نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش پنجاه و سوم: هدايت عمليات مسلمابنعقيل(1) در ساعت 1700 روز نهم مهرماه قرارگاه ظفر آخرين وضعيت نبرد را چنين اعلام كرد: « كليه هدفهاي واگذاري به استثناي ميانتنگ و پاسگاههاي كومهسنگ و دولهشريف بهدست نيروهاي خودي افتاده است. ظفر 2 و 3 ( در شمال و جنوب منطقه نبرد) مشغول تحكيم مواضع و دفع پاتكهاي دشمن هستند. ظفر1نيز (در منطقه نبرد) هدفهايي را كه تصرف كرده است تحكيم مينمايد. دشمن در سرتاسر منطقه مبادرت به پاتكهاي موضعي نموده كه دفع شده است، از جمله پاتكهاي شديد دشمن در روز نهم مهرماه در منطقه پاسگاه سلمانكشته اجرا شد و در ساعت 1500 آن روز یگانهایي كه در آن منطقه با دشمن درگير بودند تحت فشار شديد دشمن قرار گرفتند.

مهم‌ترين اقدامات اجرايي قبل از آغاز عمليات، انجام جابجايي‌هاي لازم و تغيير مكان قرارگاه‌ها و یگان‌های اجرايي به منطقه نبرد سومار بود. اين اقدامات تا روز ششم مهرماه طول كشيد و قرارگاه ظفر در روز 27 شهريور در روستاي واوان در شرق سومار مستقر شد و یگان‌های اجرايي نيز از آن تاريخ به‌تدريج از منطقه گیلانغرب به منطقه نبرد سومار تغيير مكان كردند.

در روز هفتم مهرماه، تصميم قطعي درباره زمان حمله و نام عمليات و رمز عمليات گرفته شد و بدين ترتيب به یگان‌ها ابلاغ گرديد كه ساعت شروع حمله ساعت 2400 روز هشتم (آغاز روز نهم) مهر نام عمليات، مسلم‌ابن‌عقيل و كلمه رمز شروع عمليات، يا ابوالفضل‌العباس مي‌باشد. لازم به يادآوري است كه در طرح‌هاي عملياتي، نام‌هاي مختلفي براي اين عمليات به‌كار برده شده بود. طرح قرارگاه نجف به نام كربلا 6، طرح قرارگاه ظفر به نام مسلم‌ابن‌عقيل و طرح قرارگاه ظفر1 به نام بيت‌الله‌الحرام بود. در روز هفتم مهرماه تصميم گرفته شد؛ نام اين عمليات مسلم‌ابن‌عقيل باشد.

تنها تغييري كه در 24 ساعت قبل از شروع عمليات در اين طرح داده شد، تغيير ساعت حمله از ساعت 24 روز هشتم به ساعت 0100 روز نهم بود.

بالاخره ساعت حمله فرا رسيد و حمله نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به نيروهاي دشمن در غرب سومار آغاز شد.  یگان‌های قرارگاه ظفر در ساعت 45 دقيقه بعداز نيمه شب نهم مهرماه پيشروي به‌طرف مواضع دشمن را آغاز كردند. نظر به اين‌كه یگان‌های حمله‌ور براي كم كردن طول مسافت بين خودي و دشمن كاملاً به مواضع دشمن نزديك شده بودند، كمتر از يك ساعت بعد از شروع حمله، به اولين مواضع دشمن نزديك شدند و درگيري بين نيروهاي ما و دشمن از ساعت 0130 آغاز گرديد. اما به‌نظر مي‌رسد اين درگيري با عوامل تأميني و سبك دشمن بود زيرا نيروهاي دشمن مقاومت جدي در مقابل پيشروي نيروهاي ما نكردند.

به‌ويژه در قسمت شمال و جنوب منطقه نبرد كه یگان‌های ظفر  3 و 2 به ترتيب پيشروي مي‌كردند، درگيري قابل ملاحظه‌اي به‌وجود نيامد و اين یگان‌ها سريعاً به خطوط قهوه‌اي و آبي كه خط حد پيشروي اوليه آن‌ها بود دسترسي پيدا كردند. اما در مركز منطقه نبرد كه در حقيقت رزم‌گاه اصلي بود، عناصر قرارگاه ظفر1با نيروهاي تأميني دشمن مواجه شدند و با نيروهاي سبك آن‌ها را به عقب راندند و تا ساعت 0530 قسمت عمده منطقه هدف اين قرارگاه كه ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه در طرفين ميان‌تنگ بود، به تصرف نيروهاي ما درآمد. اما مقاومت نيروهاي دشمن به‌ويژه در ارتفاع 402 و حوالي پاسگاه مرزي سانواپا شديد‌تر شد و از سرعت پيشروي رزمندگان ما كاسته شد. ولي در يك‌ساعت بعد نيروهاي ما توانستند قسمت بيشتري از مقاومت‌هاي دشمن را درهم بشكنند و عكس‌العمل‌هاي دشمن را تا حدودي خنثي نمايند.

در اولين گزارش قرارگاه ظفر به قرارگاه نجف كه در ساعت 0820 ارسال شد، وضعيت كلي نبرد چنين اعلام گرديد :

«تك در ساعت 0100 روز 9/7/61 آغاز شد. در ساعت‌هاي اوليه تك، یگان‌های ظفر 2 و 3 مناطق مربوطه (خطوط قهوه‌اي و آبي) را اشغال كردند و یگان‌های ظفر1با موفقيت تك خود را ادامه دادند و تا ساعت 0600 هدف‌هاي واگذاري را به‌جز پاسگاه كومه‌سنگ و دوله‌شريف اشغال كردند و درگيري در داخل ميان‌تنگ ادامه دارد. وضعيت منطقه پاسگاه سلمان كشته هنوز مشخص نشده است.

توسعه وضعيت ظفرها ادامه دارد و درگيري در سرتاسر جبهه به‌شدت وجود دارد. تاكنون تعداد زيادي از افراد دشمن كشته، تعدادي نيز به اسارت رزمندگان ما درآمده‌اند كه در حال تخليه به عقب مي‌باشند.

پاتك دشمن به تپه 402 در ارتفاعات كهنه‌ريگ دفع شد و پيشروي گردان تانك دشمن در منطقه ميان‌تنگ متوقف گرديد. گردان احتياط ظفر1(در مركز منطقه نبرد) در ارتفاعات سانواپا و سلمان‌كشته به‌كار گرفته شد و برآورد گرديد؛ احتمالاً پاتك شديد دشمن در اين قسمت از منطقه نبرد به اجرا درخواهد آمد.

سه فروند بالگرد كبرا به‌منظور پشتيباني نزديك و يك فروند بالگرد 214 به‌منظور حمل مهمات در ساعت 0610 به منطقه ظفر1اعزام گرديد.

در اثر اصابت گلوله توپ دشمن به قرارگاه ظفر، يك دستگاه خودرو تويوتا منهدم گرديد. امضاء فرمانده لشكر 81 زرهي؛ سرهنگ ستاد اسماعيل سهرابي، فرمانده لشكر نصر سپاه پاسداران؛ برادر همت»

بررسي مدارك در دسترس چنين نشان مي‌دهد كه قسمت عمده مأموريت اوليه یگان­هاي قرارگاه ظفر (لشكر نصر سپاه و قسمتي از عناصر نيروي زميني) تا زمان گزارش ياد شده بالا با موفقيت به پايان رسيد و فقط در حوالي پاسگاه‌هاي سلمان‌كشته و كومه‌سنگ و دوله‌شريف هنوز قسمتي از منطقه هدف تعيين شده در كنترل دشمن باقي مانده بود.

لذا ادامه تلاش عمدتاً براي خارج كردن آن قسمت‌ها از كنترل دشمن و تكميل تصرف منطقه هدف‌هاي تعيين شده در ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه و خطوط قهوه‌اي و آبي در شمال و جنوب منطقه نبرد صرف گرديد. اما اين موفقيت نسبتاً سريع سبب گرديد كه حمله از دور بيفتد و یگان­هاي حمله‌ور بعد از اشغال هدف‌هاي اوليه و اجراي اولين قسمت مأموريت كه البته طبق طرح عملياتي اساسي‌ترين قسمت مأموريت بود، تحرك اوليه خود را از دست دادند، آن‌چنان كه ادامه پيشروي براي اجراي قسمت دوم مأموريت و كشاندن نبرد به داخل خاك عراق و تهديد شهر مندلي عراق و آزادسازي نفت‌شهر ايران عملاً حساسيت خود را از دست داد و بالاخره به كنار گذاشته شد.

البته بايد به اين نكته توجه نمود كه نبرد پياده‌نظام، به‌ويژه در مناطق كوهستاني نمي‌تواند چندان مداوم باشد، مگر اين‌كه یگان‌های كافي براي حمله در رده‌هاي چندگانه در دسترس باشد و حمله به‌صورت جهشي يك واحد از واحد ديگر هدايت گردد. ولي اگر حمله به‌صورت جبهه‌اي و يا با به‌كارگيري كليه نيروها در خط مقدم، در يك زمان هدايت گردد، مسلماً افراد یگان­هاي حمله‌ور با تجهيزات و سلاح و مهمات خود و تحت شرايط سخت و فعال میدان نبرد نمي‌توانند بيش از چند ساعت مداوم به نبرد ادامه دهند و بيش از چند كيلومتر پيشروي نمايند. متأسفانه در غالب نبرد‌هايي كه نيروهاي ما اجرا مي‌كردند، به‌علت كمبود نيرو اين ضعف وجود داشت و عملاً نيروهاي ما بعد از وصول به هدف اوليه متوقف می‌شدند و ادامه پيشروي با مشكلاتي مواجه می‌شد و غالباً در همان منطقه هدف اوليه متوقف مي‌گرديدند. لذا يكي از مراحل بسيار مهم عمليات تعرضي كه عمليات استفاده از موفقيت و تعاقب مي‌باشد، معمولاً به اجرا درنيامد و رزمندگان ما مجبور می‌شدند به همان مقدار موفقيتي كه در مراحل اوليه حمله به‌دست مي‌آوردند، اكتفا كنند.

در عمليات مسلم‌ابن‌عقيل نيز همين وضع پيش آمد. با وجود اين‌كه رزمندگان دلاور و ايثارگر ما در پنج ساعت اوليه حمله، موفق به درهم شكستن مقاومت‌هاي اوليه دشمن و اشغال بيش از 90درصد منطقه هدف شدند، ولي در نتيجه نهايي، موفقيت كلي همان بود كه در همان چند ساعت اول به‌دست آوردند. اين وضع حتي براي خود فرماندهان نيز مشخص و معلوم بود و آن‌ها می‌دانستند كه امكان موفقيت قطعي همان است كه در ساعات اوليه حمله به‌دست مي‌آيد. لذا به محض اين‌كه نيروهاي حمله‌ور به اولين هدف رسيدند، دستور داده شد همان هدف را تحكيم كنند كه چگونگي اين شرايط در پيام‌هايي كه از ساعت 0900 روز نهم مهرماه از طريق قرارگاه ظفر به یگان‌های تحت فرماندهي صادر شده است، مشخص مي‌گردد. آن پيام‌ها چنين است:

«ضمن تبريك پيروزي رزمندگان اسلام بر قواي كفر دستور فرمايند :

  1. نسبت به تحكيم هدف و پاك‌سازي منطقه اشغالي سريعاً ادامه دهند.
  2. آمادگي مقابله با پاتك‌هاي دشمن را داشته باشند.
  3. با اشغال مواضع مناسب با ديد و تير عالي و ايجاد ميادين مين نفوذ دشمن را به مناطق اشغالي سد نمايند.
  4. آخرين وضعيت خود را گزارش نمايند.

                                     امضاء: سرهنگ ستاد سهرابي برادر همت»

بعد از صدور دستورات بالا، قرارگاه ظفر پيام تأكيدي ديگري براي تحكيم مواضع دستور داد كه به شرح زير بود :

«با توجه به اين‌كه دشمن بعد از اطمينان از دست دادن مواضع خود با اجراي آتش‌هاي سنگين مواضع اشغال شده را زير آتش قرار مي‌دهد دستور فرمايند.

  1. سريعاً با ايجاد سنگرهاي مستحكم رعايت كليه اصول تأميني را بنمايند.
  2. سلاح‌هاي ضدتانك و تانك‌ها را در مناسب‌ترين موضع در مناطق اشغالي مستقر نمايند.»

بالاخره قرارگاه اصلي هدايت‌كننده عمليات كه قرارگاه ظفر بود بعد از ابلاغ دستورات بالا به یگان‌های اجرايي، خلاصه آخرين وضعيت نبرد را به شرح زير به قرارگاه نجف چنين اعلام كرد:

« درگيري در ميان‌تنگ و سلمان‌كشته به‌شدت ادامه دارد. یگان­ها مشغول تحكيم مواضع خود هستند. پاسگاه ميان‌تنگ به تصرف نيروهاي ما درآمده است.

امضاء: سرهنگ سهرابي– برادر همت»

يك نگرش نظامي به پيام‌هاي ياد شده بالا نشان مي‌دهد كه از نظر فرماندهي قرارگاه ظفر، مأموريت اصلي آفندي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل بعد از اشغال قسمت عمده منطقه هدف اوليه پايان يافته بود. به همين جهت دستور داد؛ منطقه هدف را تحكيم و آماده پدافند در مقابل پاتك‌هاي احتمالي دشمن باشند.

البته يادآوري مي‌شود كه در دستور عملياتي قرارگاه نجف نيز مأموريت اصلي واگذار شده به قرارگاه ظفر تصرف ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه بود و مأموريت ثانوي كه ادامه پيشروي به‌طرف غرب و تهديد شهر مندلي عراق و آزادسازي نفت‌شهر ايران بود، به‌صورت يك مأموريت درجه دوم و در صورت ايجاب وضعيت درنظر گرفته شده بود. بنابراين عملي كه قرارگاه ظفر انجام داد، خارج از قواره مأموريت واگذار شده نبود. تنها قسمتي از مأموريت كه هنوز اجرا نشده بود، پاك كردن غرب منطقه هدف و تصرف و تأمين حوالي پاسگاه‌هاي سانواپا و سلمان‌كشته و كومه‌سنگ و دوله‌شريف بود كه یگان‌های قرارگاه ظفر براي انجام آن به تلاش خود ادامه دادند، اما موفق به اجراي اين قسمت از مأموريت اوليه نشدند. همين امر خود بهترين نشانه آن است كه امكان و توانايي نيروهاي ما در اين عمليات بيش از آن مقدار نبود كه در ساعات اوليه حمله به‌كار گرفته شد و نتيجه مطلوبي نيز از آن به‌دست آمد.

بالاخره چنين به‌نظر مي‌رسد كه حمله رزمندگان ما به‌جز در چند نقطه‌اي كه هنوز تصرف نشده بود، در ساير نقاط به‌كلي از دور افتاد. حتي مي‌توان گفت از حدود ساعت 1000 به بعد متوقف گرديد و نيروهاي ما به حالت پدافندي در مناطقي كه تصرف كرده بودند درآمدند. در مقابل، عكس‌العمل دشمن رو به شدت گذاشت و اولين پاتك شديد دشمن در حدود ساعت 1100 در تپه 402 به اجرا درآمد و قرارگاه ظفر1، اين وضعيت را در ساعت 1110 به قرارگاه ظفر اطلاع داد. قرارگاه ظفر كه امكان تقويتي نداشت به ظفر1دستور داد؛ با امكانات موجود خود با پاتك دشمن مقابله نمايد.

در مطالب قبل گفتيم كه هدف حمله قرارگاه ظفر1 (تيپ 55 پياده و تيپ محمدرسول‌الله (ص) سپاه پاسداران)، پاك‌سازي تمام ارتفاعات مرزي بين سومار ايران و مندلي عراق بود. عناصر اين قرارگاه در ساعات اوليه حمله توانستند قسمتي از اين ارتفاعات را كه در داخل قلمرو كشور ايران قرار دارد، از اشغال دشمن متجاوز آزاد سازند. ولي هنوز تمام اين ارتفاعات پاك‌سازي نشده بود و نقاط بسيارحساسي مانند ميان‌تنگ، هنوز در كنترل دشمن باقي بود. بنابراين اجراي مأموريت قرارگاه ظفر1خاتمه نيافته بود.

بدين لحاظ قرارگاه ظفر به قرارگاه ظفر1دستور داد؛ تلاش كند در ظرف روز نهم مهرماه اجراي مأموريت خود را تكميل كند و پاسگاه‌هاي مرزي كومه‌سنگ و دوله‌شريف را در طرفين منطقه مرزي ميان‌تنگ تصرف كند و اين تنگه را كه محور اصلي مواصلاتي بين مندلي عراق و سومار ايران بود، تأمين نمايد. زيرا تا هنگامي‌كه اين تنگه در كنترل كامل نيروهاي ايران قرار نمي‌گرفت، اجراي مرحله دوم عمليات مسلم‌ابن‌عقيل كه تهديد شهر مندلي عراق بود، امكان‌پذير نمي‌گرديد.

علاوه بر منطقه ميان‌تنگ كه در جنوب‌غربي سومار بود و مبارزه بين رزمندگان ما با نيروهاي اشغالگر دشمن در آن ادامه داشت، در قسمتي از منطقه شمال‌غربي سومار و حوالي پاسگاه مرزي سلمان‌كشته نيز هنوز مبارزه ادامه داشت و نيروهاي دشمن تلاش مي‌كردند از قسمت شمالي به منطقه نبرد اصلي، يك تهديد جدي براي یگان‌های قرارگاه ظفر1كه به نزديكي خط مرز رسيده بودند، ايجاد كنند تا فشار نيروهاي ما در منطقه حياتي شرق مندلي (براي نيروهاي عراق) كمتر شود و خطر و تهديد از شهر مندلي كاسته شده يا از بين برود.

 زيرا قطعاً برآورد دشمن از حمله نيروهاي ما در اين منطقه نبرد آن بود كه هدف نيروهاي ايران شهر مندلي مي‌باشد. بدين جهت تلاش مي‌كردند با استفاده از حداكثر امكانات خود مانع دستيابي نيروهاي ايران به تنگ ميان‌تنگ و پيشروي نيروهاي ما به‌طرف شهر مندلي شوند. با توجه به حساسيت نيروهاي دشمن براي نگهداري ميان‌تنگ و تلاش نيروهاي ما براي آزادسازي آن، نبرد شديد مداوم بين نيروهاي دو طرف همچنان ادامه يافت و تا غروب روز نهم مهرماه نتيجه نبرد مسلم‌ابن‌عقيل تقريباً همان بود كه در ساعات اوليه حاصل شد.

در ساعت 1700 روز نهم مهرماه قرارگاه ظفر آخرين وضعيت نبرد را چنين اعلام كرد:

« كليه هدف‌هاي واگذاري به استثناي ميان‌تنگ و پاسگاه‌هاي كومه‌سنگ و دوله‌شريف به‌دست نيروهاي خودي افتاده است. ظفر 2 و 3 ( در شمال و جنوب منطقه نبرد) مشغول تحكيم مواضع و دفع پاتك‌هاي دشمن هستند. ظفر1نيز (در منطقه نبرد) هدف‌هايي را كه تصرف كرده است تحكيم مي‌نمايد. دشمن در سرتاسر منطقه مبادرت به پاتك‌هاي موضعي نموده كه دفع شده است، از جمله پاتك‌هاي شديد دشمن در روز نهم مهرماه در منطقه پاسگاه سلمان‌كشته اجرا شد و در ساعت 1500 آن روز یگان‌هایي كه در آن منطقه با دشمن درگير بودند تحت فشار شديد دشمن قرار گرفتند. لذا قرارگاه ظفر1 براي كم كردن فشار دشمن، درخواست تقويت و پشتيباني نمود. اما تنها امكان در دسترس براي اين منظور، بالگردهاي هوانيروز و توپخانه‌هاي پشتيباني بود.

قرارگاه ظفر تقدم پشتيباني اين عناصر را به منطقه مورد تهديد ياد شده قرار داد و پاتك دشمن موقتاً متوقف گرديد. علت حساسيت دشمن در منطقه شمال‌غربي سومار و حوالي پاسگاه سلمان‌كشته، وجود تپه 402 بود كه میدان ديد و تير بسيار عالي به دشت باوندپور و حتي دشت سومار داشت. زيرا در شرق و غرب اين تپه، بلندي ارتفاعات به سرعت كاشته می‌شد و به حدود 300 متر مي‌رسيد و به دشت سومار در ايران و دشت مندلي در خاك عراق منتهي مي‌گرديد.

بنابراين تپه 402 يك نقطه كليدي براي اين منطقه نبرد بود و به همان ميزان منطقه ميان‌تنگ در محور سومار مندلي حائز اهميت بود. به همين جهت نبرد اصلي بين رزمندگان ما با نيروهاي دشمن در عمليات مورد بحث در اطراف همين دو نقطه حساس يعني تپه 402 و ميان‌تنگ انجام گرفت. براي مشخص شدن اين وضعيت پيام زير را كه فرمانده قرارگاه ظفر1 در ساعت 1425 روز نهم مهرماه به قرارگاه ظفر ارسال كرده است، ملاحظه مي‌كنيم:

« دشمن در قلعه بين، ارتفاع 402، سانواپا و گيسكه پاتك شديد خود را شروع نموده است و نيروهاي خودي تا آخرين حد مقاومت مي‌كنند. نيروي احتياط به‌كار برده شده تقاضاي پشتيباني بالگرد و هواپيما شد كه جواب مناسب داده نشده است. تقاضاي تيراندازي توپخانه گرديد كه به‌علت كمبود مهمات اجرا نشده است. امكان سقوط ارتفاع كهنه‌ريگ مي‌رود، مقرر فرماييد اقدامات لازم به‌عمل آيد. «گوينده سروان ابرهيمي.گيرنده سرگرد افشين»

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده