نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش سی و دوم: ما موفق شديم تعداد زيادي از افراد دشمن را به اسارت بگيريم و مقدار زيادي غنائم جنگي به دست آوريم در حالي كه تلفات و ضايعات ما بسيار كم بود، اما در آن موقع ما تجربه كافي از نبرد در صحرا نداشتيم و نتوانستيم همه مسائل احتمالي را در عمليات بررسي كنيم در نتيجه در مقابل حمله متقابل نيروهاي دشمن قرار گرفتيم و نتوانستيم عكسالعمل مناسبي در مقابل پاتك دشمن نشان دهيم و بعد از دادن تلفات نسبتاً زياد مجبور شديم به مواضع پدافندي اوليه (در شمال کرخهکور) برگرديم.

در روز 22 دي ماه، فعاليت مختصري از دشمن در 15 كيلومتري جنوب حميديه و در محور فرسيه طراح مشاهده شد كه خيلي سريع خنثي گرديد. ولي نيروهاي دشمن كه توانسته بودند جاده هويزه سوسنگرد را تحت كنترل خود درآورند، با يك گروهان تانك تقويت شده و با آتش‌هاي متوسط و دور برد مواضع یگان‌هاي ما را به زير آتش گرفتند. اين اقدام دشمن براي فرماندهان مدافع آن محور حمله دشمن تلقي گرديد.

بار ديگر بالگردهاي رزمي ما فعال شدند. توپخانه ما با حداكثر حجم آتش، جنوب آبادي ساريه را به زير آتش گرفت و فعاليت دشمن به كلي خنثي شد. در جلسه شوراي فرماندهان كه در پايان روز 23 دي­ماه در اهواز تشكيل شد، تصميم گرفته شد تمام امكانات موجود براي باز كردن محور سوسنگرد هويزه و نگهداري هويزه و مناطق غربي آن به­كار گرفته شود. از ناحيه ژاندارمري خوزستان خواسته شد به واحدهاي ژاندارمري مستقر در كرانه شرقي هورالهويزه دستور دهد، از تخليه پاسگاه‌ها و عقب‌نشيني خودداري كنند و با همكاري مردم محلي مانع اشغال اين منطقه به وسيله دشمن گردند ولي اجرای اين مأموريت مستلزم حمله نيروهاي ما به هويزه و آزاد كردن آن و الحاق با رزمندگان مدافع غرب و جنوب غربي هويزه بود.

 در آن شرايط استعداد نيروهاي ما به قدري ضعيف بود كه امكان اجرای عمليات آفندي وجود نداشت. حتي اجرای مأموريت پدافندي نيز در معرض تهديد بود. در نتيجه نيروهاي ما موفق نشدند تا هويزه پيشروي كنند. اما نيروهاي دشمن را از جنوب آبادي ساريه، به عقب راندند و نيروهاي دشمن خط پدافندي خود را در امتداد کرخه‌کور شاخه شرقي غربي نهر نيسان و غرب سوسنگرد انتخاب، اشغال و تحكيم كردند و نيروهاي ما نيز همان مواضع پدافندي جنوب محور حميديه سوسنگرد را كه در غرب به كرانه شرقي رودخانه مالكيه در حوالي آبادي حاجيه متصل مي‌گرديد تحكيم نمودند.

بدين طريق نبرد کرخه‌کور به پايان رسيد و نيروهاي هر دو طرف متخاصم به حالت پدافندي درآمدند. نظر به اين كه كليه نيروهاي ما در خطوط پدافندي درگير شده بودند و لشكرهاي 16 و 92 زرهي ما در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد به كلي فاقد نيروي احتياط بودند، تصميم گرفته شد با استفاده از سرازير كردن آب رودخانه كرخه و كارون به زمين‌هاي پست منطقه نبرد، قسمتي از منطقه تبديل به باتلاق و غير قابل عبور شود تا لشكرهاي 16 و 92 زرهي بتوانند عناصري را از درگيري در خط تماس پدافندي رها سازند و واحد احتياطي تشكيل دهند كه چگونگي اين اقدامات در بخش‌هاي آينده بيان خواهد شد، با توجه به شرح جريان نبرد نصر (کرخه‌کور) كه بيان شد، اين نبرد يكي از بزرگ‌ترين نبردهاي زرهي بين نيروهاي مسلح ايران و ارتش متجاوز عراق در طول جنگ تحميلي بود. در اين نبرد تلفات و ضايعات لشكر 16 زرهي به شرح زير بود:

1- تلفات پرسنلي لشكر 16 زرهي :

الف- شهيد: افسر 9 نفر، درجه‌دار 46 نفر، سرباز 42 نفر، جمع شهدا 97 نفر

 ب- مجروح:  افسر216 نفر، درجه‌دار 175 نفر، سرباز 195 نفر، جمع مجروحين 396 نفر

 پ- مفقود: افسر 2 نفر، درجه‌دار 15 نفر، سرباز 68 نفر، جمع مفقودان 85 نفر

 ت- جمع كل تلفات پرسنلي 578 نفر

 

2- خسارات تجهيزاتي :

تانك چيفتين 87 دستگاه، نفربر زرهي از انواع مختلف 34 دستگاه، خودروهاي چرخ‌دار قريب 100 دستگاه، توپ 155 ميليمتري خودکششي سه  قبضه، نفربر حامل خمپاره‌انداز 5 دستگاه.

  1. لشكر 92 زرهي: 8 دستگاه تانك ام – 60 از دست داد و تعداد معدودي پرسنل نيز شهيد و مجروح شدند كه تيپ 2 آن لشكر نيز 2 دستگاه تانك از دست داد.
  2. از سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج مردمي حدود 300 نفر در نبرد شركت داشتند كه احتمالاً حدود 50 نفر از آنان شهيد يا مفقود گرديدند.
  3. گروه نامنظم دكتر چمران حدود 10 نفر تلفات داشت.   

 با توجه به آمار تلفات و ضايعات با وجود چهار روز نبرد فوق‌العاده سخت يك لشكر زرهي ما با نيروهاي دشمن، تلفات پرسنلي لشكر 16 زرهي كه دو تيپ و يك گروهان سوار زرهي و توپخانه آن لشكر در اين نبرد شركت داشتند و تلفات عمده بر یگان‌هاي تيپ‌هاي زرهي وارد شده بود، تلفات اين لشكر از نظر نيروهاي مانوري حدود 20درصد بود. اما از نظر تجهيزات وارده فوق‌العاده شديد و حدود 70درصد براي تانك‌ها 50درصد براي نفربرها 30درصد براي ساير خودروها بود.

 ولي نكته حائز اهميت اين بود كه دو تيپ اين لشكر فقط حدود 120 دستگاه تانك داشتند و با از دست دادن 87 دستگاه تانك، استعداد رزمي اين تيپ‌ها آن چنان كاهش يافت كه عملاً از حالت تيپ زرهي خارج شدند و نظر به اين كه تا پايان جنگ تحميلي جايگزين تانك‌هاي چيفتن به علت محاصره اقتصادي كشور ما و عدم فروش اين تانك‌ها به وسيله دولت انگلستان به كشور ما امكان‌پذير نشد، اين لشكر زرهي ما نيز مانند لشكر 92 زرهي از نظر سازمان از صورت لشكر زرهي خارج شد.

ولي اين دو لشكر زرهي با همان توان رزمي باقي‌ مانده تا زمان نگارش اين مطالب كه سال هفتم جنگ آغاز شده بود، به نبرد بي‌امان با دشمن متجاوز ادامه دادند و در عمليات آفندي كه با نبرد الله اکبر در ارديبهشت ماه سال 1360 آغاز شد، تا نبردهاي طريق‌القدس ، فتح‌المبين، بيت‌المقدس و رمضان و نبردهاي بعد از آن ادامه يافت، همين لشكرها با همان استعداد باقي مانده خود سهم به سزايي در موفقيت‌هاي نيروهاي مسلح ايران داشتند كه در شرح حوادث آن نبردها به‌ آن‌ها اشاره خواهد شد.

لازم به يادآوري است كه در اين نبرد به نيروهاي دشمن نيز تلفات بسيار سنگيني وارد شد كه فقط تعداد اسراي گرفتار شده از دشمن حدود 820 نفر بود و مي‌توان انتظار داشت كه حداقل در همين حدود نيز از افراد دشمن كشته و مجروح شده باشند و جمع تلفات پرسنلي دشمن از 1600 نفر بيشتر باشد، در حالي كه جمع كل تلفات پرسنلي ما حدود 600 نفر بود و به احتمال زياد نسبت خسارات و ضايعات لجستيكي دشمن نيز مي‌تواند در همين حدود باشد.

 بنابراين از نظر مقايسه نسبي تلفات و خسارات وارده بر نيروهاي ما كمتر از نصف تلفات و خسارات وارده بر دشمن بود. عامل مهم عدم موفقيت نهايي ما در اين نبرد، عدم توازن توان رزمي نسبی بين نيروهاي ما با نيروهاي دشمن بود كه حدود دو بر يك به نفع نيروهاي دشمن بود. در حالي كه نيروهاي ما حمله مي‌كردند و حداقل بايستي اين توازن معكوس بود و نيروهاي ما برتر از نيروهاي دشمن مي‌بودند. اما عوامل ديگر نيز در اين عدم موفقيت مؤثر بودند كه شامل بي‌تجربگي لشكر 16 زرهي در جنگ در بيابان، ضعف امكانات وسايل سنگين مهندسي، حقير شمردن دشمن بيش از حد منطقي، عدم امكانات لشكر 92 زرهي به ويژه از لحاظ فرماندهي و رهبري در هدايت تلاش فرعي كه از سمت شرق اجراء مي‌گرديد، نداشتن واحد احتياط براي وارد عمل كردن در نقاط ديگر منطقه نبرد و كم كردن فشار بر عناصر لشكر 16 زرهي و بالاخره ايجاد تهديد جدي از جناح غربي و غرب سوسنگرد و هويزه و نگراني از ايجاد تهديد خطرناك از جناح شرقي و شرق كارون از عوامل بسيار مؤثر در اين عدم موفقيت بودند.

در پايان اين بخش به قسمتي از خاطرات رزمندگان شركت كننده در اين نبرد كه از مصاحبه با آنان استفاده گرديده است اشاره مي‌كنيم تا چگونگي جريان اين نبرد بهتر روشن گردد.

 

 

یادداشت‌هايي از خاطرات رزمندگان درباره عملیات نصر (نبرد کرخه‌کور)

 

1- سرهنگ زرهي ستاد سيروس لطفي فرمانده لشكر 16 زرهي

اولين نبردي كه لشكر 16 زرهي انجام داد، نبرد 15 دي ماه 1359 بود كه از نظر جنگ كلاسيك نمونه خيلي جالبي از جنگ زرهي بود. مي‌توانم بگويم؛ در نوع خود كم‌نظير بود. عمليات با اجرای آتش تهيه كافي در ساعت 1000 روز 15 دي ماه آغاز شد. در مدت كمتر از دو ساعت نيروهاي دشمن در اطراف کرخه‌کور متلاشي شد و نيروهاي ما قسمتي از رودخانه کرخه‌کور را تصرف كردند و حتي مواضع توپخانه دشمن در جنوب کرخه‌کور به تصرف نيروهاي ما درآمد و زمان حمله كه ساعت 1000 روز 28 صفر و روز رحلت حضرت رسول اكرم (ص) بود، انتخاب شده بود كه نوعي غافلگيري براي دشمن ايجاد كرد.

 ما موفق شديم تعداد زيادي از افراد دشمن را به اسارت بگيريم و مقدار زيادي غنائم جنگي به دست آوريم در حالي كه تلفات و ضايعات ما بسيار كم بود، اما در آن موقع ما تجربه كافي از نبرد در صحرا نداشتيم و نتوانستيم همه مسائل احتمالي را در عمليات بررسي كنيم در نتيجه در مقابل حمله متقابل نيروهاي دشمن قرار گرفتيم و نتوانستيم عكس‌العمل مناسبي در مقابل پاتك دشمن نشان دهيم و بعد از دادن تلفات نسبتاً زياد مجبور شديم به مواضع پدافندي اوليه (در شمال کرخه‌کور) برگرديم.

 

2- برادر محمد علي جعفري فرمانده گردان عاشوراي سپاه پاسداران

حمله 15 دي ماه در منطقه هويزه نقطه عطفي در شرايط جنگ بود، گرچه موفقيت كامل در آن به دست نيامد. مسئله‌اي كه تا آن موقع در نيروهاي مسلح ايران حائز اهميت بود، عدم حسن تفاهم بين افراد ارتش و سپاه بود. ابتدا قرار بود سپاه در حمله شركت كند ولي بعد هم‌آهنگي شد 200 تا 300 نفر از افراد سپاه در عمليات شركت داده شوند. در جريان عمليات، فرماندهان ما تازه متوجه شدند كه بايستي در تنظيم طرح آفندي به فكر پاتك دشمن نيز باشند. در عمليات هويزه تلاش اصلي با ارتش بود، ولي اين عمليات نشان داد كه نيروهاي ارتشي بدون همكاري كارآيي چنداني نمي‌توانند داشته باشند.

 

3- سرگرد ذبیح‌الله اسكويي فرمانده گردان  227 تانك لشكر 16 زرهي

در طرح عملياتي تيپ 3 لشكر 16 زرهي، مأموريت گردان 227 تانك اين بود كه از حوالي آبادي گلبهار به طرف کرخه‌کور حمله كند. زمان كم بود و هوا نيز كمي باراني بود اطلاعات ما از زمين و دشمن چندان زياد نبود و من مختصر اطلاعاتي از سرگرد لهراسبي فرمانده گردان 256 تانك تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه قبلاً در آن منطقه پدافند مي‌كرد، دریافت کردم. روز قبل از حمله با فرمانده تيپ از منطقه شناسايي كرديم و آخرين هم‌آهنگي، شب قبل از حمله انجام شد و ساعت حمله ابلاغ گرديد.

گردان من مأموريت يافت شبانه چند كيلومتر به سمت جنوب تغيير مكان دهد به نحوي كه در اوايل روز حمله مسافت كمي با مواضع دشمن داشته باشد، ما اين تغيير مكان را شبانه انجام داديم و در جناح غربي مواضع دشمن مستقر شديم. حمله ساعت 1000 شروع شد، ما انتظار مقاومت سختي از نيروهاي دشمن داشتيم، ولي بر خلاف انتظار ما در ساعات اول حمله، مقاومت قابل ملاحظه از دشمن مشاهده نشد و ما به کرخه‌کور رسيديم. در حالي كه فقط سه دستگاه از تانك‌هاي ما را دشمن با موشك زد. اما در جنوب کرخه‌کور دشمن پيشروي تيپ1را سد كرده بود و من با عبور دادن گردان از کرخه‌کور نيروي دشمن را به عقب راندم و راه پيشروي تيپ1 لشكر 16 زرهي نيز باز شد و نيروهاي دشمن شروع به عقب‌نشيني كردند و ما تا آبادي قيصريه پيشروي كرديم و در آن جا موضع پدافندي گرفتيم. مقدار زيادي از وسايل دشمن به جا مانده بود كه تخليه آن براي ما مشكل ايجاد كرد.

در روز 16 دي ماه، دشمن به تيپ 3 لشكر 16 زرهي پاتك كرد كه پاتك دشمن تا روز 18 دي ماه ادامه داشت. تلفات سنگيني به ما وارد شد و مجبور به عقب‌نشيني به مواضع پدافندي شديم. علل شكست ما كم‌تجربگي ما و نديدن جنازه و مجروح به وسيله افراد بود. ضمناً هم‌آهنگي بين نيروهاي ارتشي و نيروهاي مردمي خيلي ضعيف بود.

 

4- برادر مهدي خندان عضو گردان سپاه پاسداران

اولين عمليات كه همراه شهيد حسين علم‌الهدا شركت كردم، عمليات هويزه بود. گردان ديگر را برادر كريمي هدايت مي‌كرد و فرمانده گردان سوم حاج مهدي بود كه افراد آن از سپاه يزد بودند. البته هر گردان فقط حدود 100 نفر بود. فرمانده گردان ما حسين علم‌الهدی بود و همه نيروي ما 75 نفر بودند و 5 نفر از مجاهدين عراقي نيز همراه گردان ما بودند.

قبلاً ما در سوسنگرد مستقر بوديم، بعد به طرف آبادي‌هاي حاجيه و ساريه و بالاخره به هويزه تغيير مكان كرديم. هويزه در دست نيروهاي خودي بود. ما در حاشيه كانالي موضع پدافندي اشغال كرديم ، فقط يك قبضه تفنگ 106 ميليمتري داشتيم، ده روز بود در هويزه مستقر بوديم، عناصر لشكر 16 زرهي به هويزه آمدند. آن موقع كسي نمیدانست عمليات يعني چه، خيال مي‌كرديم مانور مي‌دهند، تا اين كه عمليات شروع شد. فاصله ما تا موضع دشمن حدود يك كيلومتر بود و زمين كاملاً صاف بود.

ما به طرف خاكريز دشمن پيشروي كرديم، خيلي زود سقوط كرد و تعداد زيادي از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند. همكاري خيلي خوب بود، پيروزي بزرگي نصيب ما شد، اما بعد وضع عوض شد و دشمن پاتك كرد. يك عده دانشجويان پيرو خط امام آمده بودند كه ما نمي‌شناختيم، بعد با آن‌ها آشنا شديم. در اثر فشار دشمن واحدهاي ارتشي شروع به عقب‌نشيني كردند و وضعيت تيپ به هم ريخت. تعداد زيادي از افراد ما شهيد شدند كه از جمله حسين علم‌الهدی بود، به محاصره دشمن درآمده بوديم، در داخل كانالي گير افتاده بوديم، خواستيم بيرون بياييم، اما نيروي كافي نمانده بود. حدود 100 تا 150 نفر باقي مانده بود. به هر حال از كانال خارج شديم، تعداد زيادي تانك ديديم، ابتدا تصور كرديم تانك‌هاي ايراني است. اما بعد متوجه شديم تانك‌هاي دشمن است، به آنان تيراندازي كرديم چند دستگاه را زديم و تانك‌هاي دشمن عقب‌نشيني كردند و ما هم از مهلكه خارج شديم و به عقب برگشتيم.

 

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده