ارتش در فاو
بخش هفتم: رها كردن يگانهاي سپاه پاسداران نزاجا نقش ارزنده اي در فريب دشمن داشته است و عمليات پوشش و فريب يگانهاي نزاجا آنچنان به واقعيت نزديك بود كه دشمن منطقه فاو را به عنوان محور اصلي عمليات درك ننموده به طوري كه بيشترين توان خود را متوجه مناطق ديگري غير از منطقه تك اصلي والفجر8 مي نمايد ، و همين اشتباه دشمن به رزمندگان سپاه پاسداران به عنوان تك اصلي فرصت مي دهد با خيال آسوده تر شبانگاه از رودخانه خروشان اروندرود عبور نموده و شهر بندري فاو را تصرف نمايند و بر خلاف معمول در روزهاي اول و دوم عمليات پاتكهاي دشمن به علت عدم پيشبيني در نگهداري احتياط كافي آنچنان كه بايد موثر واقع نميشود و رزمندگان توانمند در همين فاصله، مواضع خود را در غرب فاو و درياچه نمك گسترش و تحكيم ميبخشند.

ارتش در فاو

بخش هفتم: رها كردن يگانهاي سپاه پاسداران

 

با آماده شدن سپاه پاسداران براي اجراي يكي از حساسترين نبردها در طول جنگ ناخواسته، برابر تدبير فرماندهي كل نيروهاي مسلح ، دفاع كامل مرز 1000 كيلومتري (به جز جزيره آبادان) به نيروي زميني ارتش واگذار گرديد ، بدين ترتيب نزاجا مجبور به قبول مسئوليت بيشتر و گسترش يگان هاي خود در خطوط پدافندي طولاني‌تري گرديد1 و تمام يگان هاي سپاه پاسداران را كه مسئوليت پدافند داشتند رها نمود . و اين در حالي بود كه احتمالاً دشمن از اين عمليات اطلاع پيدا كرده بود و حملات ايذائي و ممانعتي خود را در تمام جبهه هاي جنوب و غرب و شمال غرب به‌نحو چشمگيري افزايش داده بود ، چنان كه گزارش عوامل اطلاعاتي حاكي از آماده شدن دشمن براي انجام عمليات آفندي در جبهه غرب و شمال غرب و جنوب در مدارك موجود آمده است :

در اوايل آذر ماه به قرارگاه غرب دستور داده شد؛ عناصر لشكر5 نصر سپاه را كه در منطقه تنگ بيجار در غرب صالح آباد مستقر بود، با تيپ3 لشكر 81 زرهي تعويض كند تا آن يگانها به جزيره آبادان تغيير مكان نمايند2.

و يا در نمونه ديگري در كتاب تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران آمده است :

از جمله يگانهاي سپاه كه براي شركت در عمليات آينده در فاو در نظر گرفته شده بود، همان تيپ اميرالمؤمنين مستقر در منطقه چنگوله بود و سپاه تصميم گرفته بود آن تيپ را از منطقه خارج سازد در حالي كه واحد ديگري در دسترس نبود تا مأموريت پدافندي آن تيپ را برعهده بگيرد و حتي با بودن تيپ اميرالمؤمنين در آن منطقه ضعف پدافند منطقه عملياتي مهران هميشه موجب نگراني فرماندهي قرارگاه غرب بود، چنان كه از طرف ستاد اين قرارگاه در 17 مرداد از منطقه مورد بحث بازديد شد و نتيجه بازديد آن بود كه با وجود يگانهاي موجود، قسمتهاي قابل ملاحظه‌اي از خط مقدم پدافندي آن منطقه خالي از نيروي مدافع مي‌باشد. ولي به هر حال شرايط موجود نبرد و روش تصميم‌گيري حاكم بر كل جريان جنگ چنين حكم كرد كه لشكر 84 پياده گسترش يافته در منطقه مهران، خط پدافندي خود را تا چنگوله توسعه دهد، يگانهاي سپاه مستقر در آن منطقه را رها سازد و دستور اجراي اين امر در 27 مرداد ماه به لشكر 84 پياده ابلاغ شد1.

بدين ترتيب، به علت وضعيت ويژه اي كه به وجود آمده بود ، وضعيت پدافندي يگانهاي ارتش در تمام جبهه هاي نبرد رو به ضعف نگران كننده‌اي  مي‌نهاد و فرماندهان با احساس مسئوليت و آگاهي از خطري كه خطوط پدافندي منطقه آنانرا تهديد مي كرد، اقدام به نگارش نامه هاي گله آميزي درباره كمبود توان رزمي خود براي حفظ امنيت جبهه و اجراي مأموريتهاي پدافندي به نيروي زميني مي كردند . و به طور معمول معاونت اطلاعات عمليات نيروي زميني گردشكارهائي بر مبناي گزارشات يگانهاي در خط در خصوص كمبود نيرو تهيه مي كرد و براي تصميم گيري نهائي به فرماندهي نيرو ارائه مي داد ، اما نيروي اضافي وجود نداشت تا جبران كمبودها را بنمايد و تنها راه حل آن بود كه واحدي از نقطه‌اي برداشته شود و به منطقة ديگري اعزام گردد و بدينوسيله نقطه‌اي تضعيف مي‌گرديد تا نقطه ديگري به طور ظاهر پوشانده شود.

در اين مرحله، فرماندهي نيروي زميني به علت وسعت يك هزار كيلومتري عرض جبهه و كمبود نيرو به طور عملي قادر نبود يك سازمان رزمي متعادل براي پدافند تمام مناطق نبرد سازماندهي كند افزون بر اين مشكل اساسي ديگري در اين برهه از زمان بوجود آمد و آن فعاليت ضدانقلاب داخلي در منطقه جوانرود بود كه خود به خود نياز به نيرو براي مقابله را داشت.

در اين رابطه ستاد مشترك از نيروي زميني مي خواهد يگاني براي دفع ضد انقلابيون اعزام كند و فرمانده نيرو به طور رسمي پاسخ مي‌دهد ”از اعزام نيرو به آن منطقه معذور است”2

با تمام اين مشكلات، نيروي زميني در آذرماه 1364 مجبور شد وضعيت خود را با عمليات آينده در فاو هماهنگ نمايد و به قرارگاه هاي سه گانه خود دستور داد؛ عناصر پيش بيني‌شده سپاه پاسداران را از مناطق پدافندي رها نمايند و خود مسئوليت پدافندي مرز را به طور كامل از شمال جزيره آبادان تا دالامپرداغ در مرز مشترك تركيه و عراق و ايران به عهده بگيرد و بدين ترتيب، تدبير گسترش واحد هاي ارتش و سپاه بر اساس نياز عملياتي والفجر8 در شبه جزيره فاو از آذرماه به صورت كامل به مرحله اجرا در آمد و كليه يگانهاي سپاه پاسداران رها و به جنوب عزيمت نمودند تا بر دشمن زبون بتازند .

3 ـ شركت در طرح پوشش و فريب تاكتيكي1

                                                                   

همه هنر جنگ بر اساس فريب و اغفال استوار است (سون تزو)

پس از استقرار يگانهاي سپاه و ارتش در مناطق عملياتي پيش بيني شده در طرح عملياتي والفجر8 ، برابر تدبير فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص)، طرح عملياتي والفجر 8 بر مبناي دو فرماندهي مجزا و مستقل كه به وسيله آن قرارگاه هماهنگ مي شدند، با شركت ارتش و سپاه به اجرا در مي آمد. در اين طرح، قرارگاه كربلا متشكل از يگانهاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي در منطقه كوشك تا شلمچه و يگانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با پشتيباني نيروي هوائي، نيروي دريايي، هوانيروز، توپخانه و مهندسي و سلاحهاي  ضد زره ارتش عمليات را در منطقه فاو اجرا مي نمود .

آقاي محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران مي گويد :

…… ضمن اينكه همزمان با اين عمليات (والفجر8) ، از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني فرمانده قرارگاه خاتم الانبياء (ص) مقرر گرديد تا ارتش در منطقه شلمچه نيز عمليات انجام دهد2.

تدبير فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) به روشني در بند مأموريت دستور عملياتي آن قرارگاه به شرح زير آمده است:

الف ـ مأموريت: قرارگاه خاتم الانبياء (ص) مأموريت دارد؛ ضمن پدافند در ساير مناطق در 2200 ، 20 بهمن ماه 1364 در منطقه عملياتي جنوب تك نموده ، دشمن را منهدم ، اسكله هاي البكر و الاميه را تصرف ، خط ايثار را در منطقه فاو ، رأس البيشه ، جزيره ام الرصاص ، ام البابي و خط نصرت را در منطقه شلمچه تامين نمايد .

ب ـ ماموريت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در منطقه عملياتي فاو و ام الرصاص (تلاش اصلي قرارگاه خاتم‌الانبياء ‌(ص» : سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ماموريت دارد ضمن پدافند در ساير مناطق ، با قرارگاه هاي كربلا ، نجف ، نوح و يونس ـ 1 در 2200 ، 20 بهمن ماه 1364 در منطقه فاو ، رأس البيشه ، جزيره ام الرصاص و ام‌البابي تك نموده دشمن را منهدم ، اسكله هاي البكر و الاميه را تصرف و خط ايثار انتهاي كارخانه نمك را تامين نمايند .

پ ـ مأموريت نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه عملياتي كوشك و شلمچه (تلاش پشتيباني قرارگاه خاتم الانبياء (ص)) : نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران مأموريت دارد ضمن پدافند در ساير مناطق ، با قرارگاه عملياتي كربلا در 2200 ، 20 بهمن ماه 1364 در منطقه كوشك و شلمچه تك نموده و به‌ ترتيب خط استقامت (خط مرز) را در منطقه كوشك و خطهاي شهامت (نهر جاسم) و (كانال دو رديفه) نصرت را در منطقه شلمچه تأمين و آماده مي‌شود بنا به دستور تك را بمنظور تامين سواحل شرقي اروند رود از شلمچه تا نهر كتيبان و شهر بصره ادامه دهد .

در 17 ديماه، فرماندهي نزاجا به فرماندهي قرارگاه جنوب دستور داد؛ با توجه به راهنمائيهاي انجام شده (احتمالاً شفاهي) طرح عملياتي آن قرارگاه را بر مبناي طرح عملياتي و الفجر8 كه به وسيله قرارگاه خاتم‌الانبياء‌(ص) تهيه و ابلاغ شده است، در مدت 48 ساعت تهيه نمايد. همچنين در اين دستور گفته شده يك طرح پوشش و فريب نيز براي اجرا در منطقه عمومي فكه با استفاده از لشكرهاي 16 ، 81 ، 92 زرهي و تيپ 55 هوابرد تهيه شود . در اجراي اين دستور سه طرح مستقل براي سه منطقه عملياتي به شرح زير تهيه شد :

(1)- طرح عملياتي والفجر8 براي عبور از اروند رود و حمله در شبه جزيره فاو كه بوسيله يگانهاي رزمي سپاه و با پشتيباني نيروي هوايي و يگانهايي از نيروي زميني ارتش انجام مي شد . (تلاش اصلي)

(2)- طرح عملياتي بدر3 ـ براي اجراي عملياتي آفندي در شمال غربي خرمشهر (شلمچه) به عنوان تلاش پشتيباني براي تسهيل عمليات تلاش اصلي در عبور از اروند رود كه به وسيله يگانهاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي اجرا شد .(تلاش پشيباني)

(3)- طرح عملياتي خندق ـ به عنوان طرح پوشش و فريب براي منطقه عملياتي فكه1.

بر مبناي طرحهاي سه گانه قرارگاه جنوب در تاريخ 22 ديماه، دستور شماره 25 و در تاريخ 4 بهمن ماه دستور شماره 26 را صادر كرد و دستور داده شد؛ تيپ 55 هوابرد و لشكر 81 زرهي كه در منطقه عملياتي فكه ، عين خوش ، مستقر بودند، به منطقه خرمشهر تغيير مكان نمايند. و لي به علت تشديد فعاليت دشمن در منطقـه شرق عماره چنين احساس شد كه دشمن آماده براي يك عمليات آفندي جدي در منطقه فكه مي‌شود، بدين جهت دستور داده شد؛ يك تيپ از لشكر 81 زرهي در منطقه فكه باقي بماند و احتياط قرارگاه جنوب در منطقه فكه باشد و بقيه به منطقه عملياتي شلمچه تغيير مكان نمايند .

در رابطه با طرح پوشش و فريب تاكتيكي نزاجا و تاثير موفقيت آميز آن در راهكارهاي انتخابي دشمن در همان مدرك آمده است:

 « در حاليكه نيروهاي ايران براي اجراي يك عمليات آفندي در اروند رود آماده مي شدند، احتمالاً عوامل اطلاعاتي دشمن به حمله قريب الوقوع نيروهاي ايران در منطقه عمومي شرق بصره پي برده بودند ولي محل تلاش اصلي نيروهاي ايران را كشف نكرده بودند و با توجه بغير قابل عبور بنظر رسيدن اروند رود (بعلت ميزان شديد جزر و مد آب آن كه تحت تاثير جزر و مد آب خليج‌فارس قرار مي‌گيرد) نيروهاي عراقي عبور نيروهاي ايران از اروندرود را غير محتمل دانسته و هر گونه فعاليت متمركز نيروهاي ايران در جزيره آبادان و كرانه شرقي اروند رود را يك عمليات فريبنده به منظور پوشش عمليات عبور از هورالهويزه در ادامه عمليات خيبر و بدر تلقي كرده بودند . دررابطه با تفکرفرماندهان ارشد ارتش عراق،عکس العمل آنان نسبت به نامه یکی ارفرماندهان تیپ (که باسارت درآمد)قابل توجه می باشد.[1]

 

اظهار نظر مقامات مختلف نظامي امنيتي عراق در قبل و حتي چند روز بعد از عمليات والفجر8 به خوبي نمايانگر موفقيت طرح پوشش و فريب تاكتيكي و رعايت اصل غافلگيري از طرف رزمندگان اسلام مي‌باشد، به ‌طوري كه دشمن عبور از اروند رود را به عنوان تلاش پشتيباني قلمداد مي كرد و تلاش اصلي را در منطقه شلمچه ، هورالهويزه در شمال غربي فاو (همان جايي كه نيروهاي نزاجا حضور داشتند) تشخيص داده بودند. در اين رابطه در كتاب عمليات والفجر8 (فاو) از انتشارات دانشكده فرماندهي و ستاد آمده است :

سرلشكر ماهر عبدالرشيد فرمانده سپاه 3 ، تك گسترده ايران را در روزهاي آينده از سمت هور الهويزه مي داند و يا راديو اسرائيل در همين تاريخ از قول منابع اطلاعاتي ماهواره‌اي مي‌گويد:

 كه حكومت اسلامي ايران نيروهاي عظيمي را در سوسنگرد و ساير شهرها و آباديهاي نزديك به باتلاقهاي هور متمركز ساخته و قصد هجوم دارد1.

دشمن بر اساس همين تفكر (خوشبختانه غلط) اقدام به طرحريزي و شكل دادن نيروهاي در خط خود به ويژه به تقويت منطقه هور الهويزه پرداخت و برابر مدرك پيش گفته شده:

"استعداد قابل توجهي از نيروهاي ارتش عراق جذب اين منطقه شده و در توان رزمي او در ساير مناطق اثر مي گذارد"2.

در پيگيري اين كه چه استعدادي از نيروهاي عراقي در مقابله با نيروهاي نزاجا آرايش گرفته اند، در كتاب خرمشهر تا فاو آمده است :

ـ پوشانيدن منطقه هور الهويزه با 5 الي 6 لشكر در خط و يك لشكر در احتياط .

ـ انتقال لشكر 10 زرهي به نزديكي پل غزنه .

ـ مستقر ساختن دو لشكر زرهي در العماره و بصره تا در صورت لزوم از دو محور شمالي و جنوبي وارد منطقه نبرد شوند3.

لازم به ذكر است افزون بر اين اقدامات، دشمن اقدامات مهندسي گسترده اي نيز انجام داد تا از حمله گسترده ايران بر اساس ذهنيت خود جلوگيري نمايد .

پس از انجام موفقيت آميز عمليات والفجر8 و بازجويي از اسراي زياد اين عمليات (700 الي 2000 نفر گفته شده است)1 تاييد گرديد كه ارتش عراق كاملاً فريب خورده و استعداد قابل توجهي از نيروهاي زرهي ـ پياده و توپخانه خود را تا شروع عمليات فاو در منطقه هور الهويزه و شلمچه نگه داشته و حتي تعدادي را نيز از منطقه فاو (منطقه مسئوليت سپاه 7) برداشت نموده و جهت تقويت به جبهه شرق دجله اعزام كرده است .

به عنوان آخرين گفتار:

با نگاهي كوتاه به بند ماموريت دستور عملياتي قرارگاه خاتم الانبياء (ص)، تدبير عملياتي فرماندهي نزاجا، دستورات شفاهي فرماندهي نزاجا به قرارگاه جنوب براي پيش بيني طرح پوشش و فريب، دستورات جز به جز شماره هاي 25 و 26 قرارگاه جنوب و جابجايي هايي كه نزاجا از آغاز عمليات والفجر8 انجام داده است  و  …، اين واقعيت رخ مي‌نماياند كه :

نزاجا نقش ارزنده اي در فريب دشمن داشته است و عمليات پوشش و فريب يگانهاي نزاجا آنچنان به واقعيت نزديك بود كه دشمن منطقه فاو را به عنوان محور اصلي عمليات درك ننموده به طوري كه بيشترين توان خود را متوجه مناطق ديگري غير از منطقه تك اصلي والفجر8 مي نمايد ، و همين اشتباه دشمن به رزمندگان سپاه پاسداران به عنوان تك اصلي فرصت مي دهد با خيال آسوده تر شبانگاه از رودخانه خروشان اروندرود عبور نموده و شهر بندري فاو را تصرف نمايند و بر خلاف معمول در روزهاي اول و دوم عمليات پاتكهاي دشمن به علت عدم پيش‌بيني در نگهداري احتياط كافي آنچنان كه بايد موثر واقع نمي‌شود و رزمندگان توانمند در همين فاصله، مواضع خود را در غرب فاو و درياچه نمك گسترش و تحكيم مي‌بخشند .

صحت اين نتيجه گيري به خوبي در مدارك و اسناد منتشر شده و اظهار نظر عوامل دشمن و مصاحبه با رزمندگان درگير عمليات به خوبي آمده است كه پاره اي از آنها به شرح زير نقل مي‌گردد :

الف ـ در تحليلي كه به وسيله استادان دانشكده فرماندهي و ستاد درباره عمليات والفجر8 (فاو) كرده اند در بند غافلگيري آمده است :

با توجه به مطالب فوق و نتايج شناسائي هاي به عمل آمده قبل از شروع عمليات و نيز اطلاعات بدست آمده از عكس هوايي مورخه 27/10/64 از منطقه غرب اروند، نتيجه گيري مي شود كه دشمن در غرب اروند به طور 100درصد غافلگير گرديد و با توجه به مقدورات شنود ، عكسهاي ماهواره اي ، همكاري كامل سازمان منافقين ، وجود ستون پنجم ، مبادله اطلاعات از طريق ديپلماتيك ، عوامل نفوذي بايد موفقيت در اصل غافلگيري را مرهون دو عامل زير بدانيم :

 (1 )- رعايت حفاظت اطلاعات و مدارك و اسناد توسط رزمنده سپاه پاسداران در حد ممتاز .

 (2) ـ اجراي عمليات فريب مانند تمركزات و ادامه فعاليتهائي كه در منطقه شرق عماره و شرق بصره توسط نزاجا و سپاه پاسداران1.

ب ـ يكي از مسئولين اداره توجيه سياسي عراق در تاريخ 14 بهمن ماه 1364 يعني فقط شش روز قبل از شروع عمليات اظهار مي‌دارد:

حمله ايراني ها به منظور قطع جاده بغداد ـ بصره و ايجاد شكاف بين سپاه‌هاي 4 و 6 يعني اهدافي كه قبلاً بدان دست نيافته‌اند در منطقه هورالهويزه صورت خواهد گرفت2.

پ ـ يكي از مسئولين اطلاعات ستاد كل ارتش عراق چند روز قبل از شروع عمليات در بازديد خود از جبهه فاو در جمع فرماندهان عراق اظهار مي دارد :

"در منطقه غـرب اروند رود تهديدي از سوي ايران وجود نداشته لذا ممكن است تعدادي يگان ديگر علاوه بـر آنچـه تـا كنـون از ايـن منطقـه بـرداشت  شده ، به منطقه سپاه 6 در شرق دجله اعزام گردد".3

ت ـ اما شيرين‌ترين و در عين حال موثقترين نقل قول از عالي‌ترين مقام اطلاعات نظامي عراق (وفيق السامرائي، مدير اطلاعات نظامي) است كه به تبعيت از وظيفه‌اش به طور اصولي بايستي مسائل اطلاعاتي جنگ را لحظه به لحظه پيگيري نمايد تا حداقل از غافلگير شدن جلوگيري كند، ولي با جسارت تمام زبان به اعتراف مي‌گشايد و مي گويد :

"ضربه سقوط فاو براي رهبران عراق و سرويس اطلاعات غافلگيرانه بود ، اولين عملياتي كه ايرانيها اصل غافلگيري را به صورت كامل در آن به اجرا گذاشته بودند ، سقوط فاو بود"1

همچنين در جاي ديگر از همين كتاب آمده است :

"اصل غافلگيري به ايـرانيها كمك كرد تا فاو را كه يك شهر كوچك و متروكه بود به اشغال خود درآورند"

1.(البته متروكه بودن و كوچك بودن شهر فاو را دشمن به عنوان جنگ رواني و تبليغاتي مطرح نمود)

 

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران


1 . اهميت پدافند در جنگ بر كسي پوشيده نيست و مورد تأييد كارشناسان نظامي مي باشد و در هيچ مدركي ديده نشده كه آفند بر پدافند برتري داشته باشد. نيروي زميني در طول جنگ ناخواسته با داشتن مسئوليت كامل پدافند مرز طولاني ايران و عراق (به جزء مقاطع خاصي از زمان آنهم در يك منطقه محدود كه سپاه پاسداران مسئوليت پدافندي بعهده مي گرفت) فشارهاي روحي رواني زيادي را متحمل گرديد و در بيشتر موارد يگان ها مجبور مي شدند با قبول جبهه طولانيتر از توان خود به طور مضائف براي مدت طولاني زير فشار قرار گيرند و از حريم ميهن اسلامي دفاع كنند به عنوان مثال لشكر 81 زرهي در يك منطقه با عرض 400 كيلومتر در غرب كشور (ازپاوه تا كنجان چم) گسترش يافته بود و مأموريت پدافندي داشت كه از نظر عرض چند برابر توان يك لشكر بود.

2 . حسيني،   سيد يعقوب ، سرهنگ ، تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، عقیدتی سیاسی آجا، ج7؛ ص522.

 

1 .همان؛ ص517 و518.

1. پوشش تاكتيكي يعني پوشيده نگاه داشتن طرحها و اقدامات تاكتيكي.

فريب تاكتيكي كليه اقداماتي است كه باعث گمراهي و اشتباه دشمن مي‌شود، به طور كلي پوشش و فريب تاكتيكي كليه اقداماتي است كه به منظور پوشيده نگاه داشتن طرحها و گمراهي دشمن انجام مي‌گردد و روشهاي آن عبارتند از: تكهاي فريبنده، نيرنگها، دستبرد، تظاهرات و تكهاي پشتيباني. (فرهنگ واژه‌هاي نظامي؛ ص229)

2 درودیان، محمود، از فاوتا شلمچه، تحقیقات ومطالعات جنگ،  ص78.

1. حسيني،   سيد يعقوب ، سرهنگ ، تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، عقیدتی سیاسی آجا، ج7؛ ص523.

 

[1]– علایی، حسین، روند جنگ ایران وعراق،جلد2،انتشارات مرزوبوم،تهران،1391، ص154

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده