نبردهای صحنه عملیات غرب کشور
بخش پنجاه و ششم: خاطرات رزمندگان از عملیات مسلم بن عقیل با وجود اينكه عمليات در اول پاييز (7 مهرماه 1361) اجرا میشد و معمولاً در اين موقع از سال هواي منطقه سومار هنوز گرم و آرام است، در آن سال برخلاف معمول در منطقه سومار بارندگي و طوفان شروع شد كه كاملاً غيرعادي بود. اين وضع هواي مهآلود در تغيير مكان یگانها كمك مؤثري كرد و ما حتي با اتوبوس نيروها را در منطقه نبرد تغيير مكان داديم. زيرا ديد دشمن از بين رفته بود. در پناه هواي مهآلود عناصر مينبردار توانستند معابري در میدانهاي مين دشمن ايجاد كنند.

توجه: اين يادداشت‌ها فقط از خاطرات تعداد معدودي از رزمندگان كه با آنان مصاحبه شده خلاصه‌برداري شده است.

 

1- خلاصه‌اي از خاطرات سرهنگ توپخانه ستاد جمالي، جانشين فرمانده نيروي زميني

 در طرح‌ريزي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل، زمان تغيير مكان‌ها را شب يازدهم ماه ذيحجه (بعد از عيد قربان) انتخاب كرديم. نيروهاي ما بايستي در شب سيزدهم ماه كه بدر كامل بود، حمله مي‌كردند. لذا امكان غافلگير كردن دشمن خيلي ضعيف بود. براي اين عمليات ما مجبور بوديم یگان‌هایي را از صحنه عمليات جنوب به منطقه غرب تغيير مكان دهيم. اين تغيير مكان‌ها سبب كشف عمليات احتمالي ما به‌وسيله دشمن شد و هواپيماهاي دشمن از چند روز قبل از شروع عمليات، بمباران مناطق عملياتي را شروع كردند.

در منطقه عملياتي، قسمتي از ارتفاعات سركوب حوالي پاسگاه مرزي گيسكه و نقاط ديگر در كنترل دشمن بود و نيروهاي دشمن كه در آن ارتفاعات مستقر بودند، تمام فعاليت نيروهاي ما را در میدان ديد خود داشتند. اين امر مشكلاتي را در جابجايي‌ یگان­هاي ما ايجاد كرده بود. زيرا مسافتي كه یگان‌های ما بايستي تا به نزديكي هدف برسند 10 تا 20 كيلومتر بود. در اين مسافت، دشمن مي‌توانست؛ ضرباتي به نيروهاي ما وارد كند. از طرفي راهپيمايي در شب مهتاب نيز تا حدودي عليه ما بود و دشمن مي‌توانست با استفاده از نور مهتاب، حركات شبانه یگان­هاي ما را تحت نظر بگيرد. ولي به هر حال ما مجبور بوديم، هرچه سريع‌تر حمله را شروع كنيم و نمي‌توانستيم چند روزي صبر كنيم تا حداقل در اوايل شب مهتاب نباشد. زيرا منطقه نبرد در سومار و كنار رودخانه كنگير آن‌قدر باريك بود كه نگهداري يك واحد بزرگ در آن ممكن بود خطرات جبران‌ناپذيري به‌وجود آورد. امكان تفرقه یگان­ها بسيار محدود بود و

 

خطرات آتش توپخانه و بمباران‌هاي هوايي دشمن نيز مداوم روبه افزايش بود. به‌علاوه نيروها در منطقه نبرد متمركز شده بودند و افراد بسيجي كه عشق به فداكاري داشتند، براي شروع حمله بي‌تابي مي‌كردند. به هر حال شرايط ايجاب مي‌كرد كه ما در نور مهتاب كامل اقدام به حمله كنيم. لذا در روز يازدهم ماه قمري یگان­ها را به‌تدريج به نزديك خط عزيمت تغيير مكان داديم، تا در شب 13 ماه قمري حمله را آغاز كنيم.

با وجود اين‌كه عمليات در اول پاييز (7 مهرماه 1361) اجرا می‌شد و معمولاً در اين موقع از سال هواي منطقه سومار هنوز گرم و آرام است، در آن سال برخلاف معمول در منطقه سومار بارندگي و طوفان شروع شد كه كاملاً غيرعادي بود. اين وضع هواي مه‌آلود در تغيير مكان یگان‌ها كمك مؤثري كرد و ما حتي با اتوبوس نيروها را در منطقه نبرد تغيير مكان داديم. زيرا ديد دشمن از بين رفته بود. در پناه هواي مه‌آلود عناصر مين‌بردار توانستند معابري در میدان‌هاي مين دشمن ايجاد كنند.

منطقه عمليات مسلم‌ابن‌عقيل، يك منطقه كوهستاني به عرض قريب 20 كيلومتر بود كه تمام آن در اشغال دشمن بود. تمام منطقه نبرد تحت كنترل كامل دشمن قرار داشت. اين ارتفاعات در شرق شهر مندلي عراق و در مسير محور مندلي، بغداد قرار داشت. بنابراين داراي اهميت ويژه‌اي بود. اگر نيروهاي ما آن ارتفاعات را از اشغال دشمن آزاد مي‌كردند، مي‌توانستند پايگاهي براي حركات بعدي در محور مندلي بغداد به‌دست آورند.

 در طول مدت زمان جنگ، نيروهاي ما چند بار تلاش كرده بودند؛ اين ارتفاعات را آزاد سازند، ولي موفق نشده بودند. اين بار سعي شد، با بسيج نيروهاي بيشتر و هماهنگي بهتر بين یگان­هاي ارتش و سپاه و بسيج و با استفاده از تجربيات به‌دست آمده در نبردهاي قبلي، طرح عمليات به‌نحوي تهيه و اجرا گردد كه اميد موفقيت در آن درصد بالايي باشد.

از جمله تدابير وارد عمل شدن، یگان­هاي تيپ محمدرسول‌الله بود كه تجربه زيادي در نبرد در كوهستان داشت. ضمن اين‌كه در آب ‌و‌ هواي گرم جنوب نيز جنگيده بود. از عناصر نيروي زميني نيز تيپ 55 هوابرد یگان ورزيده‌اي بود كه قبلاً، هم در كردستان و هم در خوزستان جنگيده بود. 

به‌طور كلي در تهيه طرح، حتي‌المقدور تمام نقاط مهم مثبت و منفي بررسي شد و راه‌هاي كار ارزيابي شده براي عمليات انتخاب گرديده بود.

 

2- سرهنگ پياده ستاد كريم عبادت فرمانده تيپ 55 پياده هوابرد

بعد از عمليات ناموفق رمضان (در منطقه عمليات جنوب)، عمليات موفق مسلم‌ابن‌عقيل تأثير زيادي در بالا رفتن روحيه رزمندگان ما داشت. برعكس سبب تضعيف روحيه پرسنل نيروهاي عراقي گرديد. مي‌توان گفت اجراي اين عمليات براي نيروهاي ما كاملاً ضروري بود، اما بايد درنظر داشت كه بعد از عدم موفقيت در عمليات رمضان، طرح‌ريزي براي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل در يك حالت عدم‌ اعتماد انجام گرفت. با اين وجود تصميم بر اجراي آن گرفته شد و حتي سعي شد هرچه زودتر اجرا شود تا تأثيرات شكست عمليات رمضان خنثي گردد.

 چنان‌كه در اجراي اين امر آن‌قدر تعجيل شد كه هنوز دو گردان از تيپ 55 پياده هوابرد جابجايي كامل انجام نداده بود. زيرا اين دو گردان در منطقه كاسه‌گران گیلانغرب مستقر بود. اما به‌نظر مي‌رسد اين موضوع به نفع ما تمام شد. زيرا فرماندهان عراقي تصور كردند، حمله نيروهاي ما از محور گیلانغرب، قصرشيرين خواهد بود. البته ما عمداً اين كار را كرده بوديم تا دشمن را از قصد خود منحرف سازيم. اين وضع سبب شد كه ما در تغيير مكان یگان‌ها تأخير داشته باشيم، به‌نحوي‌كه بعضي از یگان‌ها فقط 24 ساعت قبل از شروع عمليات مسلم‌ابن‌عقيل وارد منطقه سومار شدند. در شناسايي منطقه متوجه شديم، ارتفاعات سومار به‌طرف مندلي خيلي صعب‌العبور است. ما تصميم گرفتيم از همين ارتفاعات حمله كنيم. زيرا برآورد كرديم كه احتمالاً دشمن را غافلگير مي‌كنيم. بنابراين تصميم گرفتيم از شيارهاي ارتفاعات براي پيشروي استفاده كنيم.

بررسي‌هايي كه درباره زمان حمله به‌عمل آمد، به اين نتيجه رسيديم كه حمله شبانه با وجود مشكلات زياد آن، موفقيت‌آميز‌تر از حمله روزانه است. طرح چنين بود كه ابتدا پياده‌نظام پيشروي كند و موانع و میدان‌هاي مين دشمن را خنثي كند. بعد واحدهاي زرهي پيشروي نمايند.

نظر به اين‌كه یگان­هاي ما مجبور بودند از شيارها و كوره‌راه‌هاي نامشخص، پيشروي كنند تا به هدف‌هاي خود برسند، احتياج به عناصر راهنما داشتند. براي اين منظور از افراد محلي كه در جمع رزمندگان ما بودند استفاده شد.

از چند روز پيش از آغاز حمله نيروهاي ما، هواپيماهاي دشمن مواضع یگان‌های ما را شناخته و به‌طور متناوب به آن‌ها حمله مي‌كردند. اين امر سبب نگراني ما شده بود. ما از افسر رابط هوايي خواستيم؛ پوشش هوايي منطقه را تأمين كند. ولي او گفت هواپيماهاي نيروي هوايي ايران پوشش شهرها را به‌عهده دارند. بالاخره هماهنگي شد دو فروند هواپيماي جنگي در پشتيباني منطقه نبرد سومار قرار داده شود. ولي خوشبختانه در مدت عمليات، هوا باراني و مه‌آلود شد و هواپيماهاي دشمن نتوانستند از برتري خود استفاده كنند.

اين موضوع كمك ديگري نيز به ما كرد و آن چنين بود كه حمله در شب‌هاي مهتاب كامل اجرا می‌شد. نظر به اين‌كه نيروهاي دشمن بهترين مواضع را به سمت نيروهاي ما اشغال كرده بودند و ديد كاملي بر منطقه شرق داشتند، اين امر تهديدي عليه نيروهاي ما بود. اما هنگامي‌كه هوا ابري و مه‌آلود شد، ديد دشمن بر روي نيروهاي حمله‌ور ما كور گرديد و تلفات نيروهاي ما به حداقل كاهش يافت.

مسافت بين منطقه تجمع یگان­هاي حمله‌ور ما تا نزديكي هدف نسبتاً زياد بود. ما مجبور بوديم شب قبل از حمله، نيروهاي خود را به جلو ببريم. چون در ساعات روز تغيير مكان، خطراتي دربر داشت، بايستي اين حركات را شبانه انجام مي‌داديم. مه‌آلود بودن هوا كمكي به اين تغيير مكان كرد. از طرفي هواي منطقه سومار در اوايل پائيز هنوز كاملاً گرم است و تدارك آب موضوع حساسي مي‌باشد. ابري بودن هوا نيازمندي تدارك آب را نيز به‌طور نسبي كاهش داد.

 

3- برادر عباس مردان‌خاني مسئول عمليات و اطلاعات سپاه در عمليات مسلم‌ابن‌عقيل

من در اين عمليات مسئول اطلاعات و عمليات یگان سپاه پاسداران بودم. براي شناسايي منطقه عمليات از موتور سيكلت استفاده كرديم و در اغلب نقاط، ارتفاعات به‌قدري سخت بود كه حتي با موتور سيكلت نيز امكان حركت نبود و مجبور بوديم به‌صورت پياده از صخره‌ها بالا برويم. با وجود اين‌كه منطقه عمليات يك منطقه كوهستاني سخت بود، نيروهاي عراقي تعدادي از تانك‌ها و خودروهاي زرهي خود را در بالاي آن ارتفاعات مستقر كرده بودند كه در حين عمليات نتوانستند كاري انجام بدهند و اغلب آن‌ها سالم به‌دست ما‌ افتادند.

در شب قبل از عمليات، شبانه به نزديكي مواضع یگان‌های عراقي حركت كرديم. حدود ساعت 4 صبح به خط عزيمت رسيديم. شب مهتابي بود، ولي در آن شب، هوا ابري و مه‌آلود شد و ديد دشمن محدود گرديد. اين امر به حركت ما به‌طرف دشمن كمك كرد تا در میدان ديد دشمن قرار نگيريم. ما در مسير حركت به يك صخره رسيديم كه تا حدودي مانع حركت ما شد. به‌ويژه اين‌كه به‌نظر مي‌رسيد، نيروهاي دشمن در غرب آن صخره‌ها موانع و میدان مين ايجاد كرده‌اند. بالاخره با تلاش زياد، از آن صخره بالا رفتيم و در محلي مستقر شديم و منتظر دستور حمله مانديم. در اين موقع فاصله ما با نيروهاي دشمن خيلي كم و حدود 20 متر بود و اين موضوع براي دشمن غيرمنتظره بود.

هنگامي‌كه عمليات شروع  شد همه رزمندگان ما با شور و حال غير قابل وصفي به‌طرف دشمن حمله كردند و اولين هدف را كه صخره مقابل بود با دادن يك شهيد گرفتيم. و بعد از اشغال اين صخره، نيروهاي ما به‌سرعت به‌طرف دشمن پيشروي كردند. درگيري چنداني با دشمن ايجاد نشد. زيرا احتمالاً اين صخره نقطه ديدبان جلو بود كه با مواضع اصلي دشمن فاصله داشت. ما در هنگام پيشروي تا مواضع دشمن، فقط با يك نگهبان برخورد كرديم كه بعد از كشتن او به مواضع دشمن ريختيم، در حالی‌که اغلب افراد دشمن خواب بودند. ما تلفات سنگيني به دشمن وارد كرديم و تا آغاز روشنايي روز، قسمت اول هدف را تسخير كرديم و تعدادي از افراد دشمن را به اسارت گرفتيم.

بعد از اين‌كه آفتاب بالا آمد، یگان­هاي عراقي براي بازپس‌گيري مواضعي كه ما آزاد كرده بوديم، پاتك كردند، ولي افراد ما توانستند آن‌را دفع كنند. نكته‌اي كه باعث تعجب ما شد، اين بود كه بعد از آغاز روز هنگامي‌كه افراد ما براي آوردن تداركات، اجباراً بايستي به منطقه عقب مي‌رفتند، پايين رفتن از همان صخره‌هايي كه شب قبل بالا آمده بوديم نسبتاً مشكل شد، به‌نحوي‌كه مجبور شدند با كمك طناب پايين بروند.

لازم به يادآوري است كه اولين پاتك دشمن در منطقه مسئوليت ما چندان جدي نبود، به همين جهت افراد ما به‌سادگي آن‌را دفع كردند. در اين عمليات، هماهنگي بين نيروهاي رزمنده بسيار خوب بود. تيپ محمدرسول‌الله با گردان‌هاي انصار‌الحسين، انصار‌الرسول و حمزه بسيار خوب نبرد كردند.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده