نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش سی و هشتم: احداث سد خاکی در رودخانه کرخه اما فرمانده نيرو نتوانست خاموش بماند و در روز 26 مرداد ماه نامهاي به فرماندهي كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران نوشت كه خلاصه آن چنين بود : « نيروي زميني از ابتداي طرح آبگرفتگي به علت نبودن فوايد تاكتيكي به نسبت هزينههاي مورد لزوم با آن مخالف بوده و نظرات مخالف خود را نيز كتباً قبل از عمل اعلام نموده است. با اين وجود چنان چه تصميم قاطع براي ادامه اين طرحها گرفته شده است، طرحها در مناطقي اجراء شوند كه احتمال وصول نيروهاي دشمن به كرانه رودخانه كارون به قصد عبور از آن باشد و همچنين امكان قطعي شكستن سدهاي خاكي دشمن و روانه كردن آب به منطقه اشغالي وي باشد.»

هم زمان با اجرای طرح ايجاد سيل مصنوعي در رودخانه كارون براي به زير آب بردن زمين‌هاي جنوب غربي اهواز، طرح ديگري نيز براي استفاده از آب رودخانه كرخه براي به زير آب بردن جنوب جاده حميديه سوسنگرد و جنوب کرخه‌کور مورد بررسي و اقدام قرار گرفت.

طرح كلي براي اين عمليات، اين بود كه در نقطه مناسبي از رودخانه كرخه در منطقه حميديه سوسنگرد سد خاكي ايجاد شود و آب رودخانه كرخه به دشت جنوب آن و جنوب جاده حميديه سوسنگرد روانه شود، تا منطقه را آب فرا گيرد و قسمتي از یگان‌هاي لشكر 16 و 92 زرهي كه در اين منطقه درگير عمليات پدافندي بودند، رها شوند و براي اجرای عمليات آفندي در مناطق مناسب ديگر مانند شمال كرخه يا منطقه غرب شوش به كار گرفته شوند.

از بررسي مدارك در دسترس، چنين برمي‌آيد كه اين طرح از اوايل بهمن ماه 1359 يعني چند روز بعد از نبرد کرخه‌کور به طور جدي مطرح گرديده است. زيرا در اين زمان لشكر 16 زرهي دستورالعملي براي بهره‌برداري از اجرای اين طرح تهيه و منتشر نموده است. مأموريتي كه در اين دستورالعمل براي واحدهاي لشكر تعيين شده چنين است :

لشكر 16 زرهي ضمن ادامه پدافند در محور حميديه سوسنگرد آماده مي‌شود، از ساعت (س) روز (ر) یگان‌هايي را كه در معرض آب‌گرفتگي قرار مي‌گيرند، به مناطق ديگر تخليه نموده و هم زمان با نفوذ آب در مواضع دشمن حداكثر ضايعات را به دشمن وارد سازد.

در دستورالعمل ستاد مشترك نيز كه در سوم بهمن ماه تهيه و منتشر گرديد، درباره جاري كردن آب رودخانه كرخه به دشت جنوبي حميديه سوسنگرد چنين بيان شده بود­:

« آب كرخه اصلي مناطق وسيعي از زمين‌هاي بين جاده حميديه سوسنگرد و کرخه‌کور را فرا گرفته و پس از ورود به کرخه‌کور زمين‌هاي جنوب کرخه‌کور را نيز فرا مي‌گيرد و با آب سرازير شده به جنوب اهواز متصل مي‌گردد و آن‌را تقويت مي‌كند و منطقه آب‌گرفته تا شمال خرمشهر و شلمچه گسترش مي‌يابد.»

اولين مسئله حائز اهميت براي اجرای اين طرح اين بود كه جاده حميديه سوسنگرد كه به موازات رودخانه بود، بلندتر از زمين‌هاي اطراف بود و مانع حركت آب از شمال به جنوب جاده مي‌گرديد و فقط از آبروهاي احداثي در مسير جاده ادامه جريان آب امكان داشت. در نتيجه منطقه اصلي مورد نظر كه جنوب جاده و حتي كرانه کرخه‌کور و جنوب آن بود كمتر تحت تأثير آب‌گرفتگي قرار مي‌گرفت. لذا به منظور امكان جريان آب به جنوب جاده، لشكر 16 زرهي به واحدهاي خود دستور داد، با استفاده از هرگونه امكانات مقدور، آبروهاي مسير جاده را لايروبي نمايند و پناهگاه‌‌هايي كه در زير پل‌ها تهيه شده بودند تخليه شوند.

اجرای اين طرح آب‌گرفتگي نيز مانند ساير طرح‌ها با هم‌آهنگي جانشين رئيس ستاد مشترك و اقدامات اجرایي سازمان‌هاي غير ارتشي انجام مي‌گرفت و نيروي زميني مستقيماً در جريان چگونگي اين طرح‌ها قرار نداشت. بلكه لشكرهاي مستقر در منطقه، چگونگي را به نيروي زميني گزارش مي‌دادند. چنان كه در تاريخ 21 بهمن ماه، لشكر 16 زرهي به قرارگاه عملياتي جنوب چنين گزارش داد كه « اجرای طرح آب رودخانه كرخه تحت نظارت مستقيم تيمسار جانشين سماجا و آقاي سرداري انجام مي‌شود و اين لشكر جهت استحضار فرمانده نيروي زميني و صدور دستور مقتضي مراتب را گزارش مي‌نمايد» و قرارگاه جنوب نيز بر اساس گزارش لشكر 16 زرهي به قرارگاه اصلي نيروي زميني اعلام كرد؛ با توجه به گزارش ياد شده به هيچ وجه در جريان چنين طرحي نمي‌باشد.

همين مكاتبات نشان‌گر اختلاف عقيده بين فرمانده نيروي زميني و جانشين رئيس ستاد مشترك و عدم هم‌آهنگي در طرح‌ريزي‌ها، بين دو مقام اصلي نظامي رهبري جنگ مي‌باشد و عجيب اين كه حتي فرمانده لشكر 92 زرهي گزارش داده كه از وجود چنين طرحي هيچ‌گونه اطلاعي ندارد!

به هر حال طرح مورد بحث، از دهه دوم بهمن ماه به اجراء گذاشته شد و طراح و مجري اصلي آن رئيس سازمان آب و برق خوزستان بود. نظر به اين كه در اواخر زمستان معمولاً آب رودخانه كرخه زياد مي‌شود و گاهي طغيان مي‌كند، ايجاد سد خاكي در مسير كرخه با مشكلاتي مواجه گرديد و سد اوليه شكسته شد و الزاماً سد محكم‌تري بنا گرديد.

يك نكته جالب توجه در اجرای اين طرح‌ها، اختلاف نظر شديد بين فرمانده نيروي زميني و جانشين رئيس ستاد مشترك درباره كاربرد یگان‌هاي آزاد شده، بعد از آب‌گرفتگي منطقه بود. تيمسار فلاحي در نظر داشت با استفاده از پشتيباني رئيس جمهور، یگان‌هاي آزاد شده را در اختيار خود بگيرد و در هر نقطه كه صلاح میداند وارد عمل سازد. فرمانده نيروي زميني براي جلوگيري از اين امر، در تاريخ ششم اسفند‌ماه نامه‌اي به ستاد مشترك و دفتر رياست جمهوري نوشت و اعلام كرد، هر یگاني كه درپيامد اجرای طرح آب، از منطقه رها شود، نيروي زميني شخصاً در اختيار خواهد گرفت و برابر طرح‌هاي نيرو از آن‌ها استفاده خواهد كرد.

گفتيم؛ بهره‌برداري از ايجاد سد در رودخانه كرخه و جاري كردن آب به منطقه جنوبي آن، از دهه دوم بهمن ماه آغاز گرديد. ولي برخلاف انتظار و به همان علتي كه درباره جاده حميديه سوسنگرد گفته شد، آب فقط قسمت شمالي جاده را فرا گرفت. در نتيجه براي عناصر لشكر 16 زرهي ايجاد مزاحمت كرد و لشكر مجبور شد قسمتي از تلاش خود را صرف باز كردن آب روها و شكافتن جاده و جاري كردن آب به جنوب جاده نمايد كه اين كار تا 25 بهمن ماه انجام شد.

اين طرح نيز مانند طرح‌هاي ديگر به نتيجه مطلوب نرسيد و حداقل تا 20 اسفند ماه، يعني يك ماه بعد از جاري شدن آب رودخانه به دشت جنوبي هدف مورد نظر قابل وصول نشد و لشكر 16 گزارش داد كه حداقل يك هفته ديگر پيشروي آب به كانال گلبهار در جنوب جاده حميديه سوسنگرد مي‌رسد. بعد از چند روز ملاحظه گرديد كه در اين منطقه نيز مانند منطقه جنوب اهواز نيروهاي دشمن اقدامات بسيار مؤثري براي مقابله با آب‌گرفتگي منطقه انجام داده‌اند و سدهاي خاكي مستحكمي در اطراف مواضع پدافندي خود تهيه نموده و راه‌هاي ارتباطي مطمئني احداث كرده‌اند.

چگونگي اثرات ايجاد آب‌گرفتگي منطقه، در كميسيوني در دهم فروردين ماه 1360 مورد بررسي قرا گرفت و نتيجه چنين شد كه چنان چه سدهاي خاكي دشمن شكسته نشوند، هيچ گونه بهره‌اي از اين همه تلاش‌ها كه براي اين منظور به كار گرفته شد، حاصل نخواهد شد. در اين كميسيون مهندس سرداري رئيس سازمان آب و برق خوزستان كه مسئول اجرای اين طرح بود، چنين اظهار داشت كه در اين طرح ميزان آب‌دهي كمتر از 20 متر در ثانيه منظور شده بود، ولي بر اثر طغيان رودخانه كرخه، سد احداثي مقاومت نكرد، ضمن اين كه به علت افزايش آب‌دهي، آب در مسيري ديگر به جريان افتاد.

در اين كميسيون اظهار نظر شد كه ممكن است در روزهاي آينده فشار آب، سدهاي خاكي دشمن را بشكند و به سمت کرخه‌کور سرازير شود، بعد در جنوب آن جريان يابد و مواضع دشمن را تا حوالي جفير تحت تأثير خود قرار دهد. اما به هر حال تأكيد شد كه اگر نيروهاي نظامي نتوانند سدهاي خاكي دشمن را بشكنند، احتمال موفقيت اين طرح ضعيف خواهد بود.

لازم به يادآوري است كه اصولاً نظريات و برآوردهاي مقامات غير نظامي درگير در اين طرح‌ها خيلي خوشبينانه بود. علت آن هم تجربه سيل سال 1347 و 1350 بود و آنان برآورد مي‌كردند؛ حداقل همان مناطقي كه در سال‌هاي ياد شده در شرق دجله به زير آب رفتند كه از اروندرود تا حدود 50 كيلومتري شمال خرمشهر ادامه داشت، به زير آب فرو خواهد رفت و عقبه نيروهاي متجاوز عراق كه سه لشكر زرهي و مكانيزه در اين منطقه بودند، بسته خواهد شد و تمام يا قسمت اعظم آن‌ها منهدم خواهند گرديد.

ولي اين فعاليت‌ها نتوانست نيروهاي دشمن را از مواضع خود بيرون كند. در صورتي كه به علت آب‌گرفتگي منطقه، قسمتي از نيروهاي ما مجبور شدند مواضع پدافندي خود را تخليه نمايند.

در 15 فروردين ماه، مجدد كميسيوني جهت بررسي نتايج حاصله از طرح‌هاي آب‌گرفتگي تشكيل شد و باز نتيجه كلي اين بود اگر سدهاي خاكي دشمن كه در مقابل جريان آب قرار داشتند شكسته نشود، نتيجه مورد نظر اين طرح حاصل نخواهد شد. ضمن اين كه، نظر به اين كه فصل گرماي خوزستان رسيده بود و زمان افزايش آب رودخانه‌ها نيز سپري شده بود، برآورد گرديد، از آن به بعد مناطق آب‌گرفته خشك خواهند شد و اثرات اين طرح‌ها به مرور از ميان خواهد رفت. اين كميسيون در 29 فروردين، مجدد تشكيل شد و به همان نتايج قبلي رسيد.

لازم به يادآوري است كه در اجرای اين طرح نيز تعدادي از روستاهاي اطراف حميديه در معرض آب‌گرفتگي قرار گرفتند و زيآن‌هايي بر مزارع صيفي‌جات آن‌ها وارد گرديد.

بدين طريق چهارمين طرح استفاده از آب كه براي عقب راندن نيروهاي دشمن در منطقه اهواز سوسنگرد به اجراء درآمد، با شكست مواجه شد. فقط در نتيجه آب‌گرفتگي اين منطقه، تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه در اين منطقه مستقر بود، آزاد شد و به منطقه اهواز تغيير مكان كرد و احتياط لشكر را تشكيل داد.

 

5- احداث سد دريچه‌اي در كارون و ادامه تلاش براي آب‌گرفتگي منطقه :

بعد از عدم نتيجه‌گيري مورد نظر از فعاليت‌هاي ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد، اين فعاليت متوقف نگرديد. بلكه هم‌چنان به عنوان يك فعاليت عملياتي به منظور ايجاد مزاحمت براي دشمن و عقب راندن وي از سرزمين‌هاي اشغالي در منطقه مورد نظر و هم‌چنين به منظور ايجاد موانع باتلاقي در جبهه و كم كردن عرض جبهه پدافندي نيروهاي خودي و صرفه‌جويي در مصرف نيروهاي خودي جهت پدافند در اين منطقه بود.

تلاش‌هاي زيادي با انواع مختلف براي شكستن سدهاي خاكي دشمن انجام شد، ولي به دو علت اين تلاش‌ها به نتيجه نرسيد. اول اين كه مناطق آب‌گرفته، مانع بسيار بزرگي بين نيروهاي ما و نيروهاي دشمن ايجاد كرده بود و براي وصول به خاكريزها و موانع دشمن بايستي از اين مواضع آبي عبور مي‌شد كه در مناطقي كه ارتفاع آب كم بود، اصولاً عبور غير مقدور بود و در مناطقي كه ارتفاع آب به حدي بود كه امكان حركت قايق‌هاي كوچك مانند  قايق‌هاي جميني نيروي دريايي وجود داشت، مناطق آب‌گرفته به وسيله ديده­بانان دشمن كاملاً مراقبت و ديدباني مي‌شد. با اين وجود تلاش‌هايي انجام گرفت.

ابتدا سعي شد با آتش توپخانه سنگين، سدها شكسته شوند كه نشدند. بعد طرحي تهيه شد كه افرادي با قايق‌هاي جميني مواد منفجره زياد به نزديك سدهاي خاكي دشمن حمل كنند و با انفجار آن‌ها، سدها را بشكنند كه انجام اين كار نيز ميسر نگرديد. بالاخره اجباراً به وصول به هدف دوم كه كم كردن عرض منطقه دفاعي و ايجاد مانع آبي در مقابل تهديد حمله دشمن بود، اكتفا شد. به همين منظور، اجرای طرح‌هاي ياد شده به صورت آرام ادامه يافت.

اما در اين زمان طرح پنجمي به وسيله سازمان آب و برق خوزستان مطرح گرديد كه عبارت از اين بود در منطقه مناسبي بين اهواز – خرمشهر در مسير رودخانه كارون يك سد دريچه‌اي فلزي مانند سد كرخه در مسير رودخانه كارون ساخته شود و در زمان مناسب دريچه‌ها بسته شوند و آب رودخانه كارون به زمين‌هاي بين اهواز خرمشهر سرازير گردد و نيروهاي دشمن از غرب و شرق كارون به عقب رانده شوند و ضمناً از روي اين سد دريچه‌اي به عنوان يك پل و گذرگاه جهت عبور واحدهاي خودي از شرق به غرب كارون استفاده شود.

 تمام اقدامات برآورد وضعيت و تهيه طرح بودجه و اعتبار مالي براي اين منظور به وسيله سازمان آب و برق خوزستان انجام گرفت و حتي محل احداث سد نيز در نقطه‌اي به نام هالوپ واقع در حدود 15 كيلومتري شمال دارخوین به وسيله آن سازمان تعيين گرديد. در صورتي كه اصولاً هر گونه فعاليتي كه با عمليات نظامي ارتباط داشته باشد، كليات آن فعاليت بايستي به وسيله فرماندهان نظامي تعيين گردد و سازمان‌هاي غير نظامي فقط بايد مجري طرح باشند و عمليات نظامي را از نظر وسايل و تسهيلات و تأمين اعتبارات مالي و بالاخره امور اجرایي پشتيباني كنند. به هر حال همه مسئولين در تمام تلاش‌ها حسن نيت داشتند و مي‌خواستند گوشه‌اي از كارها را بگيرند و كمكي براي بيرون كردن متجاوزين از سرزمين ما بكنند.

درباره اين طرح نيز فعاليت اصلي، با مهندس سرداري مدير سازمان آب و برق خوزستان بود و آن شخص با نهايت خلوص نيت در اين راه تلاش مي‌كرد. اما در اين گونه تلاش‌هاي جانبي در بعضي مواقع هم‌آهنگي كامل با عمليات نظامي وجود نداشت و در نتيجه سبب اختلال در امر وحدت فرماندهي و گاهي به هدر رفتن تلاش‌ها مي‌گرديد. البته لازم به يادآوري است كه تيمسار فلاحي جانشين رئيس ستاد مشترك كه به عنوان رابط و هماهنگ كننده فعاليت‌هاي امور غير نظامي با فعاليت‌هاي نظامي در منطقه اهواز خرمشهر فعاليت مي‌كرد، در جريان طرح‌هاي غير نظامي بود و احتمالاً اين طرح نيز با نظر و صلاح‌ديد ايشان تهيه و به اجراء گذاشته شده بود. ولي نيروي زميني كه عنصر اصلي طرح‌ريزي و اجرای عمليات نظامي بود، غالباً در جريان اين گونه فعاليت‌هاي غير نظامي كه در پشتيباني عمليات نظامي بودند، قرار نداشت.

همين موضوع يكي از علل اساسي اختلافات بين تيمسار ظهيرنژاد و تيمسار فلاحي بود. لازم به يادآوري است كه تمام طرح‌هاي عمومي در سطح كشور در رابطه با جنگ در شوراي عالي دفاع مطرح مي‌شد و به تصويب آن شورا مي‌رسيد. نظر به اين كه تيمسار فلاحي عضو آن شورا بود، قطعاً مسائل را در شورا مطرح مي‌كرد، يا در جريان مسائل مطرح شده قرار مي‌گرفت و به عنوان نماينده ارتش جمهوري اسلامي ايران در آن شورا اظهار نظر مي‌نمود. اما تيمسار ظهيرنژاد كه در مقام فرمانده نيروي زميني بود، طبق قانون اساسي عضو شوراي عالي دفاع نبود و متأسفانه حسن تفاهم قابل ملاحظه‌اي بين اين دو مقام بالاي نظامي وجود نداشت تا مسائل مربوط به جنگ از ديدگاه نظامي ابتدا در شوراهاي نظامي بررسي شود و نظريات نظاميان با يكديگر هماهنگ و بعد به وسيله جانشين ستاد مشترك در شوراي عالي دفاع مطرح گردد. اين امر كه مسائل مربوط به پشتيباني عمليات نظامي بعد از تصميم‌گيري به اطلاع فرمانده نيروي زميني مي‌رسيد، سبب ناراحتي ايشان مي‌شد. چنان‌كه در مطالب بالا به شمه‌اي از آن‌ها اشاره شد و يك نمونه ديگر آن نيز ذكر مي‌گردد.

بعد از اتخاذ تصميم قطعي براي باز كردن دريچه‌هاي سد دز و كارون، در نهم بهمن ماه فرمانده نيروي زميني درباره اين تصميم اعتراض نموده و در نامه نسبتاً مفصلي مخالفت خود را به ستاد مشترك اعلام كرد كه در سرآغاز آن چنين نوشته شده بود :

«از طريق تماس حضوري با سركار سرهنگ پور‌موسي (افسر قرارگاه جنوب) و سركار سرهنگ قاسمی نو (فرمانده لشكر 92 زرهي) اطلاع حاصل گرديد كه گويا تقريباً طرح آب‌گشايي سد دز به مرحله اجراء درخواهد آمد. لذا با توجه به دلايل آشكار زير، بدين‌وسيله مخالفت خود را با اجرای طرح مزبور روي منطقه اهواز تا خرمشهر اعلام مي‌دارد. خواهشمند است نظرات توجيهي ستاد مشترك را هر چه زودتر به اين نيرو ابلاغ دارند.»

خلاصه دلايل مخالفت فرماندهي نيروي زميني درباره اجرای اين طرح چنين بوده است كه: رسيدن به نتايج مطلوب و مورد نظر چندان قابل اطمينان نيست، اجرای اين طرح همان قدر كه براي دشمن ايجاد مزاحمت مي‌كند، براي نيروهاي ما نيز حتي بيشتر از دشمن ايجاد مزاحمت خواهد كرد. شكستن سدهاي خاكي دشمن احتمالاً امكان‌پذير نخواهد شد. با اجرای اين طرح‌ها، به باغات و مزارع و حتي خانه‌هاي روستائيان آسيب فراوان خواهد رسيد. اين طرح‌ها هزينه‌هاي سنگيني را دربر خواهند داشت. قدرت مانور از نيروهاي ما سلب خواهد شد و به دشمن امكان خواهد داد با خيال راحت به بازسازي و تجديد سازمان و استراحت بپردازد. و بالاخره چندين دلايل ديگر كه براي رعايت اختصار از بيان آن‌ها خودداري مي‌گردد.

به هر حال با وجود عدم موفقيت طرح‌هاي چهار گانه ياد شده بالا، طرح پنجم در منطقه هالوپ به مرحله اجراء گذاشته شد و توجيه اصلي اين طرح اين بود كه بر فرض اين كه از سرازير كردن آب كارون به دشت غربي نتيجه مطلوب حاصل نگردد، از اين سد مي‌توان به عنوان يك پل ثابت براي عبور از كارون و حمله به نيروهاي دشمن در غرب كارون استفاده كرد كه البته با وجود پل‌هاي شناور نظامي كه در مدت كمتر از يك ساعت امكان برقراري يا برچيدن آن در هر عرض رودخانه وجود داشت، اين استدلال به هيچ وجه منطقي نبود.

بالاخره طرح پنجم نيز اجراء گرديد ولي نتيجه مورد نظر به دست نيامد. با وجود مطالبي كه درباره طرح‌هاي پنج‌گانه ياد شده بيان گرديد، اجرای اين طرح‌ها در سال 1360 هم‌چنان پيگيري مي‌شد، گرچه شدت فعاليت سال 1359 و اوايل سال 1360 را نداشت. هم‌زمان با گزارش ستاد جنگ‌هاي نامنظم دكتر چمران در 14 تير ماه 1360 از طريق ستاد مشترك اعلام گرديد كه در جلسه مورخه 19/4/1360 شوراي عالي دفاع تصويب نمود؛ مسئوليت كليه امور مربوط به طرح‌هاي آب‌گرفتگي كه در پشتيباني عمليات رزمي اجراء مي‌شوند، به استانداري خوزستان محول گردد و شخص استاندار (آقاي مهندس غرضي) فعاليت‌ها را هدايت و رهبري نمايد و هرگونه نيازمندي‌ها به وسيله  هيئت دولت به ويژه وزارت نيرو و وزارت دفاع و وزارت راه و ترابري تأمين گردد و استانداري خوزستان تلاش اصلي را درباره اجرای اين طرح‌ها به كار گيرد كه عبارت بودند از:

  1. ايجاد سد در رودخانه كارون (موضع طرح پنجم و ايجاد سد دريچه‌اي در هالوپ) به نحوي كه آب قابل ملاحظه‌اي به غرب و شرق كارون جريان يابد و سبب مزاحمت نيروهاي متجاوز عراق در منطقه خرمشهر و آبادان گردد.
  2. ادامه فعاليت ايجاد سد در رودخانه كرخه و حفر كانال در منطقه كوت سيد نعيم و رساندن آب به کرخه‌کور و سرازير كردن آن به حوالي پادگان حميد و جفير و ايجاد مزاحمت براي دشمن در آن مناطق.
  3. ادامه نگه‌داري سد خاكي جركه سيد علي در رودخانه كرخه و هدايت آب به کرخه‌کور براي مقاصد بند (2) بالا.
  4. نصب تأسيسات آب ايستگاه اول دغاغله با آب‌دهي 55 متر مكعب در ثانيه كه مجموع طرح اول و دوم 80 متر مكعب در ثانيه مي‌باشد.
  5. استمرار افزايش آب کرخه‌کور و آب نهر شمال كرخه (با استفاده از بستن و باز كردن دريچه‌ سد كرخه انجام مي‌شد)
  6. تأمين كمبود آب رودخانه كرخه به وسيله جريان دادن آب رودخانه كارون با استفاده از باز كردن دريچه‌هاي سد دز، توضيح اين كه رودخانه كرخه و كارون در 40 كيلومتري شمال اهواز به وسيله كانالي به نام كانال توانا به يكديگر متصل مي‌شد. ولي نظر به اين كه ارتفاع كرخه بلندتر از كارون بود از كارون به كرخه كه هدف اصلي احداث اين كانال بود جريان نمي‌يافت، بلكه معكوس بود، مگر اين كه با بستن مجراي كانال در كرانه كارون و پمپاژ كردن آب به كانال يا بالا آوردن سطح آب كارون به وسيله باز كردن دريچه‌هاي سد دز سطح آب كارون بالاتر از سطح آب كرخه قرار داده مي‌شد.
  7. هنگامي كه اطلاعات بالا به وسيله نامه‌اي به آگاهي فرمانده نيروي زميني رسيد، ايشان در پايان نامه نوشت؛ نيروي زميني از ابتدا با طرح آب مخالف بوده است، حالا كه اجرايی شده است بايد خود را با آن منطبق نمايد.

اما فرمانده نيرو نتوانست خاموش بماند و در روز 26 مرداد ماه نامه‌اي به فرماندهي كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران نوشت كه خلاصه آن چنين بود :

« نيروي زميني از ابتداي طرح آب‌گرفتگي به علت نبودن فوايد تاكتيكي به نسبت هزينه‌هاي مورد لزوم با آن مخالف بوده و نظرات مخالف خود را نيز كتباً قبل از عمل اعلام نموده است. با اين وجود چنان چه تصميم قاطع براي ادامه اين طرح‌ها گرفته شده است، طرح‌ها در مناطقي اجراء شوند كه احتمال وصول نيروهاي دشمن به كرانه رودخانه كارون به قصد عبور از آن باشد و هم‌چنين امكان قطعي شكستن سدهاي خاكي دشمن و روانه كردن آب به منطقه اشغالي وي باشد.»

اتفاقاً در اين‌باره، فرماندهي سپاه پاسداران نيز نظر موافق نداشت و به اين دليل در 31/5/1360 نامه‌اي به ستاد مشترك نوشت و عدم هم‌آهنگي و هم‌چنين عدم رضايت خود را از اين كه اين طرح بدون مشاوره با مسئولين سپاه تنظيم شده و وظايف و مسئوليت‌هايي به عهده سپاه محول گرديده كه نمي‌تواند آن را قبول نمايد، اعلام نمود.

با وجود همه اين مخالفت‌هاي مجريان اصلي طرح‌هاي جنگي، اجرای طرح آب هم‌چنان ادامه يافت، در حالي كه اثرات نامطلوب آن براي نيروهاي ما مشهود بود. ولي درباره دشمن اطلاعي در دست نبود تا نشان دهد چه مقدار مزاحمت براي نيروهاي دشمن فراهم كرده است. اما درباره طرح سد هالوپ در كارون در اسناد در دسترس، مطالب چنداني ديده نمي‌شود. فقط مكاتباتي در 12 مهر ماه 1360 بين ستاد لشكر 92 زرهي و مدير عامل سازمان آب و برق خوزستان مبادله شده كه نشان مي‌دهد در طرح‌ريزي اوليه اين سد، از نظر تاكتيكي محاسبات دقيق به عمل نيامده بود و بعد از اين كه قسمت‌هاي اين سد در محل مستقر گرديد، كرانه‌هاي رودخانه نتوانست فشار وزن سد را تحمل كند و نشست كرد و سد در معرض خطر شكستن قرار گرفت و با شروع بارآن‌هاي فصلي پاييز سال 1360 و افزايش آب رودخانه مشكلات بزرگي براي نيروهاي خودي به وجود آمد و در مجموع اين تلاش‌ها كه با هزينه‌هاي زياد و نيروي كار فوق‌العاده انجام گرفت، نتيجه اصلي را كه مجبور كردن دشمن به عقب‌نشيني از مواضع پدافندي جنوب غربي اهواز و جنوب کرخه‌کور بود، به دست نياورد. ولي حداقل يك نتيجه آن‌را نمي‌توان ناديده گرفت كه ايجاد مانع آبي در منطقه بين نيروهاي ما و دشمن سبب از بين بردن امكانات مانوري دشمن و در نتيجه از بين بردن تهديد عمليات آفندي وي در منطقه اهواز حميديه سوسنگرد گرديد. ضمن اين كه اين فعاليت‌ها اراده مصمم و قاطعانه ملت ما و در رأس آن مقامات مسئول ما را نشان مي‌دهد كه تصميم گرفتند به هر قيمت و به هر نحوي كه ممكن باشد نيروهاي متجاوز را از سرزمين ما بيرون برانند و استقلال و تماميت ارضي كشور ما را تأمين نمايند.

 

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده