نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش پنجاه و پنجم: هدایت عملیات مسلم بن عقیل(3) واژگان کلیدی:دفاع مقدس، سومار، عملیات مسلم بن عقیل، تپه402 با توجه به اينكه در منطقه نبرد سومار، نيروهاي ما اين خط دفاعي اصلي دشمن را شكسته و حتي در قسمتي از منطقه نبرد وارد خاك عراق شده بودند، تحمل اين وضع براي ارتش و حكومت متجاوز عراق بسيار ناگوار بود. زيرا اين امر ميتوانست سرآغاز كشانده شدن جنگ به داخل خاك عراق و وارد شدن اثرات انهدامي جنگ به شهرها و مؤسسات عراق گردد. بهويژه اينكه در اين منطقه نبرد، شهر مندلي عراق در تيررس خمپارهاندازهاي نيروهاي ايراني قرار گرفته بود.

بر اساس اين تدبير، ارتش عراق مواضع بسيار مستحكمي را كه احتمالاً از اوايل سال 1360 و بعد از نااميد شدن از پيروزي خود در جنگ تحميلي، تهيه آن‌ها آغاز شده بود، اشغال كرده بود. تصميم حكام عراق براين بود که مواضع را تا آخرين حد امكان نگهدارند. اولين آزمايش اين تدبير كلي ارتش عراق در نبرد رمضان در جنوب‌غربي خوزستان به مرحله اجرا درآمد كه نتيجه آن به نفع نيروهاي عراق بسيار درخشان بود.

در عمليات مسلم‌ابن‌عقيل، دومين آزمايش اين تدبير و در منطقه كوهستاني صحنه عمليات غرب به مرحله اجرا گذاشته شد. ارتش عراق تلاش مي‌كرد؛ در اين آزمايش نيز موفق گردد. لذا با بكارگيري حداكثر توانايي‌هاي موجود خود اعم از زميني و هوايي سعي مي‌كرد، مانند عمليات رمضان، نيروهاي ايران را با  شكست كامل مواجه سازد. بنابراين، نبرد مسلم‌ابن‌عقيل در دو سال اول جنگ، يكي از سخت‌ترين نبردهاي زورآزمايي حقيقي و استقامت نيروهاي هر دو طرف نبرد براي وصول به هدف‌هاي خود بود.

اما در اين زورآزمايي نامتعادل، توان رزمي نيروهاي ما همان بود كه در شروع حمله وارد میدان كارزار كردند. حتي از نظر پشتيباني هوايي كمتر از ميزان برآورد شده وارد عمل گرديد. در صورتي‌كه نيروهاي متجاوز عراق با داشتن قريب 20 لشكر (در آن ‌موقع) آزادي عمل كامل براي جابجايي تيپ‌ها و لشكرها و رساندن نيروهاي تازه‌نفس به منطقه نبرد مسلم‌ابن‌عقيل داشتند.

به‌نظر مي‌رسد منطقه اصلي نبرد كه نيروهاي عراقي براي زورآزمايي انتخاب كرده بودند، منطقه سلمان‌كشته در شمال و ميان‌تنگ در جنوب منطقه نبرد سومار بود. زيرا اين دو منطقه، كليد حياتي منطقه براي تهديد شهر مندلي عراق بود.

در روز 12 مهرماه نيز تلاش عمده دشمن در اين مناطق به‌كار گرفته شد. يك واحد زرهي دشمن در حوالي تپه 402 و قلعه‌بين به گروه رزمي انصار ( گردان 158 پياده و گردان انصار سپاه پاسداران) حمله كرد و تلفات سنگيني به آن وارد ساخت. يك واحد زرهي ديگر در جنوب، منطقه كاني‌شيخ را مورد تهديد قرار داد. با اين عمل نيروهاي دشمن تلاش كردند؛ در جناحين منطقه نبرد سومار براي نيروهاي ما تهديد جدي ايجاد كنند و آن‌ها را در معرض خطر محاصره شدن قرار دهند. ولي بار ديگر با مقاومت دليرانه رزمندگان خسته ولي مصمم ما، حملات دشمن عقب رانده شد و مواضع خودي چون سدي استوار نگهداري گرديد، دشمن مجبور به عقب‌نشيني شد. صحنه نبرد مجدداً به حالت پدافند هر دو طرف درآمد و آتش توپخانه‌ها، يكه‌تاز میدان نبرد گرديد.

چهارمين روز نبرد در حالي به پايان رسيد كه در منطقه سلمان‌كشته برتري نسبي با دشمن بود. زيرا قسمتي از ارتفاعات آن منطقه در دست دشمن بود. در منطقه ميان‌تنگ نيز دشمن موفق شده بود؛ ارتفاع 200 متري را تصرف كند و یگان‌های ما را كه پاسگاه‌هاي كومه‌سنگ و دوله‌شريف عراق را در اختيار خود داشتند، مورد تهديد قرار دهد ولي مركز منطقه نبرد، سومار نسبتاً آرام بود و در شرق نفت‌شهر نيز آرامش كامل برقرار بود. چنان به‌نظر مي‌رسد كه قرارگاه‌هاي ظفر 2 و 3 بعد از ساعات اوليه روز نهم مهرماه كاملاً غيرفعال شدند و تلاشي براي درگير كردن دشمن و كم كردن فشار در مركز منطقه به‌عمل نياوردند.

با فرا رسيدن تاريكي شب 12 مهرماه، مانند هميشه یگان‌های هر دو طرف از حركت بازماندند و فقط به تبادل آتش توپخانه و تحكيم مواضع موجود و تجديد تداركات و تخليه تلفات خود پرداختند. بعد از چهار روز نبرد پرتلاش، نيروهاي هر دو طرف ايران و عراق كه در اين مبارزه مداوم درگير بودند، خسته و فرسوده شدند و هر دو طرف موقتاً دست از عمليات آفندي كشيدند و به حالت پدافندي اكتفا كرده و به حفظ مواضع موجود خود پرداختند.

در روز 13 مهرماه و پنجمين روز نبرد، جبهه سومار نسبتاً آرام بود و فقط تبادل آتش توپخانه‌ها جريان داشت. در نتيجه مي‌توان گفت؛ وضعيت اين منطقه نبرد در همين حالت تثبيت گرديد كه در آن نيروهاي ايران در غرب سومار تا حوالي خط مرز پيشروي كرده و در منطقه ميان‌تنگ حدود دو كيلومتر وارد خاك عراق شده بودند. اين موضوع برای دومين بار در جنگ تحميلي رخ مي‌داد. اما در منطقه سلمان‌كشته هنوز قسمتي از ارتفاعات مرزي متعلق به كشور ايران در دست نيروهاي متجاوز  عراقي بود. ضمن اين‌كه در شرق نفت‌شهر، نيروهاي ايران پيشروي قابل ملاحظه‌اي نكرده بودند.

در نتيجه قسمتي از سرزمين ما تاكرانه رودخانه كنكاكوش در حدود شش كيلومتري خط مرز در اشغال نيروهاي متجاوز بود. آرامشي كه در روز 13 مهرماه در منطقه نبرد سومار برقرار شده بود، چندان دوامي نيافت و در روز 14 مهرماه بار ديگر میدان نبرد شاهد تلاش رزمندگان مدافع ميهن اسلامي ما با نيروهاي متجاوز عراقي گرديد. همان‌گونه كه يادآور شديم تدبير كلي ارتش عراق بعد از عقب‌نشيني به حوالي خط مرز آن بود كه، مواضعي را كه به عنوان مرز تاكتيكي بين دو كشور ايران و عراق در دست خود داشت، به هر قيمتي كه تمام شود آن‌را نگه دارد.

 با توجه به اين‌كه در منطقه نبرد سومار، نيروهاي ما اين خط دفاعي اصلي دشمن را شكسته و حتي در قسمتي از منطقه نبرد وارد خاك عراق شده بودند، تحمل اين وضع براي ارتش و حكومت متجاوز عراق بسيار ناگوار بود. زيرا اين امر مي‌توانست سرآغاز كشانده شدن جنگ به داخل خاك عراق و وارد شدن اثرات انهدامي جنگ به شهرها و مؤسسات عراق گردد. به‌ويژه اين‌كه در اين منطقه نبرد، شهر مندلي عراق در تيررس خمپاره‌اندازهاي نيروهاي ايراني قرار گرفته بود. بنابراين از طرف رده‌هاي بالاي فرماندهي ارتش عراق به نيروهاي مستقر در اين منطقه نبرد فشار وارد می‌شد، نيروهاي ايراني را تا مواضع قبلي يا حداقل به خارج از خاك عراق عقب برانند و شهر مندلي را از تيررس خمپاره‌انداز و توپخانه سبك ايران خارج سازند.

در اجراي اين مأموريت نيروهاي عراقي در روز 14 مهرماه، تلاش آفندي خود را از سر گرفتند و در همان دو نقطه حساس كه سلمان‌كشته و ميان‌تنگ بود، به نيروهاي ما حمله كردند. اين حملات دشمن قبل از شروع روشنايي روز آغاز شد. ولي با شروع روشنايي نيروهاي ما تلفات و خسارات سنگيني به یگان‌های حمله‌ور دشمن وارد ساختند و قبل از ساعت 0800 آن‌ها را وادار به عقب‌نشيني به مواضع خود نمودند.

به نظر مي‌رسد كه در اثر اين تلاش مداوم چند روزه، نيروهاي عراقي نيز خسته و فرسوده شده بودند. به‌ويژه اين‌كه قدرت مقاومت و پايداري نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي آنان كاملاً غيرمنتظره بود. زيرا آن‌ها اطلاع داشتند كه یگان‌های رزمنده ايران در اين نبرد همان‌هايي هستند كه از روز اول وارد اين پيكار شده‌اند. در حالی‌که نيروهاي تازه‌نفس عراقي، يكي بعد از ديگري وارد میدان می‌شدند و بدون به‌دست آوردن پيروزي مجبور به عقب‌نشيني مي‌گرديدند.

اين وضعيت، سبب طولاني‌ شدن مدت زمان نبرد مسلم‌ابن‌عقيل شد. به‌طوري‌كه مدارك در دسترس نشان مي‌دهد تا اوايل دهه سوم مهرماه و به مدت بيش از ده روز ادامه يافت. در حالی‌که موفقيتي كه به‌دست نيروهاي ما افتاده بود، در چند ساعت اولين روز حمله بود. اما با توجه به اين‌كه نيروهاي رزمنده ما به‌علت تحمل تلفات و خسارات چند روزه و نرسيدن قواي تازه‌نفس و جديد، توان ادامه حمله را از دست داده بودند، نيروهاي دشمن نيز به‌علت ضعف ايمان و اعتقاد به اين جنگ تحميلي، با وجود برتري مطلقي كه داشتند، نمي‌توانستند مأموريتي را كه براي عقب راندن نيروهاي ما دريافت كرده بودند، به موفقيت برسانند.

در نتيجه نيروهاي دشمن نيز گرچه به اصطلاح فارسي عاميانه در مقابل نيروهاي ما شاخ ‌و ‌شانه‌اي مي‌كشيدند و ژست حمله به خود مي‌گرفتند و حركاتي نيز انجام مي‌دادند، ولي به محض مواجه شدن با مقاومت نيروهاي ما، عقب‌نشيني مي‌كردند و دست از ادامه حمله برمي‌داشتند. همين امر سبب طولاني شدن اين نبرد گرديد. زيرا از طرفي فرماندهان رده بالاي عراق به یگان­هاي خط مقدم فشار مي‌آوردند كه حمله كنند و نيروهاي ايراني را از محدوده خطر شهر مندلي عراق عقب برانند. از طرف ديگر افراد ارتش عراق روحيه تهاجمي خود را به‌كلي از دست داده بودند. تنها عملي كه از آنان ساخته بود، دفاع از مواضع خودشان بود كه هرموقع آن‌را از دست مي‌دادند، ديگر نمي‌توانستند آن‌را بازپس بگيرند. اين وضع تقريباً در تمام طول 5 ساله جنگ (از سال دوم به بعد) در تمام نبردها وجود داشت.

بر مبناي حالت ياد شده بالا، در میدان نبرد مسلم‌ابن‌عقيل، نيروهاي متجاوز عراقي تا روز 20 مهرماه نتوانستند موفقيت قابل ملاحظه‌اي در عقب راندن نيروهاي ايران به‌دست آورند، ولي موفق شدند حداقل، پيشروي نيروهاي ايران را عمدتاً در شرق خط مرز و در داخل قلمرو ايران متوقف سازند. فقط در نقاط محدودي، نيروهاي ايران به عمق حداكثر چهار كيلومتري كومه‌سنگ وارد خاك عراق شدند.

گرچه در خاطرات بعضي از رزمندگان چنين بيان شده كه رزمندگان ما تا شهر مندلي نفوذ كردند و عكس امام خميني رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران را بر ديوارهاي شهر چسباندند، اما آن‌چه كه در مدارك رسمي ثبت شده اين است كه حداقل دو پاسگاه عراقي به نام كومه‌سنگ و دوله‌شريف در داخل خاك عراق به تصرف نيروهاي ما درآمده بود و تلاش اصلي نيروهاي دشمن نيز آن بود كه نيروهاي ايران را از اين دو پاسگاه عقب برانند. به‌همين جهت منطقه نبرد ميان‌تنگ يكي از دو منطقه فعال در جبهه سومار بود.

مدارك در دسترس چنين نشان مي‌دهد كه از روز 15 مهرماه، در جبهه نبرد مسلم‌ابن‌عقيل به مدت شش روز آرامش چشم‌گيري برقرار شد و یگان­هاي عراقي به حملات مداوم هفت روزه خود ظاهراً پايان دادند و وضع موجود را قبول كردند. اما در ساعات پاياني روز 19 مهرماه اين آرامش به پايان رسيد. احتمالاً علت آن بود كه فرماندهان رده بالاي عراق مجبور شده بودند براي عقب راندن نيروهاي ايران یگان‌های تازه‌نفسي از جبهه‌هاي ديگر جنگ و شايد از خوزستان به منطقه نبرد سومار تغيير مكان دهند. همين یگان­هاي تازه‌نفس عراقي بودند كه از آغاز روز 20 مهرماه حمله شديدي را عليه نيروهاي ما در منطقه نبرد غرب سومار آغاز كردند. شدت حمله آنان مانند روزهاي گذشته در منطقه ميان‌تنگ واقع در محور سومار، مندلي و منطقه پاسگاه سلمان‌كشته و تپه 402 بود.

متأسفانه جزئيات نبرد روز 20 مهرماه در مدارك در دسترس ثبت نشده بود، ولي از بررسي خلاصه گزارش‌ها چنين نتيجه‌گيري مي‌شود كه نبرد در اين روز يكي از سخت‌ترين مراحل نبرد مسلم‌ابن‌عقيل بود، به‌نحوي‌كه سرنوشت نهايي اين نبرد در اين روز تعيين‌ گرديد. در يكي از خلاصه گزارش‌ها چنين بيان شده است كه نيروهاي دشمن از ساعت 2300 روز 19 مهرماه، در منطقه سلمان‌كشته حمله را آغاز كردند كه تا ساعت 0600 آن روز ادامه يافت. ولي نيروهاي ما موفق شدند ضمن وارد آوردن تلفات و خسارات سنگين به دشمن و به اسارت گرفتن تعدادي از افراد وي، آنان را مجبور به عقب‌نشيني نمايند.

همين وضعيت در منطقه ميان‌تنگ نيز وجود داشت. در خلاصه گزارشي كه در ساعت 1000 روز 20 مهرماه ارسال شد، اعلام گرديد كه پاتك دشمن در ساعت 0950 دفع شد و از افراد دشمن بيش از 500 نفر كشته و زخمي و 65 نفر به اسارت نيروهاي ما درآمدند كه به منطقه تخليه شدند.   

به نظر مي‌رسد كه نبرد روز 20 مهرماه، آخرين نبرد جدي نيروهاي ايران و عراق در عمليات مسلم‌ابن‌عقيل بود. زيرا در حوادث روزهاي بعد اشاره‌اي به حمله نيروهاي ما و يا دشمن نشده و فقط تبادل آتش با شدت و ضعفي متناوب در نقاط مختلف منطقه نبرد ادامه يافته است.

گرچه در مدارك در دسترس، جزئيات نتيجه نهايي اين نبرد ثبت نگرديده بود، ولي بررسي همان مدارك در دسترس نشان مي‌دهد كه بالاخره نيروهاي عراقي موفق شدند؛ در منطقه ميان‌تنگ پاسگاه‌هاي دوله‌شريف و كومه‌سنگ را از نيروهاي ما بازپس بگيرند و نيروهاي ما را تا حوالي خط مرز عقب برانند. در منطقه سلمان‌كشته نيز نيروهاي عراقي توانستند مواضعي را در داخل خاك ايران حفظ كنند و سدي در مقابل پيشروي احتمالي نيروهاي ايران به‌طرف مندلي ايجاد نمايند.

آخرين گزارشي كه وضعيت ياد شده بالا را مشخص مي‌كرد، آن بود كه قرارگاه ظفر در ساعت 1730 روز 21 مهرماه اعلام كرد؛ یگان‌های خودي در منطقه سلمان‌كشته و جلوی ميان‌تنگ زير آتش شديد دشمن قرار داشتند. استنباط ما از مفهوم اين پيام آن است كه نيروهاي ما در جلوی ميان‌تنگ تا حوالي خط مرز عقب‌نشيني كرده بودند و در منطقه سلمان‌كشته نيز نبرد در داخل خاك ايران جريان داشت.

با توجه به مطالبي كه بيان شد، نبرد مسلم‌ابن‌عقيل كه در ساعت يك بعد از نيمه شب روز نهم مهرماه با حمله نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در غرب سومار آغاز شده بود، بعد از 12 روز پيكار خونين مدافعين ميهن اسلامي ما با نيروهاي متجاوز عراق، در حالي پايان يافت كه رزمندگان با ايمان ما با وجود برتري مطلق كمي و عددي دشمن موفق شدند مرحله اول عمليات را با موفقيت نزديك به كامل به پايان برسانند و قسمت اصلي هدف‌هاي تعيين‌شده را در ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه واقع در منطقه مرزي بين سومار و مندلي تصرف و نگهداري كنند.

ولي دشمن نيز در اين نبرد، حساسيت فوق‌العاده‌اي از خود نشان داد و با تلاش مداوم به نيروهاي پيروزمند ما فشار آورد تا آن‌ها را به مواضع قبل از آغاز اين نبرد عقب برانند، اما موفق به انجام آن نشد. بدين جهت دشمن تغيير هدف داد و تصميم گرفت در دو نقطه حساس منطقه، يعني ميان‌تنگ و سلمان‌كشته ضربات كاري خود را بر نيروهاي ما وارد سازد و تهديد نيروهاي ما را از شهر مندلي دور نمايد. بايد اعتراف كنيم كه در اين قسمت موفق گرديد.

همين موفقيت دشمن سبب شد كه مرحله دوم عمليات مسلم‌ابن‌عقيل كه پيشروي به‌طرف شهر مندلي و تصرف و تأمين آن بود، به‌كلي كنار گذاشته شود. اثرات كلي و نهايي اين موفقيت دشمن آن‌چنان سرنوشت‌ساز بود كه تا  زمان نگارش اين مطالب كه حدود پنج سال از زمان نبرد مسلم‌ابن‌عقيل مي‌گذشت، منطقه نبرد سومار و نفت‌شهر بدون تغييرات محسوسي باقي مانده بود. نفت‌شهر به‌عنوان آخرين شهر اشغال شده ايران، به‌وسيله نيروهاي متجاوز عراق همچنان در اشغال نيروهاي دشمن بود. بنابراين مي‌توان گفت؛ نبرد مسلم‌ابن‌عقيل آخرين نبرد مهم نيروهاي ايران و عراق در منطقه مرزي استان کرمانشاه بود. زيرا بعد از آن نبرد، با وجود اين‌كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به‌منظور كشاندن جنگ به داخل خاك عراق، نبردهاي وسيع و سنگيني را تحت عنوان سري عمليات والفجر، كربلا، فتح و نصر در نقاط مختلف جبهه جنگ اجرا كردند، ولي تمام آن‌ها در مناطق مرزي استان­هاي خوزستان، ايلام، كردستان و آذربايجان غربي بود.

 بدين ترتيب بعد از عمليات مسلم‌ابن‌عقيل، جبهه عمليات استان کرمانشاه تقريباً به همان حالتي كه درآمده بود، تثبيت شد. چنان‌چه حملات محدودي به‌وسيله لشكر 81 زرهي كه بيشتر در مدت زمان جنگ در اين منطقه گسترش داشت انجام گرفت، نتايج سرنوشت‌سازي دربر نداشت و نفت‌شهر ايران همچنان در اشغال نيروهاي دشمن بود. ضمن اين‌كه قسمتي از مناطق مرزي نيز از باويسي تا قصرشيرين و نفت‌شهر هنوز از وجود نيروهاي متجاوز عراق پاك‌سازي نشده بود.

شايد دليل اصلي اين تثبيت وضعيت طولاني منطقه عمليات کرمانشاه، حساسيت فوق‌العاده و حتي حياتي بودن آن براي حكومت عراق بود. زيرا اين منطقه نزديك‌ترين فاصله را تا شهر بغداد و قلب كشور عراق داشت. به همين جهت ارتش عراق، با حداكثر امكانات خود از اين منطقه دفاع مي‌كرد. چنان‌كه در خوزستان نيز در منطقه حياتي شرق بصره ارتش عراق همين حالت را داشت و اين مقاومت سرسختانه دشمن در اين‌گونه مناطق حياتي در مقابله با توانايي‌هاي ضعيف نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، امكان شكست دادن نيروهاي عراقي را تضعيف كرده بود. همين عامل يكي از مهم‌ترين علل طولاني شدن مدت زمان جنگ گرديد كه جزئيات آن‌را بايد در بررسي كلي جريان جنگ تحميلي مورد مطالعه قرار داد.

در پايان بررسي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل لازم است يادآوري گردد، موفقيتي كه در اين نبرد نصيب رزمندگان ما گرديد، به قيمت چندان ارزاني تمام نشد. طبق گزارشي كه فرمانده تيپ 55 هوابرد از نتيجه نهايي اين عمليات داده است، فقط از یگان‌های تحت فرماندهي آن تيپ 146 نفر شهيد و 1061 نفر مجروح و چهارنفر مفقود يا اسير شده بودند. در حالی‌که تعداد اسرايي كه اين تيپ از افراد دشمن گرفته بود جمعاً 40 نفر بود. مقايسه اين آمار تلفات خودي و اسراي دشمن نسبت به ساير نبردها، نشان مي‌دهد كه نيروهاي ما در وضعيت بسيار سختي قرار گرفته بودند.

در آماري ديگر، اين تعداد تلفات و اسرا با اختلاف فاحشي بيان شده است كه در آن جمع شهداي ارتشی 190 نفر، جمع مجروحين ارتشی 529 نفر و جمع مفقودين يا اسيرشدگان ارتش خودي چهار نفر بيان گرديده كه در نتيجه كل تلفات یگان‌های ارتشی در اين نبرد 733 نفر منظور شده است. البته به احتمال قوي علت اين اختلاف آمار، نوع مجروحين بوده كه عده‌اي از آنان زخم مختصري داشته‌اند و در آمار رده بالا منظور نگرديده‌اند. ضمناً در اين خلاصه آمار تعداد كل اسراي عراقي 325 اعلام شده است.

با پايان يافتن بررسي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل، مرحله اول تدوين كتاب تاريخ جنگ تحميلي كه بررسي حوادث دو سال اول جنگ بود و در اين مدت كليه نبردها در داخل خاك ايران انجام گرفت به پايان مي‌رسد. اميدواريم با توفيقات الهي اين تلاش ادامه يابد و حوادث مرحله دوم جنگ نيز به نگارش درآيد. اين مرحله شامل نبردهاي مرزي و برون‌مرزي مي‌باشد.

زيرا بعد از عقب‌نشيني نيروهاي متجاوز عراق به حوالي خط مرز كه در ماه‌هاي پاياني سال دوم جنگ انجام گرفت، جنگ به نزديكي خط مرز و در داخل خاك عراق كشانده شد. گرچه با توسعه دامنه جنگ و حملات هوايي و موشكي، دامنه جنگ صد كيلومتر دورتر از خط مرز نيز فراتر رفت و به پايتخت‌هاي دو كشور يعني تهران و بغداد نيز رسيد. حتي جنگ از حالت منطقه‌اي بين دو كشور فراتر رفت و جنبه بين‌المللي پيدا كرد بنابراين مرحله دوم نگارش تاريخ جنگ داراي ابعاد بسيار وسيعي است كه لازم است از ديدگاه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و بين‌المللي مورد بررسي قرار گيرد

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده