سرباز در خاطرات دفاع مقدس
شيريني اتحاد1 مدتي بود هيچ گزارشي از سوي نيروهاي كمين و استراق سمع در منطقه «كوشك» مبني بر حضور نيروهاي دشمن نرسيده بود و به همين دليل فرمانده گروهان به خاطر مشكلي كه برايش پيش آمده بود با خيال نسبتاً راحت يكي دو روز به مرخصي رفت. مهرماه سال 62 بود و نيروهاي ما در منطقه كوشك مستقر بودند. آن شب با اينكه فرماندهمان در قرارگاه نبود، همه سربازها بدون كوچكترين كوتاهي و غفلت، وظايف سازمانيشان را انجام دادند، نيروهاي استراق سمع هم مطابق معمول به سمت محل استقرار دشمن حركت كردند تا موقعيت سنجي كنند. نگهبانها هم سر پستهاي خود نگهباني ميدادند و بقيه بچهها در سنگرها مشغول استراحت بودند.

شرايط كاملاً عادي و آرام بود كه ناگهان يكي از نيروهاي استراق سمع كه چند ساعتي بود به جلو رفته بود، سراسيمه و با شتاب وارد سنگر شد. ديدن چهره مضطرب و هراسان او آن هم بدون همراهانش هول و هراس عجيبي در دل‌هايمان انداخت. آن سرباز بعد از چند لحظه كه نفسش سر جا آمد گفت:

– ما در حال بررسي منطقه بوديم كه ناگهان به گروه گشتي دشمن برخورديم. دشمن در چند قدمي ما قرار داشت، اما متوجه ما نشده بود. ما هم بلافاصله با اختفاي كامل از ديد نيروهاي دشمن به طور موقت مخفي شديم. بعد از چند لحظه خواستيم حضور گشتي دشمن را با بي‌سيم به گروهان اطلاع دهيم، اما كوچك‌ترين سروصدايي مي‌توانست موجب لو رفتن موقعيت‌ ما شود و خش‌خش بي‌سيم قطعاً همه چيز را خراب مي كرد. به خاطر همين من به هزار زحمت خودم را به عقب رساندم تا حضور آن‌ها را گزارش دهم.

 بچه‌ها به محض اينكه خبر حضور گشتي‌هاي عراقي را در آن نواحي شنيدند، بدون معطلي و از دست دادن زمان مسلح شدند و به سوي نيروهاي گشتي راه افتادند.

وقتي به محل ياد شده رسيديم، يك گروه از بچه‌ها با سلاح سبك و نارنجك دستي خودشان را به موقعيت اختفاي نيروهاي استراق سمع رساندند و دسته ديگر پشت خاكريز جاگير شدند و با سلاح تيربار شروع به تيراندازي كردند.

 با تيراندازي ما نيروهاي گشتي عراق كه حسابي غافلگير شده بودند و نمي‌دانستند از كدام طرف مورد حمله قرار گرفته‌اند، با چند نفر تلفات و دو اسير به كلي تار و مار شدند و به هدف خود نرسيدند. 

آن شب به ما ثابت شد هر وقت بين نيروهاي ما اتحاد وجود داشته باشد و سربازها به موقع و بر اساس آموزش‌ها وارد عمل شوند، نتيجه كار قطعاً بسيار شيرين و رضايت‌بخش خواهد بود.

 

تاريخ حادثه: مهر 62   كوشك

 

پانوشته‌ها :

1. رحمت‌الله حسینی‌پور؛ جمعی تیپ 3 لشکر 92 زرهی

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده