ارتش در فاو
كسي منكر اين واقعيت نيست كه توپخانه قدرتمند نزاجا در هنگام بحران (به ويژه در اوائل جنگ) در غياب يگانهاي رزمي به سرعت خود را در تيرس دشمن قرار داده و با اجراي انواع آتشهاي پدافندي به عنوان سدي نفوذ ناپذير عمل نموده و حماسه هاي ماندگاري از خود به يادگار گذاشته و از اين بابت ، افسران انديشمند، درجه داران غيرتمند و سربازان توانمند اين رسته داراي لوح زرين نا نوشته اي هستند كه براي هميشه تاريخ جاودان خواهد ماند .

بخش دهم: شركت يگانهاي توپخانه پدافند هوايي  و توپخانه صحرایی

 

حـراست از آسمان ميهن اسلامي و ايـجاد امنيت هوايـي از مسئوليتهاي نيروي هوايي ارتـش جـمهوري اسلامي مي باشد ، لذا در رابطه با اهميت و نقش  بي نظير پدافند هوائي در فصل دوم (نهاجا در فاو) به تفسير صحبت خواهد شد .

در رابطه با فعاليت هاي يگان هاي پدافند هوايي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك نكته اساسي قابل ذكر است كه : مسئوليت اصلي اين يگان ها پوشش هوايي سطح پايين يگان هاي مختلف نزاجا در هنگام رزم است، بنابراين يگان‌هاي پدافند هوائي با توجه به اين نياز، از نظر سلاح و تجهيزات و آموزش پيش بيني و سازماندهي شده اند اما در ايام جنگ ، تحولات ميداني مسئوليت جديدي را متوجه اين نيروها نمود. در ميدان جنگ ما با دشمني مواجه شديم كه هيچگونه پايبندي به كنوانسيون‌هاي بين المللي و قراردادهاي اجتماعي و اخلاقي نداشت و هر گاه خود را در رويارويي با نيروهاي پر توان ما در جبهه ناتوان مي ديد ، حملات هوايي خود را متوجه شهرها و مناطق مسكوني و حياتي كشور مي‌كرد ، در نتيجه در مقابله با اين تهديد  ايجاد امنيت نسبي براي شهروندان در تقدم يكم فرماندهي نيروهاي مسلح قرار مي گرفت و در مجموع نزاجا ملزم گرديد با اعزام بخشي از يگانهاي پدافند هوائي خود در تقويت سيستم پدافند هوايي كشور شركت نمايد.

 اين مسئوليت جديد ضمن اينكه حجم كار و تلاش پرسنل را طلب مي‌كرد، تاكتيك جديدي را نيز ديكته مي كرد و برابر اين تاكتيك و نگرش به تجربه عمليات‌هاي انجام شده نزاجا مجبور بود براي ايجاد پوشش هوايي هر عمليات اقدام به جمع‌آوري سلاح هاي پدافند از سراسر جبهه بنمايد و آن را به منطقه مورد نظر گسيل دارد . در عمليات والفجر8 پيش بيني مي شد كه دشمن به دليل از دست دادن يك منطقه حساس به‌ويژه شهر بندري فاو از نيروي هوايي به طور گسترده استفاده نمايد، لذا نزاجا در كنار پدافند نيروي هوايي و با هماهنگي كامل به دو طريق در ايجاد پوشش هوايي براي يگانهاي عمل كننده در شرق و غرب اروند رود ظاهر گرديد ، تاثير ميداني اين اقدام آن چنان بود كه تحليل گران براي اولين بار در تاريخ جنگ تحميلي ، عملكرد يكان هاي پدافند هوائي را در كنار عوامل مؤثر در موفقيت عمليات والفجر8 ذكر كرده اند و سقوط بخشي از 70 فروند هواپيماي دشمن را به اين اقدام مرتبط دانسته‌اند .

همانطوريكه گفته شد يگانهاي پدافند هوايي نزاجا به دو صورت به شرح زير در ايجاد امنيت هوايي منطقه فاو شركت داشتند :

 

الف ـ اعزام جنگ افزارهاي 23م م پدافندهوايي به همراه يگانهاي توپخانه صحرايي شركت كننده درعمليات :

برابر روش جاري در ايام جنگ ، توپخانه هاي لشكر و گروههاي توپخانه بخشي از توپهاي گردانهاي 23م.م را به گردانهاي توپخانه صحرائي مأمور كردند، در نتيجه گردانهاي توپخانه صحرايي افزون بر دسته هاي موشك سهند سازماني، توپهاي 23 م.م پدافند هوايي را هم به همراه داشتند . و چون اين گردانها از يك سازمان بودند در نتيجه مشكلات كمتري براي توپهاي جدا شده از يگان مادر به وجود مي آمد و همين امر كارايي اين توپها را افزايش مي داد، با توجه به اين كه در عمليات والفجر8 گردانهاي توپخانه صحرائي زيادي در يك منطقه محدود استقرار داشتند، در نتيجه حجم بالايي از سلاح هاي پدافند هوائي در منطقه عملياتي فاو و جزيره آبادان و شلمچه ظاهر شدند كه در مجموع يك پدافند منسجم سطح پايين بوجود آمد و اين پدافند در قالب سيستم پدافند هوائي نهاجا قرارگرفت و شگفتي آفريده شد .

از نظر تعداد اين جنگ­افزارها تقريباً به‌ازاي هر آتشبار توپخانه صحرائي يك توپ و در بعضي موارد دو توپ اعزام گرديده است، بررسي بيشتر در اين باره به ويژه از طريق مراجعه مستقيم به پرسنل شركت كننده در عمليات فاو نشان مي دهد كه بخشي از سلاح‌هاي پدافندي گردانهاي 325 گروه 33، 314 و 322 گروه 22 ، 820 ل 81 زه ، 398 ل 77پ و 395 ل 21 حمزه در اين عمليات به اجراي مأموريت پرداخته اند .

 

ب ـ اعزام جنگ افزار پدافند هوائي به صورت يگاني :

گرچه نزاجا آنچنان استعدادي از جنگ افزارهاي هوايي در اختيار ندارد كه بتواند در طرح پدافند منطقه‌اي شركت كند، اما آمار‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه در صد بالايي از جنگ افزارهاي خود را در ايام جنگ در پدافند از مناطق حساس و حياتي كشور در شهرها و اطراف شهرها به كار گرفته است و همين مسئله در بيشتر موارد پدافند از يگانهاي در خط را به طور جدي با مشكل روبرو مي‌كرد.

 شايد اگر ترتيبي انديشيده مي‌شد كه برابر مأموريت نيروي زميني از  سلاح‌هاي پدافند هوائي استفاده مي‌گرديد، يگانهاي رزمي با آرامش خاطر بيشتري به اجراي مأموريت مي‌پرداختند و تلفات و ضايعات كمتري مي‌ديدند، البته نبايد فراموش كرد، سيستم پدافندي نهاجا با استعداد كنوني نمي‌توانست پدافند منطقه‌اي تاسيسات و مناطق حياتي كشور را پوشش دهد و همان‌طوري كه گفته شد، برداشت از پدافند هوائي نزاجا اقدامي از روي اجبار و با توجه به اولويتهاي فرماندهي پدافند كل كشور بوده است.

 اما تجربه نشان مي‌دهد گشايش اين معضل بايستي در دستور كار سيستم امنيت هوايي قرار گيرد به هر حال نزاجا در عمليات والفجر 8 با اعزام استعداد‌هايي از سلاح‌هاي پدافند هوايي به شرح زير در ايجاد امنيت هوايي منطقه‌اي نقش ايفا نموده است: (1) اعزام سه آتشبار اورليكن از مركز آموزش توپخانه (جهت پدافند قرارگاهها، پل‌ها ، و پد‌بالگرد)

(2) اعزام يك دسته پدافند 23م.م از لشكر 21 حمزه (8 توپ) (جهت پدافند از پلهاي مارد و دارخوين و بيمارستان)

(3) اعزام يك دسته پدافند هوايي 23 م.م از گروه 33 توپخانه (جهت پدافند پد بالگرد)

(4) اعزام گردان 338 اسكاي گارد1 مركز آموزش توپخانه (اين يگان چندي بعد به نهاجا منتقل گرديد).

شركت موثر يگانهاي توپخانه صحرايي

نقش با ارزش توپخانه1 به عنوان مشت فرمانده هميشه مورد اقبال آشنايان به امور نظامي بوده و هست، در فراز و فرود جنگ ناخواسته چه بسيار فرماندهان يگانهاي پياده و زرهي خط مقدم به بيان اينكه با شنيدن صداي شليك توپخانه آرامش يافته­اند پروا نداشته و ندارند ، اين فرماندهان از وجود توپخانه هاي هميشه بيدار ارتش جمهوري اسلامي ايران در سخت ترين شرايط احساس امنيت مي‌كرده‌اند.

يگانهاي توپخانه، صرف نظر از پشتيباني هائي كه با انواع آتشهاي آفندي از عمليات هاي طرح ريزي شده به عمل مي آوردند ، متوقف كردن هجوم غافلگيرانه و يا بي اثر كردن پاتك هاي سنگين دشمن را در كارنامه افتخار آميز خود دارند .

كسي منكر اين واقعيت نيست كه توپخانه قدرتمند نزاجا در هنگام بحران (به ويژه در اوائل جنگ)2 در غياب يگانهاي رزمي به سرعت خود را در تيرس دشمن قرار داده و با اجراي انواع آتشهاي پدافندي به عنوان سدي نفوذ ناپذير عمل نموده و حماسه هاي ماندگاري از خود به يادگار گذاشته و از اين بابت ، افسران انديشمند، درجه داران غيرتمند و سربازان توانمند اين رسته داراي لوح زرين نا نوشته اي هستند كه براي هميشه تاريخ جاودان خواهد ماند .

گر چه يك كار تحقيقي از اثر بخشي گلوله هاي توپخانه به عمل نيامده است اما نقل قولهاي عوامل دست اندر كار به ويژه اسراي جنگي دشمن نويد بخش  است .

در اين مورد پست شنود در عمليات والفجر8 از قول عراقيها چنين گزارش مي‌كند: 4

وضعيت ما بسيار بد و سخت مي باشد آتش توپخانه روي ما بسيار مؤثر و تلفات نفرات با شمارش دقيقه افزون‌تر مي شود ، فعلاً در مواضع خود مقاومت مي كنيم ولي به‌داد ما برسيد1.

و يا در جايي ديگر يكي از فرماندهان تيپ دشمن مي گويد :

آتش توپخانه دشمن (ايران) وسيع و بسيار سنگين و مؤثر است تعداد شش دستگاه تانك از كار افتاده است. توان رزمي به‌شدت پايين آمده، كه بر اثر درگيري و آتش سه‌روز گذشته مي‌باشد، توپخانه‌هاي‌دشمن (ايران) آزاد هستند، خواهش ما اين است كه آتش متقابل، روي منابع آتش دشمن زياد شود تا از حجم آنها كاسته شود2.

در چنين وضعيتي يك تحليل گر در سپاه اسلام چنين اظهار نظر مي كند :

با توجه به پاتك هاي متوالي دشمن و شكست آنها و انهدام قابل توجه نيروهايش ، روحيه ارتش عراق بـه شدت متزلزل گرديد . به طوريكه چند تن از فرماندهان رده بالا خود را تسليم نيروهاي اسلام كردند3.درادامه:

 درنخستين شب عمليات (20/11/1364)آتش توپخانه نيز براي پشتيباني او بسيار كم و ناچيزبود.

  درروزاول عمليات(21/11/1364)تيپ38كماندويي به دليل حجم زياد آتش خودي به منطقه پاتك نرسيد.

درروز دوم عمليات (22/11/1364)تيپ3 نيروي مخصوص و تيپ4 پياده براي جلوگيري و سد كردن تك نيروهاي خودي در دو طرف جاده استراتژيك گسترش يافتند، امابااجراي آتش مؤثر توپخانه خودي،حدود30 درصد تلفات جاني را متحمل شدندوتاروز24/11/1364 به صورت دقيقه شمار از سوي نيروهاو توپخانه خودي متحمل تلفات شدند.

رروز پنجم عمليات (25/11/1364)آتش توپخانه (خودي) تلفات سنگيني را به دشمن وارد آورد و هر گونه حركتي را از آن سلب كرد.

گرچه ناخواسته و بنا به ضرورت به شركت يگانهاي  توپخانه در عمليات والفجر8 اشاره شد اما به طور مشخص يگان هاي توپخانه نزاجا به طور گسترده و مؤثر به دو صورت در عمليات والفجر8 شركت نمودند :

الف : توپخانه‌هاي پشتيباني كننده تلاش اصلي (كنترل عملياتي سپاه)

طراحان ارتش و سپاه در قرارگاه خاتم الانبياء (ص) به اين نتيجه رسيده بودند كه عبور از رودخانه خروشان اروندرود و هجوم به دشمن پناه گرفته در اين سد طبيعي نياز به آتش انبوه و مداوم دارد و چون يگان هاي محدود توپخانه سپاه پاسداران ، جوابگوي اين نياز نبودند لذا به فرماندهي نزاجا تكليف گرديد كه تعدادي يگان توپخانه زير امر سپاه كه مأموريت تلاش اصلي عمليات را به‌عهده داشت قراردهند .

آقاي محسن رضايي (فرمانده وقت سپاه) مي نويسد :

پشتيباني عمليات والفجر8 توسط نهاجا و هوانيروز تامين مي‌گرديد و همچنين بنابر پيشنهاد سپاه و تصويب فرماندهي عالي جنگ، (آقاي هاشمي) بخشي از آتش پشتيباني توسط ارتش تامين مي‌شد1.

اجراي اين امر با توجه به محدوديت‌هاي نزاجا براي حفظ امنيت خطوط پدافندي به سادگي مقدور نبود، لذا مراحلي به شرح زير پيموده شد تا شرايط آماده گرديد:

(1) فقط شش گردان

فرماندهي نزاجا به جناب سرهنگ ابوالقاسم جاوداني به عنوان رابط توپخانه نزاجا در قرارگاه خاتم الأنبياء (ص) ماموريت داد كه با هماهنگي برادر شفيع زاده (نماينده توپخانه سپاه) زير نظر حجت الاسلام دكتر حسن روحاني (دبير شوراي عالي دفاع) برآورد نمايند كه توپخانه مورد نياز عمليات والفجر8 چقدر است ؟

به طور مشخص نيروي زميني چه استعدادي را از نظر توپخانه مي تواند واگذار نمايد ؟

بقيه ماجرا را از بيان سرتيپ2 بازنشسته جاوداني پي مي‌گيريم .

تيم ما شامل، برادر شهيد شفيع زاده و سرتيپ2 پرويز افرار (سرهنگ2 آن زمان) كار خود را شروع كرديم. با توجه به آشنائي نسبي از مناطق عملياتي شمال‌غرب، غرب و جنوب و با در نظر گرفتن گسترش يگانهاي عمده نيروي زميني در آن مناطق و استفاده از منابع اطلاعاتي معاونت عمليات و اطلاعات نيروي زميني و همچنين با لحاظ كردن ماموريتهاي تاكتيكي يگانهاي توپخانه و بكارگيري حداقل يگانهاي موجود بمنظور دفاع نسبتاً مطمئن از مواضع پدافندي،؟ اعلام داشتيم « ما قادر به رهايي حداكثر 6گردان توپخانه از خطوط پدافندي خواهيم بود نه بيشتر، برداشت بيشتر توپخانه خطوط پدافندي را آسيب‌پذير خواهد كرد و پذيرش با ريسك همراه است و در اين مورد تصميم با فرماندهي است2 »

ايشان مراتب را با همين عبارت به فرماندهي نزاجا گزارش مي‌كند .

(2) فرماندهي مي تواند ريسك را بپذيرد :

برابر پيش بيني قبلي قرار بود در روز 19/11/64 [1] جلسه اي با شركت مسئولان بلند پايه جبهه و جنگ در پايگاه هوايي دزفول تشكيل گردد ، دستور كار چنين جلساتي به طور معمول بررسي مسايل جبهه ، بر طرف كردن مشكلات ، فراهم كردن امكانات ، برنامه ريزي براي آينده ، ايجاد هماهنگيهاي لازم و مي‌باشد اما در اين جلسه آنچنان كه در پايان معلوم گرديد تصميم گيري درباره عمليات قريب الوقوع فاو در رأس امور قرار داشت .

سرتيپ2 جاوداني در مورد چگونگي تشكيل اين جلسه چنين مي‌گويد:

همه پرسنل كه قرار بود در جلسه شركت كنند آمده بودند تا اين كه تيمسار جلالي (وزير دفاع وقت) وارد سالن شدند من براي عرض ادب و سلام جلو رفتم ايشان با من دست داد و فرمودند:

آقاي روحاني در يك جلسه خصوصي فرمودند : جاوداني هم طرف ارتش را گرفته است و همكاري نكرد. كمي بعد جناب آقاي دكتر حسن روحاني وارد جلسه شدند و مرا مورد خطاب قرار دادند و اظهار داشتند: غيبت شما را كردم. و من در جواب عرض كردم : قبلاً اين خبر به من رسيده است. و ايشان فرمودند: خبرها چه زود منتشر مي شوند.

حالا همه منتظر تشريف فرمايي آقاي رفسنجاني بودند كه همراه فرمانده نزاجا و فرمانده پايگاه هوايي وقت و تني چند از افسران نيروي هوائي و نيروي زميني و برادران سپاهي وارد شدند گرچه جلسه به علت طولاني شدن مراسم نيروي هوائي با تاخير انجام شد اما در نهايت پس از قرائت كلام ا مجيد ، فرمانده نزاجا پشت تربيون قرار گرفت و با خواندن دعاي هميشگي[2] خود سخنان خود را آغاز كردند:

من براي اعزام يگانهاي توپخانه يكي از افسران مجرب را مأمور بررسي موضوع نمودم، ايشان نظر كارشناسي شده خود را اعلام داشتند كه با توجه به رعايت حفظ‌امنيت خطوط پدافندي نمي‌توانيم بيش از شش گردان اعزام نمايم اما ، جنابعالي به عنوان فرمانده عالي جنگ مي توانيد ريسك را بپذيريد و هر چند يگان كه بخواهيد برداشت نماييد كه در اين صورت مسئوليت با فرمانده خواهد بود.

آنگاه آقاي رفسنجاني فرمودند : به عنوان فرمانده ريسك را مي‌پذيرم1 و دستور مي دهم 18 گردان برآورد سپاه پاسداران را واگذار كنيد.

سرتيپ2 جاوداني دستنويس خود را چنين تكميل مي‌كند:

« اين 18 گردان توپخانه از نيروي زميني جدا شده و در كنترل عملياتي سپاه پاسداران قرار گرفت و علاوه بر آن كليه توپخانه‌هاي مستقر در منطقه آبادان و خرمشهر كه جزء توپخانه‌هاي لشگرهاي77 و 21 وساير يگانهاي نيروي زميني بودند روي جابجائيها وتحركات دشمن در محور بصره به فاو بصورت موثر اجراي آتش مي‌كردند نظر به اينكه برادران سپاه در آن مقطع زماني قادر به طرح ريزي و تطبيق و هدايت آتش در حجم گسترده در عمليات فاو نبودند قرارگاه 22 توپخانه با مسئوليت تطبيق آتش توسط سرهنگ2 افراز با كمك تني چند از برادران سپاه پاسداران مسئوليت طرح ريزي، تطبيق آتش گردانهاي گنجانده شده در طرح عمليات را بعهده داشتند»

بدين صورت اعزام 18 گردان توپخانه رسميت پيدا كرد و فرماندهي نزاجا از طريق قرارگاه جنوب دستور اعزام را دادند، اما در عمل برابر آنچه بدنبال خواهد آمد تحولات بعدي حجم بيشتري از يگانهاي توپخانه نزاجا را درگير پشتيباني آتش از عمليات والفجر 8 نمود و اين پشتيباني در دو بُعد تلاش پشتيباني و تلاش اصلي به شرح زير انجام گرفت :

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران

 


1. در رابطه با اهميت توپخانه در تاريخ آمده است : تنها شكست عمده نادر در سال 1110 شمسي در جنگ كركوك بود كه نادر نتوانست در برابر نيروي قدرتمند و مجهز عثمانيها كه از توپخانه سود مي‌بردند مقاومت كند زيرا نادر به اشتباه، توپخانه هاي خود را براي حفاظت از شهر بغداد مستقر كرده بود.( تاريخ جهانگشاي نادري، ص 268.

2. در تحليل روزهاي آغازين در كتاب بازيابي ثبات آمده است :

اسراي عراقي در اعترافات خود آتش توپخانه را مناسب و باعث تلفات در نيروهاي عراقي ذكر كرده‌اند، تلفات در برخي محور ها به واحد هاي زرهي عراق به ويژه در محور عين خوش ، امام زاده عباس و گيلانغرب در اثر تلاش توپخانه و هلي كوپتر هاي (هوانيروز) مورد تأكيد اسرا است.(از خرمشهرتا فاو؛ ص204)

1. دروديان، محمود؛ جنگ، بازيابي ثبات؛ مرکزتحقیقات ومطالعات جنگ،  ص47

3. درودیان، محمود، از خرمشهر تا فاو، مرکزتحقیقات ومطالعات جنگ،  ص207

1. در مورخه 19/11/59 پرسنل نيروي هوائي به طور خود جوش و هماهنگ با لباس رسمي در مدرسه علوي با امام (ره) بيعت كرده و از مقابل ايشان رژه رفتند . اين روز از طرف امام (ره) به نام روز نيروي هوايي نامگذاري و هر ساله جشني به اين مناسبت برگزار مي شود .

2. خواندن دعا به ويژه دعاي فرج براي علي صياد شيرازي به صورت يك عادت روزمره در آمده بود ايشان نه فقط به هنگام فرماندهي نزاجا بلكه در زمان فرماندهي آتشبار و نه فقط در مراسم رسمي اداري بلكه در مجامع خصوصي خانوادگي به طور ناخدآگاه دعاي فرج را قرائت مي كرد . بياد دارم در سال 1355 شبي در يك جمع خانوادگي در مراسم نام گذاري فرزند يكي از همكاران قبل از آن كه اذان را در گوش بچه قرائت نمايند مراسم را با خواندن دعاي فرج آغاز كردند كه از يك طرف موجب تعجب بعضي از حاضرين شد و از طرف ديگر موجب وجد مادربزرگ بچه گرديد و خطاب به صياد گفت پسرم تو با اين عقيده محكم (قرص) به خدا نزديك هستيد و حتماً دعاهاي شما مستجاب مي شود ، خداوند كمك كار شما باشد .

جالب است كه بدانيم همين اقدام ساده به مجلس تا پايان، بعد معنوي بخشيد .

اين جهان كوه است و فعل ما ندا                                        سوي ما آيد نداها را صدا  

(مولوي)

1. در شرايط عدم اطمينان وقتي كه تصميم گيري بر مبناي رعايت اصول و داده هاي موجود امكان پذير نباشد ريسك به عنوان يك راه كار فراروي مديران بخشهاي مختلف و فرماندهان نظامي در ميدان كار زار قرار دارد .

در جنگ تحميلي كمتر مواردي اتفاق مي افتد كه برآوردهاي ستادي اجازه تصميم گيري را بر مبناي امكانات موجود بدهد ، معمولاً افسران ستاد با نگرش به دانسته هاي اكادميك به اين نتيجه مي رسيدند كه راه كار مناسبي براي انجام عمليات فراهم نيست در چنين مواردي بود كه فرماندهان مجبور بودند با استفاده از اصل خطرپذيري تصميم گيري نمايند . البته ناگفته نماند در هيچ موردي مشاهده نشد فرماندهي از اين عنوان استفاده كند ، بلكه با توجه به معنويتي كه بر جبهه ها  حاكم بود فرماندهان از واژه هايي مانند ، توكل ، اميد به نصرت پروردگار، استخاره و…  استفاده مي كردند و در نهايت تصميم گيري لازم را بعمل مي آوردند و از ركود غير ضروري در جبهه ها ممانعت به عمل مي آمد. در رابطه با نقش و درجه خطرپذيري عمليات نظامي نظر تيمسار سرتيپ2 عبدالحسين مفيد كه در اكثر عمليات ها نقش ارزنده اي در برآوردهاي ستادي داشته اند جويا شدم ايشان چنين اظهار نظر كردند . فرمانده حتماً بايد شرايط و اوضاع حاكم بر منطقه عمليات ، راه كارهاي احتمالي ، استعداد و امكانات دشمن را مدّ نظر قرار داده و سپس با نتيجه‌اي كه از قبول خطر انتظار دارد بدست   آورد ، مقايسه و در نهايت تصميم گيري نمايد به هر حال قبول خطر در تصميم گيري هاي عملياتي منطقي است و دور از انتظار نيست .

 


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده