هفت آذر، یک روز فراموش نشدنی
ناخدا یکم تکاور بازنشسته ناصر سرنوشت بخش چهارم: خطر اصابت موشک وقتی سپیده دمید و فلق زد، بلافاصله هواپیماهای ما، در آسمان منطقه پیدا شدند و با روشن شدن هوا درست بالای سرمان درگیری هوایی با هواپیماهای دشمن آغاز شد. در این عملیات ما به موشک هم مجهز بودیم و با نزدیک شدن هواپیماها وقتی آنها، در برد مؤثر ما قرار می گرفتند، می توانستیم آنها را هدف قرار دهیم.

در این درگیری درست در خاطرم نیست که یک و یا دو فروند میگ عراقی را با موشک هایی که در اختیار داشتیم، از روی تأسیسات مورد اصابت قرار دادیم.

ساعت0830 صبح یکی از افراد گروه که در قسمت جلو خط حمله بود، فریاد زد که یکی از میگ های عراقی که آتش گرفته به طرف ما می آید، تماشا کنید. دیدن سقوط میگ ها برای ما عادی شده بود. فقط تعداد میگ های سرنگون شده را می شمردیم.

برای اطمینان یافتن از سقوط میگ مورد اشاره، نگاهش کردیم. یکی دیگر از افراد گروه هم به آن چشم دوخته بود و هر دو در یک لحظه متوجه شدیم که این میگ نیست، بلکه یک موشک است. که از ساحل عراق یا توسط یک ناوچۀ دشمن به سوی ما شلیک شده است. در همان نگاه اول می شد فهمید که شبیه میگ نیست، چون بالک قسمت عقب را نداشت.

چیزی به شکل استوانه به رنگ ماشی که به سرعت به سویمان می آمد. بلافاصله کمین گرفتیم و موشک لحظاتی بعد به قسمت جنوبی سکو اصابت کرد. قدرت تخریب این موشک به حدی بود که کلیۀ تأسیسات را به لرزه درآورد و بشکه های روی اسکله به دریا پرت و پایه های قسمت جنوبی اسکله که پیش از این آنجا را تصرف و به سوی آن پیشروی کرده بودیم، منهدم کرد.

البته هیچ گونه خسارتی به وسایلی که ما در اختیار داشتیم و همین طور نیروهای ما وارد نشد. بعد از این حادثه ما وضعیت و میزان خسارت وارده و قدرت تخریبی موشک را برای درگیری احتمالی آینده بررسی کردیم.

موشک از یک ناوچۀ عراقی شلیک شده بود. ما پیش تر به عراقی ها اخطار کرده بودیم که سکو را به وسیلۀ واحد های دریای مان خواهیم کوبید و بهتر است که تسلیم شوند. از این موضوع( اصابت موشک) حداکثر بهره برداری را کردیم و شروع به پیشروی نمودیم.

حدود نیم ساعت بعد کلیۀ تأسیسات را تصرف کردیم. هر قسمتی را که به تصرف خود در آوردیم، از نیروهای عراقی خبری نبود. در یک قسمت که پس از یک درگیری بسیار شدید آنجا را گرفتیم، حتی دستگاه های مخابراتی روشن و لباس ها نیز به میخ هایی که به بدنۀ اسکله کوبیده بودند آویزان بود.

اتاق پایش تأسیسات که مرکز رایانه، نظارت، توزیع و تلمبه زنی نفت بود به عنوان خوابگاه و محل استقرار مأموران بعثی مورد استفاده قرار گرفته بود. بلافاصله پس از ورود به این قسمت لباس ها و آثاری را که از نیروهای عراقی به جا مانده بود، اعم از کارت های شناسایی، دفتر وقایع روزنامه، تقویم و دیگر مدارک مهم را نمونه برداری کردیم و به بررسی دیگر قسمت ها پرداختیم.

معلوم بود که بهترین و مهمترین افراد خود را برای حفاظت از این تأسیسات مأمور کرده بودند و از لباس های باقیمانده در اسکله مشخص بود که اغلب مأموران افسر بودند. هر قسمت را که باز می کردیم با مقدار زیادی مهمات مواجه می شدیم. در یک قسمت تعداد خیلی زیادی اسلحه کلاشینکف از درون جعبه های در بسته به دست آوردیم.

آنها دور تا دور خود را مسلس های ضد هوایی کالیبر50 کار گذاشته بودند که با کمک آچار و دیگر وسائلی که در آنجا بود، آنها را باز کردیم و بعد ها مورد استفاده قرار دادیم. از جمله تعداد زیادی موشک سام، اسلحۀ کمری، مقدار زیادی آذوقه و کنسرو که بعدها از مهمات به دست آمده در این قسمت برای تخریب همان تأسیسات استفاده کردیم.

 در این جا بود که فهمیدیم اغلب نیروهای مستقر در اسکله شبانه با شنا، قایق و یا دیگر واحد های شناور اسکله را ترک کرده اند. البته اغلب آنها هنگام فرار توسط ناوچه پیکان از بین رفته بودند.

بعد از تصرف کامل اسکله، بلافاصله با ستاد عملیات مان تماس برقرار کرده، اعلام کردیم که: «منطقه در اختیار ماست، پاکسازی کامل، بدون تلفات، روحیه عالی و آماده اجرای عملیات بعدی هستیم، اگر پیام خاصی هست، ما را در جریان قرار دهید.»

پس از آن در تمام مناطق سکو، پست های دیده بانی برقرار کردیم و در میان تأسیسات تقسیم شدیم تا بتوانیم به نحو احسن کار کنیم

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده