عملیات رمضان
من در وضع بدی قرار داشتم. بعضی از افراد دچار وحشت شده بودند و قدرت مقاومت­شان کم شده بود، به حدی که قصد تسلیم شدن به دشمن را داشتند. ولی برخی دیگر دلاورانه، آمادگی دفاع از شرف و حیثیت ملی و مکتبی خود تا آخرین نفس را داشتند. هوا گرم شده بود، مهمات در شرف اتمام بود، فقط 12 موشک آرپی­جی 7 باقی مانده بود. امکان عقب­روی نداشتیم، زیرا اگر از شیار بیرون می­آمدیم آتش دشمن همه را نابود می­کرد. لحظه به لحظه ناامیدی شدیدتر می­شد تا اینکه معجزه­ای رخ داد

بخش بیست و هفتم: ادامه خاطرات رزمندگان

 سرهنگ حق‌شناس، رئیس ستاد و رئیس رکن 3 تیپ 1 لشکر 77

 

تیپ ما در سه مرحله از عملیات رمضان شرکت کرد. در مرحله یکم، هدف تیپ ما ابتدا تصرف دژهای عراقی بود، بعد نفوذ در مواضع مثلثی شکل آن­ها و انهدام نیروهای دشمن. در مرحله یکم ابتدا گردان 163 پیاده با دو گردان از تیپ المهدی سپاه پاسداران حمله کردند و موفق شدند دژهای عراقی را تصرف نمایند. بعد گردان 178 پیاده با یک گردان از تیپ المهدی از یگان­های حمله­ور اول عبور از خط کرد و تا کانال­های دفاعی عراقی­ها پیشروی نمود. این گردان نفربر زرهی در اختیار داشت و طبق طرح قرار بود با این نفربرها از کانال­های احداثی دشمن عبور کند. اما هنگامی که گردان خواست این عمل را انجام دهد، نفربرهای زرهی نتوانستند از خندق­ها بگذرند (احتمالاً به علت عریض بودن خندق­ها) وسیله دیگری نیز برای عبور از کانال­ها پیش­بینی نشده بود، لذا یگان­های ما مجبور شدند در پشت همان کانال اول متوقف گردند.

در سمت راست ما نیز تیپ ثارالله سپاه پاسداران حمله می­کرد که او نیز با مقاومت شدید دشمن مواجه گردید و زمین­گیر شد در این موقع احساس کردیم که سمت راست (شمال) تیپ ما خالی است و امکان دارد نیروهای دشمن از این سمت ما را دور بزنند. برای این منظور با فرمانده تیپ المهدی مذاکره شد و صلاح بر این دیده شد که گردان 178 را تا دژهای اولیه نیروهای دشمن عقب بکشیم و درهمان محل پدافند کنیم. نیروهای دشمن، روز بعد برای باز پس گرفتن این دژها 11 بار پاتک کردند، اما نیروهای ما همه آن­ها را دفع کردند. نتیجه آن که تیپ ما با حدود دو کیلومتر پیشروی، دژهای خط مقدم پدافندی عراقی را تصرف وتحکیم کرد و چند خاکریز نیز در جلوتر از آن­ها احداث نمود.

درمرحله دوم، گردان 104 پیاده با یک گردان از تیپ امام سجاد (ع) ادغام شد و یک عملیات نفوذی انجام داد که هدف آن انهدام نیروهای دشمن بود و با موفقیت اجرا گردید. نیروهای ما بعد از وارد کردن ضربات انهدام به مواضع قبلی خود باز گشتند.

مأموریتی که در مرحله سوم عملیات رمضان به تیپ ما واگذار شد، آن بود که به سمت غرب پیشروی کند. ابتدا مواضع مقدم دشمن را منهدم سازد، بعد پیشروی را به سمت غرب ادامه دهد. تیپ این مأموریت را به گردان 136 پیاده و دو گردان از تیپ المهدی واگذار کرد. طبق طرح، بعد از اینکه تیپ ما و تیپ المهدی هدف نهائی خود را اشغال می­کردند، بایستی آن منطقه را به لشکر 16 زرهی واگذار می­نمودند. این عملیات در تاریکی شب اجرا شد و گردان 136 پیاده و گردان­های سپاه ادغام شده با آن، توانستند مأموریت خود را اجرا نمایند و به آخرین حد پیشروی تعیین شده برسند که دستور داده شد؛ در همان محل پدافند نمایند. این گردان­ها تا ساعت 8 صبح در مواضع تصرف شده بودند، تا اینکه دستور عقب­نشینی به آن­­ها داده شد. یگان­های حمله­ور تیپ ما و تیپ المهدی ابتدا پیشروی سریعی داشتند و توانستند هدف خود را اشغال کنند، ولی این یگان­ها اشتباهاً از سمت شمال در زیر آتش یگان­های خودی قرار گرفتند و نتوانستند به پیشروی ادامه دهند.

جناب سرهنگ حق­شناس در پاسخ سؤالات دیگر مربوط به چگونگی کلیات عملیات رمضان، چنین نظر دادند که در محدوده تیپ 1 لشکر 77 پیاده، نتیجه عملیات کلاً موفقیت آمیز بود. اگر امکان پیشروی بیش­تری حاصل نشد، علت آن وجود موانع و خندق­های احداثی دشمن در مسیر پیشروی بود که عبور از آن­ها امکان­پذیر نشد. اما در بعضی نقاط اشکالاتی پیش آمد؛ مثلاً تیپ ثارالله که در سمت راست تیپ ما حمله می­کرد، نتوانست پیشروی کند.

درباره مشکلاتی که برای لشکر 92 زرهی پیش آمد، ایشان نظر داده­اند که جناح راست (شمال) این لشکر باز بود و یگانی برای تأمین آن در نظر گرفته نشده بود و خود لشکر نیز یگان تأمینی برای جناح راست خود نداشت. این موضوع یکی از عوامل عمده نتایج منفی عملیات آن لشکر بود.

 

3- برادر پاسدار مرتضی عرب، معاون تیپ امام حسین (ع)

عملیات رمضان به وسیله قرارگاه کربلا هدایت می­شد که قرارگاه­های فتح، نصر، فجر و قدس یگان­های اجرایی آن بودند. مسافت اولیه بین محل گسترش نیروهای ما با مواضع مقدم دشمن حدود 1700 متر بود. منطقه عملیات بین لشکرها و تیپ­ها تقسیم شده بود. لشکر امام حسین که شامل تیپ­های امام حسین، کربلا، علی ابن ابی­طالب بودند با قرارگاه فتح (شامل لشکر 92 زرهی) بودند.

حمله در ساعت 21:30 آغاز شد. اولین بار بود که ما به صورت ادغامی با زرهی حمله می­کردیم. چند گردان سپاه ابتدا خط اول مقاومت دشمن را می­شکستند. بعد یگان­های زرهی ارتش و سپاه پیشروی می­نمودند. چهار گردان خط شکن و سه گردان سواره عمل می­کردند. نقطه مشخص در زمین باز عملیات، یک کانال بود که در سمت راست آن نهر عرایض وجود داشت. یگان­های ما بایستی به آن می­رسیدند و از آن عبور می‌کردند.

کاربرد یگان­های زرهی در شب مشکلاتی در بر داشت. کانال کشی ارتش عراق در منطقه پیشروی ما، چندان قوی نبود. ولی در مقابل محور پیشروی یگان­های قرارگاه فجر خیلی قوی بود. با میدان­های مین تقویت شده بود. وقتی که ما به کانال رسیدیم پدافند کردیم. بعد تیپ­های نجف و علی ابن ابی­طالب نیز رسیدند و در خاکریز احداثی دشمن پدافند کردند، ولی در سمت راست (شمال) خاکریز نبود. لشکر فجر به علت برخورد با موانع زیاد نتوانسته بود پیشروی کند.

تیپ کربلا که مأموریت داشت چند سر پل در غرب کانال بگیرد موفق به انجام آن نشد، تصمیم گرفته شد خاکریزهایی احداث شود و پدافند گردد، ولی حدود ساعت 10 تانک­های دشمن حمله کردند، در حالی که ما اطلاع کافی از یگان­های همجوار خود نداشتیم و نمی­دانستیم تا چه حد در خطر محاصره شدن قرار گرفته­ایم. برای احداث خاکریز، لودر و وسائل مهندسی به محل رسید و نظر به اینکه آتش مستقیم تانک‌های دشمن اجرا می­شد، امکان فعالیت آن­ها محدود گردید. تانک­ها و سایر جنگ‌افزارهای ما نمی­توانستند با آتش خود پاسخ لازم به آتش دشمن را بدهند. اگر لشکر فجر موفق به اجرای مأموریت خود می­شد. ما می­توانستیم نتایج بهتری از این نبرد به دست آوریم.

منطقه­ای که ما اشغال کرده بودیم کم وسعت بود، در نتیجه، آتش­های دشمن تلفات سنگینی به افراد ما وارد می­کرد. افراد ما دلاورانه در مقابل پاتک یگان­های زرهی دشمن مقاومت می­کردند و در حدود مقدورات، ضرباتی به تانک­های دشمن می­­زدند. اما وضع ما وخیم بود و به این نتیجه رسیدیم که ادامه مقاومت در آن مواضع درست نیست، زیرا دشمن از سه طرف آن را تهدید می­کرد، تا اینکه دستور عقب­نشینی داده شد و ما به شرق خط مرز عقب­نشینی کردیم.

در مرحله سوم، طرح این بود که قرارگاه فتح و فجر پیشروی کنند و سر پل­هایی بگیرند ولی این مرحله نیز با موفقیت چندانی مواجه نشد و ما با تعدادی تلفات عقب­نشینی کردیم.

در مرحله چهارم قرار شد تیپ ما سه موضع مثلثی شکل دشمن را اشغال کند و تیپ‌های نجف اشرف و علی ابن ابی­طالب و محمد رسول­الله نیز همین نوع مأموریت داشتند. ساعت 04:30 عملیات شروع شد. برادرها جلو رفتند و خاکریز هم زدند، متأسفانه به عوض اینکه مثلث سوم گرفته شود، مثلث چهارم گرفته شد. یک موضع دشمن به مقاومت خود ادامه داد، تصمیم گرفته شد آن موضع دشمن نیز اشغال شود، ولی نیرویی برای این مأموریت موجود نبود. در نتیجه ما نتوانستیم آن مواضع را کاملاً تثبیت کنیم و دشمن آن را تقویت کرد و نیروهای ما را به عقب راند.

4- ستوان یکم احمد آرام، گردان 131 تیپ 1 لشکر 21 پیاده

تیپ ما از مرحله دوم عملیات رمضان در این نبرد فعال شد که با تیپ عاشورای سپاه پاسداران ادغام گردید و در منطقه پاسگاه زید عراق وارد عمل شد. در شروع عملیات، مسیر پیشروی ما سه بعدی بود، مقاومت اولیه دشمن شکسته شد. نظر به اینکه واحد ما بایستی مسافت نسبتاً طولانی طی می­کرد، قرار شد تیپ 17 قم نیز در سمت راست (شمال) ما پیشروی کند و در سمت چپ تیپ 2 نیز لشکر 21 وارد عمل گردد.

در حین عملیات، فرمانده گردان 131 مجروح شد و مسئولیت هدایت این گردان به عهده من و برادری از سپاه پاسداران محول گردید. هدف گردان ما یک موضع مثلثی شکل دشمن بود که گروهان ما بایستی یکی از گوشه­های آن را تصرف می­کرد و موفق هم شد. اما نیروهایی که در جناحین تیپ ما حمله کرده بودند، به مقاومت جدی دشمن برخورد نموده و نتوانسته بودند پیشروی کنند. این عملیات شبانه اجرا می­شد، دشمن با پرتاب گلوله­های منور منطقه را روشن کرد. ما وضعیت باز ماندن جناح را به رده بالا اطلاع دادیم، ولی پاسخ دادند: نگران نباشید به پیشروی خود ادامه دهید. ما ضمن پیشروی متوجه شدیم که در حال محاصره شدن هستیم. تیپ­هایی که از طرفین تیپ ما پیشروی می­کردند، نمی­توانستند هدف­های خود را تشخیص دهند و همان شبانه به عقب برگشته بودند.

قرار بر این بود که بعد از رسیدن ما به منطقه هدف، بلدوزرها و لودرها که حدود 70 دستگاه در پاسگاه زید دپو شده بودند، به منطقه جلو بیایند و برای ما خاکریز ایجاد کنند. آن­ها حرکت کرده بودند، ولی به علت تاریکی شب در منطقه گم شده بودند و تعدادی از آنها با مین دشمن برخورد کرده بودند. ما حدود 700 متر به سمت عقب آمدیم تا از تیررس تانک­های دشمن خارج شویم. این موقع ساعت 4 بعد از نیمه شب بود.

با رده بالا تماس گرفتیم، دستور دادند در همان‌جا باقی بمانیم. حدود ساعت 04:05 تانک­های دشمن به موضع ما نزدیک شدند، بعد از روشن شدن هوا متوجه شدیم که خاکریزی که شبانه برای واحد ما احداث شده حدود سه کیلومتر عقب­تر است در حالی که یگان ما در شیاری در نزدیکی دشمن دفاع می­کرد. استعداد ما حدود 300 نفر بود.

من در وضع بدی قرار داشتم. بعضی از افراد دچار وحشت شده بودند و قدرت مقاومت­شان کم شده بود، به حدی که قصد تسلیم شدن به دشمن را داشتند. ولی برخی دیگر دلاورانه، آمادگی دفاع از شرف و حیثیت ملی و مکتبی خود تا آخرین نفس را داشتند. هوا گرم شده بود، مهمات در شرف اتمام بود، فقط 12 موشک آرپی­جی 7 باقی مانده بود. امکان عقب­روی نداشتیم، زیرا اگر از شیار بیرون می­آمدیم آتش دشمن همه را نابود می­کرد. لحظه به لحظه ناامیدی شدیدتر می­شد تا اینکه معجزه­ای رخ داد و هوا که تا این لحظه کاملاً صاف بود، طوفانی شد و گرد و غبار همه فضا را فرا گرفت. ما از این فرصت استفاده کردیم و به پشت خاکریزهای عقب­تر عقب­نشینی نمودیم.

موضوعی که ما را ناراحت کرده بود، زخمی­ها بودند. تخلیه آن­ها میسر نبود، به هر حال با مشکلاتی به عقب آمدیم و دور پاسگاه زید مستقر شدیم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده