ارتش در فاو
از شهيد سرلشكر ولي ا… فلاحي، يا به تعبيري « امير خستگي ناپذير» كه روزگاري فرماندهي نيروي زميني را بهعهده داشته است، در معني واژه مرگ و زندگي نقل ميكنند : در زندگي دو چيز قابل تغيير نيست ، يكي تولد و ديگري مرگ ولي اكنون جوانان ما مرگ را به بازي مي گيرند ، آنها نمي ميرند ، بلكه شهيد مي شوند و زندگي ابدي مييابند1. --------------------------------------------------------------- 1. حسينيا، احمد؛ سرهنگ ، اميرخستگي ناپذير؛ ص66.

بخش ششم:

 نيروي زميني ارتش در والفجر8

 

ارتش جمهوري اسلامي ايران، بويژه نيروي زميني هميشه به دو طريق فرهنگي و نظامي در جنگ ظاهر مي‌گرديد . بخش فرهنگي كه با اثر گذاري عميق حماسي و آرماني در روح و فكر فرزندان پاكباز و فداكار اين مرز و بوم همراه است براي هميشه تاريخ در روشنگري نسلهاي آينده ماندگار مي ماند ، تغيير معاني آرماني واژگان ، مرگ و زندگي، گذشت و ايثار ، حميت و همكاري ، مردي و مردانگي و در نهايت دين و دينداري از جمله دستاوردهاي فرهنگي بجا مانده از جبهه و جنگ است كه به وسيله رزمندگان به وقوع پيوسته است نقل گاه و بيگاه آنان در كنار فعاليتهاي نظامي و اقدامات فيزيكي لا.زم و ضروري مي نماياند .

از شهيد سرلشكر ولي ا فلاحي، يا به تعبيري « امير خستگي ناپذير» كه روزگاري فرماندهي نيروي زميني را به‌عهده داشته است، در معني واژه مرگ و زندگي نقل  مي‌كنند :

در زندگي دو چيز قابل تغيير نيست ، يكي تولد و ديگري مرگ ولي اكنون جوانان ما مرگ را به بازي مي گيرند ، آنها نمي ميرند ، بلكه شهيد مي شوند و زندگي ابدي مي‌يابند1.

شايد چنين بيانات آرماني از استاد دانشمند، دانشكده فرماندهي و ستاد دور از انتظار نباشد اما چنين تفكرات حماسي منحصر به يك فرد خاص نيست تا جايي كه دانشجويي از تبار جوانان دانشگاه افسري ، تحت تأثير آموزشهاي معارف جنگ كه به‌وسيله پيشكسوتان و يادگارهاي دوران جنگ ارائه گـرديده است در مقاله‌اي بسيار آرماني تحت عنوان نفس جنگ چنين مي نويسد :

وقتي با كسي دچار اختلاف مي شويم و با هم به تفاهم نمي رسيم تنها راه چاره دعوا نيست. زور همه‌جا كار ساز نيست. عاقل كسي است كه گره را با دست باز كند نه دندان. سازش در اينجا معني پيدا مي كند. بتوانيم يكديگر را درك كنيم و از ديد ديگري بنگريم. اگر نشد چه ؟ جنگ ؟ نه، باز هم نه، حتي با وعده و وعيد ، حتي با قانع كردن، حتي با دوز و كلك ، حيله و سياست ، (كه البته بعضي از اين راهها چندان هم درست نيست) مشكلي نيست كه حل نشود . آخرين راه كار درگيري است . راه آخر ستيز است، قبل از آن بايستي راهي طولاني پيمود. زرنگي ، هوش ، تدبير ، برنامه‌ريزي، زهر چشم گرفتن ، از پارامترهاي جلوگيري از جنگيدن است .

بالاخره موقعي پيش مي آيد كه جنگ اجتناب ناپذير مي‌شود و به قولي تحميلي مي‌شود . حال تكليف چيست ؟ در مقابل گلوله نمي‌شود دليل آورد ، دهان پر از خون مي‌شود و نفس هم نمي‌توان كشيد ، براي مقابله با كسي كه شمشير برهنه در دست دارد ، با كتاب و نرمش نمي توان پيش رفت كه عطاي منطق را به لقايش خواهد بخشيد . تا  قيامت حداقل خنجري بايد به همراه داشت . خنجر ، شايد مشكل همين است . كسي كه شمشير دارد ، بايستي با تفنگ به پيشوازش برويم ، چرا عقب باشيم ، چه عيبي دارد يك قدم هم جلوتر باشيم ، تا طرف جرأت نكند حرف زورآزمايي بزند و از موضع ضعف مجبـور بـه تفـاهـم بـر سـر خواسته‌هايمان شود . به قول معروف : اگر خواهان صلحي، هميشه آماده نبرد باش1.

اهميت شنيدن چنين پيامهاي فرهنگي از زبان فرمانده نامدار نيروي زميني كه جنگ را از نزديك تا مغز استخوانش لمس كرده و يا از زبان دانشجويي كه تازه به اردوي نظاميان پيوسته و فقط شنيدنيهايي از جنگ را در ذهن پوياي خود دارد هيچگاه كمتر از فعاليت هاي نظامي و اقدامات فيزيكي در شوريدن عليه دشمن متجاوز نيست . ضمن اين كه بايستي باور داشت كه رسيدن به چنين فرهنگ والاي انساني ، فقط و فقط در ميادين رزم و با انجام رزم آفريني ميسر مي‌گردد . اگر مرشد و رهبر فرزانه انقلاب مي گويند : «جنگ چيز خوبي است» هدف همين بخش پويايي آن است و نه روح تجاوز گري و ميليتاريستي آن .

شركت يگانهاي مختلف نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در عمليات والفجر8 را كه با هماهنگي كامل با سپاه پاسداران در تضعيف دشمن و كشاندن جنگ به خاك دشمن انجام مي‌گيرد به شرح زير ارزيابي مي‌كنيم :

ابعاد نظامي شركت نيروي زميني ارتش

هدف از عمليات والفجر8 تعقيب دشمن و كشاندن جنگ به خاك دشمن به عنوان تنبيه متجاوز بود، لذا يگانهاي مختلف و متنوع “نزاجا” با هماهنگي كامل با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و در پشتيباني از اين نيرو به روشهاي زير شركت فعال داشتند . 

1 . شركت در طراحي عمليات مربوط به تك پشتيباني

2 . رها كردن يگان هاي سپاه پاسداران از خطوط پدافندي

3 . شركت فعال در طرح پوشش و فريب تاكتيكي

4 . شركت به عنوان تك پشتيباني

5 . تقويت تك اصلي

الف ـ اعزام يگانهاي مانوري

ب ـ اعزام رسد هاي ضد تانك

پ ـ اعزام يگانهاي مهندسي

6 . پشتيباني آمادي (لجستيكي)

7 . شركت يگان هاي پدافند هوايي

8 . شركت يگان هاي توپخانه صحرايي

9 . پشتيباني هوانيروز

 

 1 ـ شركت در طراحي1

طرح ريزي عمليات والفجر8 براي اولين بار در خرداد 1363 در قرارگاه خاتم الانبياء (ص) با شركت طراحان ارتش و سپاه انجام و يك طرح تهيه و ابلاغ گرديد ، بر مبناي اين طرح سه قرارگاه مشترك (كربلا ، نجف و ظفر) مي بايستي پس از عبور از رودخانه اروند با اجراي يك عمليات آفندي در شبه جزيره فاو اقدام به تصرف سر پل و تأمين خطي به نام استقامت بنمايد .

براي اجراي اين عمليات جلسات متعددي تشكيل گرديد ، در اين جلسات با شور و تبادل نظر ، تمام جوانب و مشكلات كه در مسير انجام مأموريت وجود داشت مشخص و در هر مورد راهكارهاي مناسب ارائه و برآوردهاي لازم بعمل آمد .

گر چه اين عمليات در زمان تعيين شده انجام نگرفت اما بسياري از موانع بر سر راه عمليات شناسايي و مورد تجزيه و تحليل طراحان قرارگرفت و در مواردي با انتخاب زمين و منطقه مشابه به منطقه عمليات ، يگانهاي مانوري اقدام به تمرينهاي لازم نمودند .

سرتيپ2 سعيد پورداراب در رابطه با عمليات والفجر8 مي گويد :

طرح عمليات والفجر8 در سال 1363 تهيه و قرار بود به وسيله يگانهاي مختلف سپاه و ارتش براي آزاد سازي فاو به اجرا در آيد ، اين طرح چندين بار در قرارگاههاي مشترك مورد بررسي قرار گرفت حتي بعضي از يگان هاي مجري طرح به منطقه عزيمت نمودند و طرح به وسيله غواصان كه بايستي از رودخانه اروند بگذرند در رودخانه دز و به وسيله تيپ 55 هوابرد كه قرار بود هلي برن شود در مرداب گاو خوني تمرين گرديد. اما با توجه به مطالب صفحه8 اجرا نشد.

با توجه به اين كه عمليات والفجر8 با يك تأخير هيجده ماهه در بهمن ماه 1364 به اجرا در آمد ، در اين فرصت، غيور مردان سپاه پاسداران فرصت كافي براي فراهم كردن امكانات برآورده شده و انتخاب راه كار مناسب براي موانع شناسايي شده را داشتند ، كما اين كه در اين مدت به خوبي توانسته بودند تمام وزارت خانه ها را بسيج و از امكانات بالقوه آنان استفاده نمايند و براي هر وزارت خانه وظيفه اي تعيين كنند . لازم به ذكر است چنين اقدام مؤثري هرگز در عمليات هاي قبل و بعد از عمليات والفجر8 (حتي در عمليات هاي فراگير فتح‌المبين و بيت المقدس) در اختيار رزمندگان اسلام قرارنگرفت تا از امكانات موجود در جامعه در جهت جنگ استفاده گردد و اين در حاليست كه چنين اقداماتي بايستي حتي در زمان صلح پيش بيني و تمرين گردد . در كتاب سيري در جنگ ايران و عراق ـ 2 آمده است :

همزمان با طراحي عمليات والفجر8 و مشخص تر شدن ضرورت پشتيباني عمليات كميسيون ويژه اي در هيأت دولت متشكل از وزارتخانه هاي مختلف راه و ترابري ، كشاورزي ، نيرو ، مسكن و شهرسازي ، صنايع سنگين ، صنايع و معادن ، مخابرات ، دفاع ، جهاد سازندگي و سپاه پاسداران تشكيل شد پس از آن دو كميته بنام مهندسي و مهندسي صنعتي بوجود آمد تا بصورت اساسي تري در امر جنگ مشاركت نموده و نيازهاي موجود را برطرف نمايد1.

ساختن دكل هاي مخابراتي ، پست‌هاي ديدباني ، دكل هاي ديدباني ، ساخت و مرمت صدها كيلومتر جاده ، تأمين و راه اندازي چند بيمارستان تخصصي، انجام ترابري سنگين، ساخت چند صد دستگاه انواع قايق و دو به، ساخت انواع پل‌هاي آماده و در نهايت تهيه سنگر و مواضع سلاح هاي مختلف حداقل كاري بود كه اين وزارتخانه ها در كمك به سپاه پاسداران انجام دادند .

 

 

 

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران

 


1. يكي از ويژگي هاي مثبت شهيد سپهبد صياد شيرازي واقع بيني و عملِ مبتني بر درك حقايق جنگ بود. او كه به نياز علمي و تخصصي يك فرمانده نيرو آن هم در هنگامه جنگ به خوبي اشراف داشت، با برداشت صحيح از تربيت نظامي و باورهاي ديني بدون اينكه گرفتار تكبر و خود بزرگ بيني شده باشد، مي‌دانست به تنهائي و حتي با استفاده از ستاد سازماني نزاجا نمي تواند اداره امور تخصصي جنگ را در جبهه هاي مختلف به عهده بگيرد. در اولين فرصت با علم به توان فكري و دانش نظامي استادان مجرب دانشكده فرماندهي و ستاد، آنان را به جبهه احضار و به دو گروه طراحي در قرار گاههاي جنوب و غرب تقسيم نمود. بدين ترتيب يك ستاد قوي مبتني بر دانش و تجربه در هر يك از قرارگاهها تشكيل گرديد كه اثرات اعجاز آفرين آن در طول جنگ با طراحي عملياتهاي عمده و امروز با بازنويسي و تحليل جنگ نمايان گرديد . سرتيب2 روح الله سروري كه خود يكي از ياران با وفاي شهيد صياد شيرازي بوده است، در كتاب صياد دلها مي گويد :

اولين اقدام او در آغاز فرماندهي كه حاكي از مديريت صحيح او بود ، انحلال موقت دانشكده فرماندهي و ستاد (دافوس) بود. اين كار به منظور تقويت ستاد طراحي نيروي زميني انجام گرفت. او بيان مي داشت چنين شرايطي كه مردم انقلابي ما داوطلبانه جهت كمك به ارتش در بيرون راندن دشمن تفنگ بدست گرفتــه و بي‌صبرانه آماده حمله به دشمن متجاوز مي باشند، لازم است در طرح ريزي هاي عملياتي از وجود اساتيد دانشگاه جنگ بيشترين بهره برده شود. لذا به آنان فرصت داد كه نتيجه سالها تجربه خود را در صحنه نبرد به مرحله آزمون در آوردند. گرچه در آغاز كار تعطيل دافوس مورد انتقاد تعدادي از دلسوزان قرار گرفت. ليكن ثمره شيرين آن كه همانا طراحي عملياتهائي چون كربلاي 1 ( آزاد سازي بستان ) كربلاي2 ( آزاد سازي غرب كرخه ) كربلاي3 ( آزاد سازي خرمشهر ) بود تلخي اين داوري موقت را بر طرف نمود .(صياد دلها؛ ص100 و 101)

لازم است به پاس قدرشناسي از اين استادان كه موجبات افتخار همكاران خود را فراهم كرده اند نامي برده شود. استادان سرتيپ2 غلامحسين قرائي ، سرتيپ2 ناصر نخعي ، سرتيپ2 عيسي تفرشي و سرتيپ2 شكيبا مقدم در قرارگاه غرب و سرتيپ2 غلامحسين امير بيگي ، سرتيپ2 محسن شاهان ، سرتيپ2 نصرت الله معين وزيري ، سرتيپ2 مسعود بختياري ، سرتيپ2 اقبال محمد زاده و سرتيپ2 هوشنگ نوابي در قرارگاه جنوب از جمله كساني بودند كه ستاد مقدم نزاجا را از نظر طراحي تقويت نمودند.

 

 

 


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده