عملیات رمضان
بخش بیست و ششم: خاطرات رزمندگان یادداشت­هایی از خاطرات رزمندگان در عملیات رمضان توجه: درباره چگونگی عملیات رمضان با بیش از 100 نفر از رزمندگان ارتشی و سپاهی و بسیجی مصاحبه شده، نظر به اینکه غالباً خاطرات مشابه یا مسائلی را در حد شغل و وظیفه خود بیان کرده­اند، در این قسمت فقط به ذکر خلاصه­ای از خاطرات معدودی از رزمندگان شرکت کننده که به نسبت، وظایف سنگین­تری عهده­دار بوده­اند، اکتفا شده است.

– سرهنگ محمد جعفر لهراسبی، فرمانده تیپ 2 لشکر 92 زرهی

بعد از عملیات بیت ­المقدس این بحث پیش آمد که چرا آن عملیات تا حصول به نتیجه نهایی ادامه نیافت. در این باره باید گفت که هر عملیاتی نیازی به برآورد وضعیت­ها و طرح‌ریزی­های نهایی دقیقی دارد. از جمله مسائلی که ما با آن مواجه بودیم، شرکت گسترده افراد بسیجی در نبردها بود. نظر به اینکه تعداد قابل ملاحظه­ای از افراد بسیجی از طبقه کشاورزان کشور بودند، آنان در فصل تابستان مشغول کار کشاورزی خود می­شدند. ما بایستی بعد از عملیات بیت­المقدس که در فصل بهار انجام گرفت، این نکته را در نظر می­گرفتیم. ضمن اینکه افراد بسیجی از اول سال 1361 در دو عملیات گسترده فتح­المبین و بیت­المقدس شرکت کرده بودند و نیاز به استراحت و تجدید قوا داشتند.

 چنانکه عملاً در خاتمه عملیات بیت­المقدس هنگامی که نیروهای ما وارد جزیره بوارین عراق شدند، به علت همان خستگی عمومی نتوانستند آن جزیره را نگهدارند. همین موضوع نشان داد که ادامه عملیات بیت­المقدس بدون تجدید سازمان و تجدید تدارکات و تجدید نظر در طرح­های عملیاتی، احتمالاً موفقیت­آمیز نخواهد بود. با این وجود بعد از مدت زمانی کوتاه، ما عملیات رمضان را شروع کردیم که کمتر از دو ماه بعد از عملیات بیت­المقدس آغاز شد.

 

بعد از عملیات بیت­المقدس، بعضی­ها چنین تصور کردند که نیروهای متجاوز عراق به کلی متلاشی شده­اند، در حالی که چنین نبود. چنانچه در همان منطقه نبرد بیت­المقدس ارتش عراق موفق شد، حداقل دو لشکر خود را سالم به عقب بکشد. ولی مسئولین اطلاعاتی ما نتوانستند چگونگی این امر و هدف آن را برآورد کنند. ارتش عراق این نیرو را که با فدا کردن نیروهای دیگر نجات داده بود، در خط بعدی دفاعی خود مستقر کرد و پدافند منطقه حیاتی بصره را با آن نیروها مستحکم نمود.

 

درباره عملیات رمضان، بررسی­های زیادی انجام گرفت. منطقه نبرد، منطقه کاملاً صاف و همواری بود که ارتش عراق موانع مصنوعی زیادی را در آن ایجاد کرده بود. البته این موانع از مدت­ها قبل و نه بعد از عملیات بیت­المقدس تهیه شده بود. به عنوان مثال بعد از اشغال شهر بستان به وسیله نیروهای متجاوز عراق (در اوایل جنگ) ارتش عراق یک جاده سراسری شمالی جنوبی از بستان تا غرب خرمشهر در منطقه اشغالی احداث کرده بود که به سمت شرق و خاک ایران با خاکریز مرتفعی حفاظت می­شد.

 چنین به نظر می­رسد که حکومت عراق قصد داشته است بعد از پایان جنگ تحمیلی آن جاده را به عنوان مرز بین دو کشور کند. خلاصه آن که موانعی را که ارتش عراق ایجاد کرده بود، در طول دو سال جنگ (تا عملیات رمضان) تهیه شده بود، شامل موانع مثلثی شکل، کانال­های آب، میدان­های مین و غیره بود. ما به وجود این موانع آگاه بودیم، به همین جهت در مرحله طرح­ریزی یکی از نکات مهم آن بود که چگونه از این موانع عبور کنیم. از مهم­ترین موانع در مسیر پیشروی نیروهای ما کانال ماهی بود که برآورد می­شد 27 کیلومتر طول و حدود یک کیلومتر عرض دارد.

طرح عملیات رمضان این بود که ما این کانال ماهی را دور بزنیم و از شمال بصره به هدف برسیم و جاده بصره العماره را قطع کنیم. این تدبیر به صورت تصمیم نهایی درآمد که درباره روش اجرای آن مباحثاتی بین فرماندهان پیش آمد. عده­ای معتقد به مرحله­بندی عملیات بودند، زیرا می­گفتند نیروهای ما متشکل از واحدهای پیاده و زرهی هستند و این دو عنصر رزمنده هم­پا نیستند و نمی­توانند با یک آهنگ پیشروی کنند. بنابراین بهتر است ابتدا نیروهای زرهی و مکانیزه تا 10 کیلومتر پیشروی کنند و شکافی در خطوط دفاعی دشمن ایجاد نمایند، بعد یگان­های پیاده از جناحین محور پیشروی حرکت کنند و به خط نیروهای زرهی و مکانیزه برسند.

این روش تا وصول به کرانه شرقی دجله ادامه یابد. ولی عده­ای عقیده داشتند که بهتر است به صورت حمله تهاجمی جبهه­ای پیشروی اجرا گردد و همه نیروها باهم حمله را آغاز کنند تا در حین عملیات، نتایج نبرد ارزیابی گردد. بالاخره همین روش نیز به مرحله اجرا درآمد و عملیات بدین ترتیب آغاز شد که در مرحله اول لشکر 92 زرهی به اضافه لشکر صاحب­الزمان شامل تیپ­­های نجف و کربلای سپاه پاسداران در منطقه مرکزی پیشروی کنند و در یک منطقه کم عرض به سرعت جلو بروند و هدف خود را در شمال کانال ماهی تصرف و کرانه شرقی دجله را اشغال نمایند و جاده بصره عماره را کنترل کنند.

در مرحله بعدی، عملیات را به سمت شمال و به طرف نشوه توسعه دهند و پل­های موجود در روی دجله را تحت کنترل خود درآورند. در سمت جنوب نیز عملیات تا تنومه عراق توسعه یابد وپل­های رودخانه دجله تحت کنترل نیروهای ما قرار گیرد. بنابراین هدف نهایی یگان­های ما، کنترل پل­های موجود در رودخانه دجله بود که با تصرف آن­ها جاده بصره عماره در کنترل نیروهای ما قرار می­گرفت. بعد از وصول به هدف نهایی، نیروهای باقی مانده در منطقه نبرد به وسیله لشکر 77 پیاده و لشکر فجر سپاه پاسداران پاک می­شدند.

در شمال منطقه نبرد رمضان لشکر 16 زرهی و لشکر قدس سپاه پاسداران گسترش داشت که مأموریت چندان مهمی در این نبرد به آن­ها واگذار نشده بود. وظیفه اصلی آن­ها درگیر کردن قسمتی از نیروهای دشمن و تأمین جناح شمالی منطقه نبرد، در رمضان بود. در جنوب این منطقه نبرد نیز لشکرهای 21 و 77 پیاده و یک لشکر پیاده مستقر بودند.

بالاخره طرح رمضان به اجرا درآمد و نیروهای حمله­ور ما با 27 کیلومتر پیشروی در شمال کانال ماهی به منطقه هدف رسیدند. ممکن است بعضی­ها تردید داشته باشند که نیروهای ما به منطقه هدف رسیده­اند، ولی باید بگوییم که واقعاً ما به منطقه هدف رسیدیم، اما قسمتی از جناح شمالی (راست) ما کاملاً خالی بود. به احتمال قوی دشمن به وسیله عوامل و عناصر اطلاعاتی قوی که در اختیار داشت متوجه این منطقه خالی شده بود که نیروهای خود را در ساعت 1400 روز حمله وارد این منطقه کرد.

در نتیجه عناصر حمله­ور ما از سمت شمال دور زده شدند و در خطر محاصره شدن قرار گرفتند. تقریباً تمام نیروهای محاصره شده ما از بین رفتند یا به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. یکی از علل پیش آمدن این وضعیت، ضعف طرح استفاده از وسایل مهندسی بود که نیروهای ما از آن محروم شدند و در زمین باز در مقابل حمله نیروهای زرهی دشمن قرار گرفتند و نتوانستند عکس­العمل قابل ملاحظه­ای نشان دهند.

با انهدام نیروهای پیش­رو حمله­ور ما، نیروهای باقی مانده ما به پاسگاه زید عراق عقب­نشینی کردند و نبرد در همین مرحله اول به پایان رسید. یگانی که در محاصره نیروهای عراقی قرار گرفت تیپ 3 لشکر 92 زرهی، تیپ امام حسین، تیپ نجف و قسمتی از تیپ 1 لشکر 92 زرهی بود و تیپ 2 لشکر 92 زرهی که من فرماندهی آن را بر عهده داشتم، در شمال پاسگاه زید جناح شمالی را تأمین می­کرد. تیپ 25 کربلا (سپاه پاسداران) نیز جناح جنوبی را تأمین می­نمود که به طرف شلمچه گسترش داشت. از عناصر تیپ 3 لشکر 92 زرهی فقط یگان احتیاط و توپخانه آن تیپ توانست از محاصره شدن نجات یابد و عقب­نشینی کند.

البته در این نبرد یگان­های مستقر در جناح منطقه چندین کیلومتر در خاک عراق پیش­روی کرده بودند و موفق شدند آن مناطق را نگهدارند و باقی مانده یگان­های محاصره شده نیز به همان حوالی عقب­نشینی کردند. این عملیات تا حدود ساعت 3 بعداظهر اولین روز نبرد بیش­تر به طول نیانجامید و نیروهای ما در حوالی پاسگاه زید عراق حالت پدافندی اتخاذ کردند.

نتیجه نهایی این مرحله از عملیات آن بود که ما تلفات نسبتاً سنگینی را متحمل شدیم. ولی حدود 8 کیلومتر از خاک عراق را در شمال کانال ماهی تصرف کردیم.

مرحله دوم عملیات رمضان در شب بعد با هدف انهدام نیروهای دشمن اجرا شد که قصد تصرف و نگهداری زمین در آن وجود نداشت. در این مرحله عناصر پیاده نظام ما مسلح به جنگ­افزار ضد تانک شبانه به نیروهای زرهی دشمن حمله کردند و طبق برآوردهای انجام شده خسارات سنگینی به یگان­های زرهی و مکانیزه دشمن وارد ساختند.

بعد از اجرای مرحله دوم، طرح­ریزی برای مرحله سوم آغاز شد. منطقه حمله در جنوب کانال ماهی، بین این کانال و رودخانه اروند رود انتخاب شد که هدف نهائی تصرف شهر تنومه در کنار شط­العرب بود. اما در عمل مشاهده شد که ارتش عراق پیش­بینی این حرکت احتمالی نیروهای ایرانی را کرده است. شاید برآورد کرده بود که اصولاً محور اصلی پیشروی نیروهای ما به طرف بصره از همان منطقه باشد. لذا موانع مستحکم­تری در آن منطقه احداث کرده بود. البته موانع مقدم  به سمت ایران چندان مستحکم نبودند. ولی از این موانع به وسیله نیروهای رزمی عراق دفاع شدیدی می­شد. لذا هنگامی که نیروهای ما از تعدادی از موانع سبک عبور می­کردند، نیروهای عراقی آن­ها را زیر آتش می­گرفتند و نیروهای ما که تلاش می‌کردند در سنگرها و خاکریزهای رها شده عراقی جان پناه بگیرند، با مین­های کار گذاشته عراقی برخورد نمودند و شهید شده یا مجروح می­شدند. پیشروی نیروهای ما سد گردید و مرحله سوم به پایان رسید.

بعد، مرحله چهارم نبرد رمضان برای منطقه شمال پاسگاه زید طرح­ریزی شد که برای تصرف مواضع مثلثی شکل نیروهای عراقی بود. مرحله اول و دوم به وسیله یگان­های قرارگاه فتح (لشکر 92 زرهی و یگان‌های از سپاه پاسداران) اجرا گردید اما مرحله سوم به وسیله لشکر 21 پیاده با یگان‌های از سپاه پاسداران به اجرا درآمد. اجرای مرحله چهارم به لشکر 77 پیاده و یگان‌های دیگری از سپاه پاسداران محول گردید.

طرح مانور در مرحله چهارم این بود که نیروهای حمله­ور ابتدا مواضع مقدم دشمن را تصرف کنند، بعد گوشه دیگری از مواضع مثلثی شکل را اشغال نمایند. بالاخره قسمت مرکزی آن مواضع را تصرف کنند و در همان مواضع نیروهای حمله­ور با یکدیگر الحاق حاصل نمایند و پس از کنترل کامل مواضع مثلثی شکل اول، به مواضع خط دوم و بالاخره خط سوم، حمله ادامه یابد.

نظر به اینکه برای تصرف مواضع مثلثی شکل، نیروها از دو جناح شمالی و جنوبی پیشروی می­کردند و بایستی در مثلث مرکزی با یکدیگر الحاق حاصل می­نمودند، در عمل نیروئی که از جنوب پیشروی می­کرد مثلث اول و دوم را اشغال می­نمود ولی نیروئی که از شمال پیشروی می­کرد، اشتباهاً به جای مثلث سوم به مثلث چهارم رسید و در نتیجه بین مثلث سوم و دوم حدوداً سه کیلومتری فضای خالی باقی ماند. در حالی که نیروهای عراقی در آن منطقه مستقر بودند و ارتش عراق موفق شد نیروهای تقویتی بیش­تری وارد آن منطقه کند و این نیروهای دشمن نیروهای ما را که پیشروی کرده بودند، از پهلو و عقب مورد تهدید قرار دادند. به نحوی که امکان داشت همان حالت مرحله اول این عملیات برای یگان­های حمله­ور ما پیش آید لذا این یگان­ها مجبور به عقب نشینی شدند.

بررسی نتیجه مرحله چهارم چنین بود که بهتر آن است پیشروی خیز به خیز انجام گردد. بنابراین مرحله پنجم عملیات رمضان بر اساس این تدبیر طرح­ریزی شد. اما در بررسی نهائی این نتیجه حاصل شد که در آن شرایط احتمال موفقیت در ادامه عملیات چندان قوی نیست. لذا از اجرای مرحله پنجم انصراف حاصل شد و نبرد رمضان با همان نتایج به دست آمده به پایان رسید.

سرکار سرهنگ لهراسبی در قسمتی دیگر از مصاحبه در پاسخ به سئوال مصاحبه­گر درباره عدم موفقیت نبرد رمضان چنین نظر داده است که در مرحله اول نبرد رمضان، هنگامی که نیروهای ما به هدف خود رسیدند، بایستی تحکیم هدف و تجدید سازمان می‌کردند. با مشکلات عدم اطلاعات صحیح از وضعیت دشمن و کمبود فوق­العاده وسائل سنگین مهندسی برای تهیه خاکریز و جان پناه و سنگر مواجه شدند. اما نکته­ای که وجود داشت غرور بیش از حدی بود که در این نبرد به وجود آمده بود. چنانچه در آن منطقه تعداد زیادی خودروهای فیلم­برداری و خودروهای شخصی جمع شده بودند تا شاهد اولین پیروزی نیروهای ما در داخل خاک دشمن باشند، این وضع یک مرحله زودرسی بود. پیشروی سریع نیروهای ما به عمق 27 کیلومتری در داخل خاک دشمن که برای اولین بار اتفاق می­افتاد شوق وصف ناشدنی آن چنان زیاد ایجاد شده بود که نتیجه نهایی آن به ضرر نیروهای ما می­شد. غرور جلو چشمان ما را گرفت تا بدان حد که شرایط حقیقی نبرد تحت الشعاع احساسات قرار گرفت. برای نیروهای ما مواضع تهیه نشد و وسائل مهندسی به موقع و به تعداد کافی به خطوط مقدم اعزام نگردید.

درباره علت اتخاذ تصمیم برای یک مرحله کردن نبرد در مرحله اول، ایشان نظر داده­اند که عقیده بر این بود که چنانچه ما با یک نیروی ضربتی قوی، جبهه دفاعی دشمن را بشکافیم و به هدف اصلی برسیم، نیروهای تلاش فرعی نیز از جناحین تا حدود 10 کیلومتر پیشروی کنند، می­توانند از ابراز عکس­العمل نیروی احتیاط دشمن جلوگیری نمایند.

 ضمن اینکه نیروهای عراقی دچار وحشت و اختلال سازمان می­شوند و نمی­توانند عکس­العمل قابل ملاحظه­ای نشان دهند. اما در عمل نیروهای جناحی نتوانستند مأموریت خود را انجام دهند و وسائل مهندسی مورد نیاز نیز وارد صحنه نبرد نشد و هماهنگی در اجرای طرح از بین رفت. آنچنان که بعضی از یگان­های جناحی حتی نتوانستند از خط مرز عبور کنند و به جلو بروند. لشکر 77 پیاده که در حدود سه کیلومتری شرق خط مرز (در داخل خاک ایران) گسترش دفاعی داشت، حتی نتوانست تا خط مرز پیشروی کند.

این امر سبب شد که دشمن موفق گردید نیروهای احتیاط خود را از مقابل آن منطقه وارد عمل کند و بر علیه نیروهای حمله­ور اصلی ما به کار ببرد. به نظر سرهنگ لهراسبی، یک عامل روانی در افراد ارتش عراق نیز در نتیجه عملیات رمضان مؤثر بود و آن عبارت از این بود که در این نبرد بر خلاف نیروهای قبلی، سرباز عراقی در داخل خاک کشور خودش می­جنگید. مسلماً احساس او در این نبرد مثبت­تر از نبردهای قبلی درباره جنگ بود، زیرا در این نبرد وضعیت فیزیکی نیروهای ما و دشمن تغییر محسوسی نکرده بود. طراحان و رزمندگان ما همان­هایی بودند که در نبرد فتح­المبین و بیت­المقدس شرکت داشتند و نیروهای دشمن نیز تقریباً همان­هایی بودند که قبلاً در این منطقه نبرد وجود داشتند. تنها عاملی که ممکن است تغییر کرده باشد نیروی روانی دشمن می­تواند باشد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده