هفت آذر، یک روز فراموش نشدنی
تیرهای ناوچه های عراقی اغلب جلوِ ناوچه و به داخل آب می افتاد، اما گلوله های توپ پیکان بیشتر به طور دقیق و حساب شده به هدف برخورد می کرد. بعد از نیم ساعت پیکان اعلام کرد که هدف اول را منهدم کرده است و هدف دوم هم در حال غرق شدن است.

ناخدا یکم تکاور بازنشسته ناصر سرنوشت

بخش سوم:

آغاز حماسه آفرینی ناوچه پیکان

در تماس مخابراتی خود با ستاد عملیاتی، در خواست کردیم یکی از ناوچه های جنگی را که در نزدیکی ما، در حال گشت بود برای تحویل گرفتن اسرا به ما ملحق شود.

در پی درخواست ما دقایقی بعد صدای ناوچه پیکان را روی مدار دریافت کردیم که اعلام کرد: در نزدیکی شما هستم و در تاریکی کامل به سوی شما می آیم تا اسرا را تحویل بگیرم. در همین حال که ناوچۀ پیکان به سوی ما می آمد، دو فروند ناوچه های عراقی نیز از دهانۀ «اروند رود» خارج شدند و به سمت ما حرکت کردند.

با نزدیک شدن پیکان بار دیگر با آن تماس گرفتیم. پیکان اعلام کرد: «دو هدف سطحی دارم که به احتمال ناوچه های عراقی هستند، به طرف آنها می روم تا با آنها درگیر شوم.» مطلب را تأیید کردیم و پیکان به ناوچه های عراقی نزدیک تر شد. تا نیم ساعت ما فقط صدای تیراندازی ناوچه ها به سوی یکدیگر را می شنیدیم. تیراندازی های پیکان بسیار دقیق و با توپ انجام می شد.

تیرهای ناوچه های عراقی اغلب جلوِ ناوچه و به داخل آب می افتاد، اما گلوله های توپ پیکان بیشتر به طور دقیق و حساب شده به هدف برخورد می کرد. بعد از نیم ساعت پیکان اعلام کرد که هدف اول را منهدم کرده است و هدف دوم هم در حال غرق شدن است.

پیکان پس از تمام شدن درگیری به طرف ما آمد و چون یک بخش از تأسیسات در دست ما و قسمتی دیگر در دست عراقی ها بود، برای آن که ناوچه در قسمت عراقی ها پهلو نگیرد. ما با علامت دادن کمک کردیم تا پیکان در محل استقرار ما پهلو بگیرد و او نیز در همان محلی که ما پیش از این پیاده شده بودیم، پهلو گرفت و ما اسرا را به پیکان تحویل دادیم و بار دیگر مقداری مهمات از پیکان گرفتیم، چون مهمات ما نزدیک به اتمام بود و مراحل پاکسازی و پیشروی ما با مصرف مهمات زیاد به سرعت انجام می گرفت.

پیکان پس از تحویل گرفتن اسرا دریافت که یک ناوچه عراقی دیگر از «خور عبدالله» در حال خارج شدن است. به همین جهت آمادۀ شلیک موشک شد و ما را ترک کرد. بعد از جدا شدن پیکان از اسکله، ما به تیراندازی خودمان ادامه دادیم، این برنامه دو ساعتی ادامه داشت و بعد ما به صورت خیلی خفیف تا ساعت12 نیمه شب تیراندازی و پیشروی می کردیم.

 در این ساعت پیکان بار دیگر برای بررسی وضعیت ما به کنار اسکله برگشت. در این مرحله یکی از کارکنان آن حاضر به همراهی داوطلبانه  با ما شد و ما از این همکاری استقبال کردیم و به او مأموریت دادیم در مدتی که ناوچه در سکوی البکر پهلو گرفته، مسئول دیده بانی و گزارش هدف به ما باشد.

گروه ما که یک نفر هم به آن اضافه شده بود بار دیگر شروع به پیشروی کرد. حدود500 متر پیشروی کردیم. کم کم به میانۀ اسکله رسیدیم. در این لحظه بار دیگر پیکان، یک هدف سطحی روی رادار مشاهده کرد و برای انهدام آن از اسکله جدا شد.

بعدها از طریق اطلاعاتی که از اسرا دریافت کردیم، فهمیدیم که از ساعت12 شب تا6 صبح چندین هدف سطحی از اسکله جدا شدند و گروهی از نیروهای عراقی با قایق و وسایلی که در اختیار داشتند، فرار کردند.

ساعت6 صبح، یک ناوچۀ- مین جمع کن- عراق که برای سوار کردن بقیۀ نیروها، در اسکله پهلو گرفته و30تا40 عراقی را سوار کرده بود، از اسکله جدا شد ولی در حال فرار به سوی خاک عراق هدف ناوچۀ موشک انداز پیکان قرار گرفت و منهدم شد.

پیکان در طول شب کلیه هدف هایی را که از سکو جدا شده بودند را از میان برده بود.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده