عملیات رمضان
بخش بیست و دوم: مثلث سوم یا چهارم؟! در حدود ساعت 01:20 وضعیتی مهم پیش آمد که در سرنوشت نهائی عملیات تأثیر فوق­العاده­ای داشت. فرمانده یکی از یگان­های سپاه اطلاع داد که افراد او به مثلث نرسیده­اند. ولی مشخص نیست که این موضع مثلث سوم است یا چهارم، البته هدف این یگان، مثلث سوم بود. ولی بعداً معلوم شد که به مثلث چهارم رسیده، در نتیجه مثلث سوم همچنان در کنترل دشمن باقی مانده بود. همین موضوع حوادث ناگواری را به وجود آورد که در ادامه بررسی به آن اشاره خواهد شد.

بعد از صدور دستور شماره 3 رمضان در سوم مرداد ماه، یگان­های اجرائی ضمن ادامه پدافند در منطقه، اقدامات آمادگی و طرح­ریزی را انجام دادند. به ویژه فرماندهی قرارگاه فتح که شامل لشکر 92 زرهی و لشکر 30 زرهي و لشکر 3 پیاده سپاه پاسداران بود و نقش اصلی آفندی را برای دور چهارم نبرد رمضان بر عهده داشت، به سرعت متشکل گردید. در حقیقت یک سپاه زرهی (از نظر رده بندی نظامی) با دو لشکر زرهی و یک لشکر پیاده محمول تشکیل شد تا از مواضع پدافندی لشکرهای پیاده عبور کند و به مواضع دشمن در شمال جاده پاسگاه کیلومتر 25 پاسگاه زید حمله نموده و خط قهوه­ای در عمق حدود 10 کیلومتری خط مرز در خاک عراق را تصرف و تأمین نماید.

بنابراین گرچه برای این دور نبرد یک سپاه زرهی سازمان داده شد، ولی اساس تدبیر، حمله به هدف محدود بود. به طور کلی طرح با رعایت مسائل ایمنی بیش­تری مورد نظر قرار گرفته بود اما در همان روز سوم مرداد ماه فرماندهی قرارگاه کربلا تصمیم گرفت منطقه عملیات و حمله یگان­های حمله­ور را کمی توسعه و تا حوالی جنوب­ غربی پاسگاه زید عراق گسترش دهد. بدین منظور در همان روز در دستور شماره 3 رمضان تغییراتی داده شد و آن تغییرات به یگان­های اجرایی ابلاغ گردید. تغییرات مربوط به مأموریت قرارگاه­های نصر و فجر در منطقه مربوطه، شامل نکات زیر بود.

قرارگاه نصر عبور از خط یک تیپ از قرارگاه فتح را در حوالی پاسگاه زید پشتیبانی کند و طرح یک تک محدود بایگانی به استعداد 2 گردان را در حد شمالی خود تهیه و همزمان با حمله قرارگاه فتح اجرا نماید.

قرارگاه فجر با یک تیپ ادغامی ارتش و سپاه در منطقه بین قرارگاه فتح و فجر همزمان با تک فتح، تک محدود اجرا و نیروهای دشمن را در این منطقه منهدم سازد.

با صدور این دستورات جدید، در این دور نبرد نیز حمله از محدوده یک فرماندهی فراتر رفت و قرارگاه­های نصر و فجر نیز مأموریت آفندی محدود عهده­دار شدند. بنابراین 3 قرارگاه عمده فتح و فجر و نصر بایستی همزمان و هماهنگ حمله می­کردند اما عمق منطقه حمله همچنان محدود در نظر گرفته شده بود.

با توجه به دستورات جدید قرارگاه کربلا، قرارگاه­های اجرایی فتح و فجر و نصر نیز الزاماً در طرح­هایی که تهیه کرده بودند تجدید نظر نمودند و طرح­های جدید را تهیه و به صورت دستورات جزء به جزء به یگان­های اجرایی ابلاغ نمودند. از جمله قرارگاه فجر دستور جزء به جزء شماره 3 تجدید نظر شده بدر را تهیه و در چهارم مرداد ماه منتشر کرد. نکات اصلی آن ارجاع مأموریت حمله محدود به قرارگاه فجر 1 ادغامی تیپ 1 لشکر 77 با تیپ المهدی سپاه پاسداران بود، در حالی که از سوم مرداد ماه فرماندهی قرارگاه کربلا برای اجرای حمله‌ای دیگر آماده می­شد، منطقه نبرد شرق بصره از آرامش نسبی برخوردار بود. یگان­های هر دو طرف ایران و عراق در حالت پدافندی غیرفعال قرار داشتند. لذا بر اساس مدارک در دسترس، از آن روز تا آغاز حمله نیروهای ایران که در پایان روز ششم مرداد به اجرا درآمد، برخوردهای مهمی بین نیروهای ایران و عراق رخ نداد. اقدامات هر دو طرف به تحکیم مواضع پدافندی و گاهی اعزام گشتی­های رزمی و شناسائی و تبادل آتش توپخانه محدود گردید.

در لابلای مدارک، گاهی مطالبی به چشم می­ خورد که از نظر مشخص کردن وضعیت نیروهای خودی نمونه بسیار جالبی می­باشد. در جریان بررسی نبرد رمضان به یکی از مدارک برخورد کردیم و آن گزارشی است که فرمانده تیپ 1 لشکر 16 زرهی از وضعیت توان رزمی دو یگان خود داده است.

در این گزارش که در تاریخ 2/5/61 از تیپ 1 به لشکر 16 زرهی ارسال شده، درباره کاهش توان رزمی گردان 185 مکانیزه و گروهان پیاده جانباز و دسته­ی دیده­ور گردان 220 تانک چنین بیان شده است که گردان 185 مکانیزه با از دست دادن 7 نفر افسر، 7 نفر درجه­دار و 155 سرباز به صورت شهید و مجروح و مفقودالاثر از افراد گروهان­های رزمی حدود 60 درصد پرسنل رزمی خود را از دست داده است. گروهان جانباز نیز با از دست دادن یک افسر، سه درجه­دار و 90 نفر سرباز به صورت شهید و مجروح و مفقود و الزام ترخیص 90 نفر تا 18 مرداد ماه فقط 20درصد توان رزمی خود را خواهد داشت. گردان 220 تانک 25 نفر درجه­دار و سرباز تلفات داده و استعداد رزمی دسته دیده­ور نیز به حدود 20درصد رسیده است.

در پایان این گزارش، درخواست شده حداقل پنج نفر افسر جزء و تعدادی درجه­دار و سرباز به آن تیپ واگذار شود تا توان رزمی آن یگان­ها به حد قابل قبول افزایش یابد.

گزارش بالا نمونه­ای از وضعیت توان رزمی یکی از تیپ­های زرهی ایران در پایان سال دوم جنگ بوده، یگان­های دیگر نیز کم و بیش در همین سطح بودند. بنابراین هنگامی که ما در این بررسی­ها به اصطلاحات نظامی گردان و تیپ و لشکر اشاره می­کنیم لازم است خوانندگان به مفهوم آن اصطلاحات در این جنگ تحمیلی نیز توجه نمایند.

یک نمونه دیگر گزارش از وضعیت نیروهای پدافندی را بررسی می­کنیم تا مشخص گردد هنگامی که جریان نبرد غیرفعال می­شد تلاش­ها تا چه اندازه فروکش می­کرد.

فرمانده تیپ 1 لشکر 16 زرهی در گزارش نوبه­ای عملیاتی شماره 130 مورخه 5/5/61 (قبل از مرحله چهارم نبرد رمضان) وضعیت منطقه نبرد شمال غرب رمضان را چنین بیان کرده است: وضعیت کلی ادامه پدافند عملیات خودی در این دوره به علت شدت آتش دشمن اعزام گشتی مقدور نشد؛ مهمات مصرفی یگان­های تیپ در مدت 24 ساعت عملیات؛ تانک چیفتن 3 گلوله، تفنگ 106 میلی­متری 6 گلوله، خمپاره انداز 12 گلوله، توپ 155 میلی­متری 20 گلوله و  استعداد رزمی یگان­های تیپ 60درصد، روحیه عالی.

با توجه به میزان مصرف مهمات، ملاحظه می­گردد در شرایط پدافندی، غالباً وضعیت جبهه نبرد آرامش کامل می­یافت و نیروهای هر دو طرف بیش­تر به صورت عناصر مراقبتی انجام وظیفه می­کردند و مختصر تیراندازی نیز که اجرا می­شد، غالباً بدون هدف نقطه­ای مشخص و به منظور اعلام حضور در صحنه بود و گاهی آتش­های پشتیبانی در منطقه­ای شدیدتر می­شد و تصادفاً به سنگری یا خودرویی می­خورد و تلفاتی به بار می­آورد. در این مواقع بود که آتش متقابل به وسیله طرف مقابل اجرا می­گردید و در میدان نبرد غرش توپ‌ها و خمپاره­ها شدیدتر می­شد. چنانکه در همان روز 5 مرداد ماه قرارگاه فجر نیز گزارش نوبه­ای عملیاتی منتشر کرده که در آن ذکر شده بر اثر آتش دشمن و اصابت گلوله توپ به مواضع گردان 153، تعداد هفت نفر مجروح و در منطقه گردان دیگر تعداد دو نفر شهید و پنج نفر مجروح شدند. متقابلاً آتش سلاح دوربرد نیروهای ایران در این منطقه قوی­تر شد. بدین سبب بر خلاف منطقه قرارگاه قدس ملاحظه می­گردد مصرف مهمات جنگ­افزارهای قرارگاه فجر در این دوره عملیات خیلی زیادتر از منطقه قدس بوده است. البته باید توجه داشت که محدودیت مصرف مهمات جزء ضروریات بسیار مهم در هر نبرد به ویژه بر کشورهای جهان سوم است که مجبورند مهمات را از کشورهای سازنده خریداری نمایند. بنابراین کمبود مصرف مهمات به عنوان نقص عملیات نمی­باشد.

باری به اصل موضوع مورد بحث یعنی عملیات رمضان باز می­گردیم. گفتیم که با صدور دستور شماره 3 قرارگاه کربلا، یگان­های اجرایی آماده می­شدند تا دور چهارم نبرد رمضان را اجرا کنند و برای چهارمین بار برای کشاندن جنگ به داخل خاک عراق در همان منطقه نبرد تلاش نمایند. در روز ششم مرداد ماه فرماندهی قرارگاه کربلا تصمیم قاطع خود را برای زمان حمله اتخاذ کرد و ساعت 2100 آن روز را به عنوان زمان آغاز حمله تعیین و به یگان‌های اجرایی ابلاغ نمود.

در ابلاغ این دستور، رمز عملیات تغییر داده نشد و همان جمله "بسم­الله القاصم الجبارین یا صاحب­الزمان ادرکنی" به عنوان رمز شروع عملیات اعلام گردید. بالاخره زمان این پیکار فرا رسید و در ساعت 2100 روز ششم مرداد بار دیگر در شبکه­های ارتباطی یگان­های قرارگاه کربلا در منطقه شرق بصره آوای «بسم­الله القاصم الجبارین یا صاحب­الزمان ادرکنی» طنین­انداز شد ونیروهای حمله­ور قرارگاه کربلا طبق دستور شماره 3 تجدید نظر شده برای انهدام نیروهای دشمن و تصرف منطقه­ای در عمق 10 کیلومتری خاک عراق به حرکت درآمدند.

در همان دقایق اول شروع حمله یک موضوع نگران کننده مشاهده شد. با تیپ 17 قم که در شبکه ارتباطی و جزء یگان­های قرارگاه فتح بود ارتباط رادیویی برقرار شد، آن تیپ پاسخی نداد. در نیم ساعت اول، برقراری ارتباط با این تیپ میسر نگردید و وضعیت آن روشن نشد. اما یگان­های دیگر فتح، طبق طرح، پیشروی را شروع کردند و در همان نیم ساعت اول با نیروهای دشمن اخذ تماس نمودند.

تلاش شد تمام نیروهای حمله­ور، هماهنگ با یکدیگر پیشروی کنند تا شکافی در بین آن­ها ایجاد نشود. در یک ساعت اول نبرد، پیشروی خوب بود و عناصر تأمینی دشمن مقاومت جدی در مقابل نیروهای ایران نشان ندادند و در بعضی موارد این عدم مقاومت دشمن با خوش­بینی زیاد مورد توجه قرار گرفت. چنین تصور شد که نیروهای دشمن به حالت فرار درآمده­اند. متأسفانه این موضوع از جمله نکاتی بود که در اغلب نبردهای آفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اتفاق می­افتاد و نیروهای تأمینی دشمن که طبق اصول تاکتیک پدافند متحرک، مأموریت جدی نداشتند، با مشاهده حرکت آفندی نیروهای ایران سریعاً عقب­نشینی می­کردند و نیروهای ایران آن را حمل بر فرار دشمن می­دانستند. در صورتی که این امر یک اصل کلاسیک پدافندی بود.

نکته لازم به یادآوری در این مرحله نبرد این است که هدف نیروهای حمله­ور در این نبرد، انهدام دشمن در مواضع پدافندی مثلثی شکل آنان و تصرف و تأمین یک خط پیشروی در غرب این موضع بود. وجود این مواضع مثلثی شکل دشمن اهمیت خاصی به این نبرد داد. زیرا برای اولین بار بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به طور جدی با این مواضع مثلثی شکل دشمن مواجه می­شدند.

 البته در تمام مراحل عملیات رمضان این وضعیت وجود داشت، ولی در نبرد دور چهارم هدف اصلی اشغالی این مواضع بود. تدبیر آرایش حمله به نحوی بود که نیروهای حمله­ور ما یک یک این مواضع مثلثی شکل را از وجود نیروهای دشمن پاک کنند و به پیشروی ادامه دهند. در نتیجه این مرتبه حمله کاملاً به صورت جبهه­ای بود نه مانند سه دور قبل، که تدبیر کلی حمله رخنه­ای بود. برای این منظور تلاش فرماندهی قرارگاه فتح این بود که تمام یگان­های حمله­ور هماهنگ با یکدیگر به سمت هدف­های تعیین شده پیشروی کنند، به نحوی که هیچ ضلع یا زاویه مثلثی پاک نشده از وجود دشمن دور زده نشود و باقی نماند. بدین جهت فرماندهی و کنترل هدایت حمله، شدیدتر از دفعات قبل و در دست قرارگاه فتح بود.

اما به هر حال طبق شرایط معمولی منطقه نبرد که نسبت اثرات سه عامل اصلی مؤثر در نبرد یعنی وضعیت زمین، نیروهای خودی و نیروهای دشمن غالباً در نقاط مختلف منطقه نبرد متفاوت است، میزان پیشروی یگان­های حمله­ور و دفاع نیروهای مدافع در تمام منطقه نبرد یکسان نمی­تواند باشد. به هر نسبتی کم یا زیاد، وضعیت­های متغیری به وجود می­آمد. در این نبرد نیز همین شرایط معمولی وجود داشت. یگانی سریعاً به منطقه هدف خود نزدیک می­شد و دشمن مقابل او نمی­توانست مقاومتی بکند.

در نتیجه آن یگان سریعاً هدف خود را تسخیر می­کرد. در حالی که در نقطه دیگر ممکن بود هدف به این سادگی تصرف نشود. به همین علت بررسی جدول حوادث این نبرد نشان می­دهد که تلاش عمده فرماندهان در رده­های مختلف فرماندهی آن بوده که بین حالات مختلف منطقه نبرد هماهنگی برقرار سازند. به عنوان ارائه نمونه­ای از این حالت، پیامی را که در ساعت 2315 بین دو فرمانده سپاه پاسداران مبادله شده عیناً نقل می­کنیم؛ «احمد گفت که چون سمت چپ هنوز جلو نرفته ما هنوز کاملاً داخل نرفته­ایم و منتظریم که مهدی جلوتر بیاید تا ما کاملاً جلوتر برویم».

مدارک موجود نشان می­دهد که در دو ساعت اول حمله، پیشروی یگان­های حمله­ور قرارگاه فتح به طور کلی هماهنگی خوب ولی آهسته بود. در حدود ساعت 2300 اغلب نیروهای حمله­ور به نزدیکی مواضع مثلثی شکل دشمن رسیده بودند. از یک مذاکره تلفنی در ساعت 2325 بین دو فرمانده سپاه پاسداران چنین برمی­آید که یکی از واحدهای حمله­ور در مسیر پیشروی خود از دو کانال عبور کرده ولی به منطقه آبگیر نرسیده بود. ضمناً این یگان به خاکریزی از دشمن رسیده بود که تصور می­شد همان منطقه هدف مثلثی شکل می­باشد.

همان­گونه که در مطالب قبل یادآور شدیم منطقه نبرد رمضان عاری از عوارض طبیعی و مصنوعی شناخته شده بود. بدین جهت در اغلب گزارش­ها به مناطق یا عوارضی اشاره می‌شد که تهیه شد به وسیله نیروهای عراقی بود و تشخیص آن چندان آسان نبود. در گزارش به رده­های بالاتر گاهی مشکلاتی و اشتباهاتی به وجود می­آورد. مثلاً در ساعت 2353  یگانی گزارش داد به کانالی رسیده است که برای قرارگاه دریافت کننده پیام معلوم نبود، منظور کدام کانال است؟

نکته­ای که در پیام­های مبادله شده به چشم می­خورد این است که اغلب گزارش­های ارسالی، از یگان­های پیاده و سپاه پاسداران بوده و با وجود اینکه لشکر 92 زرهی به عنوان هسته مرکزی قرارگاه فتح بود تا ساعت 24 و سه ساعت بعد از حمله خبر ویژه­ای از یگان‌های آن لشکر نرسیده یا اینکه عناصر آن لشکر در یک شبکه ارتباطی مستقل بوده­اند که پیام­های مبادله شده آنان در اسناد در دسترس ثبت نگردیده بود.

نکته دیگری که حائز اهمیت جلوه می­کند، این است که در این دور حمله، وسائل سنگین مهندسی به همراه یگان­های حمله­ور حرکت می­کرد. هر جا که یگانی به منطقه مناسبی می­رسید، فوراً به وسیله وسائل مهندسی خاکریز تهیه می­کرد. در ساعت 23:20 به اطلاع رسید که تیپ­های امام حسین و نجف به مواضع مثلثی شکل رسیده ولی تیپ­های محمد رسول الله و 17 قم هنوز نرسیده­اند.

در ساعت 24 قرارگاه کربلا اعلام کرد، در منطقه قرارگاه فتح غیر از مثلث وسط بقیه هدف­ها اشغال شده است.

قبل از ساعت یک بعد از نیمه شب تیپ­های نجف و 14 امام حسین اطلاع دادند هدف‌های مثلثی شکلی را تصرف کرده­اند. فرماندهی قرارگاه فتح کسانی را به منطقه آن تیپ­ها فرستاد، تا از نزدیک وضعیت را بررسی کنند. این امر اهمیت توجه ایجاد هماهنگی را نشان می­دهد.

عناصر قرارگاه فجر نیز تا ساعت 24 به هدف­های خود نزدیک و با نیروهای دشمن درگیر شده بودند. تلاش می­کردند مواضع مثلثی شکل را از وجود نیروهای دشمن پاک سازند، به طوری که در ساعت 1:15 بعد از نیمه شب، این قرارگاه اعلام کرد در حال پیشروی به سمت هدف­های تعیین شده می­باشد.

در حدود ساعت 01:20 وضعیتی مهم پیش آمد که در سرنوشت نهائی عملیات تأثیر فوق­العاده­ای داشت. فرمانده یکی از یگان­های سپاه اطلاع داد که افراد او به مثلث نرسیده­اند. ولی مشخص نیست که این موضع مثلث سوم است یا چهارم، البته هدف این یگان، مثلث سوم بود. ولی بعداً معلوم شد که به مثلث چهارم رسیده، در نتیجه مثلث سوم همچنان در کنترل دشمن باقی مانده بود. همین موضوع حوادث ناگواری را به وجود آورد که در ادامه بررسی به آن اشاره خواهد شد.

در ساعت 01:30 به تیپ­های زرهی لشکر 92 دستور داده شد، هماهنگ با تیپ­های 17 قم و 27 محمدرسول­الله به سمت هدف­های تعیین شده پیشروی کند. فرمانده تیپ 2 (سرهنگ لهراسبی) اطلاع داد اشکالی در عملیات وجود ندارد، خاکریزها احداث شده­اند و یگان­ها برای اشغال آن­ها در حال پیشروی می­باشند.

در ساعت 01:53 واحد مهندسی پشتیبانی کننده اطلاع داد، حدود چهار کیلومتر خاکریز درغرب پاسگاه زید احداث کرده، در شمال منطقه نیز حدود 5 کیلومتر خاکریز ایجاد شده بود. بنابراین فعالیت مهندسی فوق­العاده شدید بود. در ساعت 02:20 اولین گزارش نگران کننده رسید که حاکی از آن بود که بین منطقه تیپ 8 نجف و 14 امام حسین تعدادی یگان زرهی دشمن فعال شده است. در همین موقع قرارگاه فجر نیز حضور فعال یک واحد زرهی دشمن در منطقه را تأیید کرد و اظهار نمود که با موفقیت به سمت هدف شماره 3 پیش می­رود.

در حدود ساعت 02:30 فرمانده لشکر 92 زرهی به تیپ­های 1 و 2 آن لشکر دستور داد، سریعاً خاکریزهای تهیه شده را اشغال کنند و فواصل بین یگان­های حمله­ور و سپاه پاسداران را پر نمایند تا شکافی وجود نداشته باشد. در حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب تلاش اصلی یگان­های حمله­ور صرف پاکسازی منطقه از وجود دشمن، اشغال خاکریزها و تحکیم مواضع پدافندی شد. اما هنوز احتمال اشتباه در حرکت و پیشروی و اشغال مواضع یگان­ها به نظر می­رسید. به ویژه فرماندهان سپاه پاسداران (برادر باقری و رشید) در این باره حساسیت نشان می­دادند. زیرا نماینده­ای که چند ساعت قبل برای بررسی وضعیت اعزام شده بود، حدود ساعت 3 مراجعت کرد و اظهار داشت به علت وجود کانال در مسیر حرکت نتوانسته است به مقصد برسد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده