گزارش همایش روسای استانی گروه های معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی( بخش دوم)
در ادامه همایش، امیر سرتیپ ناصر آراسته؛ رئیس هیئت معارف جنگ به ایراد سخنرانی پرداخت: امیر آراسته، با یاد آوری این که امروز روز جهانی مسجد نام گذاری شده است و روز تکریم خانه خداست، به این نکته اشاره کرد که در حقیقت شما رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس برای دفاع از مسجد به جبهه های جنگ رفته اید. لذا اگر امروز روز مسجد است، روز تکریم جبهه های جنگ نیز هست

همه رزمندگان دفاع مقدس، چه آنهایی که تفنگ در دست داشته اند، و یا درون تانک نشسته اند، و یا در سنگر پدافد هوایی بوده اند ویا در کابین جنگنده ای جای گرفته اند، در واقع در مسجد بوده اند. خوشا به حال ما و شما که قدم در راهی گذاشته ایم که ادامه راه شهداست.( طوبی لنا و لکم). هم امام راحل(ره) و هم مقام معظم رهبری بر این نکته تاکید نموده اند که تلاش در جهت حفظ یاد و خاطره دفاع مقدس  و انتقال آنها به نسل های بعدی، امری خطیر است و ثوابش کمتر از رزم در میادین و جبهه های جنگ نیست.

امیر آراسته در ادامه، با توجه به حضور مسئولین آموزشی نیروهای آجا اظهار نمود: خطاب اول امروز من به شما مسئولین آموزشی است که ما را در این کاری که در پیش گرفته ایم یاری کنید، چرا که ما هرکاری انجام می دهیم درجهت اعتلای فرهنگ دفاع مقدس و در جهت اعتلای ارتش و نیروهای مسلح است.

رئیس هیئت معارف جنگ، در ادامه به ذکر خاطره ای از شهید صیاد پرداخته و گفت: زمانی با تعدادی از همکاران در خدمت شهید صیاد شیرازی مشغول تهیه طرح انسجام نیروهای مسلح بودیم و دبیری این جلسه بر عهده من گذاشته شده بود. به همین دلیل برای ماهها، روز های تعطیل پنجشنبه و جمعه من صرف همین کار می شد تا این که بالاخره کار به انجام رسید و طرح تهیه شد. روزی به شهید صیاد گفتم: حالا که طرح تهیه شده، به نظر شما چقدر امکان اجرای آن وجود دارد؟ ایشان سوال کرد: خودت چه فکر می کنی؟ گفتم: شاید پنج درصد!

شهید صیاد لبخندی زد و گفت شما خیلی خوشبین هستید، من همین قدر هم احتمال نمی دهم. من هم که زحمت زیادی برای طرح کشیده بودم، ناگهان با عصبانیت گفتم: آخر! آدم عاقل این همه وقت می گذارد و طرحی تهیه می کند که حتی پنج درصد هم احتمال اجرایش نیست! ایشان جواب داد: نه! آدم عاقل چنین کاری نمی کند، اما آدم عاشق چرا!

ما این طرح را تهیه کردیم تا اگر در آینده روزی نظام خواست دست به چنین کاری بزند، دستش خالی نباشد از کجا معلوم که در آن روز من و شما و دیگران باشیم و بتوانیم کمک کنیم.

در این لحظه شاعر ارجمند دفاع مقدس جناب سرهنگ صالح افشار تویسرکانی، دوبیتی زیبایی را با شور  و حرارت قرائت نمود که فضای جلسه به شدت تحت تاثیر قرار گرفت:

ای دوست از آن دلبر یکرنگ بگو          با آینه از تهاجم سنگ بگو

صیاد که گفت و رفت اسرار دلش           حالا تو بیا معارف جنگ بگو

امیر آراسته، سپس توصیه هایی را به مسئولین گروه های استانی معارف جنگ برای هر چه پربارتر کردن دوره های آموزشی معارف جنگ ارائه نموده و سپس به ذکر خاطره خلبان هوانیروز شهید سجادی و چگونگی شهادت وی پرداخت. وی افزود که این شهید از شب قبل به شهادتش آگاه بود و به دوستانش گفت که فردا شهید خواهد شد و حتی صبح، به هنگام اعزام به ماموریت غسل شهادت کرد و زمانی که خبر شهادتش رسید، هنوز حوله خیس شده غسلش خشک نشده بود و همرزمان او برای تبرک آن حوله را می بوسیدند.

صالح افشار:    

بر توسن عشق رهسپار است شهید            چون موج، سپید، بی قرار است شهید

چون شبنم خون نشسته بر گونه گل             تفسیر طراوت بهار است شهید

 

رئیس هیئت معارف افزود: در باره کربلا زیاد شنیده ایم، در باره حضرت ابوالفضل که هم چشمانش را از دست داد و هم دستانش را. ویا قاسم نوجوان که در میدان به شهادت رسید. آیا ما هم در دفاع مقدس چنین کسانی داشتیم؟ بله! یک نمونه اکنون اینجا حاضر است. آقای دکتر محسنی که هم دستانش را داده و هم چشمانش را. او در سن 17 سالگی و در مصاف با ضد انقلاب در کردستان به مقام جانبازی نایل آمده است

جانباز عزیز آقای دکتر محسنی که هردو چشمش نابیناست و هر دو دستش قطع شده، دقایقی به ایراد سخن پرداخت. او از جهاد اصغر و جهاد اکبر گفت. او جهاد اوسط را طرح نمود که در آن عقل با نفس می جنگد. او گفت در جهاد اصغر سلاح در دست می گیریم و سینه را در برابر دشمن سپر می کنیم. مگر سربازان دشمن چنین نمی کنند؟! اگر پشتوانه آن جهاد اصغر، جهاد اوسط نباشد و جهاد برای خدا نباشد این جهاد نیست، بلکه جنگ است؛ یعنی همان کاری است که سرباز دشمن هم می کند. در جهاد اوسط باید مواظبت کرد تا عقل اسیر نفس نشود و عقل پیروز شود . و اما جهاد اکبر مبارزه عقل و قلب است .

این جانباز گرانمایه دفاع مقدس در ادامه سخنان خود به مفاهیم رقابت و سبقت پرداخت و گفت در رقابت، رقیب فقط می خواهد خودش به هدف برسد اما در سبقت این گونه نیست. مومن اهل سبقت است و اهل رقابت نیست. مومن می خواهد دیگران هم در مسابقه پیروز شوند چرا که هدف او رضای الهی است.

صالح افشار:

دستی به روی ماشه از تن جدا فتاده           دست کمان محسن هرگز خطا ندارد

او زنده شهید است، مرد جهاد اصغر        اینک ببین چگونه استاده همچو اکبر

ققنوس عشق و ایمان، بال و پرش شکسته    هرگز نبینی عباس با دست های بسته

( ادامه دارد)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده