نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش پنجاه و دوم: عملیات آفندی مسلم بن عقیل(2) با توجه به یگانهای ياد شده دشمن كه به منظور اختصار، فقط لشكرها و تيپهاي مستقل نامبرده شد، عناصر لشكر 4 به اضافه 12 تيپ مستقل يعني جمعاً حدود 24 تيپ عراقي در منطقه نبرد کرمانشاه و ايلام در مقابل يك لشكر زرهي به اضافه يك تيپ پياده ايران يعني جمعاً 5 تيپ (با احتساب اينكه لشكر 81 داراي چهارتيپ شده بود) صفآرايي كرده بودند و با امكانات فوقالعاده مهندسي و تهيه و تحكيم مواضع كه در اختيار داشتند مواضع پدافندي مستحكمي در مقابل نيروهاي ما ايجاد كرده بودند.

همان‌گونه كه اشاره شد، تصميم براي اجراي يك حمله به‌وسيله نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در صحنه عمليات غرب بعد از عمليات رمضان كه در اواخر تيرماه 1361 اجرا گرديد، اتخاذ شد. اما در مدارك در دسترس، تاريخ دقيق اتخاذ اين تصميم مشخص نگرديد. به‌نظر مي‌رسد كه احتمالاً در مردادماه 1361 اين تصميم گرفته شد. با توجه به اين‌كه عمليات مسلم‌ابن‌عقيل در نهم مهرماه 1361 شروع گرديد، براي طرح‌ريزي و تغيير مكان یگان‌ها و احراز آمادگي كمتر از دوماه وقت در اختيار نيروهاي ايران بود.

لازم به تذكر است كه تا اين تاريخ فقط لشكر 81 زرهي تقويت شده با يك تيپ از عناصر ديگر نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و عناصري از سپاه پاسداران و بسيج عشايري مسئوليت پدافندي و اجراي عمليات آفندي محدود را در منطقه عمليات کرمانشاه و ايلام از شمال مهران تا سرپل‌ذهاب در جبهه‌اي به عرض حدود 200 كيلومتر برعهده داشت كه شامل پنج منطقه نبرد اصلي سرپل‌ذهاب، گیلانغرب، سومار و نفت‌شهر، ميمك و شهر مهران، بود. براي پدافند در هر يك از اين مناطق نبرد، حداقل يك تيپ تقويت شده ضروري بود، در حالی‌که لشكر 81 زرهي فقط 3 تيپ سازماني داشت و معمولاً يك تيپ اضافي نيز در اختيار آن لشكر قرار مي‌گرفت. اين لشكر در اوايل جنگ 3 گردان پياده جديد تشكيل داد كه به‌تدريج آن‌ها را تبديل به گردان مكانيزه كرد و در يك قرارگاه تيپ متمركز نمود. به‌نحوي‌كه در زمان اجراي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل اين تيپ مكانيزه به نام تيپ 4 لشكر 81 زرهي مورد استفاده قرار گرفت.

با توجه به استعداد موجود لشكر 81 زرهي كه بيان گرديد، اين لشكر قادر به اجراي عمليات آفندي گسترده نبود. چنان‌كه در بررسي عمليات قبل (عمليات شياكوه) ملاحظه شد، اين لشكر نتوانست عمليات آفندي محدود را نيز با موفقيت به اتمام برساند. زيرا نسبت توان رزمي دشمن به لشكر 81 زرهي ايران حدود 3 به يك بود، در حالی‌که در حمله حداقل استعداد نيروي حمله‌ور بايستي مساوي دشمن يا دو به يك باشد. به‌علت اين ضعف، توان رزمي لشكر 81 زرهي و ساير عناصر رزمي مستقر در منطقه عمليات ايلام و کرمانشاه براي اجراي هرگونه عمليات آفندي نيمه‌گسترده، يا گسترده لازم بود یگان‌های تقويتي قابل توجهي به آن منطقه اعزام شود.

ضمن اين‌كه بايد توجه نمود كه در اوايل سال 1361 تيپ 58 پياده نيز از منطقه عمليات کرمانشاه به منطقه خوزستان تغيير مكان داده شده بود كه به جاي آن يك تيپ جديدالتأسيس پياده به نام تيپ 30 گرگان با دو گردان پياده جديدالتأسيس در اختيار لشكر 81 زرهي قرار گرفت. بنابراين در اوايل سال 1361 فقط لشكر 81 زرهي و تيپ 30 جديدالتأسيس در صحنه عمليات غرب (کرمانشاه و ايلام) گسترش داشت. عناصري از بسيج عشايري منطقه نيز در تقويت پدافند اين منطقه نبرد شركت مي‌كردند. ضمن اين‌كه سپاه پاسداران حداكثر نيروهاي خود را در اوايل سال 1361 براي شركت در عمليات آفندي سرنوشت‌ساز در خوزستان، به آن صحنه نبرد اعزام كرده بود و در صحنه عمليات غرب نيروي قابل ملاحظه‌اي از سپاه پاسداران باقي نمانده بود.

با توجه به نكات ياد شده، هنگامي‌كه تصميم گرفته شد، يك حمله نسبتاً وسيع در صحنه عمليات غرب اجرا شود، یگان‌های موجود در آن منطقه، به هيچ‌وجه توانايي اجراي چنين مأموريتي را نداشتند. براي اجراي اين امر لازم بود یگان‌های ديگري از مناطق ديگر نبرد برداشته شود و به آن منطقه انتقال يابند. نظر به اين‌كه در آن موقع عمده قواي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در خوزستان متمركز بود، لذا الزاماً براي تأمين نيروي كافي جهت اجراي عمليات آفندي در غرب بايستي از نيروهاي مستقر در خوزستان برداشت می‌شد.

به همين نحو نيز عمل شد و با هماهنگي فرماندهي نيروي زميني و فرماندهي سپاه پاسداران تصميم گرفته شد يك تيپ پياده از عناصر نيروي زميني و يك لشكر از سپاه پاسداران از خوزستان به کرمانشاه تغيير مكان داده شود. براي اين منظور تيپ 55 پياده هوابرد از نيروي زميني و لشكر نصر از عناصر سپاه پاسداران تعيين گرديد و دستور تغيير مكان آن‌ها به منطقه عملياتي غرب صادر شد.

چنين به نظر مي‌رسد كه تغيير مكان تيپ 55 هوابرد پياده و لشكر نصر سپاه پاسداران از خوزستان به منطقه نبرد غرب، در اوايل شهريورماه خاتمه يافت. اين یگان‌ها ابتدا در منطقه عملياتي گیلانغرب و حوالي گردنه كاسه‌گران مستقر شدند. از جمله اقدامات اوليه كه براي برآوردها و طرح‌ريزي‌ها به‌عمل آمد، تشكيل يك قرارگاه عملياتي ويژه به نام قرارگاه نجف بود كه به‌صورت يك قرارگاه عمليات مشترك نيروي زميني و سپاه پاسداران و به فرماندهي مشترك سرهنگ ستاد جمالي جانشين فرماندهي نيروي زميني و برادر محمدعلي جعفري مسئول سپاه پاسداران آن منطقه نبرد سازماندهي شد.

اين قرارگاه عملياتي در گردنه قلاجه در محور اسلام‌آباد غرب ايلام مستقر گرديد و عملاً همان وظايف قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب را بر عهده گرفت. در نتيجه تمام عناصر رزمنده مستقر در استان کرمانشاه و ايلام تحت امر اين قرارگاه قرار گرفتند. اين عناصر عبارت بودند از :

  • لشكر 81 زرهي با 3 تيپ زرهي، يك تيپ مكانيزه، توپخانه لشكر و ساير عناصر سازماني لشكر.
  • تيپ 55 پياده هوابرد.
  • تيپ 30 پياده گرگان.
  • لشكر نصر سپاه پاسداران يا تيپ‌هاي محمدرسول‌الله (ص)، عاشورا، امام‌رضا و توپخانه لشكر.
  • تيپ جوادالائمه سپاه پاسداران.
  • گروه 11 توپخانه.

قرارگاه عملياتي نجف با زيرامر داشتن یگان‌های ياد شده بالا بايستي دو مأموريت مجزا و مهم آفندي و پدافندي را اجرا مي‌كرد. اساس تدبير كلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران كه در ماه‌هاي اول جنگ طي انتشار طرح عملياتي بدر نيروي زميني به عناصر رزمنده ابلاغ گرديد هنوز به قوت خود باقي بود، و عبارت بود از تقدم نگهداري مواضع پدافندي موجود و جلوگيري از هرگونه پيشروي اضافي نيروهاي دشمن در مناطق اشغالي، بنابراين قرارگاه نجف ملزم بود همچنان اين تدبير را در اولويت منظور كند.

ضمناً براي اجراي مأموريت آفندي نيز تدابيري اتخاذ نمايد. براي اين منظور توان رزمي در اختيار قرارگاه نجف به دو قسمت تقسيم گرديد. نظر به اين‌كه نگهداري مواضع پدافندي موجود در اولويت بود و عناصر عمده لشكر 81 زرهي كه 3 تيپ زرهي بودند، از آغاز جنگ در مواضع پدافندي مستقر بودند و در مدت دو سال جنگ آشنايي كاملي به خصوصيات مناطق مسئوليت خود پيدا كرده بودند و همچنين تيپ 30 گرگان در قسمتي از منطقه پدافند مي‌كرد، اين یگان‌ها بدون تغيير مأموريت به همان عمليات پدافندي خود ادامه دادند. براي مأموريت آفندي، تيپ 55 پياده و لشكر نصر سپاه پاسداران در نظر گرفته شد. از عناصر لشكر 81 زرهي، فقط تيپ 4 مكانيزه براي شركت در عمليات آفندي منظور گرديد.

يك نكته حائز اهميت براي هدايت عمليات، سازمان فرماندهي آن بود. طبق روش جاري موجود نيروي زميني، مسئوليت اصلي مناطق عملياتي به لشكرهاي مستقر در هر منطقه محول شده بود. بنابراين در منطقه عملياتي کرمانشاه و ايلام نيز مسئوليت اصلي هدايت عمليات با لشكر 81 زرهي بود و قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب بيشتر وظايف يك قرارگاه هماهنگ‌كننده عمليات یگان­هاي ارتشي با سپاه پاسداران را عهده‌دار بود. با توجه به اين‌كه در اين منطقه عمليات، عنصر اصلي فقط همان لشكر 81 زرهي بود، قرارگاه عملياتي غرب خاصيت وجودي چنداني نداشت، ولي به هر حال به‌عنوان نماينده فرمانده نيروي زميني در آن منطقه انجام وظيفه مي‌كرد.

براي طرح‌ريزي و هدايت عمليات آفندي مسلم‌بن‌عقيل، لازم بود قرارگاه مسئول مشخص گردد. بدين نحو يا بايستي قرارگاه نجف راساً اين وظيفه را به عهده مي‌گرفت، يا آن‌را به لشكر 81 زرهي واگذار مي‌كرد. ولي قرارگاه نجف هيچ‌يك از اين دو راه‌كار را انجام نداد. بلكه راه‌كار سومي را انتخاب كرد كه آن، تشكيل يك قرارگاه موقت عملياتي ديگر به نام قرارگاه ظفر بود. بدين ترتيب قرارگاه لشكر 81 زرهي به دو قسمت می‌شد، يك قسمت تحت عنوان قرارگاه ظفر، یگان‌هایي را كه براي مأموريت آفندي درنظر گرفته شده بودند تحت كنترل عملياتي خود مي‌گرفت و بقيه عناصر لشكر 81 زرهي كه در مأموريت پدافندي بودند، تحت كنترل قرارگاه اصلي لشكر انجام وظيفه مي‌كردند. در اين ميان تكليف تابعيت عملياتي تيپ 30 گرگان نيز بايد روشن می‌شد كه بالاخره تحت امر كدام قرارگاه خواهد بود. راه‌حلي كه براي آن درنظر گرفته شد آن بود كه اين تيپ مستقيماً در كنترل عملياتي قرارگاه نجف انجام وظيفه نمايد.

با توجه به تدبيري كه براي كنترل عمليات آفندي و پدافندي مورد نظر قرار گرفت، قرارگاه عملياتي نجف (قرارگاه مشترك ارتش و سپاه پاسداران) طرح عملياتي خود را براي اجراي مأموريت آفندي كه بعداً به نام عمليات مسلم‌ابن‌عقيل نام‌گذاري شد، تحت عنوان طرح عملياتي كربلا 6 تهيه و در تاريخ سوم مهرماه 1361 منتشر كرد. خلاصه آن به شرح زير بود:

سازمان براي اجراي مأموريت‌هاي پدافندي و آفندي

قرارگاه ظفر براي مأموريت آفندي شامل:

  • عناصري از قرارگاه لشكر 81 زرهي 
  • تيپ 4 مكانيزه لشكر 81 زرهي 
  • تيپ 55 پياده هوابرد
  • لشكر نصر سپاه  پاسداران يا تيپ‌هاي عاشورا، امام‌رضا، محمدرسول‌الله (ص) و توپخانه لشكر
  • قرارگاه توپخانه لشكر 81 زرهي، يك گردان توپخانه 155 م‌م، يك گردان توپخانه 105 م‌م 
  • يك آتشبار 203 ميليمتري، يك آتشبار 130 ميليمتري و 3 دستگاه موشك‌انداز كاتيوشا

لشكر 81 زرهي (منها) براي مأموريت پدافندي شامل:

  • قرارگاه و گروهان قرارگاه لشكر (منها)
  • تيپ‌هاي 1 و 2 و 3 زرهي لشكر
  • قرارگاه گروه 11 توپخانه
  • توپخانه لشكر 81 زرهي (منها)
  • تيپ 30 پياده گرگان (درمأموريت پدافندي)
  • قرارگاه و گروهان قرارگاه
  • گردان‌هاي پياده (مشخص نشده است)
  • يك گردان توپخانه 155 ميليمتري خودكششي
  • تيپ جوادالائمه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (یگان احتياط قرارگاه نجف) 

در بيان مأموريت كلي نيروي زميني ارتش و سپاه پاسداران در عمليات مورد بحث چنين گفته شده بود كه :

«نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با گشايش جبهه جديدي در منطقه غرب، ضمن وادار كردن دشمن به انتقال نيرو از جنوب به غرب، به داخل خاك عراق تك نموده، دشمن را منهدم و نقاط حساس و حياتي را اشغال، شهرهاي مندلي و نفت‌خانه عراق را تهديد مي‌كند تا دشمن را مجبور به قبول شرايط بر حق جمهوري اسلامي ايران بنمايد.»

با توجه به مأموريتي كه شرح آن در بالا اشاره شد، هدف اصلي از اين عمليات، وادار كردن نيروهاي متجاوز عراق به انتقال قسمتي از نيروهاي خود از جبهه جنوب به جبهه غرب و در نتيجه تضعيف مقاومت دشمن در جنوب بود تا بدين وسيله امكان ادامه سلسله عمليات آفندي كه از اول سال 1361 در جبهه خوزستان آغاز شده بود ميسر گردد. بنابراين از نظر فرماندهي كل عمليات نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، منطقه اصلي جنگ همان منطقه جنوب در شرق بصره عراق بود و جبهه‌اي كه در صحنه عمليات غرب باز می‌شد، به‌منظور تسهيل عمليات منطقه جنوب بود. اما مأموريت ويژه قرارگاه نجف در طرح عملياتي كربلا 6 مورخه سوم مهرماه 1361 چنين تعيين گرديده بود:

«قرارگاه نجف در ساعت (س) روز (ر) تك مي‌كند و ارتفاعات كهنه‌ريك و كيسگه را تصرف و ميان تنگ را تأمين مي‌نمايد و آماده مي‌شود بنا به دستور تك را به داخل خاك عراق براي تأمين شهر مندلي و نفت‌خانه ادامه دهد و در ساير مناطق واگذاري پدافند مي‌نمايد.»

بنا بر مأموريتي كه قرارگاه نجف براي خود درنظر گرفته بود، حمله موردنظر يك عمليات نسبتاً محدودي بود كه هدف اصلي آن فقط تصرف ارتفاعات مرزي در غرب سومار بود. پيش‌بيني شده بود كه چنان‌چه هدف‌هاي اصلي تصرف شوند، در صورت ايجاب وضعيت، نبرد به داخل خاك عراق كشانده شود و شهرهاي مندلي و نفت‌خانه عراق مورد حمله قرار گيرند.

عامل ديگر محدودكننده هدف‌هاي حمله، انتخاب منطقه محدود غرب سومار براي حمله بود. با وجود اين‌كه در نقشه ترسيمي عمليات (كالك عمليات) منطقه عمليات آفندي بسيار وسيع‌تر و از كرانه رودخانه كنكاكوش در حدود 15 كيلومتري شمال نفت‌شهر در شمال تا رودخانه كاني‌شيخ در 15 كيلومتري جنوب سومار در جبهه‌اي به عرض قريب 40 كيلومتر بود و آزادسازي يا حداقل كنترل نفت‌شهر با آتش خودی برنامه عملياتي بود، ولي در بيان مأموريت فقط همان ارتفاعات غربي سومار به نام ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه به‌عنوان هدف تعيين شده بود. البته بايد توجه داشت با نيرويي كه براي اين مأموريت اختصاص يافته بود، بيش از هدف‌هاي اصلي تعيين شده، تعيين هدف قطعي ديگري امكان‌پذير نبود. بنابراين عمليات مسلم‌ابن‌عقيل گرچه به ظاهر يك عمليات گسترده‌اي به‌نظر مي‌رسيد، ولي عملاً يك حمله محدود يك تيپ ارتشي و يك لشكر سپاه بود.

چنان‌كه در تدبير عملياتي طرح كربلا 6 نيز تكرار شده بود، هدف اين عمليات تصرف ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه و تأمين منطقه ميان‌تنگ در منطقه مرزي بين سومار ايران و شهر مندلي عراق بود. حتي در اين تدبير اصلي هيچ‌گونه اشاره‌اي به مراحل بعدي عمليات نشده بود. اين امر نشان مي‌دهد كه فرماندهي قرارگاه نجف اميدواري چنداني به امكان ادامه عمليات در خاك عراق را نداشت.

قسمت بعدي طرح كربلا 6 تعيين وظايف و مأموريت‌هاي یگان‌های عمده زير امر قرارگاه نجف بود كه چگونگي هدايت اين عمليات را از نظر فرماندهي آن قرارگاه كاملاً مشخص مي‌ساخت. اين وظايف چنين مشخص شده بود:

« قرارگاه ظفر تك مي‌كند هدف‌هاي اصلي (ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه) را تصرف و ميان‌تنگ را تأمين مي‌نمايد. بنا به دستور در شمال و جنوب هدف‌هاي اصلي پيشروي مي‌كند و خطوطي را كه به نام قهوه‌اي و آبي منظور شده بودند تصرف و تأمين مي‌نمايد. بنا به دستور پيشروي را تا مندلي و نفت‌شهر ادامه مي‌دهد. لشكر 81 زرهي و تيپ 30 گرگان به پدافند در منطقه مسئوليت خود ادامه مي‌دهند. تيپ جوادالائمه سپاه  پاسداران به‌عنوان احتياط قرارگاه نجف ابتدا در شرق سومار مستقر مي‌گردد.»

با توجه به وظايف تعيين شده، مأموريت اصلي قرارگاه ظفر كه عنصر اصلي حمله‌ور در عمليات مسلم‌ابن‌عقيل بود، تصرف همان هدف‌هاي عمده ارتفاعات مرزي غرب سومار بود و عملاً نيز دامنه عمليات از آن فراتر نرفت كه در شرح هدايت عمليات بيان خواهيم كرد.

حال بايد وضعيت دشمن را نيز كه در اين منطقه نبرد گسترش داشت، بررسي كنيم تا مقايسه‌اي بين توان رزمي نيروهاي حمله‌ور ما با نيروهاي مدافع دشمن به‌عمل‌ آيد و چگونگي امكانات ارزيابي گردد. طبق برآورد اطلاعاتي كه در تاريخ 16 شهريورماه 1361 و قريب 25 روز قبل از شروع عمليات مسلم‌ابن‌عقيل به‌عمل آمده بود، استعداد و گسترش نيروهاي دشمن در اين منطقه چنين برآورد گرديده بود:

  • يك قرارگاه سپاه در سعديه
  • قرارگاه لشكر 9 زرهي در منطقه عمومي قوره‌نو (شمال‌غربي قصرشيرين)
  • قرارگاه لشكر 7 پياده در منطقه عمومي خانقين (غرب قصرشيرين)
  • قرارگاه لشكر 12 زرهي در منطقه مندلي (غرب سومار)
  • قرارگاه لشكر 2 پياده كوهستاني در منطقه بدره (غرب مهران)
  • تيپ 95 احتياط در منطقه میدان غرب باويسي
  • تيپ 605 پياده در منطقه باويسي
  • تيپ 45 پياده لشكر 15 پياده در شمال‌غربي منظريه
  • عناصري از لشكر 4 پياده از جمله گردان تانك آن لشكر در منطقه نبرد کرمانشاه
  • تيپ 59 پياده در خسروي
  • تيپ 85 پياده جديدالتأسيس در منطقه عمومي خانقين
  • تيپ 412 پياده در ارتفاعات كهنه‌ريگ
  • تيپ 3 گارد مرزي در شرق مندلي
  • تيپ 16 زرهي لشكر 6 زرهي در مندلي
  • تيپ 425 پياده در ورمهزيار (غرب مهران)
  • تيپ 4 گارد مرزي در حوالي بدره (غرب مهران)
  • تيپ 90 احتياط با 6 گردان در منطقه عمومي جبهه غرب
  • طبق برآورد ياد شده جمعاً حدود 17 گردان توپخانه صحرايي دشمن در اين منطقه گسترش داشت.

با توجه به یگان‌های ياد شده دشمن كه به منظور اختصار، فقط لشكرها و تيپ‌هاي مستقل نامبرده شد، عناصر لشكر 4 به اضافه 12 تيپ مستقل يعني جمعاً حدود 24 تيپ عراقي در منطقه نبرد کرمانشاه و ايلام در مقابل يك لشكر زرهي به اضافه يك تيپ پياده ايران يعني جمعاً 5 تيپ (با احتساب اين‌كه لشكر 81 داراي چهارتيپ شده بود) صف‌آرايي كرده بودند و با امكانات فوق‌العاده مهندسي و تهيه و تحكيم مواضع كه در اختيار داشتند مواضع پدافندي مستحكمي در مقابل نيروهاي ما ايجاد كرده بودند.

بنابراين در صورتي‌كه اين برآورد اطلاعاتي از دقت و صحت كافي برخوردار بوده باشد، نسبت توانايي رزمي دشمن در مقابل نيروهاي ما حدود پنج به يك به نفع نيروهاي دشمن بود. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه تمام اين عناصر دشمن در خط مقدم پدافندي گسترش نداشتند. به‌علاوه طبق روشي كه ارتش عراق در تركيب سازماني یگان‌ها به‌كار مي‌برد، معمولاً لشكرها و تيپ‌هاي عراقي با سازمان كامل خود در يك منطقه نبرد وارد عمل نمی‌شدند. غالباً تيپ‌ها و لشكرهاي عراقي به‌صورت تركيبي از یگان‌ها در يكديگر به‌كار برده می‌شدند، به‌نحوي‌كه بعضي از افسران ايراني در اين باره عقيده داشتند كه فرماندهي ارتش عراق از ترس احتمال كودتا به‌وسيله لشكرهاي سازمان يافته كه داراي وحدت فرماندهي پادگاني مي‌باشند، چنين تركيب درهم عملياتي را روش سازماندهي رزمي قرار داده است.

به هر حال اعم از اين‌كه اين اطلاعات قابل اعتماد بودند يا نه، در بررسي وضعيت دشمن براي اتخاذ تصميم جهت اجراي حمله، اين توان رزمي دشمن مورد نظر قرار گرفته بود. اما طبق روش كلي هدايت عمليات آفندي به‌وسيله نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، در مرحله نهايي اتخاذ تصميم براي حمله، اين توان برتر كامل دشمن نقش عامل بازدارنده ايفا نكرده بود. زيرا اين‌گونه تصميمات، ماه‌ها قبل از اجرا و بدون درنظر گرفتن برتري دشمن اتخاذ شده بود.

اين‌گونه برآوردهاي اطلاعاتي در حقيقت هيچ‌گونه تأثيري در تصميمات و حتي در تدابير اجراي حمله نداشتند و هر یگان اجرايي بدون توجه به اين‌كه چه استعدادي از دشمن در مقابلش قرار دارد حمله مي‌كرد و به پيشروي خود ادامه مي‌داد. فقط نتيجه عمليات بود كه برتري واقعي نيروهاي خودي يا دشمن را ثابت مي‌كرد.

از نظر نسبت قدرت آتش بين دو نيروي خودي و دشمن نيز بايد توجه داشت كه دشمن حدود 17 گردان توپخانه از كاليبرهاي مختلف در منطقه عمليات کرمانشاه و ايلام مستقر كرده بود، در حالی‌که جمع یگان‌های ما در اين منطقه 9 گردان به اضافه چند آتشبار مجزا از كاليبرهاي مختلف بود كه با احتساب هر سه آتشبار يك گردان جمع توان پشتيباني رزمي توپخانه‌هاي ايران در اين منطقه نبرد حدود 12 گردان بود. يعني نسبت به قدرت آتش دشمن به خودي حدود 3 به 2 بود. از اين نظر نيز برتري با دشمن بود. ضمن اين‌كه مقدورات دشمن از نظر تداركات مهمات خيلي بيش از نيروهاي ما بود. در همين عمليات تدارك مهمات تمام انواع توپ‌ها و خمپاره‌اندازها براي نبردهاي خودي محدود اعلام گرديده بود.

گفتيم طرح عملياتي قرارگاه نجف به نام طرح كربلا 6 براي عمليات مسلم‌ابن‌عقيل در سوم مهرماه 1361 منتشر شد و لازم بود قرارگاه اصلي اجراي اين طرح كه قرارگاه عملياتي ظفر بود طرح اجرايي خود را براي قسمت آفندي طرح كربلا 6 تهيه نمايد. قبل از بيان آن طرح لازم به يادآوري است كه اساساً قبل از هنگامي كه مأموريتي به يك قرارگاه محول مي‌گرديد، صرف‌نظر از اقدامات تأميني و ضداطلاعاتي، غالباً آن مأموريت تا پايين‌ترين رده اجرايي به‌طور رسمي يا غيررسمي ابلاغ می‌شد. از همان آغاز مرحله طرح‌ريزي در رده‌هاي بالاتر در تمام رده‌هاي پايين‌تر نيز فعاليت‌هاي شناسايي منطقه و كسب اطلاع از وضعيت زمين و دشمن و برآورد وضعيت و بالاخره تهيه طرح‌هاي مقدماتي آغاز مي‌گرديد.

بنابراين هنگامي‌كه طرح رسمي رده بالاتر ابلاغ می‌شد، عملاً تا رده پايين‌تر در جريان آن بود و پيش‌بيني‌هاي لازم را براي تهيه طرح كتبي به‌عمل آورده بود. در نتيجه براي تهيه طرح رده‌هاي پايين‌تر معمولاً نياز چنداني به مدت زياد و يا بررسي‌هاي اضافي نبود. بر همين اساس بعد از انتشار طرح عملياتي كربلا 6 روز بعد نيز طرح عملياتي قرارگاه ظفر يك (قرارگاه مشترك تيپ 55 پياده و تيپ محمدرسول‌الله سپاه پاسداران) كه یگان عمده اجرايي بود آماده گرديد.

نظر به اين‌كه در مأموريت پدافندي ساير یگان‌ها تغييري داده نشده بود، نيازي به تهيه طرح جديد نبود. در بررسي سازمان رزمي قرارگاه نجف ديديم كه عناصري كه به منظور اجراي حمله در اختيار قرارگاه ظفر قرار داده شد عبارت بودند از: لشكر نصر سپاه پاسداران، تيپ 55 پياده هوابرد و تيپ 4 مكانيزه لشكر 81 زرهي و عناصري از عشاير منطقه نبرد. فرماندهي قرارگاه ظفر، مشتركاً سرهنگ پياده ستاد اسماعيل سهرابي فرمانده لشكر 81 زرهي و برادر همت فرمانده لشكر نصر سپاه پاسداران بودند.یگان‌های زير امر اين قرارگاه به شرح زير براي اجراي حمله سازمان داده شدند:

  • قرارگاه ظفر 1 شامل تيپ 55 پياده هوابرد، تيپ محمد رسول‌الله (ص)  سپاه پاسداران، يك گروهان تانك تي 55 و تي 62 سپاه پاسداران ، يك گروهان نفربر زرهي سپاه پاسداران، يك گردان توپخانه 105 ميليمتري تيپ 55
  • قرارگاه ظفر 2 شامل تيپ 4 مكانيزه لشكر 81، بسيج عشاير منطقه، تيپ عاشوراي سپاه پاسداران، يك گروهان تانك ام 47 از عناصر لشكر 64 پياده، يك گروهان تانك ام 60 از عناصر لشكر 81 زرهي يك گروهان تانك تي 55 و تي 62 از عناصر سپاه پاسداران، يك گروهان نفربر زرهي از عناصر سپاه پاسداران يك گردان توپخانه 155 ميليمتري از عناصر لشكر 64 پياده 
  • توپخانه پشتيباني‌‌كننده (علاوه بر 3 گردان كمك مستقيم) 7 آتشبار از كاليبرهاي مختلف

همان‌گونه كه در شرح عملياتي قرارگاه نجف بيان گرديد مأموريتي كه به قرارگاه ظفر واگذار شده بود حمله در غرب سومار و تصرف ارتفاعات كهنه‌ريگ و گيسكه و تأمين ميان تنگ بود. در مناطق شمالي و جنوبي سومار مأموريت جدي به اين قرارگاه محول نشده بود. در نتيجه فرماندهي اين قرارگاه بر مبناي همان مأموريت، چنين تصميم گرفت كه تلاش اصلي خود را در مركز منطقه عمليات به سمت هدف‌هاي تعيين شده (كهنه‌ريگ و گيسكه) به‌كار ببرد و در قسمت شمال و جنوب نيز یگان‌ها به سمت غرب حركت كنند و خطوطي را كه به نام قهوه‌اي و آبي نام‌گذاري شده بود تصرف و تأمين نمايند. اين خطوط در چند كيلومتري داخل خاك ايران قرار داشتند و احتمالاً تحت اشغال دشمن نبودند و تصرف آن‌ها بيشتر به منظور تأمين جناحين قسمت مركزي و تك اصلي بود. البته در تدبير عملياتي چنين پيش‌بيني شده بود كه بعد از اجراي پيروزمندانه مرحله اصلي عمليات، یگان‌های قرارگاه ظفر به سمت غرب پيشروي را ادامه دهند به‌نحوي‌كه در مركز منطقه، شهر مندلي عراق و در شمال، منطقه نفت‌شهر ايران و در جنوب، ارتفاعات مرزي تصرف و تأمين گردد.

با توجه به اين‌كه منطقه عمليات به سه قسمت تقسيم گرديده بود، قرارگاه عملياتي ظفر 3 قرارگاه تابعه خود را با آرايش در خط به‌ترتيب ظفر 3 در شمال ظفر1در مركز و ظفر 2 در جنوب مستقر نمود. بنابراين تلاش اصلي اين نبرد به‌عهده قرارگاه ظفر يك يعني تيپ 55 پياده و تيپ محمدرسول‌الله (ص) سپاه محول گرديد. نظر به اين‌كه یگان ديگري براي تشكيل احتياط براي قرارگاه ظفر باقي نماند، اين قرارگاه به عناصر تابعه دستور داد خود احتياط مناسبي پيش‌بيني كنند. ضمن اين‌كه تيپ جوادالائمه سپاه پاسداران به‌عنوان احتياط قرارگاه نجف و تقدم وارد عمل شدن آن در منطقه سومار منظور گرديده بود. بالاخره قرارگاه اصلي اجرا‌كننده طرح حمله كه قرارگاه ظفر1بود، طرح عملياتي خود را به‌نام طرح بيت‌الله‌الحرام تهيه و در ششم مهرماه 1361 منتشر كرد.

گفتيم كه عنصر اصلي رزمنده اين قرارگاه تيپ 55 پياده و تيپ محمد‌رسول‌الله (ص) سپاه و چند گروهان تانك و نفربر بود. تيپ 55 داراي چهار گردان پياده و تيپ محمد‌رسول‌الله نيز داراي 10 گردان پاسدار بود.

 بنابراين قرارگاه ظفر1 داراي 14 گردان رزمي بود. اما بايد توجه داشت كه گردان‌هاي سپاه پاسداران از نظر تعداد حدود 200 تا 300 نفر بودند بنابراين از نظر استعداد پرسنلي، اين تيپ استعداد يك تيپ تقويت شده را داشت. به هر حال فرماندهي قرارگاه مشترك ظفر1كه سرهنگ پياده ستاد كريم عبادت و برادر چراغي بودند، گردان‌هاي پياده پاسدار را در 10 یگان سازمان دادند.بدين ترتيب كه چهار گردان پياده تيپ 55 با چهار گردان پاسدار ادغام شدند و چهار گروه رزمي مختلط تشكيل دادند و شش گردان پاسدار نيز به‌صورت مستقل وارد عمل گردند.

 تدبير فرماندهي مشترك ظفر1اين بود كه با 9 یگان در خط حمله كند. براي اين منظور در منطقه هدف كلي 9 هدف جزء تعيين گرديد و حمله به هر يك از آن‌ها به يكي از گروه‌هاي رزمي و يا گردان‌هاي مستقل سپاه پاسداران واگذار شد. بدين ترتيب طرح قرارگاه مشترك ظفر1نيز تكميل و در ششم مهرماه منتشر گرديد و مرحله طرح‌ريزي به پايان رسيد. زمان اجراي طرح نيز يك روز بعد از انتشار آخرين طرح يعني روز هفتم مهرماه تعيين شده بود، ولي نظر به اين‌كه هنوز جابجايي یگان­ها از منطقه گیلانغرب به منطقه سومار تكميل نشده بود، الزاماً اجراي اين عمليات به مدت 48 ساعت به تأخير افتاد و در نهم مهرماه آغاز گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده