نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش پنجاه و چهارم: هدایت عملیات(2) اما نيروهاي دشمن نيز با عمليات متقابل خود موفق شدند؛ از ادامه پيشروي نيروهاي ما جلوگيري كنند و نيروهاي ما را در شرق خط مرز و داخل خاك ايران متوقف سازند و مانع عبور نيروهاي ما از خط مرز و ورود به داخل خاك عراق شوند. همين موفقيت نسبي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در صحنه عمليات غرب، وحشت فزايندهاي در حكام بعثي عراق ايجاد كرد، آنچنانكه طبق اطلاعاتي كه به دست نيروهاي ما رسيد؛ همان شب صدام حسين شخصاً از فرماندهان یگانهای عملكننده در منطقه مندلي خواست مناطق از دست داده را سريعاً از نيروهاي ايراني بازپس بگيرند.

در پاسخ اين پيام، فرمانده قرارگاه ظفر به تيم هوانيروز و قرارگاه توپخانه دستور داد؛ با حداكثر امكانات خود از یگان‌های قرارگاه ظفر پشتيباني كنند. ولي در آن‌موقع، برتري هوايي با دشمن بود و هواپيماهاي دشمن، كنترل فضاي منطقه نبرد را در دست داشتند و به هواپيماها و بالگردهاي ما اجازه نمي‌دادند، بدون قبول خطر قابل ملاحظه وارد اين منطقه نبرد شوند. بدين لحاظ فرمانده قرارگاه ظفر به فرمانده قرارگاه ظفر1پاسخ داد: «تعداد 10 فروند بالگرد كبري آماده پروازند و به محض اين‌كه وضعيت از نظر هواپيماهاي دشمن مناسب باشد، بالگردها به پرواز درخواهند آمد و به توپخانه نيز دستور داده شد؛ حداكثر آتش را در منطقه نبرد اجرا كند»

ملاحظه مي‌گردد؛ با وجود اين‌كه نيروهاي ما حمله مي‌كردند، ولي عملاً برتري زميني و هوايي براي دشمن بود. تنها برتري نيروهاي ما، قدرت ايمان و ميزان ايثار و فداكاري رزمندگان ما بود كه مي‌توانست نقش تعيين‌كننده‌اي در اين‌گونه نبردهاي نامتعادل از نظر كمي، داشته باشد.

بالاخره روز نهم مهرماه، نبرد در رزم‌گاه سومار و مندلي به پايان خود نزديك می‌شد و با فرارسيدن تاريكي شب، رزمندگان هر دو طرف متخاصم از ادامه تلاش بازمي‌ايستادند و به تحكيم مواضع و تجديد تداركات و تخليه شهدا، مجروحين، كشته‌شدگان و اسراي طرف مقابل مي‌پرداختند. در اين ساعات پاياني، اولين روز نبرد مسلم‌ابن‌عقيل، فرمانده قرارگاه ظفر خلاصه آخرين تلاش‌هاي اين روز نبرد را چنين اعلام كرد :

« از ساعت 1625 از قسمت قلعه‌بين تا ارتفاع 402 در منطقه پاسگاه‌هاي سانواپا و سلمان‌كشته، پاتك دشمن آغاز شد. هم‌زمان، پاتك دشمن در ارتفاعات گيسكه نيز شروع گرديد كه نيروهاي خودي در هر دو منطقه دلاورانه مقاومت كردند.

  1. قرارگاه ظفر1، واحد احتياط خود را وارد عمل كرد.
  2. دو فروند بالگرد كبري براي پشتيباني نزديك و يك فروند بالگرد 214 جهت حمل مهمات در ساعت 1640 به منطقه ظفر1اعزام شد.
  3. از ساعت 1640 وضعيت تقريباً خوب شده و درگيري به‌شدت ادامه دارد.»

   با توجه به اين پيام، در پايان روز اول نبرد مسلم‌ابن‌عقيل، نيروهاي حمله‌ور ما به حالت دفاعي درآمده بود در حالی‌که دشمن تلاش مي‌كرد؛ ابتكار عمل را به‌دست بگيرد و با پاتك‌هاي سنگين، نيروهاي ما را از مناطقي كه ظرف روز جاري تصرف كرده بودند، عقب براند. نظر به استعداد رزمي فوق‌العاده برتر دشمن كه عناصري از چهار لشكر و چند تيپ مستقل در اين منطقه نبرد داشت، احتمال معكوس شدن سرنوشت اين نبرد و عدم موفقيت نيروهاي ما چندان بعيد به‌نظر نمي‌رسيد، ولي رزمندگان دلاور ما با فداكاري و ايثار و مقاومت و توكل، به ياري خداوند از دست‌آورد نبرد اين روز دفاع كردند و موفق شدند آن‌چه را كه به‌دست آورده بودند، نگه دارند و حملات متقابل دشمن را دفع نمايند. در آخرين پيامي كه حدود ساعت 2400 روز نهم مهرماه فرماندهي قرارگاه ظفر به قرارگاه نجف مخابره كرد، چنين اعلام داشت:

«آخرين وضعيت در منطقه قرارگاه‌هاي ظفر 1 و 2 و 3 تبادل آتش است كه شدت آن در منطقه عملياتي ظفر1شديد مي‌باشد و كليه پاتك‌هاي دشمن دفع گرديده است»

بدين ترتيب، اولين روز نبرد مسلم‌ابن‌عقيل در حالي به پايان رسيد كه رزمندگان ما توانسته بودند، قسمت اصلي مأموريت اوليه خود را انجام دهند و در شمال و جنوب منطقه نبرد، خطوطي را كه به‌عنوان خط حد پيشروي در مرحله اول عمليات بود تأمين نمايند. در مركز منطقه نبرد نيز كه فعال‌ترين منطقه بود، رزمندگان ما موفق شده بودند؛ نيروهاي دشمن را تا نزديكي ارتفاعات مرزي عقب برانند و حدود 90درصد منطقه هدف تعيين‌شده را از وجود نيروهاي متجاوز عراق آزاد سازند.

اما نيروهاي دشمن نيز با عمليات متقابل خود موفق شدند؛ از ادامه پيشروي نيروهاي ما جلوگيري كنند و نيروهاي ما را در شرق خط مرز و داخل خاك ايران متوقف سازند و مانع عبور نيروهاي ما از خط مرز و ورود به داخل خاك عراق شوند. همين موفقيت نسبي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در صحنه عمليات غرب، وحشت فزاينده‌اي در حكام بعثي عراق ايجاد كرد، آن‌چنان‌كه طبق اطلاعاتي كه به دست نيروهاي ما رسيد؛ همان شب صدام حسين شخصاً از فرماندهان یگان‌های عمل‌كننده در منطقه مندلي خواست مناطق از دست داده را سريعاً از نيروهاي ايراني بازپس بگيرند.

سر فرماندهي نيروهاي عراقي در منطقه غرب دستور داد؛ یک تيپ پياده و يك تيپ زرهي براي اجراي اين دستور صدام حسين سريعاً وارد عمل گردند. در اجراي اين تصميم، نيروهاي دشمن از سحرگاه روز دهم مهرماه فشار خود را در تمام منطقه نبرد غرب سومار به‌ويژه در دو نقطه حساس سلمان‌كشته و ميان‌تنگ شدت دادند، اما اين تلاش فزاينده دشمن در تصميم رزمندگان ما براي تكميل اجراي مأموريت خود در مرحله يكم عمليات مسلم‌ابن‌عقيل خللي ايجاد نكرد و آن‌ها سعي كردند؛ در روز دهم مهرماه، پاسگاه‌هاي دوله‌شريف و كومه‌سنگ عراق را تصرف و ميان‌تنگ را تأمين نمايند، تا امكان پيشروي به‌طرف شهر مندلي به‌وجود آيد.

 در اجراي اين امر، رزمندگان ما موفق شدند؛ قبل از طلوع آفتاب روز دهم پاسگاه‌هاي ياد شده را از اشغال نيروهاي دشمن آزاد سازند و منطقه ميان‌تنگ در محور سومار مندلي را تأمين نمايند. ولي مقاومت دشمن در حوالي تپه 402 و پاسگاه مرزي سلمان‌كشته همچنان ادامه داشت.

قرارگاه ظفر، خلاصه وضعيت  نبرد را تا ساعت 0600 روز دهم مهرماه چنين اعلام كرد:

«15 دقيقه بعد از نيمه شب، يك گروهان تانك دشمن از جنوب ميان‌تنگ شروع به پيشروي نمود و در ساعت 0312 درگيري شديد با نيروهاي دشمن آغاز گرديد. دشمن تلاش نمود شبانه ارتفاعات موردنظر خود را اشغال نمايد.

در ساعت 0510  فشار دشمن در منطقه سلمان‌كشته شديدتر گرديد.

تعداد اسرای عراقي در زمان مخابره اين پيام 107 مي‌باشد.

پاسگاه‌هاي دوله‌شريف و كومه‌سنگ در داخل خاك عراق به تصرف نيروهاي ما درآمد. امضاء: سرهنگ سهرابي برادر همت»

بررسي مدارك در دسترس نشان مي‌دهد؛ برخلاف آن‌چه كه در ساعات اوليه روز دهم مهرماه، میدان نبرد مسلم‌ابن‌عقيل فعال شد، ولي اين وضع ادامه نيافت و بعد از طلوع آفتاب از ميزان فعاليت نيروهاي هر دو طرف به‌طور محسوس كاسته شد و هر دو طرف حالت پدافندي به خود گرفتند و به تبادل آتش توپخانه پرداختند. چنان‌كه پيام‌هايي كه قرارگاه ظفر براي قرارگاه نجف فرستاد، كلاً حاكي از مبادله آتش بين نيروهاي دو طرف بود كه در منطقه سلمان‌كشته و ميان‌تنگ شدت بيشتري داشت. نكته جالب كه در گزارش وضعيت‌هاي خودي به چشم مي‌خورد و قبلاً نيز نظاير آن فراوان ديده شده بود، اختلاف شديد بين دقت گزارش وضعيت یگان‌های خودي و اطلاعات به‌دست آمده از نيروهاي دشمن بود كه نمونه‌اي از آن‌را بيان مي‌كنيم.

قرارگاه ظفر، چندين بار از قرارگاه‌هاي زير امر خود خواسته بود، ضمن اعلام آخرين وضعيت گسترش یگان‌های خود اطلاع دهند؛ از یگان احتياط خود چه عناصري را وارد عمل كرده‌اند. از تيپ احتياط قرارگاه نجف كه تيپ جوادالائمه سپاه پاسداران بود، كدام یگان در تقويت آن‌ها قرار داده شده است. ولي هيچ قرارگاهي پاسخ درستي به اين پيام فرماندهي قرارگاه ظفر نداد. حتي قرارگاه ظفر1كه در فعال‌ترين منطقه نبرد درگير بود، درباره پيام ياد شده چنين پاسخ داد :

«برابر هماهنگي با برادر همت، مشخص نيست چه گرداني از تيپ جوادالائمه زير امر اين قرارگاه مي‌باشد.                         امضاء سرهنگ ستاد عبادت. فرمانده تيپ 55 پياده»

در مقابل اين بي‌اطلاعي از وضعيت یگان‌های خودي، حتي در سطح يك يا چند گردان تقويتي، درباره وضعيت استعداد و گسترش نيروهاي دشمن، گزارش اطلاعاتي 3 صفحه‌اي كه حاوي جزئي‌ترين اطلاع وضعيت دشمن تا رده گروهان و دسته بود، بين قرارگاه‌ها مبادله مي‌گرديد. مشخصات دقيق یگان‌های دشمن و محل استقرار آن‌ها در اين گزارش اطلاعاتي بيان شده بود. به‌عنوان مثال؛ در گزارش اطلاعاتي كه قرارگاه ظفر به قرارگاه نجف فرستاده بود، در نتيجه بازجويي از اسراي جنگي از جمله نكاتي كه بيان گرديده بود، اين بود كه در بند 13 اين گزارش يك صفحه‌اي اعلام گرديده بود، گروهان 380 گردان 2 لشكر 17 به‌علت كسر پرسنل داراي 50 نفر پرسنل مي‌باشد و اين گروهان در ده كيلومتري مندلي مستقر است.

باري همان‌گونه كه گفته شد، نبرد در روز دهم مهرماه شدت چنداني نداشت. اگر هم حوادثي رخ داده بود، آن‌چنان حائز اهميت نبود كه به رده‌هاي بالاتر اعلام گردد. بدين جهت وضعيت عمومي نبرد در اين روز چندان روشن نمي‌باشد.

تنها گزارش نسبتاً جامعي كه درباره جريان نبرد روز دهم مهرماه در مدارك در دسترس مشاهده شد، خلاصه گزارش اطلاعاتي قرارگاه ظفر مي‌باشد كه خلاصه آن چنين است:

«آخرين وضعيت یگان‌های دشمن، از ساعت 0600 تا 1800 روز 10/7/1361

  • در ساعت 0715 تانك‌هاي دشمن در اطراف ارتفاع سلمان‌كشته در غرب ارتفاعات مستقر شدند و به روي نيروهاي خودي آتش گشودند.
  • در ساعت 0800 چهار فروند بالگرد دشمن در منطقه مشاهده گرديد.
  • در ساعت 0915 يك فروند هواپيماي شناسايي دشمن در منطقه به پرواز درآمد.
  • در ساعت 1005 تعداد دو فروند هواپيماي دشمن، قرارگاه ظفر 3 ( مستقر در شرق نفت‌شهر) را بمباران كردند.
  • در ساعت 1015 دو فروند هواپيماي دشمن قرارگاه ظفر را بمباران كردند.
  • در ساعت 1115 بالگردهاي توپ‌دار دشمن در جلو مواضع منطقه عمليات در حال پرواز مشاهده شدند.
  • تعداد اسراي عراقي تا ساعت 1200 بالغ بر 179 نفر مي‌باشد.
  • در ساعت 1440 يك واحد دشمن با حدود 50 دستگاه خودرو زرهي از منطقه نفت‌شهر به‌طرف مندلي حركت كردند»

با توجه به خلاصه وضعيت اطلاعاتي ياد شده، نيروهاي دشمن نيز در روز دهم مهرماه چندان فعال نبودند، فقط هواپيماها و بالگردهاي دشمن عملياتي انجام دادند. طبق گزارشي كه فرمانده قرارگاه ظفر در ساعت 2000 روز دهم مهرماه داد، در منطقه نبرد فقط تبادل آتش جريان داشت كه بر اثر آتش نيروهاي خودي به منطقه اشغالي نفت‌شهر سه حلقه چاه نفت آتش گرفت.

بدين ترتيب، دومين روز نبرد مسلم‌ابن‌عقيل با آرامشي نسبي و با تغييرات جزئي در منطقه نبرد نسبت به روز قبل به پايان رسيد. اما فرماندهان یگان­هاي ما احساس مي‌كردند كه اين، آرامش قبل از طوفان است و احتمالاً در روزهاي آينده نيروهاي دشمن تلاش خواهند كرد؛ نيروهاي ما را از مناطقي كه از دشمن بازپس گرفته بودند، عقب برانند و دستور حاكم جاه‌طلب عراق را به مرحله اجرا درآورند. ضمن اين‌كه نيروهاي رزمنده ما هنوز موفق به اجراي كامل مأموريت خود در مرحله اول عمليات مسلم‌ابن‌عقيل نشده بودند. هنوز در قسمت شمال‌غربي سومار و حوالي پاسگاه‌هاي سانواپا و سلمان‌كشته، قسمتي از منطقه هدف تعيين‌شده در تصرف دشمن بود. بنابراين قرارگاه عمليات ظفر تلاش مي‌كرد؛ حداقل تمام مأموريت مرحله يكم اين عمليات را به پايان برساند. براي اين منظور گرچه نبرد در روز دوم از دور افتاد، ولي به‌كلي متوقف نگرديد و ادامه آن به روزهاي بعد كشيده شد.

در روز يازدهم مهر كه سومين روز عمليات مسلم‌ابن‌عقيل بود، مبارزه با اجراي آتش شديد توپخانه در شرق ارتفاعات سلمان‌كشته و حوالي روستاي قلعه‌بين و وارولين آغاز شد. به‌تدريج به مناطق ديگر به‌ويژه دومين منطقه حساس يعني ميان‌تنگ كشيده شد. در پيامي كه ساعت 0600 روز 11 مهر به‌وسيله قرارگاه ظفر به قرارگاه نجف مخابره شد، اعلام گرديد؛ حمله نيروهاي خودي براي عقب راندن نيروهاي دشمن از ارتفاعات سلمان‌كشته آغاز گرديده و نيروهاي دشمن به حالت عقب‌نشيني از اين منطقه درآمده‌اند.

اين نبرد تا ساعت 0900 آن روز ادامه يافت. به‌نظر مي‌رسد برخلاف خوش‌بيني اوليه، نيروهاي دشمن در منطقه سلمان‌كشته به مقاومت ادامه دادند و مانع پيشروي نيروهاي ما به‌طرف مرز شدند. اين منطقه نبرد به‌قدري حائز ا هميت بود كه براي تصرف آن، شخص فرمانده نيروي زميني در يك پيام تلفني از یگان‌های عمل‌كننده در آن منطقه خواست منطقه سلمان‌كشته و سانواپا و ميان‌تنگ را به‌علت حساسيت آن، به هر نحو مقدور تصرف و تأمين نمايند و یگان‌های عمل‌كننده نيز نهايت تلاش خود را مي‌كردند. اما در اين مدت 3 روز نبرد فعال، یگان تقويتي جديدي به منطقه اعزام نشده بود و همان یگان‌هایي كه در آغاز نبرد با دشمن در ستيز شده بودند به نبرد ادامه دادند، در حالی‌که دشمن داراي امكانات تقويتي در رده تيپ و حتي لشكر بود.

بدين جهت تلاش نيروهاي ما براي تكميل اجراي مأموريت با مشكلات سختي مواجه شده بود. چنان‌كه در ساعت 1200 روز 11 مهر اعلام گرديد؛ دشمن یگان‌های زرهي خود را در منطقه سلمان‌كشته متمركز كرده و در منطقه سانواپا و قلعه‌بين در مقابل نيروهاي ما به‌شدت تقويت شده است. هم‌زمان با تقويت نيروهاي دشمن، آتش توپخانه وي نيز شدت يافت، به‌نحوي‌كه در اين روز از عناصر تيپ 55 پياده تعداد 20 نفر شهيد و 97 نفر مجروح گرديدند و احتمالاً تلفات یگان‌های سپاه پاسداران نيز كمتر از اين تعداد نبود.

با توجه به تقويت‌هايي كه براي نيروهاي دشمن رسيد، دشمن در روز 11 مهرماه چندين بار تمام منطقه نبرد به‌ويژه در منطقه مرزي، اقدام به پاتك كرد. ولي نيروهاي ما با همان استعداد موجود خود توانستند همه آن‌ها را خنثي نمايند. حتي در يكي از مناطق نبرد، دو دستگاه تانك دشمن با سه نفر خدمه به‌دست رزمندگان ما افتاد. اما دشمن براي عقب راندن نيروهاي ما همچنان سرسختي نشان مي‌داد. براي اين منظور پاتك‌هاي مداوم دشمن، حتي بعد از تاريكي شبانه نيز ادامه يافت كه آخرين پيكار تا ساعت 2330 به‌طول انجاميد. بالاخره با عدم موفقيت دشمن و موفقيت نيروهاي ما خاتمه يافت و سومين روز نبرد نيز به پايان رسيد.

فشار مداوم سه روزه دشمن و عدم واگذاري نيروهاي تقويتي و كمبود پشتيباني هوايي و هوانيروز به نيروهاي خودي، بالاخره تأثير رواني منفي خود را ظاهر نمود و نارضايتي از وضع موجود در افراد و سلسله مراتب فرماندهي مشهود گرديد. فرمانده تيپ 55 پياده كه یگان اصلي رزمنده نيروي زميني در اين نبرد بود، در گزارش شكايت گونه‌اي چنين اعلام كرد :

«دشمن از لحظه شروع حمله تاكنون به‌طور مداوم پاتك‌هايي اجرا نموده و كليه رزمندگان ما زير آتش شديد دشمن مقاومت لازم را مي‌نمايند كه در اين بين تاكنون،  سومِ پرسنل یگان‌ها (به‌علت تلفات) از صحنه خارج شده‌اند. به‌منظور مقاومت بيشتر و آمادگي لازم جهت مقابله جدي با دشمن و امكان زدن ضربت‌هاي زياد در سلمان‌كشته و سانواپا نيروي تقويتي لازم است. مقرر فرماييد يك یگان ارتشي به‌عنوان كمك و تقويت به اين منطقه آورده شود. امضاء: سرهنگ ستاد عبادت»

اين پيام به قرارگاه ظفر كه در نقش لشكر عمل مي‌كرد، ارسال شد و آن قرارگاه نيز چون هيچ‌گونه امكان تقويتي در دسترس نداشت، گزارش فرمانده تيپ 55 را عيناً به قرارگاه نجف ارسال كرد.

قرارگاه نجف، يك تيپ از عناصر سپاه پاسداران به نام جوادالائمه در احتياط خود داشت، اما در مدت سه روز نبرد و روزهاي بعد نيز مشخص نگرديد، از اين تيپ احتياط چگونه استفاده شد.

نمونه ديگر گله‌ها درباره عدم پشتيباني هوايي بود. در پيامي كه در روز 12 مهرماه از طريق قرارگاه ظفر به قرارگاه نجف ارسال شد، درباره اين موضوع چنين اظهار گرديد:

« مدت چهار روز است كه هواپيماهاي دشمن به‌طور آزاد در منطقه عملياتي ظفر به پرواز درآمده و مرتباً یگان‌های در خط و پاسگاه‌هاي فرماندهي و كليه یگان‌های ما را بمباران مي‌نمايند. با توجه به اين‌كه برابر هماهنگي‌ها، بنا بر اين بود كه مدت هفت روز پوشش هوايي منطقه برقرار گردد، لذا به نظر مي‌رسد كه هيچ‌گونه پوشش هوايي وجود نداشته و نيروي هوايي پاسخ‌گوي خون شهدا خواهد بود. امضاء: برادر حاج همت سرهنگ ستاد سهرابي»

نبرد مسلم‌ابن‌عقيل در روز 12 مهرماه نيز مانند روزهاي گذشته با فشار دشمن بر نيروهاي ما كه غالباً با تمركز انبوه آتش توپخانه و بمباران هوايي همراه بود، ادامه يافت. به‌نظر مي‌رسيد كه به فرماندهان یگان‌های دشمن فشار وارد می‌شد تا به هر قيمتي كه شده نيروهاي ما را به مواضع قبل از شروع عمليات مسلم‌ابن‌عقيل كه حدود پنج كيلومتري شرق خط مرز در داخل خاك ايران بود، عقب برانند. اين امر، تدبير اصلي نظامي ارتش عراق بعد از عقب‌نشيني اجباري و يا اختياري به نزديكي خط مرز بود كه بعد از عمليات فتح‌المبين و بيت‌المقدس و در اوايل تابستان 1361 اتفاق افتاد.

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده