سرباز در خاطرات دفاع مقدس
انفجار مين يكي از موضوعاتي كه در منطقه عملياتي اهميت فراواني داشت‏‏‏‏‏‏‏‏‏، توجيه وضعيت منطقه و ضرورت شناسايي آن بويژه براي سربازان و نيروهاي جديد بود كه از سوي فرماندهان بسيار جدي گرفته ميشد و كوچكترين بيتوجهي به مقررات و دستورات فرمانده ميتوانست موجب بروز مشكلات و آسيبهاي جبران ناپذيري شود. تعداد قابل توجهي سرباز جديد پس از تقسيم شدن از دوره آموزشي به واحد ما اعزام شده بودند. اين نيروهاي جديد زماني به موضع ما رسيدند كه هوا تاريك شده بود و موقعيت مكاني يگان و منطقه قابل مشاهده نبود.

با اين حال فرمانده گروهان در همان شب بچه‌ها را نسبت به منطقه  توجيه كرد و درباره خطرات و تهديدات احتمالي هشدار داد. بعد دستور داد به طور موقت و براي همان شب سربازان تازه وارد دو به دو شب را در سنگر بچه‌ها  بگذرانند تا از فردا مكان استقرار سربازان جديد هم مشخص شود.

دو نفر از اين سربازها با هم پسر عمو بودند و درباره منطقه از همان اول خيلي كنجكاوي مي‌كردند.  بدشان هم  نمي‌آمد همان شب راه بيفتند و به بررسي منطقه بپردازند، اما آن شب سربازان جديد به دليل خستگي راه و مسافت طولاني تا منطقه عملياتي طي كرده بودند، خيلي زود به خواب رفتند و ما هم به سنگرهامان رفتيم و خوابيديم.

با طلوع خورشيد و فرارسيدن صبح، يكي از اين پسرعموها كه زودتر از بقيه بيدار شده بود،  به بيرون سنگر آمد و مشغول تماشاي منطقه شد. بعد هم بدون اينكه به كسي اطلاع دهد به گشت‌زني در منطقه پرداخت و به دليل عدم آشنايي با موقعيت مكاني و فضاي منطقه و بي‌توجهي به دستورات، پا به ميدان مين گذاشت.

ما توي سنگرهامان خواب بوديم كه ناگهان صداي انفجار وحشتناكي در منطقه پيچيد. با انفجار مين همه سربازان سراسيمه از سنگرها بيرون پريدند و خود را به ميدان مين رساندند. در آن جا با ديدن سرباز تازه وارد متوجه شديم او با سرپيچي از دستورات فرمانده وارد منطقه خطر شد و داشت همان‌طور به راه خود ادامه مي‌داد كه ناگهان پا روي مين گذاشته و صداي انفجار بلند شده بود.

ما بلافاصله سرباز مصدوم را به بيرون ميدان مين تخليه كرديم و با ديدن وضعيت ظاهري او متوجه شديم كه با انفجار مين، يكي از تركش‌ها قسمتي از پاي راست اين سرباز را قطع كرده است. از طرف ديگر چون موقع راه رفتن سر او پايين بود، يك تركش هم به صورت او اصابت كرد كه به دليل خونريزي و جراحات فراوان، صورتش‌اصلاً قابل شناسايي و تشخيص نبود.

بعد از تخليه مصدوم، پزشكياران بهداري گردان بلافاصله كار مداوا را آغاز كردند و بعد از مداواي اوليه، مجروح به بيمارستان اعزام شد كه متاسفانه به دليل شدت جراحات وارده سرباز جديد در بين راه به درجه رفيع شهادت نائل شد.

اتفاقي كه براي اين سرباز در همان روز اول خدمت در منطقه پيش آمد، تاثير منفي در روحيه همه سربازان گردان گذاشت و  نوعي ترس و تأثر را در دل سربازان جديد ايجاد كرد، دليل آن هم، فقط بي‌توجهي و سهل انگاري خود سرباز بود كه توضيحات فرمانده را ناديده گرفت، براي تماشاي منطقه خودسرانه به گشت زني پرداخت و اين حادثه ناگوار را براي خودش رقم زد.

 

پانوشته‌ها :

1. سرباز وظیفه پرویز نعمتی؛ جمعی گردان 215 تانک تیپ 3 لشکر 81 زرهی کرمانشاه

 

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده