نماز در آتش
رمضانعلی پور نصیری در بهار سال1361 که آبادان از سه طرف در محاصرۀ نیروهای بعثی بود. به همراه سایر همرزمان که از نیروی دریایی در آنجا حضور داشتیم، در منطقۀ کوت شیخ مستقر بودیم. محل استقرار و سنگر ما خانه ای بود که در آن منطقه به ما تحویل داده بودند. در یکی از روزهای عید نوروز همان سال، مشغول خواندن نماز بودم و بچه های رزمندۀ دیگر هم هر کدام مشغول انجام کاری بودند.

ناگهان دشمن منطقۀ استقرار ما را زیر آتش شدید گرفت. بچه ها  خانه را ترک کردند و در گوشه و کنار سنگر گرفتند. اما من که در حال خواندن نماز بودم، به نماز خود ادامه دادم و آن را به پایان رساندم.

 بعد از نماز، آتش دشمن نیز قطع شد و بچه ها برای حمل جسدم به خانه برگشتند، ولی موقعی که مرا بر سر سجاده، نشسته و در حال دعا خواندن و راز نیاز دیدند بسیار تعجب کردند و به دورم حلقه زدند و مرا در آغوش کشیدند و سر و صورتم را غرق بوسه کردند. این شرایط در روحیۀ آنها هم تأثیر گذاشت و نماز اول وقت را بر هر کار دیگری ترجیح می دادند.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده