايي را كه مي‌خواستند، زير آتش ‌گرفتند و بمباران كردند.

در عرض چند دقيقه بخش زيادي از نيروهاي يك گردان به خاك و خون كشيده شد و تا چند ساعت صداي آمبولانس‌ها يكريز و مداوم به گوش مي‌رسيد.

به هر گوشه و كناري كه چشم مي‌چرخانديم، دود سياهي به سوي آسمان مي رفت و در زير آن ساختمان‌هاي مخروبه ديده مي‌شد.

بعد از آن حمله هوايي، به دليل وسعت ويراني و شدت بمباران دشمن، چند روزي طول كشيد تا اوضاع به شرايط عادي‌اش برگشت. هر كدام از ما هم در اين حادثه تعدادي از بهترين دوستانمان را از دست داده بوديم.

در جريان حمله دشمن آنچه بي‌پاسخ ماند، اين بود كه دشمن چطور توانسته مواضع ما را اين طور دقيق شناسايي كند و به بمباران آن‌ها بپردازد.

ذهن ما دائم حول محور ستون پنجم و لو رفتن سنگرهايمان مي‌چرخيد كه بعد از بررسي‌هاي اوليه، زواياي پنهان اين اتفاق روشن شد و متأسفانه ما متوجه شديم اشتباه را خودمان مرتكب شده بوديم.

ماجرا از اين قرار بود كه شب قبل از حمله هوايي دشمن، به دليل بي‌احتياطي و عدم توجه به نكات آموزشي، يك سِري از سربازان گردان 190 تيپ 30 گرگان چراغ سنگرهايشان را چند ساعتي روشن گذاشته بودند. روشني چراغ‌ها در شب موجب لو رفتن و شناسايي مواضع نيروهاي ما شد و آن فاجعه رخ داد.

در واقع اين نيروهاي خودي بودند كه ناخواسته و با بي‌احتياطي‌شان مواضع ما را به دشمن نشان دادند و هواپيماهاي آنها را براي بمباران سنگرهاي ما به پرواز در آوردند.

تاريخ حادثه: 7/7/62   سرپلذهاب

 

پانوشته ها:

1. سرباز وظیفه حسن مسعودی: جمعی تیپ30 پیاده

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده