عملیات والفجر4
منطقه عمليات والفجر4 از نظر كلي شامل منطقه مرزي پيشرفتگي دره شيلر در سرزمين ايران بود، كه ما در بررسي اين مطالب عموماً به آن، عمليات شيلر خواهيم گفت. اين منطقه يك منطقه كوهستاني سرسختي است كه ميتوان گفت از نظر عمليات نظامي از جمله صعبالعبورترين مناطق مرزي بين ايران و عراق است. اين منطقه كوهستاني كه شامل قسمتي از ارتفاعات بسيار گسترده زاگرس در غرب ايران ، شرق و شمال عراق و جنوب تركيه ميباشد. محل سكونت اقوام كرد است كه در قلمرو سه كشور ياد شده زندگي ميكنند.

بخش اول: 1مقدمه و كليات

 

واژگان کلیدی: دفاع مقدس، عملیات های سال 1362، والفجر4، مریوان، دره شیلر

عمليات والفجر4 در منطقه پنجوين و پيشرفتگي شيلر مهرماه

در مقدمه گفتارهاي قبل يادآور شديم كه از اوايل سال 1362 و بعد از اجراي عمليات والفجر1 در شمال فكه، در تدبير كلي فرماندهي هدايت جنگ نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تغييرات بنيادي ايجاد شد. به نحوي‌كه صحنه فعال جنگ از جنوب و مقابل منطقه شرق بصره و عماره عراق به قسمت غرب و شمال‌غرب منتقل گرديد و دامنه عمليات آفندي نيز از حالت وسيع و گسترده خارج و به عمليات آفندي نيمه گسترده محدود شد.

سومين تغيير بنيادي بر اساس تدبير جديد، آن بود كه ميدان‌هاي نبرد سيال و متغير شدند و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران اصرار به ادامه نبرد در يك منطقه ويژه نكردند. بلكه عمداً مناطق مختلفي را براي وارد كردن ضربات متناوب بر ارتش عراق انتخاب نمودند، كه عمليات والفجر4 نيز بر اساس همين تدبير در يك جبهه كاملاً جديد طرح‌ريزي و اجرا شد. زيرا همان‌گونه كه شرح داده شد، نبرد والفجر3 در منطقه مهران كه تا منطقه مرزي پيرانشهر خط مرز بيش از 600 كيلومتر فاصله داشت و عمليات والفجر4 در منطقه‌اي تقريباً در حد فاصل بين دو نبرد قبلي و در غرب بانه و مريوان مقابل پنجوين عراق طرح‌ريزي و اجرا گرديد.

منطقه عمليات والفجر4 از نظر كلي شامل منطقه مرزي پيشرفتگي دره شيلر در سرزمين ايران بود، كه ما در بررسي اين مطالب عموماً به آن، عمليات شيلر خواهيم گفت. اين منطقه يك منطقه كوهستاني سرسختي است كه مي‌توان گفت از نظر عمليات نظامي از جمله صعب‌العبورترين مناطق مرزي بين ايران و عراق است. اين منطقه كوهستاني كه شامل قسمتي از ارتفاعات بسيار گسترده زاگرس در غرب ايران ، شرق و شمال عراق و جنوب تركيه مي‌باشد. محل سكونت اقوام كرد است كه در قلمرو سه كشور ياد شده زندگي مي‌كنند.

علاوه بر آن‌كه به علت كوهستاني و صعب‌العبور بودن منطقه، اجراي هرگونه لشكركشي در سطح وسيع براي كشورهاي اين منطقه بسيار مشكل و آسيب‌پذير مي‌باشد، از لحاظ عشاير ساكن اين كوهستان‌ها نيز اجراي عمليات نظامي با مشكلات تأمين منطقه مواجه مي‌گردد. بدين جهت در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، مناطق مرزي كردستان و آذربايجان‌غربي نسبت به ساير مناطق مرزي ايران و عراق عموماً چندان فعال نبود .

علت فعال نبودن اين قسمت از صحنه از عمليات، علاوه‌بر علل كلي شرايط منطقه، يك علت عيني در حال جريان نيز داشت و آن اقدام مسلحانه عشاير كرد اين منطقه هم  عليه حكومت ايران و هم عليه حكومت عراق بود . در زمان نگارش اين مطالب در سال 1366 حتي در مناطق كردنشين تركيه نيز اقدامات مسلحانه بر عليه حكومت مركزي تركيه آغاز گرديده بود، بنابراين حكومت هر دو كشور ايران و عراق علاوه بر درگيري عمومي در جنگ تحميلي، در مناطق كردنشين، درگيري‌هاي داخلي نيز با عشاير كرد داشتند.

برقراري امنيت داخلي منطقه براي نيروهاي مسلح هر دو كشور مقدم بر لشكركشي به خاك يكديگر بود. بدين جهت تا اوايل سال 1362 كه بيش از دو سال و نيم از طول جنگ تحميلي سپري شده بود، جنگ در مناطق مرزي ايران و عراق در مناطق كردنشين عملاً چندان فعال نبود. تلاش‌هاي نظامي نيروهاي هر دو طرف، از حدود تهديد يا تصرف پاسگاه‌هاي مرزي يا ارتفاعات مسلط مرزي تجاوز نمي‌كرد. چنان‌كه تا قبل از آغاز عمليات والفجر4 در مهرماه 1362 كه بيش از سه سال از طول جنگ تحميلي مي‌گذشت، نيروهاي متجاوز عراق فقط در اوايل جنگ به خط مرز نزديك شدند و علاقه قابل توجهي براي ورود به خاك ايران را نشان ندادند. نيروهاي ايران در اين مدت سه سال فقط يك نبرد بسيار محدود در خرداد ماه سال 1360 در غرب مريوان انجام دادند كه هدف آن تصرف يك تپه به نام قوچ سلطان بود. يك نبرد محدود ديگر نيز در دي‌ماه 1360 در همين منطقه و در غرب نوسود ايران و شرق حلبچه عراق به وسيله نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران انجام گرفت كه هدف آن تصرف شهرك طويله عراق در كمتر از يك كيلومتري غرب خط مرز بود.

بنابراين، صحنه عمليات غرب و  شمالغرب كشور كه مناطق مرزي كردنشين را شامل مي‌گرديد، تا سال 1362 از نظر جنگ تحميلي تقريباً آرام بود. ولي همان‌گونه كه در بررسي عمليات والفجر2 بيان گرديد از خرداد ماه 1362 تلاش آفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اين صحنه عمليات به كار گرفته شد . بر اساس اين تدبير دومين نبرد براي منطقه پيشرفتگي شيلر در شمال‌غربي مريوان و شمال‌شرقي پنجوين عراق طرح‌ريزي و در مهرماه سال 1362 به مورد اجرا درآمد. كه در اين بخش چگونگي آن را بررسي مي‌كنيم.

 

 

وضعيت كلي منطقه نبرد (زمين – نيروهاي دشمن – نيروهاي خودي)

 

وضعيت كلي زمين منطقه عمليات

منطقه عمومي عمليات والفجر4 پيشرفتگي شيلر در خاك ايران واقع در شمال مريوان و جنوب بانه بود. اين پيشرفتگي كه در تعيين حدود مرز ايران و عراق، جزو قلمرو كشور عراق منظور شده است، در منطقه بين بانه و مريوان به عمق حدود 50 كيلومتر و عرض متوسط حدود 15 كيلومتر به صورت پيكاني در قسمت قلمرو كشور ايران فرو رفته است. به نحوي‌كه ارتباط مستقيم نقاط مرزي ايران، در اين قسمت قطع شده و براي برقراري ارتباط جاده‌اي بين مناطق شمالي و جنوبي اين پيشرفتگي لازم است يك قوس بيضي شكل به طول قريب 80 كيلومتر طي شود.

مثلاً مسافت جاده‌اي بين مريوان و بانه با عبور از داخل اين پيشرفتگي حدود 60 كيلومتر است در حالي‌كه با دور زدن اين قوس، مسافت جاده بين دو شهر ياد شده بيش از دو برابر يعني حدود 120 كيلومتر گرديده است. البته بايد يادآور شويم كه اين موضوع مربوط به مسائل سياسي در زمان تعيين خط مرز بين دو كشور مي‌باشد. به هر حال خط مرزي است كه تعيين شده و مورد موافقت حكومت‌هاي وقت دو طرف ايران و عثماني در آن زمان قرار گرفته است. بحث و بررسي آن خارج از محدوده مطالب ما مي‌باشد.

بررسي منطقه نشان مي‌دهد كه پيشرفتگي شيلر از نظر شكل طبيعي زمين، ادامه ارتفاعات جنگلي اطراف مريوان به سمت شمال تا حوالي بانه مي‌باشد. رودخانه شيلر كه از ارتفاعات اطراف پيشرفتگي سرچشمه مي‌گيرد با ريزش آب ساير ارتفاعات مرزي در شمال و جنوب اين پيشرفتگي به تدريج تبديل به رودخانه همه فصلي قابل ملاحظه‌اي مي‌گردد. از شرق به غرب در داخل عراق جاري مي‌شود. قسمتي از اراضي مزروعي كشور عراق را در استان سليمانيه مشروب مي‌سازد و به درياچه سد دوکان در غرب قلعه ديزه منتهي مي‌گردد.

مناطق داخلي پيشرفتگي شيلر و همچنين تمام مناطق اطراف آن در قلمرو ايران و عراق عموماً كوهستاني صعب‌العبور است كه مناطق مسكوني مهم اطراف آن در داخل خاك ايران، شهر مريوان در جنوب و شهر بانه در شمال پيشرفتگي قرار گرفته و مسافت جاده‌اي بين آن‌ها قريب 120 كيلومتر است. در قلمرو كشور عراق نيز فقط شهر پنجوين در گوشه جنوب‌غربي اين پيشرفتگي در فاصله كمتر از پنج كيلومتري خط مرز قرار دارد. بنابراين از لحاظ عمليات نظامي، سه نقطه حياتي اين منطقه، شهر مريوان و بانه در ايران و پنجوين در عراق مي‌باشند.

بقيه نقاط منطقه از لحاظ عمليات نظامي در مقياس وسيع جنگ بين دو كشور حائز اهميت ويژه‌اي نمي‌باشند، زيرا صدها قلل مرتفع كوهستاني در خاك ايران و عراق وجود دارند كه تصرف آن‌ها هيچ‌گونه امتياز ويژه نظامي در مقياس وسيع ايجاد نمي‌كند. ضمن اين‌كه براي تصرف و نگهداري و تدارك هر يك از آن قلل بايستي خطرات و سرمايه‌گذاري‌هاي نظامي قابل ملاحظه‌اي را قبول كرد. به همين جهت حتي شهر بانه نيز كه به خط مستقيم بيش از 20 كيلومتر با خط مرز فاصله دارد، به عنوان يك هدف مهم راهبردی در اين منطقه محسوب نمي‌گردد، بلكه فقط مي‌تواند نقش يك هدف رواني سياسي را داشته باشد.

 بنابراين در اين منطقه نبرد فقط دو نقطه مهم راهبردی وجود دارد كه شهر مريوان در ايران و شهر پنجوين در عراق است . تصرف هر يك از آن‌ها به وسيله نيروهاي طرف مقابل مي‌تواند اثرات كلي اعم از تاكتيكي و راهبردی در جنگ بين نيروهاي دو كشور ايجاد نمايد. زيرا جاده‌هاي مواصلاتي مرزي ايران در اين منطقه از شهر مريوان عبور مي‌كند و در خاك عراق نيز شهر پنجوين در منتهي‌اليه جاده مرزي عراق از پنجوين به سيد صادق مي‌باشد، كه با تغيير سمتي به طرف غرب تا شهر سليمانيه عراق امتداد مي‌يابد و هرگونه ايجاد تهديد در حوالي پنجوين به طور مستقيم قسمت شرقي استان سليمانيه عراق را مورد تهديد قرار مي‌دهد.

به دلايلي كه بيان شد، در ابتداي جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه برتري مطلق توان رزمي با ارتش متجاوز عراق بود، شهر مريوان ايران در اين منطقه نبرد حساس‌ترين نقطه محسوب مي‌گردد. و تلاش نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بر آن بود كه مانع پيشروي نيروهاي متجاوز عراق به طرف آن شهر بشوند. لازم به يادآوري است كه اصولاً به علت همين حساسيت اين شهر بود كه در زمان رژيم سلطنتي ايران، يك پادگان نظامي تيپي در آن شهر ساخته شد و طبق طرح گسترش عمومي نيروهاي مسلح ايران تيپ3 لشكر28 پياده سنندج براي استقرار در آن پادگان تعيين گرديد. تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن ماه سال 1357 هنوز تيپ پياده مريوان سازمان كامل پيدا نكرده بود. و فقط عناصري در پادگان مريوان مستقر شده بودند. ارتش عراق نيز متقابلاً پادگاني در پنجوين و حوالي آن ساخته و يگان‌هايي در آن‌ها مستقر كرده بود.

بنابراين دو نقطه حياتي اين منطقه، يعني مريوان ايران و پنجوين عراق حتي در زمان صلح سال‌ها قبل از جنگ تحميلي نيز مورد توجه بودند. زيرا مهم‌ترين محور اصلي در لشكركشي از غرب به شرق در اين منطقه محور سليمانيه- سيدصادق- پنجوين- مريوان- سنندج، براي اشغال مركز استان كردستان ايران و مهم‌ترين محور وصولي از شرق به غرب براي تصرف شهر سليمانيه مركز استان سليمانيه نيز همين محور از طرف سنندج به طرف سليمانيه مي‌باشد و محورهاي وصولي ديگر معابر فرعي محسوب مي‌شوند كه هدف نهايي آن‌ها رسيدن به همين محور اصلي خواهد بود. ضمن اين‌كه به علت كوهستاني بودن منطقه عبور از اين ارتفاعات تا رسيدن به جاده‌هاي مواصلاتي كار بسيار دشواري است. اگر نتيجه‌گيري قطعي در عبور از آن‌ها تا وصول به محور‌هاي اصلي امكان‌پذير نباشد، از لحاظ كلي چنان غير منطقي و مقرون به صرفه نخواهد بود. مگر اين‌كه هدف‌هاي نظامي موردتوجه اصلي نباشد، بلكه هدف‌هاي رواني و سياسي مورد نظر قرار گرفته باشد.

به هر حال با توجه به خلاصه‌اي كه از وضعيت كلي زمين منطقه عمليات بيان گرديد، مناسب‌ترين راه‌كار نظامي براي وارد كردن يك ضربت رواني سياسي به حكومت عراق آن بود كه پيشرفتگي شيلر از قلمرو عراق قيچي شود و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با بريدن اين پيشرفتگي، ارتباط نزديك زميني بين مريوان و بانه را در طرفين آن پيشرفتگي برقرار سازند و شهر پنجوين را كه در حاشيه جنوب‌غربي اين پيشرفتگي قرار دارد، تصرف كنند و آن را نقطه مبنايي براي پيشروي در محور مريوان- پنجوين- سيدصادق- سليمانيه، قرار دهند.

فرماندهان نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، همين منطقه را هدف عمليات والفجر4 قرار داده و براي وصول به آن وارد نبردهاي بسيار سخت و نسبتاً طولاني با نيروهاي عراق شدند، كه جريان آن را در همين بخش بيان مي‌كنيم.

 

استعداد و گسترش نيروهاي دشمن.

قرارگاه عملياتي نيروي زميني ارتش در برآورد اطلاعاتي شماره 1 كه در دهم شهريور ماه 1362 به عمل آورده بود، استعداد و گسترش نيروهاي دشمن را چنين برآورد كرده بود؛ عناصر لشكر4 پياده كوهستان و تعدادي تيپ مستقل وابسته به ستاد كل و تيپ‌هاي گارد مرزي و تيپ پليس در منطقه عمومي حوالي دره شيلر و مقابل غرب بانه و مريوان ايران گسترش پدافندي دارند كه حدوداً این لشکر با 14 یگان در این منطقه به شرح ذیل گسترش پیدا کرده بودند:

  1. تیپ 424 در ارتفاعات سورن
  2. تیپ 96 پیاده در توتمان
  3. گردان کماندویی المهدی در جنوب پنجوین
  4. تیپ 29 پياده در شرق پنجوین
  5. تیپ 504 در شمالشرقي پنجوین
  6. گردان 6 مستقل در ارتفاعات خالوزه
  7. گردان کماندویی لشکر 4 در ارتفاعات  خالوزه
  8. تیپ 421 در براله و سربراله
  9. تیپ 428 در گرمک
  10.   گردان مستقل مقداد در گرمک
  11.  تیپ 605 در ارتفاع لری
  12.  یک گردان از تیپ 5 در ارتفاع لری
  13.  تیپ 105 در سورکوه
  14.  تیپ 609 از سورکوه تا ماووت.

علاوه بر این یگانها ، حدود چهار تيپ نيز به عنوان يگان تقويتي دور براي اين منطقه عملياتي در نظر گرفته شده بود كه در دوكان، رانيه و قلعه ديزه مستقر بودند. بنابر اين برآورد، در صورتي‌كه از صحت كافي برخوردار بوده باشد، حدود 18 تيپ از نيروهاي عراق در منطقه عملياتي شيلر و حوالي پنجوين گسترش داشتند. طبق نقشه ترسيمي (كالك) برآورد ياد شده، قسمت عمده یگانهای دشمن در منطقه مقدم پدافندي در حوالي خط مرز از جنوب‌غربي بانه تا غرب نوسود ايران مستقر شده بودند. بر اساس اين گسترش، مركز اصلي پدافندي نيروهاي عراق در اين منطقه، شهر پنجوين و حوالي آن بود، اما در عين حال در نقاط ديگر نيز يگان كافي به استعداد تيپ مستقر شده بود. در ضمن، قرارگاه تاکتیکی سپاه یکم در اطراف شهرستان اربت و قرارگاه تاکتیکی لشکر4 در منطقه روستای سرسلیمان آقا (چوارته) بود. بنابراين در صورتي‌كه اين برآورد براي تهيه طرح‌هاي عملياتي از دقت و صحت كافي برخوردار بوده باشد، نيروهاي پدافندي عراق در منطقه عملياتي شرق سليمانيه مقابل بانه و مريوان ايران، داراي استعداد رزمي حدود پنج لشكر بودند و حدود یک لشكر ديگر نيز در تقويت دور اين‌واحدهاي عراقي قرار داشت. ضمن اين‌كه در سازمان ارتش عراق، اصولاً علاوه بر يگان‌هاي لشكرهاي استاندارد، طبق ساختار ارتش‌هاي بلوک غرب كه سه تيپ رزمي داشتند، تعدادي يگان كماندو نيز سازمان‌دهي شده بودند. به علاوه تيپ‌هاي ويژه گارد مرزي، پليس، احتياط، مستقل پياده و نيروي مخصوص و غيره نيز وجود داشتند كه داراي سازمان ويژه بودند.

بنابراين با توجه به برآورد گسترش 14 تيپ عراقي در خط مقدم منطقه نبرد شرق سليمانيه، ارتش عراق از توان رزمي بسيار قوي براي دفاع از اين منطقه حساس برخوردار بود. در حالي‌كه در بررسي استعداد و گسترش نيروهاي ايران، ملاحظه خواهيم كرد كه عملاً نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه يگان قابل ملاحظه‌اي براي پدافند در مقابل تهاجم احتمالي ارتش عراق مستقر نكرده بود.

با توجه به برآورد اطلاعاتي از نيروهاي عراق در شرق سليمانيه، قرارگاه عملياتي نيروي زميني ارتش در شمال‌غرب يك برآورد وضعيت عملياتي انجام داده بود. در اين برآورد چنين نتيجه‌گيري شده بود، كه دشمن مي‌تواند حداقل با چهار گردان رزمي (از انواع مختلف) در خط مقدم منطقه عملياتي شيلر آفند يا پدافند كند . همچنين توانايي آن را دارد كه با يگان‌هايي ديگر كه در عمق منطقه گسترش دارند (عناصر 6 تيپ و 9 گردان مستقل) عمليات منطقه شيلر را در مدت سه ساعت تقويت نمايد.

در اين برآورد وضعيت عملياتي، توانايي پشتيباني هوايي عراق روزانه 100 الي 150 سورتي پشتيباني هوايي و حدود 100 پرواز بالگرد برآورد گرديده بود و امكان استفاده از عمليات دستبرد و كمين ضد انقلابيون داخلي به نفع نيروهاي عراق نيز مورد توجه قرار گرفته بود. آخرين نكته قابل توجه در اين برآورد عملياتي كلي ارتش عراق در استفاده از امكانات موجود خود بود، كه به طور كلي ضعيف و حقير شمرده شده بود.

نكته مهمي كه در گسترش نيروهاي دشمن در منطقه شيلر وجود داشت، آن بود كه طبق كالك ترسيمي موجود در مدارك در دسترس خط عمومي پدافندي نيروهاي عراق در پيشرفتگي شيلر به نحوي‌ بود كه در داخل پيشرفتگي، تقريباً هيچ عنصر پدافندي از نيروهاي عراق مستقر نشده بود و در غرب آن خط پدافندي، نيروهاي عراق بر كرانه جنوبي رودخانه شيلر متكي بوده و قسمت شمالي رودخانه تا خط مرز كه به طور متوسط حدود شش كيلومتر مسافت داشت، خالي از نيروهاي عراقي بود و اين وضعيت در جريان نبرد عمليات والفجر4 اثرات تعيين‌كننده‌اي داشت، تا آن حد كه نيروهاي ايران كه از شمال و از اطراف بانه به داخل پيشرفتگي شيلر حمله كردند، به علت خالي بودن اين منطقه از نيروهاي عراقي پيشروي قابل ملاحظه‌اي كردند. در حالي‌كه ستوني‌كه از طرف مريوان حمله كرد در شرق پنجوين با مقاومت سرسختانه نيروهاي عراقي مواجه شد و موفقيت چنداني به دست نياورد. لازم به يادآوري است كه به علت خالي بودن قسمت شمالي پيشرفتگي شيلر، حتي قبل از شروع عمليات، قسمتي از آن منطقه در كنترل نيروهاي ايران بود. و طبق نقشه ترسيمي (كالك) عملياتي والفجر4 خط مقدم گسترش پدافندي نيروهاي ايران در آن قسمت در داخل قلمرو عراق قرار داشت. در حالي‌كه در شرق پنجوين نيروهاي عراق درقسمتي از ارتفاعات مرزي ايران -ارتفاعات قوچ‌سلطان- كه در حدود دو سال قبل در نبردي از نيروهاي عراق بازپس گرفته شده بود و همچنين در ارتفاعات مارو، خالوزه و هفت توانان بودند. در آخرين برآورد اطلاعاتي كه قبل از شروع عمليات والفجر4 از وضعيت گسترش نيروهاي عراق در شرق سليمانيه به عمل آمد، چنين نتيجه‌گيري شد كه با توجه به اطلاعاتي‌كه نيروهاي عراق از حمله احتمالي نيروهاي ايران در غرب مريوان به دست آورده بودند، در گسترش يگان‌ها تجديد نظر كلي نموده و 11 تيپ پياده و 2 گردان كماندو و 2 گردان تانك را درمقابل پيشرفتگي شيلر و شرق و جنوب پنجوين مستقر كرده بودند. آخرين نكته اين‌كه در طرح عملياتي والفجر4 استعداد رزمي دشمن 79 گردان مانوري منظور شده بود.

 

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده