نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش چهل و هشتم: عمليات آفندي شياكوه در منطقه گیلانغرب مأموريت كلي لشكرهاي 28، 64، 81 و تيپ 58 پياده ذوالفقار زير امر قرارگاه عملياتي غرب اين بود كه با تقدم پدافند در خطوط تماس با نيروهاي متجاوز عراق، عمليات آفندي را بهنحوي طرحريزي و اجرا نمايند كه در غرب مريوان ارتفاعات مرزي حوالي روستاهاي باشماق و بايوه، در منطقه جوانرود، ارتفاعات كاري و در منطقه کرمانشاه ارتفاعات گاميشان، قراويز، تنگ قاسمآباد، ارتفاعات چرميان و شياكوه و زلهزرد از اشغال دشمن آزاد گردد.

در مباحث قبل گفتيم كه از آغاز سال 1360 و شش ماه بعد از شروع جنگ تحميلي، تغييرات بنيادي در وضعيت آمادگي رزمي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران پديد آمد كه در نتيجه آن عمليات تعرض متقابل نيروهاي ايران براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از مناطق اشغالي در سرزمين ايران شروع گرديد. بر اين اساس در صحنه عمليات غرب عمليات بازي‌دراز (مرحله يكم) در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و گیلانغرب اجرا شد. بعد از آن عمليات، قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب يك طرح كلي عملياتي به نام طرح تبوك تهيه و در خردادماه 1360 منتشر كرد كه در آن تدبير كلي اين فرماندهي براي طرح‌ريزي و هدايت عمليات آفندي در صحنه عملياتي غرب مشخص گرديد.

مأموريت كلي لشكرهاي 28، 64، 81 و تيپ 58 پياده ذوالفقار زير امر قرارگاه عملياتي غرب اين بود كه با تقدم پدافند در خطوط تماس با نيروهاي متجاوز عراق، عمليات آفندي را به‌نحوي طرح‌ريزي و اجرا نمايند كه در غرب مريوان ارتفاعات مرزي حوالي روستاهاي باشماق و بايوه، در منطقه جوانرود، ارتفاعات كاري و در منطقه کرمانشاه ارتفاعات گاميشان، قراويز، تنگ قاسم‌آباد، ارتفاعات چرميان و شياكوه و زله‌زرد از اشغال دشمن آزاد گردد.

بر اساس اين طرح عملياتي، تلاش اصلي عمليات به عهده لشكر 81 زرهي محول شده بود، در اين موقع تيپ 58 پياده نيز در منطقه عملياتي اين لشكر و در محور گیلانغرب گسترش پدافندي داشت. در طرح عملياتي تبوك به لشكر 81 زرهي مأموريت داده شده بود كه با عناصر سازماني خود در محور عمومي سرپل‌ذهاب قصرشيرين و با تيپ 58 پياده در محور گیلانغرب، قصرشيرين حمله كند و نقاط حساس تاكتيكي را تصرف نمايد و بعد بر حسب ايجاب وضعيت، نبرد را به سمت غرب ادامه دهد. لشكر 81 زرهي بر مبناي اين مأموريت در تاريخ 11 شهريور‌ماه 1360 عمليات آفندي مرحله دوم بازي‌دراز را اجرا كرد كه قسمتي از آن پيشروي در محور گیلانغرب بود.

  شرح اين نبرد قبلاً بيان گرديد و گفته شد كه در اين نبرد موفقيتي نصيب لشكر 81 زرهي نشد، اما تلاش براي عقب راندن دشمن از منطقه سرپل‌ذهاب – گیلانغرب متوقف نگرديد. در ادامه اين تلاش لشكر 81 زرهي يك طرح عملياتي ديگر به نام طرح عمليات كربلا 7 تهيه و در 30 آبان‌ماه 1360 منتشر كرد كه اساس آن، همان مأموريت واگذاري در طرح تبوك قرارگاه عملياتي غرب بود كه با تغييراتي جديد در تاريخ 14 آبان‌ماه به لشكر 81 زرهي ابلاغ شد.

مأموريت لشكر 81 زرهي در طرح كربلا 7 چنين بود كه عناصر اين لشكر در حوالي محور گیلانغرب، قصرشيرين به سمت غرب آفند كند، ارتفاعات چرميان و شياكوه را در جنوب‌غربي اين محور از وجود دشمن پاك‌سازي نمايد و با حمله در شمال و جنوب اين محور، تنگ قاسم‌آباد را تصرف و تأمين و بنا به دستور تك را تا خط مرز ادامه دهد. بنابراين مأموريت اصلي لشكر 81 زرهي در اين طرح، تصرف ارتفاعات چرميان و شاه‌كوه (يا شياكوه) بود. به همين جهت اين عمليات به نام شياكوه مشهور گرديد.

در هنگام تهيه طرح عملياتي كربلا 7 تيپ 58 پياده ذوالفقار همچنان در منطقه عملياتي غرب در محور گیلانغرب گسترش پدافندي داشت و اجراي مأموريت مي‌كرد. بنابراين با توجه به اين كه منطقه تلاش اصلي در طرح كربلا 7 محور گیلانغرب، قصرشيرين بود، تيپ 58 پياده عهده‌دار اجراي اين مأموريت گرديد. اما هدف نهايي اين عمليات تصرف و تأمين تنگ قاسم‌آباد در محور گیلانغرب، قصرشيرين بود. (به خلاصه نقشه وضعيت مراجعه شود) و براي تأمين اين تنگه لازم بود ارتفاعات شمال آن نيز به اشغال و كنترل عناصر لشكر 81 زرهي درآيد. بنابراين بايستي يك تلاش فرعي نيز در شمال محور ياد شده به‌وسيله یگان ديگري اجرا مي‌گرديد. براي اين منظور تيپ 3 لشكر 81 زرهي كه در منطقه عملياتي شمال محور گیلانغرب، قصرشيرين تا شمال محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين گسترش داشت، مأموريت يافت، تلاش فرعي عمليات كربلا 7 را اجرا نمايد. لذا براي عمليات شياكوه (كربلا 7) 2 تيپ در خط، تيپ 3 زرهي در شمال و تيپ 58 پياده در جنوب محور گیلانغرب، قصرشيرين درنظر گرفته شد.

مأموريت تيپ 3 زرهي، حمله از شمال به جنوب‌غربي و تصرف ارتفاعات تنگ كورك و شمال تنگ قاسم‌آباد و مأموريت تيپ 58 پياده، حمله به سمت شمال‌غربي و تصرف ارتفاعات چرميان و شياكوه در جنوب تنگ قاسم‌آباد بود. ضمناً مأموريت اصلي پدافند در خطوط تماس همچنان به قوت خود باقي بود و تيپ‌ها و عناصر ديگر لشكر از شمال سرپل‌ذهاب تا سد كنجان‌چم در شمال مهران به مأموريت پدافندي ادامه مي‌دادند. ضمناً تيپ 30 پياده گرگان نيز در زير امر لشكر 81 مأموريت پدافندي داشت.یگان­هايي كه در زير امر قرارگاه‌هاي تيپ‌هاي 3 و 58 براي اجراي مأموريت واگذاري قرار گرفته بودند، عبارت بودند از:

(1) تيپ 3 لشكر 81 زرهي با دو گردان مكانيزه سازمان يافته، دو گردان مكانيزه جديد‌التأسيس، دو گردان تانك (منها)، 3 گروهان مجزاي تانك، از عناصر لشكرهاي 21 و 28 و 64 پياده، يك گروهان تانك اضافي از گردان 290 تانك لشكر 81 زرهي، گردان 265 سوار زرهي، عناصري از سپاه پاسداران و بسيج عشايري، 3 گردان توپخانه 155 ميليمتري (منها) به اضافه 8 آتشبار مجزا از كاليبرهاي مختلف يك تيم هوانيروز.

(2) تيپ 58 پياده ذوالفقار با 4 گردان تكاور، يك گردان تانك (منها) از عناصر لشكر 81 زرهي، يك گردان ژاندارمري (منها) عناصري از سپاه پاسداران و بسيج عشايري، يك گردان توپخانه 155 ميليمتري به اضافه 4 آتشبار مجزا از كاليبرهاي مختلف، يك تيم هوانيروز.

با توجه به یگان­هاي ياد شده ملاحظه مي‌گردد كه از نظر شكل ظاهري سازمان، حدود يك لشكر تقويت شده با بيش از 16 گردان رزمي و حدود 7 گردان توپخانه به اين منطقه نبرد اختصاص داده شده بود. اما بايستي توجه داشت یگان­هاي ما غالباً فقط شكل ظاهري سازمان خود را داشتند و استعداد رزمي موجود آن‌ها كمتر از 50درصد سازماني بود كه به‌عنوان نمونه گردان 285 تانك لشكر 81 زرهي كه در زير امر تيپ 58 پياده قرار داشت وضعيت عمومي آمادگي رزمي خودروهاي زرهي گردان را چنين اعلام كرده بود:

  • تانك ام – 60 تعداد سازماني 53 دستگاه موجودي 38 دستگاه حاضر به كار 24 دستگاه.
  • نفربر شني‌دار روسي، سازماني 8 دستگاه، موجودي 8 دستگاه، حاضر به كار 2 دستگاه.
  • نفربر حامل خمپاره‌انداز، سازماني 4 دستگاه، موجودي 4 دستگاه، حاضر به كار 3 دستگاه.
  • نفربر پست فرماندهي، سازماني 2 دستگاه، موجودي 2 دستگاه، حاضر به كار يك دستگاه.

در شرح عمليات بازي‌دراز نيز يادآور شديم كه تعداد تانك‌هاي گردان‌هاي 211 و 215 تيپ 3 لشكر 81 زرهي كمتر از 50% كاهش يافته بود. وضعيت گردان سوار زرهي و گردان‌هاي مكانيزه هم از نظر تجهيزات بهتر از گردان‌هاي تانك نبود. از نظر تعداد نفرات به‌ويژه سرباز، كمبود چنداني نداشتند، ولي از نظر كيفيت نيز كمبودهاي پرسنلي، هنوز قابل ملاحظه بود. از نظر توان رزمي، نيروهاي دشمن در مقابل دو تيپ ياد شده خودي، طبق برآورد اطلاعاتي كه به‌عمل آمده بود، استعداد گسترش نيروهاي دشمن در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، گیلانغرب چنين برآورد گرديده بود:

  • در معبر وصولي شهر میدان عراق به باويسي ايران، عناصري از تيپ‌هاي 5، 23، 25 و یگان‌های كماندويي و عناصر تقويتي اين محور، عناصري از تيپ‌هاي 91، 94، 95 احتياط عراق كه در حوالي شهر میدان مستقر بودند.
  • در معبر وصولي قصرشيرين، سرپل‌ذهاب عناصري از تيپ‌هاي 3، 22 و 23 لشكر 8 پياده، عناصري از تيپ‌هاي 16 زرهي و 25 مكانيزه لشكر 6 زرهي، عناصري از تيپ 32 نيروي مخصوص، عناصري از تيپ‌هاي 19، 38 و 39 لشكر 7 پياده و عناصري از لشكر 4 پياده.
  • در معبر وصولي قصرشيرين، گیلانغرب، تيپ 18 لشكر 4 پياده، عناصري از تيپ 19 لشكر 7 و تيپ 22 لشكر 8 و گردان تانك لشكر 4 پياده و چند گروهان كماندو.

در آخرين برآورد اطلاعاتي كه لشكر 81 زرهي در هنگام تهيه طرح كربلا 7 از نيروهاي دشمن به‌عمل آورده بود. حدود 18 گردان رزمي با 4 قرارگاه تيپ و یگان‌های توپخانه پشتيباني در منطقه نبرد گیلانغرب و سرپل‌ذهاب در مقابل تيپ 3 زرهي و تيپ 58 پياده ايران صف‌آرايي كرده بودند. با توجه به اين برآوردها كه حداقل كليات آن قابل اعتماد بود، عناصر دو لشكر پياده و يك لشكر زرهي عراق در منطقه نبرد کرمانشاه گسترش داشت. در حالی‌که جمع كل نيروهاي ايران، همان لشكر 81 زرهي و تيپ 58 پياده و تيپ جديدالتأسيس گرگان بود. ضمن اين‌كه آمادگي رزمي نيروهاي عراق در سطح بسيار بالايي بود. در حالی‌که آمادگي رزمي نيروهاي ما حدود 50% بود. البته حضور سپاه پاسداران و بسيج مردمي در صحنه‌هاي نبرد، تا حدودي عدم توازن توان رزمي نسبي را تعديل مي‌كرد. ولي اين عناصر از لحاظ جنگ‌افزار و تجهيزات سنگين بسيار ضعيف بودند و هرگونه پشتيباني مورد نياز آن‌ها از وسايل لشكر 81 زرهي تأمين می‌شد. به هر حال با وجود اين عدم توازن به نفع نيروهاي متجاوز عراق، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران قاطعانه تصميم گرفته بودند، نيروهاي اشغالگر را از مناطق اشغالي بيرون برانند و عوامل منفي نمي‌توانست ملت ايران و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را از تصميمي كه گرفته بودند بازدارد. بنابراين طرح عملياتي كربلا 7 ق ع نزاجا در غرب براي حمله به نيروهاي متجاوز در محور گیلانغرب با قاطعيت تهيه و در 30 آبان‌ماه 1360 به قرارگاه‌هاي ذينفع ابلاغ گرديد. در اين طرح به تيپ‌هاي يك و دو زرهي (و تيپ 4 پياده) مأموريت ادامه پدافند در منطقه غرب صالح‌آباد و سومار داده شد و تيپ‌هاي 3 زرهي و 58 پياده ضمن نگهداري منطقه پدافندي مأموريت يافتند با  قسمتي از عناصر تحت امر خود در شمال و جنوب محور گیلانغرب، قصرشيرين حمله كنند و ارتفاعات اطراف تنگ قاسم‌آباد را تصرف و تأمين نمايند. در اين هنگام سرهنگ پياده ستاد اسماعيل سهرابي (بعداً رئيس ستاد مشترك شد) فرماندهي لشكر 81 زرهي را بر عهده داشت.

بعد از ابلاغ طرح مورد بحث به یگان‌های اجرايي، تيپ‌هاي 3 زرهي و 58 تكاور طرح‌هاي عملياتي خود را براي اجراي مأموريت واگذاري تهيه نمودند كه خلاصه آن‌ها به شرح زير بود:

تيپ 3 زرهي مأموريت داشت ضمن پدافند در منطقه حساس سرپل‌ذهاب در جنوب منطقه مسئوليت خود، به ارتفاعات برآفتاب و تنگ كورك در شمال گردنه قاسم‌آباد واقع در محور گیلانغرب، قصرشيرين حمله كند و شمال آن گردنه را تأمين نمايد.یگان‌های زير امر قرارگاه تيپ در 7 گروه رزمي گرداني سازمان داد كه  استعداد هر يك از آن‌ها به شرح زير بود:

  • گروه رزمي 184 مكانيزه، شامل گردان 184 مكانيزه (منها)، گردان 810 پياده جديدالتأسيس، يك گروهان تانك چيفتن.
  • گروه رزمي 215 تانك، شامل گردان 215 تانك (منها)، يك گروهان مكانيزه، يك گروهان تانك ام 47.
  • گروه رزمي 2 سپاه پاسداران، شامل عناصري از سپاه پاسداران و بسيج عشايري موجود در منطقه سرپل‌ذهاب.
  • گروه رزمي 811 پياده، شامل گردان 811  (منها)، يك گردان سپاه پاسداران، يك گروهان تانك به اضافه يك دستگاه تانك اضافي، يك گروهان سوار زرهي.
  • گروه رزمي 211 تانك، شامل گردان 211 تانك (منها)، گردان سپاه پاسداران مراغه، يك گروهان پياده.
  • گروه رزمي 265 سوار زرهي، شامل گردان 265 سوار زرهي (منها)، عناصري از سپاه پاسداران، يك دسته تانك.
  • گروه رزمي 143 مكانيزه، شامل گردان 143 مكانيزه (منها)، يك گروهان تانك (15 دستگاه تانك) 

نظر به اين‌كه مأموريت پدافندي در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب براي اين تيپ حياتي بود، فرمانده، آن 3 گروه رزمي از 7 گروه رزمي ياد شده را براي پدافند در محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين اختصاص داد و به 3 گروه رزمي ديگر كه 811 پياده، 211 تانك و 265 سوار زرهي بودند، مأموريت داد از شمال‌شرقي محور گیلانغرب، قصرشيرين به سمت جنوب‌غربي حمله كنند و ارتفاعات شمال قاسم‌آباد را تصرف و تأمين نمايند. گروه رزمي 143 مكانيزه در احتياط تيپ قرار داده شد. در اين هنگام سرپرست تيپ 3 زرهي سرهنگ پياده نصر بود، اين طرح در تاريخ 14 آذرماه منتشر گرديد.

درباره طرح عملياتي تيپ 58 تكاور ذوالفقار، چنين به‌نظر مي‌رسد كه قرارگاه اين تيپ طرح مورد نياز را براي اجراي مأموريت واگذاري در طرح عملياتي تبوك قرارگاه عملياتي غرب در مرداد‌ماه 1360 تهيه كرده بود، ولي حتي در مرحله دوم در عمليات بازي‌دراز كه در شهريور‌ماه اجرا شد، موفق به اجراي آن طرح نگرديد. شرايط سختي كه در محور گیلانغرب براي اين تيپ وجود داشت، اين تيپ نتوانست تا آذرماه آن سال يعني تا حدود 6 ماه بعد از دريافت مأموريت آفندي، در محور گیلانغرب آن مأموريت را اجرا كند و همان‌گونه كه در شرح مرحله دوم عمليات بازي‌دراز بيان شد، تيپ 58 در آن عمليات فعاليت شايان توجهي از خود نشان نداد. اما به‌نظر مي‌رسد كه قرارگاه عملياتي غرب و لشكر 81 زرهي تأكيد بر آن داشتند كه تيپ 58 نيز در منطقه مسئوليت خود حركتي بكند و قسمتي از مأموريت  كلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را در بيرون راندن نيروهاي متجاوز اشغالگر بر عهده بگيرد. اما لازم به يادآوري است كه اين تيپ اصولاً يك تيپ جديدالتأسيس بود كه با استفاده از قسمتي از عناصر تيپ 23 نيروهاي ويژه هوابرد، هسته مركزي آن سازمان يافته بود و با دريافت تعدادي سرباز،گردان‌هايي به نام تكاور تشكيل داده بود. بنابراين تيپ 58 تكاور سازمان و تجهيزات و آموزش و بالاخره آمادگي رزمي چنداني براي يك مأموريت مهم آفندي نداشت. ولي نیاز نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران چنان شديد بود كه اجباراً به اين تيپ جديدالتشكيل يك مأموريت پدافندي و آفندي در يك محور عملياتي مستقل و حساس واگذار كرده بود. با توجه به اين وضع، طبيعي بود كه اين تيپ براي احراز آمادگي رزمي كافي، حداقل نياز به تجربه جنگي داشت، ضمن اين‌كه لازم بود وسايل و تجهيزات آن نيز تكميل گردد.

به هر حال اين تيپ در اوايل سال 1360 به منطقه عملياتي گیلانغرب اعزام شد و تيپ 3 لشكر 77 پياده را كه در آن منطقه درگير بود تعويض كرد و مسئوليت عملياتي آن منطقه را بر عهده گرفت.

در بررسي طرح عملياتي تيپ 58 كه به نام ذوالفقار يك نام‌گذاري شده، اولين نكته‌اي كه به چشم مي‌خورد، اين است كه در طرح عملياتي كربلا 7 یگان‌های سازماني اين تيپ 4 گردان تكاور منظور شده. ولي در طرح ذوالفقار 3 گردان تكاور منظور گرديده است. بنابراين احتمالاً از مردادماه (زمان تهيه طرح ذوالفقار يك) تا آذرماه يك گردان تكاور ديگر تشكيل شده و به سازمان اين تيپ اضافه گرديده است.

فرمانده تيپ 58 ذوالفقار كه سرهنگ ستاد يعقوب علياري بود، عناصر سازماني و زير امر تيپ 58 را براي اجراي حمله در محور گیلانغرب بدين ترتيب سازمان داد.

  • گردان يكم تكاور شامل گردان تكاور به اضافه عناصري از سپاه پاسداران
  • گردان دوم تكاور شامل گردان تکاور به اضافه يك گروهان ژاندارمري
  • گردان پیاده مالك‌اشتر (منها) (عناصر لشكر 81 زرهي)
  • گروه رزمي 285 تانك شامل گردان 285 تانك، يك گروهان تكاور، يك دسته نفربر پي‌ام‌پي يك.
  • گردان ژاندارمري (منهاي يك گروهان) به اضافه دو دسته ژاندارم از ژاندارمري اسلام‌آباد غرب، یگان بسیج عشایری.
  • در كنترل قرارگاه تيپ، يك گروهان از گردان مالك‌اشتر، عناصري از سپاه پاسداران، تيم هوانيروز.
  • یگان‌های توپخانه شامل گردان 317 توپخانه، به اضافه 3 آتشبار 175، 130 و 203 ميليمتري و دو قبضه كاتيوشا.

مأموريت اين تيپ در طرح آفندي ذوالفقار يك اجراي حمله و تصرف ارتفاعات چرميان و شاه‌كوه و تأمين تنگ كورك و تنگ قاسم‌آباد بود. تدبير فرمانده تيپ براي اجراي اين مأموريت چنين بود كه با 3 گروه رزمي تكاور در خط حمله كند و ارتفاعات شاه‌كوه و چرميان را تصرف نمايد. گروه رزمي 285 تانك و گردان 4 تكاور در احتياط تيپ باشد. ضمناً مواضع پدافندي موجود به‌وسيله یگان مالك‌اشتر و بسيج عشايري و گردان ژاندارمري نگهداري گردد.

نيروهاي دشمن كه در زمان تهيه اين طرح در مردادماه سال 1360 در منطقه نبرد گیلانغرب و در مقابل تيپ 58 ذوالفقار برآورد گرديده بود عبارت بودند از:

  • عناصري در حدود دو گردان رزمي و يك آتشبار توپخانه در ارتفاعات زله‌زرد واقع در شرق نفت‌شهر.
  • يك تيپ پياده با يك گردان توپخانه در مقابل ارتفاعات بام‌سيران و پشت بلتا.
  • يك تيپ پياده تقويت شده با حدود 6 گردان پياده و دو گردان توپخانه در مقابل محور گیلانغرب.
  • تيپ 30 لشكر 6 زرهي با 3 گردان تانك و يك آتشبار توپخانه در حوالي تنگ قاسم‌آباد.
  • يك تيپ پياده (منها) با 3 گردان توپخانه در گردنه امام حسن.
  • يك تيپ پياده تقويت شده، شامل 7 گردان پياده در ارتفاعات بازي‌دراز.

 بار ديگر تكرار مي‌كنيم اعم از اين‌كه اين اطلاعات دقيق بود يا نه، به هر حال عامل اصلي مقايسه توان رزمي نيروهاي خودي و دشمن و اساس اتخاذ تصميم براي حمله يا دفع بود. بر اساس اين برآورد 5 تيپ سازمان يافته و مجهز و آماده به رزم دشمن در مقابل يك تيپ جديدالتأسيس ما قرار داشت. با اين وجود تصميم گرفته شده بود كه همين تيپ ما به 5 تيپ دشمن حمله كند. مسلماً حداقل از نظر احتمالات امكان موفقيت اين تيپ نمي‌توانست چندان قوي باشد و همين‌طور نيز شد كه در شرح جريان نبرد بيان خواهد گرديد.

اما اين عوامل منفي فوق‌العاده نتوانست مانع اجراي تصميم فرماندهان نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي مبارزه با دشمن اشغالگر و بيرون راندن وي از مناطق اشغالي گردد. لذا گرچه اجراي اين عمليات به همان علت تعادل قوا به نفع نيروهاي دشمن حدود چهار ماه به تأخير افتاد، ولي بالاخره در آذرماه سال 1360 تصميم قطعي براي اجراي اين عمليات گرفته شد و همان‌گونه كه در بيان طرح عملياتي كربلا 7 به لشكر 81 زرهي گفته شد، تيپ 58 پياده مأموريت تلاش اصلي را در عمليات شياكوه عهده‌دار گرديد، بدون آن‌كه تقويت‌هاي قابل ملاحظه‌اي در اختيار آن تيپ قرار داده شود. تيپ 58 پياده در اجراي اين مأموريت با همان سازماني كه در طرح عملياتي كربلا 7 براي آن در نظر گرفته شده بود یعنی با 4 گردان تكاور، يك گردان تانك، يك گردان ژاندارمري و عناصري از سپاه پاسداران و بسيج عشايري و با پشتيباني حدود دو گردان توپخانه آماده براي زورآزمايي با دشمن چندين برابر خود گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده