نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش چهلم: ادامه پدافند علاوه بر دو لشكر 16 و 92 زرهي، تيپ 55 پياده هوابرد نيز در شرق سوسنگرد گسترش داشت و مسئوليت پدافند شهر سوسنگرد و كرانه رودخانه مالكيه به اين تيپ محول گرديده بود. همان گونه كه در موضوع آبگرفتگي مصنوعي اين منطقه بيان شد، علاوه بر اين، نيروهاي رزمي از سرازير كردن آب به منطقه نيز براي تحكيم مواضع پدافندي و كم كردن عرض جبهه نبرد استفاده شاياني گرفتند.

در پايان فصل دوم بيان شد كه بعد از عمليات آفندي کرخه‌کور (نصر) نيروهاي هر دو طرف متخاصم ايران و عراق به حالت پدافندي درآمدند. نظر به اين كه نيروهاي ايران در اين نبرد تلفات سنگيني را متحمل شدند، براي تقويت قدرت پدافندي منطقه اهواز سوسنگرد، از ايجاد آب‌گرفتگي مصنوعي به وسيله سرازير كردن آب رودخانه‌هاي كارون وكرخه استفاده شد. قسمت قابل ملاحظه‌اي از زمين‌هاي منطقه در بين مواضع نيروهاي خودي و دشمن به زير آب فرو رفت و منطقه باتلاقي گرديد. در نتيجه امكان تحرك و انجام مانور از نيروهاي هر دو طرف سلب و يا خيلي محدود گرديد.

 اين شرايط حداقل از نظر خيلي از فرماندهان واحدهاي ما كمال مطلوب براي ما بود. تنها فرماندهي كه با اين وضع موافق نبود، تيمسار ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني بود. اما از بررسي اسناد و مدارك دشمن نيز چنين برمي‌آيد كه نيروهاي دشمن نيز خواهان اين شرايط بودند. زيرا همان گونه كه قبلاً نيز يادآوري شده است، بعد از عمليات آزادسازي سوسنگرد و شكست نيروهاي دشمن در تلاش براي اشغال اين شهر كه در پايان آبان ماه 1359 انجام گرفت، نيروهاي متجاوز عراق در تمام جبهه‌هاي نبرد، حالت پدافندي ثابت در مناطق اشغالي را اساس تدبير عملياتي خود قرار دادند.

حكومت بعث تلاش كرد؛ با اعمال فشار به حكومت ايران از طريق سياسي و مجامع بين‌المللي حكومت ايران را به پاي ميز مذاكره بكشاند و خواسته‌هاي اعلام شده خود را كه قبل از آغاز جنگ اعلام كرده بود در پاي ميز مذاكره به اصطلاح صلح به دست آورد. از طرفي نيروهاي عراقي نيز با گذشت زمان قدرت تهاجمي خود را از دست دادند و عملاً نتوانستند در هيچ عمليات آفندي طرح‌ريزي شده و هم‌آهنگ شده موفقيت نهايي را به دست آورند. فقط قادر بودند با اجرای عمليات حمله متقابل، مواضع پدافندي خود را حفظ كنند و رخنه‌هاي ايجاد شده را ترميم نمايند كه در اين نوع عمليات نيز غالباً موفقيتي به دست نمي‌آوردند.

با توجه به اين شرايط كلي نبرد، نيروهاي متجاوز عراق در منطقه عملياتي مورد بحث يعني منطقه جنوب غربي اهواز و منطقه حميديه سوسنگرد و شمال كرخه نيز كاملاً به حالت پدافندي ثابت درآمدند و تمام تلاش‌هاي عملياتي خود را صرف تحكيم مواضع پدافندي با ايجاد سدهاي خاكي و میدان‌هاي مين نمودند. ضمن اين كه با جلوگيري از پيشروي آب‌هاي سرازير شده رودخانه‌هاي كرخه و كارون به سمت جنوب و متوقف كردن جريان اين آب‌ها در مناطق بين خطوط دفاعي نيروهاي خود با نيروهاي ايران يك مانع آبي بسيار مناسبي جهت رفع تهديد نيروهاي ما به وجود آوردند.

به اين ترتيب در اواخر سال 1359 خطوط پدافندي بين نيروهاي هر دو طرف در منطقه عملياتي اهواز و سوسنگرد كاملاً تثبيت گرديد و تنها منطقه‌اي كه امكان اجرای عمليات آفندي در آن وجود داشت، منطقه شمال رودخانه كرخه و تپه‌هاي الله اکبر بود كه آن منطقه نيز در اواخر فصل زمستان فقط محدود به تپه‌ها مي‌گرديد، زيرا زمين‌هاي باز شمال و جنوب تپه‌ها را معمولاً در فصل زمستان آب فرا مي‌گيرد و باتلاقي مي‌نمايد. در نتيجه هدايت عمليات پدافندي ساده‌تر مي‌گردد و با نيروي نسبتاً اندك سد كردن پيشروي نيروهاي نظامي از شرق به غرب و بالعكس امكان‌پذير مي‌شود.

بعد از عمليات نصر حالت و وضعيت كلي پدافندي نيروهاي ما با توجه به شرايط زمين منطقه عمليات در جنوب غربي اهواز و منطقه سوسنگرد چنين بود كه مسئوليت پدافندي منطقه اهواز و شمال رودخانه كرخه در شمال سوسنگرد هم‌چنان به عهده لشكر 92 زرهي بود و مسئوليت پدافندي منطقه حميديه سوسنگرد در جنوب رودخانه كرخه به لشكر 16 زرهي محول شده بود. تيپ 55 پياده هوابرد از منطقه عملياتي دزفول به منطقه عملياتي سوسنگرد تغيير مكان داده شده و زير امر لشكر 16 زرهي قرار گرفته بود.

 گسترش عمومي پدافندي نيروهاي ما در منطقه مورد بحث چنين بود: در منطقه مسئوليت لشكر 92 زرهي، تيپ1 زرهي هم‌چنان در جنوب غربي اهواز و تيپ 3   زرهي در شرق تپه الله اکبر (شمال سوسنگرد) استقرار داشت. با وجود گذشت بيش از شش ماه از آغاز جنگ، تقريباً هيچ گونه تغيير مهمي در گسترش اين دو تيپ داده نشده بود، ولي از نظر استعداد زرمي با گذشت زمان، تحولات و تغييرات مثبتي در آمادگي رزمي اين تيپ‌ها به وجود آمده بود.

زيرا لشكر موفق شده بود با تعمیر قسمتي از وسايل و تجهيزات باقي مانده در پادگان‌ها كه در آغاز جنگ به علت كمبود خدمه و عدم انجام برنامه‌هاي تعمير و نگه‌داري از كار افتاده بودند، اين وسايل و تجهيزات را در اختيار گردان‌ها قرار دهد كه از جمله اين وسايل و تجهيزات، تانك‌ها و نفربرها بودند. اين اقدام سبب شد كه قسمتي از وسايل و خودروها و تجهيزات كه در نبردهاي شش ماه اول جنگ از بين رفتند، جايگزين شوند و استعداد رزمي یگان‌ها از لحاظ وسايل و تجهيزات حداقل به ميزان زمان آغاز جنگ برسد.

چنان كه در برآورد وضعيت فرماندهي كه فرمانده تيپ 3 لشكر 92 زرهي در ارديبهشت ماه سال 1360 به منظور آماده شدن براي اجرای عمليات آفندي به تپه الله اکبر به عمل آورده، به اين نتيجه رسيده است كه توان رزمي كلي تيپ 3 زرهي به حدود 70درصد سازماني خود رسيده است در حالي كه اين توان رزمي در آغاز جنگ كمتر از 50درصد برآورد مي‌شد. البته در همين برآورد وضعيت استعداد لجستيكي یگان‌هاي تيپ شامل وسايل و تجهيزات براي گردان‌هاي تانك 50درصد و براي گردان‌هاي مكانيزه 70درصد برآورد شد.

ولي از نظر پرسنل بهبود توان رزمي بيشتر بود. به ويژه اين كه به علت شركت چند ماهه پرسنل نيروهاي ما در جنگ، تجربيات جنگي آن‌ها خيلي بالا رفته و آمادگي پرسنل از لحاظ آموزش و روحيه بسيار خوب شده بود، به نحوي كه حقيقتاً فرآيند كلي آمادگي رزمي نيروهاي ما با وجود تحمل تلفات و خسارت شش ماهه اول جنگ، خيلي بهتر از آغاز جنگ شده بود. اين وضعيت موجب گرديده بود كه نيروهاي ما نه تنها براي اجرای مأموريت‌هاي پدافندي نگراني نداشته باشند، بلكه حتي عمليات آفندي را ابتدا به صورت عمليات محدود و به ترتيب گذشت زمان، گسترده‌تر طرح‌ريزي و اجراء نمايند. كه اتفاقاً اولين عمليات آفندي نيمه گسترده در همين منطقه مورد بحث يعني منطقه سوسنگرد به وسيله همين یگان‌ها اجراء شدكه در بخش‌هاي بعدي همين فصل تشريح خواهند شد.

 نكته حائز اهميت در جريان جنگ تحميلي اين بود كه با وجود اين كه از آغاز جنگ سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج مردمي به طور كاملاً مؤثر و فعال وارد میدان‌هاي نبرد شدند، ولي اين نيروهاي مردمي كمتر آمادگي قبول مأموريت پدافندي و اشغال مواضع پدافندي و نگه‌داري آن‌را داشتند. به طور كلي در مأموريت‌هاي ثابت و طولاني كمتر شركت مي‌كردند. بلكه تدبير كلي كاربرد اين نيروهاي مردمي اين بود كه مانند يك نيروي ضربت عمل مي‌كردند و در مأموريت‌هاي آفندي يا آفند متقابل شركت مي‌نمودند. در نتيجه مأموريت‌هاي پدافندي و استقرار در مواضع براي مدت‌هاي طولاني معمولاً به عهده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران بود و اين وضع در طول دو سال اول جنگ ادامه داشت.

بر اساس اين روش كلي، در منطقه عملياتي مورد بحث، تيپ 3 لشكر 92 زرهي در شرق تپه الله اکبر مواضع پدافندي را كه از آغاز جنگ اشغال كرده بود، در سال 1360 نيز نگه‌داري كرد و تیپ1لشكر 92 زرهي نيز در جنوب غربي اهواز در همان مواضع پدافندي اوايل جنگ باقي ماند. تنها تغييري كه در وضعيت گسترش عناصر لشكر 92 زرهي به وجود آمد، وضعيت تيپ 2 زرهي اين لشكر بود كه در يك‌ماه و نيم اول جنگ در منطقه عملياتي غرب دزفول بود، بعد به منطقه سوسنگرد تغيير مكان يافت و در نبردهاي آزادسازي سوسنگرد و کرخه‌کور شركت كرد و در اوايل سال 1360 به منطقه عملياتي اهواز تغيير مكان نمود و احتياط لشكر 92 زرهي را تشكيل داد.

در قسمت ديگر منطقه مورد بحث، يعني منطقه حميديه- سوسنگرد، لشكر 16 زرهي مسئوليت پدافندي را عهده‌دار بود كه از عناصر سازماني اين لشكر فقط تیپ1زرهي مواضع پدافندي جنوب جاده حميديه سوسنگرد را اشغال كرده بود. تيپ 3 اين لشكر كه در نبرد کرخه‌کور بيش از 50درصد توان رزمي خود را از دست داده بود، به عنوان احتياط لشكر در شمال شرقي حميديه مستقر بود و تيپ 2 زرهي آن لشكر نيز در منطقه عملياتي غرب شوش در تپه‌هاي رقابيه مواضع پدافندي را اشغال كرده بود.

علاوه بر دو لشكر 16 و 92 زرهي، تيپ 55 پياده هوابرد نيز در شرق سوسنگرد گسترش داشت و مسئوليت پدافند شهر سوسنگرد و كرانه رودخانه مالكيه به اين تيپ محول گرديده بود. همان گونه كه در موضوع آب‌گرفتگي مصنوعي اين منطقه بيان شد، علاوه بر اين، نيروهاي رزمي از سرازير كردن آب به منطقه نيز براي تحكيم مواضع پدافندي و كم كردن عرض جبهه نبرد استفاده شاياني گرفتند. به نحوي كه در منطقه جنوب غربي اهواز، زمين‌هاي بين مواضع نيروهاي خودي و دشمن در غرب جاده اهواز خرمشهر عملاً به حالت غير قابل عبور درآمدند و فقط قسمت بين جاده ياد شده و رودخانه كارون كه كمتر از 10 كيلومتر است، قابل عبور بود. اين قسمت نيز با ايجاد خاكريز و تحكيم مواضع پدافندي به صورت منطقه كاملاً دفاع شده درآمد.

 اطلاعاتي كه از نيروهاي دشمن مي‌رسيد، تأئيد كننده‌ اتخاذ تدبير كلي پدافندي دشمن بود و نگراني از امكان عبور نيروهاي دشمن از رودخانه كارون و تهديد شهر اهواز از سمت جنوب شرقي نيز از ميان رفته بود. ضمن اين كه در اين منطقه و در كرانه شرقي رودخانه كارون، ضمن استقرار عناصري از لشكر 92 زرهي، سپاه پاسداران و عناصر ژاندارمري و نيروهاي مردمي نيز پرده مراقبتي مطمئني تشكيل داده بودند و امكان غافل‌گير شدن مانند جريان شمال خرمشهر به كلي از بين رفته بود..

در منطقه جنوب جاده حميديه- سوسنگرد نيز وضعيت پدافندي نيروهاي ما بسيار مطمئن شده بود و نگراني از تهديدات احتمالي دشمن از بين رفته بود. نيروهاي مدافع ما در اين منطقه نبرد با هوشياري كامل از خط پدافندي حدود 50 كيلومتري خود مراقبت مي‌كردند و عناصر پاسدار مستقر در سوسنگرد نيز در هر فرصت مناسب عمليات نفوذي در منطقه دشمن انجام مي‌دادند و آن‌ها را وادار مي‌كردند از غرب سوسنگرد عقب‌تر بروند. اين اقدامات آن‌قدر مؤثر بود كه در ارديبهشت سال 1360 نيروهاي دشمن به كلي از كرانه غربي رودخانه مالكيه دور شدند و آن قسمت بدون اجرای نبرد قابل ملاحظه‌اي به كنترل نيروهاي ما درآمد و همين امر كمك بسيار مؤثري در عمليات آفندي آخر ارديبهشت ماه به نيروهاي ما كرد.

نتيجه كلي آن كه در اوايل سال 1360 حداقل بهبود نسبي میدان‌هاي نبرد به نفع نيروهاي ما اين بود كه يك خط پدافندي مطمئن در تمام عرض جبهه منطقه مورد نظر برقرار شد و اين وضع به نيروهاي ما امكان داد به مرور طرح‌هاي آفندي را تهيه و اجراء نمايند.

 از نظر وضعيت نيروهاي دشمن در اوايل سال 1360 در منطقه عملياتي اهواز- سوسنگرد، به ذكر قسمتي از اسناد و مدارك به دست آمده از دشمن اشاره مي‌كنيم تا چگونگي وضعيت نيروهاي دشمن از زبان خودشان بيان گردد. ولي قبل از بيان جزئيات اشاره مي‌كنيم كه طبق اسناد به دست آمده در اوايل سال 1360 همان دو لشكر عراقي كه شامل لشكر 5 مكانيزه و 9 زرهي بودند، در منطقه عملياتي اهواز- سوسنگرد گسترش داشتند و توان رزمي اين لشكرها حداقل در همان ميزان آغاز جنگ بود، زيرا ارتش متجاوز عراق با حمايت‌هايي كه از جانب دولت‌هاي شرق و غرب و اعراب مي‌شد، به سادگي هر گونه كمبودهاي نظامي را تأمين مي‌كرد و وسايل و تجهيزات از بين رفته را جايگزين مي‌نمود.

در حالي كه نيروهاي مسلح ما به ويژه در سال اول جنگ به كلي فاقد چنين امكاني بودند. بنابراين حداقل برآوردي كه مي‌توان از نسبت توان رزمي نيروهاي ما با نيروهاي دشمن كرد، اين بود كه هنوز برتري رزمي نسبي با نيروهاي متجاوز عراق بود كه با نگرش به اسناد و مداركي كه ذيلاً بيان مي‌گردد صحت اين برآورد مشخص مي‌شود­:

  1. لشكر 5 مكانيزه عراق كه در جنوب غربي اهواز مستقر بود در دستور عملياتي پدافندي كه در اسفند ماه 1359 منتشر كرده وضعيت كلي میدان نبرد و مأموريت لشكر را چنين شرح داده است.

از نظر وضعيت نيروهاي ايراني چنين گفته شده است كه نيروهاي ايراني به حالت ركود كامل درآمده‌اند فقط گاهي گشتي‌هاي ايراني مجهز به سلاح سبك و ضد تانك اقدام به عمليات نفوذي مي‌كنند.

گسترش واحدهاي عراقي در منطقه كلي جنوب غربي خوزستان چنين بوده كه لشكر 3 زرهي عراق در منطقه خرمشهر- آبادان، لشكر 9 زرهي در منطقه سوسنگرد، تيپ زرهي ابن‌الوليد در شمال كرخه و در تپه الله اکبر و لشكر 5 مكانيزه در جنوب غربي اهواز پدافند مي‌كرد. تيپ 10 زرهي سپاه 3 عراق نيز در اين موقع به عنوان احتياط آن سپاه در جفير مستقر بوده است. اين موضوع نشان مي‌دهد كه اين تيپ در جريان نبرد کرخه‌کور از منطقه فكه به منطقه سوسنگرد تغيير مكان نموده است. مأموريتي كه در اين دستور عملياتي براي لشكر 5 مكانيزه عراق تعيين شده، عبارت بوده از اجرای دفاع متحرك در منطقه مسئوليت و مراقبت از كرانه غربي رودخانه كارون براي جلوگيري از عبور عناصر نيروهاي ايراني از اين رودخانه .

تدبير عملياتي فرماندهي لشكر 5 در اين دستور چنين بيان شده است كه لشكر در منطقه مسئوليت خود پدافند مي‌كند و هر گونه فعاليت نيروهاي ايراني را در عبور از رودخانه كارون و ضربت زدن به نيروهاي عراقي خنثي مي‌نمايد. براي اين منظور تيپ‌هاي 15 و 20 مكانيزه در مواضع پدافندي مستقر مي‌شوند و تيپ 26 زرهي به عنوان احتياط لشكر در حوالي جفير مستقر مي‌گردد و از ايجاد هرگونه رخنه در مواضع پدافندي جلوگيري مي‌شود. ضمناً از گسترش آب‌گرفتگي منطقه در مواضع نيروهاي عراقي نيز جلوگيري به عمل مي‌آيد. امضاء فرمانده لشكر، سرتيپ صلاح‌الدين عارف‌القاضي.

 

  1. لشكر 9 زرهي عراق در 26/ 1/1981 (اوايل بهمن ماه 1359) و بعد از عمليات کرخه‌کور دستور پدافندي خود را منتشر كرده كه خلاصه آن چنين است :

مأموريت اين لشكر، پدافند در حوالي کرخه‌کور از حوالي روستاي كوهه در جنوب شرقي کرخه‌کور تا هويزه بوده، لشكر اين منطقه پدافندي را به چهار جزء تقسيم كرده كه عبارت بودند از: حوالي كوهه ، شمال کرخه‌کور ، منطقه هويزه و جنوب کرخه‌کور ضمناً منطقه شمال و غرب سوسنگرد نيز جزو منطقه مسئوليت اين لشكر بوده كه تيپ زرهي ابن‌الوليد در زير امر اين لشكر از اين منطقه پدافند مي‌نمود.

تدبير فرماندهي لشكر براي پدافند در حوالي کرخه‌کور اين بود كه سه تيپ سازماني آن لشكر به ترتيب از غرب به شرق تيپ 35 تيپ 43 زرهي و تيپ 14 مكانيزه پدافند مي‌نمود و اساس پدافند نگه‌داري مواضع موجود و جلوگيري از رخنه نيروهاي ايراني در خط پدافندي لشكر بود ضمناً لشكر 5 مكانيزه براي بند 1 بالا در جناح راست (شرق) اين لشكر در جنوب غربي اهواز پدافند مي‌نمود.

 

  1. تيپ زرهي ابن‌الوليد در 26/2/1981 (اوايل اسفند ماه 1359) دستور عملياتي پدافندي براي پدافند در منطقه الله اکبر و غرب سوسنگرد صادر كرده است. در اين دستور درباره عمليات نيروهاي ايراني چنين اظهار نظر شده است كه ممكن است نيروهاي ايراني از پهلوها به مواضع یگان‌هاي اين تيپ نزديك شوند و با افراد پياده مجهز به سلاح ضد تانك اقدام به تك محدود به مواضع نيروهاي عراقي كنند و بعد تك اين عناصر سبك با یگان‌هاي زرهي دنبال و پشتيباني شود.

حمله اصلي نيروهاي ايراني ممكن است در سوسنگرد و حوالي پل كرخه اجراء گردد. تدبير فرمانده تيپ در اين دستور چنين بيان شده است كه عناصر تيپ در تمام منطقه پدافندي در تپه الله اکبر و پل كرخه در سوسنگرد و پل سابله و پل نظامي بستان و منطقه تنگ چزابه پدافند ثابت مي‌كند و یگان‌ها به هيچ وجه اجازه عقب‌نشيني از مواضع خود را ندارند و در صورت ايجاد رخنه در مواضع پدافندي با گردان‌هاي تانك كه در احتياط هستند، به نيروهاي ايراني پاتك مي‌شود و رخنه ترميم مي‌گردد.

لازم به يادآوري است كه اين تيپ در فروردين ماه سال 1360 از منطقه سوسنگرد رها شد و به منطقه فكه دوسلك تغيير مكان نمود و منطقه پدافندي آن تيپ به تيپ 35 لشكر 9 زرهي واگذار گرديد.

 

  1.  تيپ 35 زرهي لشكر 9 زرهي عراق، بعد از به عهده گرفتن مسئوليت پدافندي منطقه الله اکبر و غرب سوسنگرد و رها كردن تيپ زرهي ابن‌الوليد در 27/3/1981 (اوايل فروردين 1360) دستور پدافندي خود را صادر كرده كه خلاصه آن چنين بوده است. تيپ زرهي ابن‌الوليد در جناح چپ (در منطقه دوسلك) تيپ 14 مكانيزه در هويزه (جناح راست) و تيپ 43 زرهي در منطقه کرخه‌کور پدافند مي‌كند. در اين دستور عملياتي وضعيت كلي نيروهاي ايراني چنين برآورد شده كه نيروهاي ايراني در شمال كرخه از مقابل تپه الله اکبر تا آبادي هوفل در كرانه شمالي كرخه گسترش دارند كه شامل يك تيپ زرهي است و عناصري از سپاه پاسداران حدود 2000 نفر مجهز به سلاح سبك و ضد تانك از شهر سوسنگرد دفاع مي‌كنند. كرانه نهر مالكيه به وسيله تعدادي پاسدار، يك واحد تانك و يك واحد هوابرد مراقبت مي‌شود. از امكانات نيروهاي ايراني چنين برآورد شده كه مي‌توانند به محور سوسنگرد سوبله، رشيده، حلفائيه و پل عزيله دستبرد بزنند. در اين دستور عملياتي مأموريت تيپ 35 زرهي پدافند در منطقه تعيين شده و تدبير عملياتي فرمانده تيپ براي اجرای اين مأموريت چنين اعلام گرديده كه تيپ با عناصر سازماني و زير امر خود در منطقه پدافند مي‌كند. اين منطقه به دو قسمت عمومي شمال و جنوب كرخه تقسيم مي‌گردد و مواضع پدافندي در مقابل حمله نيروهاي ايراني نگه‌داري مي‌شود. امضاء فرمانده تيپ، سرهنگ نوري جدوع سليمان.

 

  1. تيپ 43 زرهي لشكر 9 زرهي عراق در 3/نيسان 3/4/1981 (اواسط فروردين 1360) بر مبناي دستور عملياتي لشكر 9 زرهي دستور عملياتي خود را براي اجرای مأموريت پدافند در شمال و جنوب کرخه‌کور منتشر نموده كه خلاصه آن چنين است:

گسترش نيروهاي ايراني عبارت است از عناصر لشكر 92 زرهي و تيپ 55 پياده هوابرد در منطقه اهواز سوسنگرد پدافند مي‌كند (اطلاعات دقيق نبود). عناصر لشكر 9 زرهي عراق به ترتيب تيپ 35 زرهي در منطقه سوسنگرد الله اکبر تيپ 14 مكانيزه در هويزه تيپ 20 مكانيزه لشكر 5 مكانيزه در حوالي كوهه (جنوب شرقي کرخه‌کور) پدافند مي‌كند. قرارگاه اصلي لشكر 9 زرهي در نشوه، تيپ 43 زرهي در قسمت مركزي کرخه‌کور پدافند مي‌كند.

 

  1. تيپ 26 زرهي لشكر 5 مكانيزه عراق كه به عنوان احتياط اين لشكر در اسفند ماه 1360 در منطقه جفير مستقر بوده طرح حمله متقابله را در 14/3/1981 (اواخر اسفند 1359) براي دفع حملات احتمالي نيروهاي ايراني در منطقه گسترش لشكر 5 مكانيزه در غرب كارون و جنوب غربي اهواز منتشر كرده است كه خلاصه آن چنين است:

در اين طرح عملياتي وضعيت نيروهاي ايراني چنين برآورد شده كه نيروهاي ايراني تلاش مي‌كنند از رودخانه كارون عبور كرده به مواضع نيروهاي عراقي حمله كنند و نيروهاي عراقي را از كرانه غربي رودخانه كارون عقب‌تر برانند. اين عمليات نيروهاي ايراني با پشتيباني شديد توپخانه همراه مي‌باشد.

درباره وضعيت كلي لشكر 5 مكانيزه گفته شده است، تيپ‌هاي 15و 20 مكانيزه اين لشكر از شرق به غرب در منطقه، پدافندي متحرك مي‌كنند.

تدبير كلي فرماندهي تيپ براي اجرای پاتك و ترميم رخنه احتمالي در مواضع تيپ‌هاي 15 و 20 به صورت نموداري ارائه شده كه در خلاصه نقشه نشان داده شده است.

با توجه به اسناد ارائه شده ملاحظه مي‌گردد كه نيروهاي متجاوز عراق بعد از عمليات کرخه‌کور و از اوايل بهمن ماه 1359 در منطقه عمليات اهواز سوسنگرد به حالت پدافندي ثابت درآمدند و از آن به بعد نيروهاي عراقي نه تنها روح تهاجمي خود را از دست دادند، بلكه حتي براي عمليات پدافندي نيز روحيه متزلزل داشته‌اند و در مقابل عمليات نفوذي سبك نيروهاي ما كه به وسيله عناصر كمي از سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي اجراء مي‌شد عاجز بوده‌اند.

چنان كه در اغلب طرح‌ها و دستورات عملياتي كه بعد از بهمن ماه 1359 به وسيله نيروهاي عراقي تهيه و منتشر گرديده، به درماندگي در مقابل عوامل نفوذي و حملات بسيار محدود نيروهاي ايراني اشاره شده است. با توجه به اين شرايط كلي میدان‌هاي نبرد و توان رزمي نيروهاي ايران و عراق و كاهش روحيه افراد ارتش عراق و متقابلاً افزايش روحيه و توان رزمي نيروهاي ما از اوايل سال 1360 كفه ترازوي جنگ به نفع نيروهاي ما آغاز به سنگين كردن نمود. بدين جهت نيروهاي ما بدون از دست دادن فرصت، از اوايل سال 1360 طرح‌هاي آفندي محدود نيمه گسترده را تهيه و اجراء نمودند و اوايل مهر ماه آن سال طرح عملياتي وسيع ثامن‌الائمه (ع) براي عقب راندن نيروهاي دشمن به غرب كارون تهيه و اجراء كردند. ما در ادامه اين فصل از كتاب به چگونگي طرح‌ريزي و اجرای عمليات آفندي محدود كه به عمليات گسترده طريق‌القدس و آزادسازي بستان و تمام غرب سوسنگرد منتهي گرديد مي‌پردازيم.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده