نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش سی و پنجم: طرحهاي ايجاد سيل و آبگرفتگي مصنوعي با توجه به سند ياد شده به دست آمده از نيروهاي متجاوز عراق، ملاحظه ميگردد كه موضوع خطرات سيل و آبگرفتگي و باتلاقي شدن منطقه عمليات اهواز حميديه، از ديد فرماندهان دشمن نيز مخفي نبوده و آنها نيز از پايان ماه اول جنگ كه فصل شروع بارندگيهاي منطقهاي نيز بود، اين احتمالات را به طور جدي مورد بررسي قرار داده و به واحدهاي عراقي مستقر در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد دستور داده بودند با به كارگيري اقدامات جادهسازي و ايجاد سيلبند و خاكريز، آماده ادامه عمليات پدافندي در هر گونه شرايط بارندگيهاي فصلي با ايجاد سيل و آبگرفتگي مصنوعي باشند.

با توجه به تجربه جريان سيل عظيم سال 1347 كه در خوزستان جاري شد و قسمت بزرگي از دشت باز و صاف جنوب اهواز را بين رودخانه كارون در شرق تا رودخانه دجله در خاك عراق در غرب فرا گرفت و در جنوب نيز به اروندرود و خليج فارس متصل گرديد، بعد از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران و مشخص شدن برتري قاطع توان رزمي ارتش متجاوز عراق كه در همان هفته‌هاي اول جنگ مسلم گرديد، فكر استفاده از آب رودخانه‌هاي كرخه و كارون و هم چنين آب درياچه سد كارون و دز و كرخه و جاري كردن اين آب‌ها به دشت منطقه اهواز و سوسنگرد و حوالي خرمشهر و عقب راندن و يا ناراحت كردن نيروهاي دشمن در طراحان نظامي رهبري كننده جنگ ايجاد شد.

اين فكر، با مشاهده عيني اثرات استفاده از آب رودخانه كرخه در باتلاقي نمودن دشت‌هاي اطراف حميديه كه در نبرد اوايل مهرماه 1359 سبب فرو ماندن تانك‌ها ونفربرهاي عراق در باتلاق‌هاي ياد شده و شكست نيروهاي متجاوز گرديد، تقويت شد.

طراح اوليه اين طرح، شهيد دكتر چمران بود كه در اوايل جنگ، رهبري يك گروه نامنظم را در منطقه اهواز حميديه بر عهده داشت. در نبرد 8 مهر ماه 1359 نيز افراد اين گروه با همكاري سپاه پاسداران فعاليت بسيار مؤثري در انهدام خودروهاي زرهي دشمن و عقب راندن نيروهاي متجاوز از خود نشان دادند.

احتمالاً دكتر چمران اساس اين فكر را از جنگ خندق صدر اسلام كه بين مسلمانان به  رهبري پيغمبر بزرگوار اسلام (ص) با كفار قريش براي دفاع از شهر مدينه رخ داد، اقتباس نمود. به هر حال بعد از متوقف شدن نيروهاي متجاوز عراق در جنوب غربي اهواز و مشخص شدن وضعيت حقيقي میدان نبرد و عدم توازن نسبي نيروهاي متخاصم، فرماندهان و رهبران ايراني هدايت كننده جنگ به اين حقيقت پي بردند كه عقب راندن سريع نيروهاي متجاوز عراق از سرزمين ما با نيرو و امكانات نظامي موجود آن روز امكان‌پذير نيست.

لذا به مرور، تدبير پدافندي در مقابل ارتش متجاوز عراق و عقب راندن تدريجي آن مورد قبول رهبران سياسي و نظامي ايران قرار گرفت و بالاخره به علل شرايط سياسي و نظامي كه در روند كلي جنگ پيش آمد كه در مطالب گذشته در فرصت‌هاي مناسب به آن اشاره شده است، نيروهاي هر دو طرف متخاصم به حالت پدافندي درآمدند.

 از نيمه دوم مهر ماه 1359 اين وضعيت در منطقه جنوب غربي اهواز به وجود آمد كه مي‌توان گفت اولين منطقه نبرد بود كه حالت پدافندي تثبيت گرديد و عملاً نيروهاي دشمن تلاشي براي پيشروي مستقيم به طرف اهواز نكردند و هر گونه فعاليت خود را متوجه غرب حميديه و سوسنگرد نمودند و در منطقه نبرد اهواز شروع به ايجاد خاكريزهاي مرتفع و مستحكم و تهيه استحكامات مطمئن كردند. با توجه به اين كه فصل بارندگي پاييزي و زمستاني نزديك مي‌شد، تنها تهديد جدي براي دشمن در اين منطقه نبرد، بارندگي‌هاي شديد احتمالي و باتلاقي شدن زمين منطقه عمليات بود، زيرا نيروهاي متجاوز عراق نيز از جريان سيل سال 1347 آگاه بودند. چون اين سيل تمام حوزه رودخانه دجله و كارون را از حدود 60 كيلومتري جنوب اهواز تا اروند رود و خليج فارس فرا گرفت و قسمتي از اين منطقه براي مدتي پيش از يك سال در زير آب و يا به صورت غير قابل عبور بود كه هر قدر به سمت جنوب و به خرمشهر نزديك‌تر مي‌شد، حالت باتلاقي شديدتر و مدت زمان آن طولاني‌تر بود. بر اساس همين اطلاعات كه نيروهاي متجاوز عراق از چگونگي اثرات سيل و بارندگي در منطقه اهواز و خرمشهر و شادگان و تا حدودي سوسنگرد و بستان داشتند، از اثرات اين تهديد احتمالي غافل نماندند. چنان كه ستاد كل ارتش متجاوز عراق در همان اوايل جنگ يعني در 18 مهر ماه 1359 (21/10/1980) دستور‌العملي جهت مقابله با سيل و آب‌گرفتگي طبيعي و مصنوعي در صحنه عمليات خوزستان براي واحدهاي مستقر در خوزستان صادر كرده است كه جهت آگاهي از چگونگي برآورد دشمن از اين موضوع خلاصه اين دستورالعمل را نقل مي‌كنيم.

 

دستورالعمل مقابله با سيل و آب‌گرفتگي منطقه

سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي منطقه عمليات خوزستان با استفاده از آب درياچه‌هاي پشت سدهاي دز و كارون و كرخه در شرايط زير ايجاد مي‌گردد:

1- استفاده از سد دز و كارون :

(توضيح اين كه آب درياچه اين دو سد كه وارد رودخانه‌هاي دز و كارون مي‌شود در شمال شرقي اهواز در بندقير به يكديگر مي‌پيوندند)

از آب اين سدها به سه طريق ممكن است استفاده نمود:

الف- تخريب سد دز كه احتمالات زير را در بر خواهد داشت.

(1) شهر دزفول و حومه آن نابود مي‌شود.

(2) ممكن است شهر اهواز و حومه جنوبي آن نابود شود.

(3) در صورت باز كردن قسمتي از دريچه‌هاي سد دز منطقه جنوبي اهواز آسيب مي‌بيند.

ب- تخريب سد كارون نتايج احتمالي زير را دربر دارد.

(1) ممكن است فقط قسمتي از زمين‌هاي پست تا مسافت 150 كيلومتر زير آب برود.

(2) فقط جنوب اهواز تحت تأثير آب كارون قرار مي‌گيرد.

پ- باز كردن دريچه‌هاي آبياري و برق سد دز و كارون

(1) در اين صورت در شرايط حاضر حالتي شبيه سيل اضافي ايجاد مي‌شود كه احتمالاً به پل تهيه شده در كارون لطمه مي‌زند. (منظور پل شناور در شمال خرمشهر كه به وسيله دشمن نصب شده بود)

(2) در صورتي كه تمام دريچه‌هاي كارون باز نشود نتايج مهمي نخواهد داشت.

(3) در صورتي كه تمام دريجه‌هاي سد دز به تنهايي باز شوند به قسمت‌هاي مقدم منطقه پدافندي آسيب مي‌رسد.

ت- تخريب يا باز كردن تمام دريچه‌هاي آبياري و برق سد دز

 در اين صورت چنان چه درياچه سد پر باشد تمام منطقه دزفول و اهواز، تا حدود خاك عراق (رودخانه دجله) را آب فرا مي‌گيرد.

به هر حال نيروهاي خودي (عراقي) بايستي مواضع پدافندي خود را در مناطقي كه ممكن است تحت تأثير اين سيلاب‌ها قرار مي‌گيرند، طوري مستحكم تهيه نمايند كه در مقابل جريان سيل و يا آب‌گرفتگي منطقه آسيب‌پذير نباشند.

 

2-استفاده از سد كرخه:

الف- در صورت تخريب سد كرخه، قسمتي از منطقه اطراف نهر کرخه‌کور به زير آب مي‌رود و قسمتي از منطقه جنوب غربي اهواز را آب فرا مي‌گيرد.

ب- موقع مناسب براي باز كردن سد كرخه حدود اسفند ماه است.

 

 

با توجه به سند ياد شده به دست آمده از نيروهاي متجاوز عراق، ملاحظه مي‌گردد كه موضوع خطرات سيل و آب‌گرفتگي و باتلاقي شدن منطقه عمليات اهواز حميديه، از ديد فرماندهان دشمن نيز مخفي نبوده و آن‌ها نيز از پايان ماه اول جنگ كه فصل شروع بارندگي‌هاي منطقه‌اي نيز بود، اين احتمالات را به طور جدي مورد بررسي قرار داده و به واحدهاي عراقي مستقر در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد دستور داده بودند با به كارگيري اقدامات جاده‌سازي و ايجاد سيل‌بند و خاكريز، آماده ادامه عمليات پدافندي در هر گونه شرايط بارندگي‌هاي فصلي با ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي باشند.

در هفته‌هاي اول نبرد در حمله به حميديه، با فروماندن تانك‌هاي عراقي در مزارع و زمين‌هاي آب‌گرفته، آثار اين وضعيت در عمليات مشخص گرديد. اما درباره مسئله ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي و يا در صورت بارندگي‌هاي شديد فصلي و ايجاد سيل و آب‌گرفتگي طبيعي بين نيروهاي ما و نيروهاي متجاوز عراق، دو تمايل كاملاً متضاد وجود داشت. ما به علت كمبود توان رزمي و بعد از پي بردن به واقعيت آن تمايل داشتيم كه چنين اتفاقي رخ دهد، تا قسمتي از نيروهاي متجاوز عراق در باتلاق و گل فرو مانند و تحرك خود را از دست بدهند و با حمله بالگردهاي ما درجا منهدم گردند.

 ضمن اين كه عرض جبهه نبرد حداقل در منطقه اهواز خرمشهر تقليل يابد و ما بتوانيم به عنوان صرفه جويي در قوا قسمت كمي از نيروهاي رزمنده خود را براي پوشش منطقه اهواز خرمشهر اختصاص دهيم و يا بقيه نيروها در مناطق شمال رودخانه كرخه (منطقه الله اکبر و تنگ چزابه) يا منطقه عملياتي غرب دزفول شوش اقدام به آفند متقابل كنيم و نيروهاي متجاوز را از سرزمين خود عقب برانيم. در صورتي كه دشمن علاقمند بود اين منطقه هم‌چنان خشك بماند تا نيروهاي متجاوز عراقي بتوانند به نگهداري سرزمين‌هاي اشغالي ادامه دهند و حتي آن را توسعه دهند.

كليات موضوع ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي از ديدگاه نيروهاي ايران و عراق چنان بود كه بيان شد. حال به جزئيات طرح‌هاي مورد نظر براي استفاده از آب رودخانه‌ها و سدها كه به وسيله نيروهاي ما به مورد اجراء گذاشته شد مي‌پردازيم.

اصولاً براي ايجاد سيل و آب‌گرفتگي مصنوعي در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد اجرای پنج طرح امكان‌پذير بود كه عبارت بودند از :

1- احداث سد خاكي در نهر کرخه‌کور و باز كردن دريچه‌هاي سد كرخه و وارد كردن آب كرخه از طريق كانال به کرخه‌کور و سرازير كردن آن به منطقه جنوب و شرق آن نهر.

2- كندن كانال در شمال غربي اهواز بين كرانه غربي رودخانه كارون تا زمين‌‌هاي پست جنوب غربي اهواز و پمپاژ كردن آب كارون و در صورت بارندگي‌هاي فصلي يا باز كردن دريچه سد دز به صورت طبيعي روانه كردن آب رودخانه  به دشت جنوب غربي اهواز.

3- باز كردن دريچه‌هاي سد دز و كارون و جاري كردن آب درياچه‌هاي پشت سدها به رودخانه‌هاي كارون و روانه كردن سيلاب حاصله به منطقه اهواز و خرمشهر.

4- احداث سد خاكي در رودخانه كرخه در مسير شرقي غربي بين حميديه تا سوسنگرد و روانه كردن آب رودخانه كرخه به دشت بين حميديه و سوسنگرد و جنوب کرخه‌کور.

5- احداث سد دريچه‌اي در رودخانه كارون در جنوب، بين اهواز و دار خوين و روانه كردن آب رودخانه كارون به مناطق اشغالي دشمن در جنوب اهواز و شمال خرمشهر و آبادان.

قبل از شرح عمليات لازم به يادآوري است كه نظر به اين كه اجرای اين طرح‌ها ضمن ايجاد مزاحمت احتمالي براي نيروهاي دشمن، نتايج زيان‌باري نيز از لحاظ مسائل غير نظامي براي ساكنين مناطق مورد نظر دربر داشت، تمام اين طرح‌ها به وسيله مقامات غيرنظامي طرح‌ريزي و اجراء مي‌گردد و از نظر مقامات نظامي فقط شخص تيمسار فلاحي در مقام جانشين رئيس ستاد مشترك و مسئول هم‌آهنگي عمليات نظامي با مسائل غيرنظامي در سطح كشور و شوراي عالي دفاع و هيئت دولت و سازمان‌هاي غيرنظامي در اين امر فعاليت داشت و اصولاً فرماندهي نيروي زميني با تمام اين طرح‌ها مخالف بود كه در شرح جزئيات به آن اشاره مي‌گردد.

طرح‌هاي پنج‌گانه ياد شده بالا به مرور از ماه اول آغاز جنگ تا پايان سال 1359 و اوايل سال 1360 به همان ترتيبي كه بيان شد، به مرحله اجراء درآمد. لذا چگونگي هر يك از اين طرح‌ها و اثرات مثبت منفي آن را در عمليات نيروهاي خودي و دشمن به همان ترتيب بيان مي‌كنيم.

1-‌‌ طرح استفاده از آب نهر کرخه‌کور

اين طرح  از ماه اول جنگ به مرحله اجراء درآمد و طراح مجري آن دكتر چمران و استاندار خوزستان بودند.

در بررسي نبردهاي منطقه جنوب غربي گفتيم كه نيروهاي متجاوز عراق در دهه اول مهر ماه، تيپ1 لشكر 92 زرهي را از خط مرز تا 10 كيلومتري جنوب غربي اهواز عقب راندند و نيروهاي متجاوز عراق به نزديكي كارخانه نورد اهواز و آبادي دب حردان رسيدند. در دهه دوم مهر ماه پيشروي نيروهاي متجاوز در اين منطقه سد گرديد و يك خط پدافندي براي نيروهاي دشمن در اين منطقه بين رودخانه كارون در شرق و شاخه شمالي جنوبي کرخه‌کور در غرب برقرار شد و تا حدودي تثبيت گرديد.

اما نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران و اصولاً ملت ايران به سادگي نمي‌توانست اين وضع را تحمل كند. لذا از آغاز نيمه دوم مهر ماه 1359 مسئولين نظامي و غير نظامي هدايت نبرد در منطقه اهواز، قوياً تصميم گرفتند، به هر ترتيبي كه مقدور باشد نيروهاي دشمن را از مناطق اشغالي عقب برانند. براي اين منظور ابتدا به لشكر 92 زرهي فشار آوردند با همان نيروهاي باقي مانده و فرسوده شده تيپ1 زرهي، به نيروهاي متوقف شده دشمن در حوالي دب حردان حمله كند. ولي اين حمله و حملات محدود بعد از آن، به علت عدم توازن كلي توان رزمي نيروهاي ما با دشمن با شكست مواجه گرديد و حقيقت برتري رزمي مطلق نيروهاي متجاوز عراق كه در آغاز جنگ نسبت به نيروهاي ما داشتند براي مسئولين سياسي و نظامي روشن شد.

اما به هر حال قبول شرايط تثبيت شده نيز براي ملت ما غير قابل تحمل بود. لذا اگر اقدام نظامي براي عقب راندن نيروهاي دشمن مقدور نبود، بايستي به هر اقدام ديگر كه مقدور بود دست مي‌زدند. از جمله اين امكانات وارد كردن آب کرخه‌کور به زمين‌هاي پست و كشتزارهاي اطراف روستاي دب حردان و ايجاد مزاحمت براي نيروهاي دشمن و مجبور كردن وي به عقب‌روي به سمت جنوب غربي بود.

نظر به اين كه شيب زمين در خوزستان عموماً از شمال به جنوب است و در جنوب غربي اهواز از حدود 20 متر ارتفاع از سطح دريا شروع مي‌شود و در خرمشهر به حدود 2 متر و كمتر از آن مي‌رسد، برآورد مي‌گرديد كه اثرات سرازير كردن آب در اين منطقه به ترتيب از جنوب به شمال خواهد بود و مناطق شمالي كمتر از جنوب تحت تأثير آب‌گرفتگي قرار خواهند گرفت.

لذا نيروهاي ما كه در قسمت شمالي منطقه گسترش داشتند كمتر از دشمن آسيب خواهند ديد و خشك شدن تدريجي منطقه نيز از شمال به جنوب خواهد بود و نيروهاي ما به مرور مي‌توانستند به سمت جنوب پيشروي كنند. اما اين برآوردها خيلي كلي بود و براي بررسي اثرات آب‌گرفتگي لازم بود وضعيت كامل طبيعي زميني (سوپوگرافي) بررسي شود و مناطقي كه ممكن است به زير آب بروند مشخص گردند. زيرا در مناطق دشت و هموار آب پخش مي‌شود و ارتفاع پيدا نمي‌كند و چنان چه نقطه يا منطقه يا مسيري حتي 50 سانتي متر بلندتر باشد ممكن است آب آن را فرا نگيرد.

 اما به هر حال الزاماً اين تلاش بايد به كار برده مي‌شد، حتي اگر نتيجه مطلوب به بار نمي‌آورد. زيرا به هر حال قسمتي از منطقه به زير آب مي‌رفت و حداقل امتياز آن براي نيروهاي تضعيف شده ما اين بود كه طول خط پدافندي كوتاه‌تر مي‌شد و نيروهاي اندك ما مي‌توانستند در مناطق خشك با قدرت بيشتري پدافند كنند.

تدبير ايجاد سد خاكي در کرخه‌کور چنين بود كه نظر به اين كه عرض نهر حدود 10 تا 20 متر است، با انداختن لوله‌هاي قطور نفت در نقطه‌اي كم عرض در عرض نهر و ريختن خاك اطراف به وسيله بلدوزر و لودر بر روي لوله‌ها، يك سد تعجيلي در مدت نسبتاً كوتاه چند روز ايجاد مي‌شد.

 نظر به اين كه آب کرخه‌کور از رودخانه كرخه و كانال انشعابي سد كرخه در شمال حميديه تأمين مي‌گرديد، با تنظيم مناسب دريچه‌هاي سد كرخه قسمت بيشتري از آب رودخانه كرخه به نهر کرخه‌کور سرازير مي‌گرديد و در پشت سد تعجيلي، جمع مي‌شد و بعد با ايجاد يك آبراه در شمال سد تعجيلي آب‌هاي جمع شده و هم‌چنين ادامه جريان آب به زمين‌هاي پست شرق و جنوب کرخه‌کور سرازير مي‌گرديد. گرچه در اسناد و مدارك در دسترس، چگونگي اين فعاليت درج نشده بود ولي چنين به نظر مي‌رسد كه اين سد تعجيلي در جنوب آبادي جريحه احداث شد و آب وارد آبراه و مسيل جنوب آن گرديد و به سمت روستاي دب حردان و جنوب آن جريان يافت و منطقه وسيعي را در جنوب دب حردان تا حوالي امامزاده طاهر واقع در 25 كيلومتري جنوب غربي اهواز به زير آب رفت.

اما اين طرح با دو عكس‌العمل دشمن مواجه گرديد. اول اينكه، دشمن جاده اصلي اهواز خرمشهر را شكافت، لذا به علت شيب زمين به سمت جنوب شرقي قسمتي از آب سرازير شده به سمت رودخانه كارون هدايت گرديد و در نتيجه ارتفاع آب در مناطق اشغالي دشمن بسيار كم شد. ضمن اين كه پيشروي آب بيش از مسافتي، به سمت جنوب ادامه پيدا نكرد. دوم اين كه همان گونه كه در بيان دستورالعمل ستاد كل ارتش عراق گفته شد، نيروهاي متجاوز عراق از اواخر مهرماه 1359 متوجه احتمال بروز تهديداتي از طريق ايجاد سيل مصنوعي به وسيله ايران شده بودند و از اوايل آبان ماه سدهاي خاكي مرتفع و قوي در مقابل مناطقي كه احتمال آبگرفتگي داشت ايجاد كرده و جاده‌هاي ارتباطي بسيار مطمئن در تمام طول و عرض منطقه اشغالي در جنوب غربي اهواز ساخته بودند.

لذا اگر اجرای طرح استفاده از کرخه‌کور مزاحمتي براي نيروهاي عراقي ايجاد كرد، در همان روزها حداكثر هفته‌هاي اول بود. ضمن اين كه اصولاً نيروهاي متجاوز عراق از ماه دوم جنگ در تمام جبهه‌هاي نبرد به استثناي منطقه نبرد سوسنگرد بستان وضعيت پدافندي گرفتند. در نتيجه ايجاد مانع آبي در حد فاصل بين خطوط پدافندي نيروهاي ما و نيروهاي عراق به نفع نيروهاي عراق نيز بود و عملاً نيز چنين حالتي پيش آمد و خاكريزهاي نيروهاي عراقي در جنوب منطقه آب گرفته، به صورت مواضع بسيار مستحكم درآمدند، به نحوي كه بعد از بهبودي نسبي توان رزمي نيروهاي ما و تصميم به حمله در جنوب غربي اهواز، اجرای اين حملات با عدم موفقيت مواجه گرديد و نيروهاي متجاوز عراق توانستند تا عمليات آزادسازي خرمشهر به نام بيت‌المقدس كه در خرداد 1361 اجراء گرديد، به مدت بيش از 20 ماه اين مواضع پدافندي را نگه دارند.

در اين عمليات نيز نيروهاي ما مجبور شدند از جنوب مواضع مستحكم دشمن در جنوب غربي اهواز از كارون بگذرند و آن‌ها را دور بزنند. فعاليت ايجاد سد تعجيلي در نهر کرخه‌کور چند بار در نقاط ديگر اين نهر در حوالي آبادي كوهه و فرسيه تكرار شد، تا بلكه آب از شمال غربي به سمت جنوب شرقي وارد منطقه اشغالي دشمن گردد، ولي اين فعاليت‌ها به نتيجه مطلوبي نرسيد.

بعد از اين كه مقدار قابل توجهي آب در شمال شرقي مواضع دشمن جمع شد و قسمتي از منطقه به صورت درياچه‌اي درآمد، نيروهاي ما با هدايت گروه نامنظم دكتر چمران تلاش كردند، سد خاكي دشمن را كه در تمام عرض جبهه اين منطقه نبرد احداث كرده بود، بشكنند و آب را به داخل منطقه دشمن روانه سازند.

 براي اين منظور ابتدا سعي شد با گلوله ‌باران كردن منطقه‌اي از سد خاكي دشمن به وسيله توپخانه 203 ميليمتري و سلاح سنگين ديگر شكسته شود كه امكان‌پذير نشد. بعد عناصري از گروه دكتر چمران تلاش كردند با نزديك شدن به سد خاكي دشمن و قرار دادن مواد منفجره زياد در نقطه‌اي از آن، سد را بشكنند كه اين تلاش با عدم موفقيت روبرو گرديد. در نتيجه وضعيت پدافندي جنوب غربي اهواز در همان شرايطي كه در ماه اول جنگ تثبيت شده بود باقي ماند.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده