نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
اما فرمانده نيروي زميني اصولاً با اجرای طرحهاي جنبي نظامي از جمله استفاده از ايجاد سيل و آبگرفتگي مصنوعي مخالف بود. به همين دليل، سه روز بعد از انتشار دستورالعمل ستاد مشترك و در تاريخ ششم بهمن ماه، طي نامه نسبتاً مفصلي مخالفت خود را با بيان دلايلي درباره اين طرح به ستاد مشترك اعلام كرد. به ويژه جنبههاي نظامي آن دستورالعمل را غير قابل اعلام نمود و حتي به اين نامه نيز اكتفا نشد

بخش سی و هفتم: طرح استفاده از آب درياچه‌هاي پشت سدها براي ايجاد سيل و آب‌گرفتگي منطقه

 

به علت جريان رودخانه‌هاي كارون، دز و كرخه در خوزستان، سال‌ها قبل از جنگ تحميلي در مسير هر يك از اين رودخانه‌ها يك سد آب‌گير احداث شده بود كه آب درياچه پشت سدها براي به كار انداختن توربين‌هاي برق در سد كارون و دز براي تأمين آب كشتزارها و مراتع در فصل تابستان نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

همان گونه كه قبلاً اشاره شد، در سال 1347 سيل بزرگي در منطقه جنوب غربي در خوزستان جاري شد كه تمام حوزه رودخانه كارون در ايران و دجله در عراق را آب فرا گرفت. به طوري كه گفته شد يكي از علل اين كار احتمال بروز جنگ بين ايران و عراق در آن موقع بود كه براي جلوگيري از خطر تهديد حمله ناگهاني ارتش عراق با ايران دريچه‌هاي سد دز باز شد و آب درياچه پشت سد كه در آن سال به علت بارندگي‌هاي زياد كاملاً پر بود، به دشت جنوب غربي خوزستان روانه گرديد.

 البته بايد يادآوري شود كه در آن سال در حوزه تمام رودخانه‌هاي اين منطقه بارندگي‌ها شديد بود، چنان كه رودخانه كارون در شمال بند قير و حوالي شوشتر و رودخانه كرخه در منطقه سوسنگرد و هم‌چنين رودخانه دجله و فرات در خاك عراق نيز طغيان كردند. لذا نمي‌توان عامل سيل ياد شده را فقط باز كردن دريچه‌هاي سد دز تصور نمود، اما به هر حال اين حادثه آب‌گرفتگي نشان داد كه در مواقع بروز خطر از جانب دولت عراق نسبت به ايران در مناطق مرزي خرمشهر و در صورت ايجاب وضعيت مي‌توان از آب رودخانه‌ها و سدهاي موجود در خوزستان براي ايجاد مزاحمت جهت نيروهاي متجاوز استفاده كرد.

اين واقعه سيل 1357 در آغاز جنگ تحميلي تصوراتي براي كساني كه از آن آگاهي داشتند به وجود آورد كه در شرايط نامتعادل نبرد، از اين عامل دفاع طبيعي براي بالا بردن نيروي دفاعي ما استفاده شود. همان گونه كه در بندهاي 1 و 2 بالا بيان شد، ابتدا محور فعاليت براي اين منظور استفاده از آب رودخانه‌هاي كرخه و كارون در همان منطقه قرار گرفت ولي اين تلاش‌ها به نتيجه مطلوب نرسيدند و نيروهاي متجاوز عراق با ايجاد سدهاي خاكي در شمال مواضع دفاعي خود موفق شدند، اين فعاليت رزمندگان ما را خنثي نمايند.

لذا فكر استفاده از آب سد دز براي ايجاد سيل مصنوعي در منطقه جنوبي اهواز تقويت گرديد كه طرف‌دار اصلي آن تيمسار فلاحي جانشين رئيس ستاد مشترك بود كه آگاهي كامل از جريان سيل سال 1347 داشت. بعد از عدم موفقيت نبرد کرخه‌کور در اواخر دي ماه 1359 نگراني از بروز احتمالي بدتر شديدتر شد. زيرا براي رهبران سياسي و نظامي هدايت كننده جنگ، برتري نسبي عراق كاملاً مسلم گرديد. ضمن اين كه تنها لشكر زرهي ايران كه نيروي احتياط و ضربت ما در خوزستان بود، آن چنان آسيب ديد كه توان رزمي خود را از دست داد.

اين اتفاقات سبب شدند كه طرح استفاده از آب درياچه سد دز براي باتلاقي كردن مواضع اشغالي دشمن در جنوب اهواز به طور جدي مطرح گردد. براي اين منظور ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در سوم بهمن ماه 1359 دستورالعملي تهيه و به قرارگاه‌هاي ذي‌نفع ابلاغ نمود كه خلاصه آن چنين بود

دستورالعمل تهيه طرح‌هاي تكميلي جهت مقابله با یگان‌هاي كشور عراق در منطقه خوزستان ( اهواز- آبادان – خرمشهر)

1- كليات:

الف- با توجه به اين كه نيروهاي متجاوز عراق، مواضع خود را در مناطق اشغالي تحكيم نموده‌اند، براي بيرون راندن نيروهاي متجاوز لازم است به هر وسيله مقدور اقدام گردد.

ب- فرضيات: باز نمودن دريچه سدها ممكن است توأم با بارندگي‌هاي فصلي خوزستان باشد و يا اين كه بارندگي‌ها به قدر كافي نباشد.

 

2- مأموريت :

ارتش جمهوري اسلامي ايران با همكاري ساير نيروهاي مسلح و نيروهاي مردمي و سازمان‌هاي دولتي از آب سدها استفاده مي‌كند و دشمن را در منطقه منهدم يا بيرون مي‌راند و مرزهاي كشور را ترميم و حفاظت مي‌نمايد.

 

3- اجراء :

ارتش و ساير نيروهاي مسلح و نيروهاي مردمي با استفاده از آب سد در منطقه خوزستان اقداماتي به شرح زير به عمل مي‌آورند.

الف-  در صورتي كه باز شدن دريچه سدها هم‌زمان با بارندگي‌هاي مدام منطقه باشد، آب رودخانه كارون با دبي 5000 متر مكعب جريان مي‌يابد و در كانال احداثي شمال اهواز (موضوع بند 2 بالا) وارد مي‌گردد و قسمتي از منطقه جنوب غربي اهواز را آب فرا مي‌گيرد. چنان چه آب رودخانه بيشتر از حد معمول بالاتر رود، خود به خود وارد دشت شرقي و غربي رودخانه كارون مي‌گردد و قسمتي از منطقه جنوب اهواز و اطراف خرمشهر و ماهشهر را آب فرا مي‌گيرد. چنان چه رودخانه كرخه نيز طغيان كند و آب آن رودخانه نيز وارد منطقه مورد نظر گردد، منطقه آب‌گرفته سريع‌تر و شديدتر گسترش مي‌يابد.

ب- عكس‌العمل احتمالي نيروهاي عراق چنين خواهد بود كه مناطق آب‌گرفته را تخليه كنند و پدافند خود را به زمين‌هاي مرتفع و مناطق نبرد ديگر متكي سازند و از قسمت‌هايي از مناطق اشغالي عقب‌نشيني نمايند.

پ- اقدامات نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، براي جلوگيري از آسيب آب‌گرفتگي منطقه متكي به تخليه مناطق آب‌گرفته و تقويت مناطقي كه آب نگرفته باشد. با صرفه‌جويي در قوا كه از اين امر حاصل مي‌شود با نيروهاي زرهي به دشمن ضربت بزنند و او را منهدم يا وادار به عقب‌نشيني نمايند. ضمن اين كه به نيروهاي دشمن كه مجبور به تخليه مواضع مي‌شوند، فرصت رهايي ندهند و با حملات هوانيروز نيروهاي دشمن را در مناطق آب‌گرفته منهدم سازند.

 

توضيح اين كه بقيه مطالب اين دستورالعمل مسائل تخصص تاكتيكي بوده كه از ذكر آن براي جلوگيري از تطويل كلام خودداري گرديد. اما در پايان اين دستورالعمل تجزيه و تحليلي نيز از محاسن و معايب طرح مورد نظر به عمل آمده كه نشان مي‌دهد؛ تهيه كنندگان اين طرح متوجه معايب آن نيز بوده‌اند و حتي برآورد مي‌كردند كه ممكن است، اصولاً اين طرح به نتيجه مطلوب نرسد. اما جالب آن كه قبل از اين كه طرح باز كردن دريچه‌هاي سد دز و كارون به مرحله اجراء درآيد، رهبران نظامي هدايت جنگ متوجه شدند كه نيروهاي متجاوز عراق علاوه بر آن كه سد خاكي مطمئن در مقابل مواضع پدافندي خود تهيه كرده‌اند، براي كم كردن فشار آب پشت اين سد جاده اهواز خرمشهر را كه به علت بلندتر بودن نسبت به زمين‌هاي اطراف مانعي در مقابل حركت آب از غرب به شرق در نتيجه بيشتر شدن فشار آب سدهاي خاكي عراقي بود، شكافته و آب پشت خاكريزهاي عراقي به سمت شرق سرازير گرديده و وارد رودخانه كارون مي‌شد و خطر به كلي از سدهاي خاكي عراقي دور مي‌گرديد.

براي خنثي كردن اين عمل دشمن، ستاد مشترك در 7 بهمن ماه و چهار روز بعد از صدور دستورالعمل استفاده از آب سدها، دستورالعملي تهيه و به یگان‌هاي ذي‌نفع ابلاغ نمود كه با به كارگيري هرگونه تلاش ممكن، شكاف‌هاي ايجاد شده در جاده اهواز خرمشهر را ببندند و مانع جريان آب به رودخانه كارون گردند كه البته اجرای اين مأموريت در آن شرايط و در زير آتش‌هاي سنگين دشمن امكان‌پذير نبود. در همين دستورالعمل به لشكر 92 زرهي مأموريت داده شد: با همكاري مقامات محلي سد خاكي دشمن را بشكافد و آب را به مواضع نيروهاي دشمن جاري سازد. ولي مسئوليت اصلي هدايت اين عمليات به فرماندهي سپاه پاسداران خراسان كه در اهواز مستقر بود واگذار شده بود و اين تلاش نيز به نتيجه مطلوب نرسيد.

اما فرمانده نيروي زميني اصولاً با اجرای طرح‌هاي جنبي نظامي از جمله استفاده از ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي مخالف بود. به همين دليل، سه روز بعد از انتشار دستورالعمل ستاد مشترك و در تاريخ ششم بهمن ماه، طي نامه نسبتاً مفصلي مخالفت خود را با بيان دلايلي درباره اين طرح به ستاد مشترك اعلام كرد. به ويژه جنبه‌هاي نظامي آن دستورالعمل را غير قابل اعلام نمود و حتي به اين نامه نيز اكتفا نشد و بعد از اين كه نيروي زميني مطلع گرديد طرح باز كردن دريچه‌هاي سد دز و كارون در 9 بهمن ماه اجراء خواهد شد، فرمانده نيروي زميني نامه مفصل ديگري در مخالفت با اجرای اين طرح به ستاد مشترك نوشت كه در آغاز اين نامه فرمانده نيرو صريحاً چنين گفت « بدين وسيله مخالفت خود را با اجرای طرح مورد نظر در منطقه اهواز تا خرمشهر اعلام مي‌دارم» و در ادامه آن، دلايل مخالفت نيروي زميني با اين طرح، به طور كامل بيان گرديد كه نتيجه كلي اين دلايل آن بود كه نتايج اجرای اين طرح براي ايجاد مزاحمت جهت دشمن احتمالي است، در صورتي كه مزاحمت و يا حتي زيآن‌هاي مالي و نظامي آن براي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران و اهالي بومي منطقه قطعي است.

ضمن اين كه از جنبه‌ها نظامي، قدرت مانور نيروهاي خودي را در منطقه مورد نظر از بين خواهد برد و به دشمن اين امكان را خواهد داد، در پناه موانع ايجاد شده به وسيله ما به تجديد سازمان و استراحت و آمادگي بيشتر بپردازد. در پايان اين نامه مفصل به عنوان نتيجه تجزيه و تحليل نيروي زميني درباره مسئله مورد نظر چنين گفته شد كه:

نيروي زميني با داشتن مسئوليت سرزميني به صراحت اعلام مي‌نمايد كه اجرای طرح آب عملي است بر خلاف عمليات ارتش و منافع ملت و مملكت و محتملاً عملي است در جهت خواسته‌هاي تبليغاتي و تاكتيكي دشمن.

با وجود مخالفت فرمانده نيروي زميني، جانشين ستاد مشترك با هم‌آهنگي مقامات غيرنظامي مسئول در هدايت جنگ، تصميم قطعي براي اجرای طرح آب‌گرفته بود و در 8 بهمن ماه 59 تاريخ باز شدن دريچه‌هاي سد دز و كارون را ساعت 0500 روز بعد اعلام نمود. بعد از ابلاغ ساعت و زمان اجرای طرح، فرمانده نيروي زميني مجدداً نامه ديگري در مخالفت با اجرای اين طرح به ستاد مشترك نوشت و از اين كه نظريات و پيشنهادهاي نيروي زميني كه مسئوليت تمام ايران به ويژه مناطق جنگي را بر عهده داشت، توجهي نشده بود گله كرد. ولي به هر حال چنين به نظر رسيد كه اجرای طرح قطعي است. لذا به واحدهاي مستقر در مناطق اهواز و خرمشهر و آبادان و ماهشهر دستورات مراقبتي و آمادگي براي مقابله با نفوذ آب به سنگرها و مواضع داده شد.

 بالاخره بعد از شروع اجرای طرح، به یگان‌هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران  ابلاغ گرديد به علت احتمال محاصره شدن روستاها در مناطق آب‌گرفته، آماده براي عمليات مبارزه با سيل و اجرای عمليات مردم ياري باشند. به خصوص بالگردهاي ترابري هوانيروز آماده براي كمك‌رساني و يا تخليه مردم محاصره شده در سيل باشند.

متأسفانه اولين زيان اجرای اين طرح، هنگام پيشروي جريان آب در رودخانه دز، در پل حميد‌آباد كه در مسير جاده شوش دزفول شوشتر بر روي اين رودخانه برقرار شده بود، مشاهده گرديد و سيل به اين پل آسيب رساند و در نتيجه حركت در اين محور قطع شد. با توجه به اين كه در آن موقع به علت قرار گرفتن جاده انديمشك شوش در زير آتش توپخانه دشمن خطرناك شده بود و عبور و مرور از محور شوش دزفول انجام مي‌گرفت، اين محور نيز قطع گرديد و مواصلات بين اهواز انديمشك و مركز كشور در معرض خطر جدي قرار گرفت.

جريان سيل مصنوعي رودخانه دز و كارون در روز 11 بهمن ماه به اهواز رسيد و سطح آب رودخانه كارون به علت افزايش آب رودخانه دز كه به يكديگر متصل مي‌شوند، بالا آمد و قسمتي از حاشيه رودخانه كارون را در جنوب اهواز آب فرا گرفت. اما به علت اين كه آب درياچه سد دز در حدي نبود كه سيل بزرگ ايجاد كند، در نتيجه عملاً اجرای اين طرح مقصود مورد نظر را حاصل نكرد و فقط زيآن‌هايي به مناطق روستايي وارد نمود كه از شرح جزئيات اين فعاليت صرف نظر مي‌گردد و فقط به نكات كلي اشاره مي‌گردد.

ارتفاع آب كارون بعد از 48 ساعت پس از باز شدن دريچه‌ها در حوالي اهواز فقط 5/1 متر بالا آمد و بعد از حدود 60 ساعت هم سطح كرانه‌ها شد و از ساعت 0730 روز 12 بهمن، يعني بعد از سه روز، سطح آب در شمال اهواز آن‌قدر بالا آمد كه وارد كانال احداثي گرديد و فقط سه كيلومتر در داخل كانال پيشروي كرد و در پايان روز 12 بهمن قسمتي از كرانه كارون را در جنوب اهواز آب فراگرفت و روستاهايي را در محاصره قرار داد و به روستاهاي شرق كارون نيز تأثير گذاشت كه از جمله آبادي‌هاي منطقه فارسيات بود.

در محاصره سيل قرار گرفتن روستاها، سبب درگير شدن بعضي از یگان‌هاي ارتش مانند هوانيروز با عمليات كمك‌رساني و مردم ياري گرديد و دامنه اين فعاليت تا روستاهاي اطراف شوشتر و دزفول نيز گسترش يافت. زمان آن نيز تا اواسط فروردين ماه 1360 به طول انجاميد. چنان كه به عنوان نمونه در تاريخ 11 فروردين ماه، پايگاه هوايي دزفول از نيروي زميني درخواست نمود، تعداد سه فروند بالگرد شنوك و 214 در اختيار آن پايگاه قرار داده شود تا بتوانند به سيل زدگان منطقه دزفول كمك نمايند. البته بارندگي‌هاي بهمن و اسفند ماه 1359 نيز به افزايش ميزان آب رودخانه‌ها كمك كرد و مناطق آب‌گرفته را توسعه داد.

 فعاليت كمك‌رساني پايگاه هوايي دزفول در روز 11 فروردين ماه، اعزام 16 سورتي بالگرد بوده كه جمعاً شش تن مواد غذايي به منطقه سيل زده حمل كرد و 150 نفر از اهالي را جابجا نمود و 30 نفر بيمار را به بيمارستان دزفول تخليه كرد. در تاريخ 9 فروردين تعدادي از روستاهاي اطراف شوشتر در سيل قرار گرفتند و فرماندار اين شهر از واحدهاي ارتشي درخواست اعزام بالگرد و انجام عمليات كمك‌رساني نمود.

با توجه به نمونه‌هايي كه از اثرات سيل بيان شد، ملاحظه مي‌شود كه اساساً نتايج منفي اجرای طرح آب‌گرفتگي مصنوعي بيش از نتايج مثبت آن بود. چنان كه نيروهاي دشمن حتي يك متر عقب‌نشيني نكردند. با اين وجود طرح استفاده از آب براي عقب راندن نيروهاي دشمن از منطقه اهواز سوسنگرد به كنار گذاشته شد و تا اواخر سال 1360 به وسيله سازمان آب و برق خوزستان پيگيري گرديد، ولي به نتيجه‌اي نرسيد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده